نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چگونه در داستان‌هایمان فضاسازی کنیم؟



کتاب‌ها هم مانند فیلم‌ها دارای ویژگی‌هایی هستند که مردم بر اساس آنها، اثر را قضاوت می‌کنند: دیالوگ، طرح داستان و فضا. طرح داستان تا حد زیادی به رشد شخصیت‌ها و ایده اصلی بستگی دارد و دیالوگ‌ها به توانایی نویسنده در گوش دادن به مردم و بافت ماهرانه شخصیت در گفتگوی شخصیت ها. اما فضا چطور؟

فضای یک کتاب در نگاه اول مفهومی بسیار مبهم است. اما فضای مناسب است که باعث می‌شود مردم کتابی را بارها و بارها بازخوانی کنند و هر بار مانند اول از آن لذت ببرند. به لطف فضاسازی است که خواننده شما می‌تواند به دنیای خلق شده شما، متصل شود و عاشق آن شود.

فضا می تواند یک فضای کلی باشد؛ به عنوان مثال، ترس در داستان‌های هری پاتر که پر از جادو و رمز و راز است. یا اینکه فضا برای هر فصل متفاوت باشد. مثل داستان‌های حماسی یا فانتزی که طولانی هستند.

چگونه می‌توان چنین فضایی را در کتاب ایجاد کرد تا خواننده عاشق آن شود؟

توجه به جزئیات

اولین کلید ایجاد فضای عالی در انتخاب و توصیف جزئیات نهفته در آنها است. اگر برای فصلی فضایی ایجاد می‌کنید، قبل از شروع نوشتن، به این فکر کنید که می خواهید چه حسی را در خواننده ایجاد کنید. بعد تصمیم بگیرید که چه رویدادی در فصل اجرا شود، و اینجاست که جادوی فضاسازی در داستان‌نویسی شروع می‌شود. بسته به ژانر، دوران، شخصیت‌ها و رویدادها، جزئیات ممکن است متفاوت باشد.

به عنوان مثال، اگر شما در حال توصیف یک جشن هستید، فضای جشن توسط موسیقی که از همه جا به گوش می‌رسد، گل‌های رنگارنگ و مهمانان که با لباس جشن حضور دارند، خلق می‌شود. اما این‌ها به تنهایی کافی نیست. شما باید با دقت لحظاتی را اضافه کنید که از نظر طرح جزیی و ناچیز هستند، اما برای محتوای احساسی داستان اهمیت دارند مثلا

خنده بچه‌هایی که در مجلس می‌چرخند. بوی شیرینی‌های سیب‌ کاراملی که توی دیس‌ها توسط دخترانی با لباس های خدمتکاری در جشن حمل می‌شود. پارچه‌های رنگارنگی که در سالن به اهتزاز در می آیند و چنین جزئیاتی است که روح هر کتاب در آن زندگی می‌کند.



#فضاسازی_در_داستان

@Writing_lovers
10👍2🔥1
علت عدم موفقیت ما در بیان جملات درست، موقعِ نوشتن چیست؟ نپرسیدن پرسش به حد کافی و دقیق نبودن در تحلیل آنچه دیده‌ و حس کرده‌ایم! به عوض آن که با گفتن "دریاچه زیبا است" تکلیف را از سر خود بازکنیم، باید شدیدا خودمان را مورد پرسش قرار دهیم که چه چیز در این قطعه آب به خصوص، جذاب است؟ تداعی‌هایش چیست؟ چه واژه‌ای بهتر از زیبا آن را توصیف می‌کند؟ نتیجه ممکن است نبوع آمیز نباشد اما با جستجوگری در نمایشِ تجربه‌ای اصیل، نوشتن بهتر پیش می‌رود.


آلن دوباتن

📕هنر سیر و سفر

@Writing_lovers
8🙏1
استفاده صحیح از نظرگاه، از اصول پایه نوشتن داستان مدرن است. اولین چیز برای شروع نوشتن داستان، انتخاب نظرگاه مناسب برای نوشتن آن ایده‌ای است که قرار است بعد از تمام شدن تبدیل به داستان شود.



© علی اکبر حیدری
نویسنده رمان تپه خرگوش


@Writing_lovers
👍8
سن ما را عاقل نمی کند و نه حتی تجربه‌هایمان! فقط هوشیاری ذهن مهم است: دو نوع ذهن زنده و مرده داریم... باید منظورم را بدانید. در این دنیا و در هر جهان دیگری فقط دو دسته مردم وجود دارد: زندگان و مردگان. برای کسانی که ذهن خود را توسعه می‌دهند، هیچ چیز غیر ممکن نیست و برای مردگان، همه چیز غیرممکن، یا غیرقابل تصور به نظر می‌رسد.


© هنری میلر



@Writing_lovers
👍82
داستان نوشتن، کار ترسناکی است؛ نوعی خدا شدن است. اغلب نویسنده‌ها ابتدا به خاطره‌نویسی و بیان سرگذشت خود روی می‌آورند. دلیلش هم این است که آن‌ها خاطره‌هایشان را می‌نویسند و وقتی ترسشان ریخت، می‌توانند داستان بنویسند. داستان‌نویسی برای من هم سخت بود. وقتی در ۱۹۷۶ «سگ و زمستان بلند» را نوشتم، احساس کردم که تهی شده‌ام. وقتی «طوبی» را تمام کردم، تمام وجودم می‌لرزید و وقتی «عقل آبی» را نوشتم، باورم نمی‌شد که کار من بوده است.


© شهرنوش پارسی پور


@Writing_lovers
👍8🔥4
معماها و سرنخ‌ها

یکی از کلیدهای اصلی برای ایجاد فضای خوب در داستان این است که به خواننده نکات کوچکی در مورد آنچه در پیش است ارائه دهید. اسم آن را "رازها و سرنخ ها" می‌گذاریم. اینها اشاره‌های کوچکی هستند برای شخصیت‌هایی که هنوز معرفی نشده‌اند، حوادث غیرقابل توضیحی که معنای آنها بعداً فاش می‌شود؛ نکاتی در مورد مشکلات آینده. آنها به خواننده قول می‌دهند که چیزهای جالب زیادی در انتظار او است، بنابراین او با اشتیاق بیشتری به خواندن ادامه می‌دهد.

به طور مثال، اغلب «سرنخ‌هایی» از طرح، مثل یک فالگیر و به شکل پیش‌گویی می‌گذاریم، غریبه‌ای که شخصیت اصلی را از گوشه و کنار تماشا می‌کند و شدید شدن درگیری در کتاب را اعلام می‌کند. اگر طبق طرح این اطلاعات را به صورت غیر آشکار در داستان قرار دهید، هر خواننده‌ای را علاقه‌مند می‌کنید و مهمترین قدم را برای ایجاد فضای مورد نظر برداشته‌اید.


#فضاسازی_در_داستان

@Writing_lovers
🔥3👍2🕊1
📕معرفی کتاب


رادیو هنوز یک راز بود

جستارهایی درباره کتاب‌ها و نوشتن

از داستان‌نویس خوب ایرانی محمد کشاورز



@Writing_lovers
👍8🕊1
نه ویراستاران، نه خواننده‌ها، نه داوران، نه زن و فرزند، نه مادر، نه سگ. نه برنامه کاری شما، نه برنامه خواب شما، نه برنامه دیوانه کننده خودارضایی شما. اگر موفق به نوشتن نشدید، فقط خودتان مقصرید. شاید باید باسن‌تان را به صندلی بچسبانید. یا تا زمانی که قادر به تایپ هستید به صفحه کلید خود بچسبید. به یاد داشته باشید، مایکل جکسون گفت: "من با مرد در آینه شروع می‌کنم." بله دقیقا همین طور است. پس انجامش بده!


چاک وندیگ

📕۲۵۰ نکته جسورانه برای یک نویسنده


@Writing_lovers
👍8🕊1
واکنش شخصیت‌ها در فضاسازی



هنگامی که جزئیات طرح شده و سرنخ‌ها، در فضا برنامه‌ریزی می‌شود و به کوچکترین جزئیات فکر می‌شود، زمان آن رسیده است که کلید فضای ایده آل را بدست آوریم. این در واکنش ضروری شخصیت به آنچه اتفاق می‌افتد، شکل می‌گیرد. هر یک از شخصیت‌ها در طول داستان، احساسات و دیدگاه خاص خود را نسبت به هر موقعیت دارند. این واکنش‌ها باید منطقی باشد.

به عنوان مثال، فرض کنید طبق طرح داستان، قهرمان در جشن است. اما پیش از جشن او بهترین دوستش را از دست داده و چنین تجربه ای از سر گذرانده. اگر در جشن شروع به خوشگذرانی کند طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، خوب غذا بخورد و سربه سر دیگران بگذارد، چنین فضایی غیرمنطقی است.

برای اینکه خواننده بتواند خود را با آنچه در حال رخ دادن است همسو کند و با شخصیت همدلی کند، لازم است تضاد احساسات و شادی مجلس را توصیف کنیم. بگذارید بوی شرینی سیب _کارامل که قبلاً عاشقش بود، حالا حالش را بد کند. خنده و سروصدای کودکان برایش غیرقابل تحمل به نظر برسد، از این گذشته، نشان داده شود که جهان حتی پس از دست دادن او هم به وجود خود ادامه می دهد.

ترکیب جزئیات، سرنخ‌ها و واکنش‌های قهرمان، حس غوطه ور شدن وصف ناپذیر در داستان را به خواننده می دهد تا طیف کاملی از احساسات شخصیت را احساس کند و اقداماتش را بهتر درک کند.


#فضاسازی_در_داستان


@Writing_lovers
👍7🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر خوب است که به ماه نگاه کنی! شبیه یک سکه کوچک است. به نظر می رسد که او یک گل نقره ای کوچک است. ماه سرد و عفیف!



اسکار وایلد

📕سالومه


@Writing_lovers
👍101🕊1😇1
تعظیم نکن، آب و لعابش را زیاد نکن، کاری نکن منطقی به نظر برسد، روحت را طبق مد روز اصلاح نکن، در عوض بی‌رحمانه از آنچه بیش از همه مسحورت می‌کند، پیروی کن.



© فرانتس کافکا




@Writing_lovers
11🔥2🕊1
اگر به یک شخص واقعاً شاد نگاه کنید، متوجه خواهید شد که او در حال ساخت یک قایق، نوشتن یک سمفونی، آموزش دادن پسرش، پرورش گل محمدی در باغچه‌اش یا به دنبال تخم دایناسور در صحرای گوبی است. او مانند دکمه یقه‌ای که پشت رادیاتور غلتیده، دنبال شادی نخواهد بود. او آن را به عنوان یک هدف فی‌نفسه دنبال نخواهد کرد. او احساس خوشبختی خواهد کرد، زیرا در تمام بیست و چهار ساعت روز شدیدا عاشق زندگی است.


© بران فولف


@Writing_lovers
12👍3🔥2🕊1
اگر نویسنده‌ای بخواهد خودش را با ارزشهای تازه پیدا شده‎ و دروغین تطبیق بدهد، آنوقت است که چیزی را به وجود نیاورده و تکرار شده. همانطور که فاکنر گفته، ارزشهای بشری و انسانی که قصه‎نویسی از آنها مایه می‎گیرد، جاودانی است و هرگز عوض نمی‎شود. مسائلی‎ مثل حسد، اندوه، و عشق همینطور، که می‎بینید چند قرن بعد از شکسپیر و حافظ و مولانا همان‎ ارزشها را دارند که داشته‎اند، اینها ارزشهای ثابت انسانی‎اند، که روزمره و گذرا نیستند.


© بهرام صادقی


@Writing_lovers
👍16🕊1