رسیدن به زبان مناسب، با مطالعه و نوشتن زیاد ممکن میشود. من زبان روزمره حافظ را از خلال اشعارش بیرون کشیدهام. زبان ابوالفضل بیهقی را هم بسیار خواندهام. سفرنامه ناصرخسرو و... بعضی از این متون را به دلیل ایجاز و زیبایی بسیار حفظ میکردم. درنثر معاصر هم هدایت و گلستان و ساعدی و دولتآبادی بزرگ و این اواخر آثار شهریار مندنیپور که برای واژهها همچون در و گوهر منزلت قایل میشود.
© رضا جولایی
@Writing_lovers
© رضا جولایی
@Writing_lovers
🙏8👍4❤2🔥1
ما اغلب اوقات یکدیگر را درک نمیکنیم. البته، این فقط در مورد افراد صمیمی است، فقط آنها هستند که یکدیگر را درک نمیکنند. درباره دلالها موضوع متفاوت است. آنها همیشه یکدیگر را درک میکنند...
فئودور داستایفسکی
📕خاطرات
@Writing_lovers
فئودور داستایفسکی
📕خاطرات
@Writing_lovers
👍14
به محض اینکه یک صحنه خاص را برای نوشتن انتخاب کردید، کلمات را یکی پس از دیگری بنویسید. میبینید که اوضاع بدتر میشود اما چارهای نیست، به خودتان اجازه دهید نسخه بدی از صحنه را ضبط کنید. اما بعدا برگردید و برطرفش کنید.
© رابرت کورمر
@Writing_lovers
© رابرت کورمر
@Writing_lovers
👍10❤3
وقتی رمان «ژان کریستفِ» رومن رولان را خواندم؛ دو جمله از آن را نتوانستم فراموش کنم: «در آتشدانِ هنر، هیزم بینداز» و «وقتی هیزم تمام شد خودت را بینداز».
نویسندگی کاری تماموقت است. نویسنده وقتی از مسیر زندگی روزمره بیرون رفت، به دنبال گوشهای میگردد تا داستان و رمانش را بنویسد. او میآموزد که زمان را از بسیاری چیزها بگیرد و به پای نوشتن بریزد. آخرِ شب، پیش از خواب که برنامه روزانهام را که در سررسیدی مینویسم، بررسی میکنم، بعضیوقتها با آنکه وقت زیادی گذاشتهام، میبینم کارم را آنطور که انتظار داشتم و نوشته بودم، انجام ندادهام. صبح روز بعد که بیدار میشوم، صبحانه میخورم، صورتم را اصلاح میکنم و میروم سراغ ادامه کارم. بیشتر خواندن کتاب و بعد نوشتن و بازنویسی.
© فرهاد کشوری
@Writing_lovers
نویسندگی کاری تماموقت است. نویسنده وقتی از مسیر زندگی روزمره بیرون رفت، به دنبال گوشهای میگردد تا داستان و رمانش را بنویسد. او میآموزد که زمان را از بسیاری چیزها بگیرد و به پای نوشتن بریزد. آخرِ شب، پیش از خواب که برنامه روزانهام را که در سررسیدی مینویسم، بررسی میکنم، بعضیوقتها با آنکه وقت زیادی گذاشتهام، میبینم کارم را آنطور که انتظار داشتم و نوشته بودم، انجام ندادهام. صبح روز بعد که بیدار میشوم، صبحانه میخورم، صورتم را اصلاح میکنم و میروم سراغ ادامه کارم. بیشتر خواندن کتاب و بعد نوشتن و بازنویسی.
© فرهاد کشوری
@Writing_lovers
👍13😇2❤1
من به روش قدیمی مینویسم: عباراتی در ذهنم ظاهر میشوند و آنها را با همان سرعت تایپ میکنم.
© ایزاک آسیموف
@Writing_lovers
© ایزاک آسیموف
@Writing_lovers
👍11🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اوقات فراغتم لذت جدیدی یافتهام، دراز کشیدن روی چمن. اگر وقت یا تمایلی برای ترک شهر نداشته باشم، در پارکها و میدانها، زمینهای بازی و اخیراً در یک گودال دراز میکشم...»
✉️ فرانتس کافکا. نامهای به فلیسه
@Writing_lovers
✉️ فرانتس کافکا. نامهای به فلیسه
@Writing_lovers
👍9❤2🔥1😇1
یادمان باشد نویسنده وقتی میتواند آدمهای داستانش را در اختیار داشته باشد که آنها را خوب بشناسد. یک آدم در داستان زندگی میکند و نویسنده باید به اخلاق و رفتار او مسلط باشد. این یکی از شرایط اساسی نوشتن داستان است.
© احمد محمود
@Writing_lovers
© احمد محمود
@Writing_lovers
👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدمزدن در تنهایی، بهویژه شبها، وقتیکه هیچیک از جذابیتهای معمول نمیتواند دلربایی کند، برای فرایند عمیق خودسازی مناسب است.
© امیل چوران
@Writing_lovers
© امیل چوران
@Writing_lovers
👍13❤1
چقدر پررو و شاید هم مجنون هستیم که گوشهای نشستهایم و مینویسیم. نوشتن موهبتی است که شعفی بیپایان به همراه دارد.
© رضا جولایی
@Writing_lovers
© رضا جولایی
@Writing_lovers
❤10😇2👍1
از کلمات قوی استفاده کنید: نوشته خوب با شگفتی همراه است. به لطف یک فعل خوب یا انتخاب کلمه قوی، یک جمله ساده، بار احساسی درستتری پیدا میکند و بر خواننده تأثیر بیشتری میگذارد. کلمات قوی، همیشه کلمات پیچیدهای نیستند. مهم است که در نوشتن از کلیشه ها دوری کنید. گاهی نویسنده راحت است بنویسد: «شب بود...» اما در واقع، به جای اینکه فقط بنویسد چه بود یا چگونه بود، بهتر است در حین توصیف یا در عمل آن را بگوید: "او از پنجره بیرون را نگاه کرد و از دیدن جویبار سرد که از درون تاریکی میگذشت به خود لرزید."
@Writing_lovers
@Writing_lovers
❤15👍8
درسی درباره شیوه نگارش
رضا براهنی
آلاحمد، شیوه جدیدى در نگارش زبان فارسى ابداع کرد. همانطور که صادق هدایت، ساختار جدیدى را در بوف کور ارائه داد.
هدایت فرم دارد، ولى جمله را نمىشکند. چوبک هم فرم دارد. ولى باز جمله را نمىشکند. اینها از حرکت زبان به سوى زبان غیرادبى و زبان عامیانه، استفاده مىکنند. ولى در کار آلاحمد، زبان نگارش، مخالف با جملهسازى از نوع جملات هدایت و چوبک است، و هم مخالف حرکت دستورى قراردادى جملهى فارسى. آل احمد بیانى را از طریق شکستن بیان معمولى، به انواع بیان در زبان فارسى مىافزاید و با نحوهى نگارش خود، یک شیوه جدید در برابر شیوه نگارش سنتی ایجاد کرده است.
نثر سنگى بر گورى، هیجانى است مربوط به شیوه و این شیوه جدید چنان قوى است که اگر تناقضهای آن در نوشتهاى بىارزش از لحاظ شیوه، بروز مىکرد، یعنى نه به قلم نویسندهاى توانمند، بلکه نویسندهاى درجه سه به تحویل ما داده مىشد، شاید آن را به بحث نمىگذاشتیم. در شیوهى نگارش آلاحمد، عنصر قالب سازنده، خود شیوه است. شیوه، به جلو صحنه آورده مىشود.
اما آلاحمد در سنگی بر گوری دست به خودزنى مىزند. هر نوع خودزنى در نویسنده، یعنى هر نوع نوشتن از سر بیزارى و حقارت، نویسنده را به کنه اعماق او نزدیکتر مىکند و نویسنده با رسوا کردن و بر ملا کردن اعماق خود است که سفر واقعى نویسندگى خود را شروع مىکند.
© رضا براهنی
گفتوگوى حسن زرهی با دکتر رضا براهنی
@Writing_lovers
رضا براهنی
آلاحمد، شیوه جدیدى در نگارش زبان فارسى ابداع کرد. همانطور که صادق هدایت، ساختار جدیدى را در بوف کور ارائه داد.
هدایت فرم دارد، ولى جمله را نمىشکند. چوبک هم فرم دارد. ولى باز جمله را نمىشکند. اینها از حرکت زبان به سوى زبان غیرادبى و زبان عامیانه، استفاده مىکنند. ولى در کار آلاحمد، زبان نگارش، مخالف با جملهسازى از نوع جملات هدایت و چوبک است، و هم مخالف حرکت دستورى قراردادى جملهى فارسى. آل احمد بیانى را از طریق شکستن بیان معمولى، به انواع بیان در زبان فارسى مىافزاید و با نحوهى نگارش خود، یک شیوه جدید در برابر شیوه نگارش سنتی ایجاد کرده است.
نثر سنگى بر گورى، هیجانى است مربوط به شیوه و این شیوه جدید چنان قوى است که اگر تناقضهای آن در نوشتهاى بىارزش از لحاظ شیوه، بروز مىکرد، یعنى نه به قلم نویسندهاى توانمند، بلکه نویسندهاى درجه سه به تحویل ما داده مىشد، شاید آن را به بحث نمىگذاشتیم. در شیوهى نگارش آلاحمد، عنصر قالب سازنده، خود شیوه است. شیوه، به جلو صحنه آورده مىشود.
اما آلاحمد در سنگی بر گوری دست به خودزنى مىزند. هر نوع خودزنى در نویسنده، یعنى هر نوع نوشتن از سر بیزارى و حقارت، نویسنده را به کنه اعماق او نزدیکتر مىکند و نویسنده با رسوا کردن و بر ملا کردن اعماق خود است که سفر واقعى نویسندگى خود را شروع مىکند.
© رضا براهنی
گفتوگوى حسن زرهی با دکتر رضا براهنی
@Writing_lovers
👍8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
آدمی باید حداقل یک بار در زندگی، خود را در بیابان مطلق بیابد تا از نظر جسمی تنهایی را تجربه کند، تا آنجا که احساس کند تنها به خودش وابسته است و در نهایت جوهر خود را بشناسد. قدرتی که قبلاً ناشناخته بود.
جک کرواک
@Writing_lovers
آدمی باید حداقل یک بار در زندگی، خود را در بیابان مطلق بیابد تا از نظر جسمی تنهایی را تجربه کند، تا آنجا که احساس کند تنها به خودش وابسته است و در نهایت جوهر خود را بشناسد. قدرتی که قبلاً ناشناخته بود.
جک کرواک
@Writing_lovers
❤9🔥3👍2
انسان با زبان فکر میکند و من از کودکی به شدت شیفته زبان بودم و این زبان در ذهنم دارای ضرب آهنگ بود. واقعیت این است که ارکان زبان فارسی در خراسان پی ریزی شده است. ستون هایی مثل رودکی، بیهقی، ناصرخسرو و فردوسی این زبان را برآوردند و نگه داشتند. بنابراین به این دلیل که از کودکی در نحو این زبان زندگی کرده ام خب احساس خویشاوندی عمیقتری پیدا میکنم با زبان.
همیشه دنبال ریشه های این زبان بوده ام. از جوانی. چون در زمان جوانی من، یک زبان کوچه بازاری بسیار سطحی باب شده بود که این کاربرد زبان اصالتا در صادق هدایت جدی بود، یعنی توانسته بود این زبان را تبدیل به بخشی از هویت قابل انتقاد یک ملت کند؛ اما بسیاری این شیوه و تقلید از آن را صرفا تبدیل به الگو کردند برای ادبیات. من جلوی این رویه درنگ کردم ! از خودم پرسیدم مگر حوزه و حدود زبان فارسی همین محدوده است؟
مسئله زبان فارسی، همه جا مسئله من بوده است. در دو سال زندانم، علاوه بر اینکه «جای خالی سلوچ»را در ذهنم نوشتم و «کلیدر» را در ذهنم ادامه میدادم، طرح یافتن و ثبت واژه های گمشده در زبان فارسی را نیز داشتم.
© محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
همیشه دنبال ریشه های این زبان بوده ام. از جوانی. چون در زمان جوانی من، یک زبان کوچه بازاری بسیار سطحی باب شده بود که این کاربرد زبان اصالتا در صادق هدایت جدی بود، یعنی توانسته بود این زبان را تبدیل به بخشی از هویت قابل انتقاد یک ملت کند؛ اما بسیاری این شیوه و تقلید از آن را صرفا تبدیل به الگو کردند برای ادبیات. من جلوی این رویه درنگ کردم ! از خودم پرسیدم مگر حوزه و حدود زبان فارسی همین محدوده است؟
مسئله زبان فارسی، همه جا مسئله من بوده است. در دو سال زندانم، علاوه بر اینکه «جای خالی سلوچ»را در ذهنم نوشتم و «کلیدر» را در ذهنم ادامه میدادم، طرح یافتن و ثبت واژه های گمشده در زبان فارسی را نیز داشتم.
© محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
❤11👍3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که دوست دارم این است که کسی بشوم مثل ویکتور هوگو. آقای هامیل میگوید با کلمات میشود همه کار کرد بیآنکه کسی را به کشتن بدهیم. به وقتش خواهیم دید. آقای هامیل میگوید کلمات از هر چیز قویترند.
📖زندگی در پیش رو
رومن گاری
@Writing_lovers
📖زندگی در پیش رو
رومن گاری
@Writing_lovers
❤9👍5