نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
کتاب ها و موسیقی، ما خودمان متوجه نمی‌شویم که چگونه آنها ما را هر روز و هر ساعت نجات می‌دهند. چیزهای کوچک حیاتی، هدایای واقعی سرنوشت، حتی اگر به طور کامل متوجه آن نباشیم.



ماهوکو یوشیموتو



@Writing_lovers
11👍3
مدتها بود که جوجه تیغی هر شب از درخت کاج بالا می‌رفت و ستاره‌ها را پاک می‌کرد.
او با خودش فکر می‌کرد: "اگر هر شب غبار ستاره‌ها را پاک نکنم، آنها حتما محو خواهند شد."

صبح‌ها قبل از هر چیز به ایوان می‌رفت. پارچه شسته شده را برمی‌داشت. او فقط یک پارچه داشت. بنابراین هر روز صبح آن را می‌شست و روی درخت کاج آویزان می‌کرد تا خشک شود.

شب که می‌شد جوجه تیغی شام می‌خورد و به رختخواب می‌رفت و زمانی از خواب بیدار می‌شد که شبنم شامگاهی می‌بارید. بعد یک پارچه کهنه در یک دست و یک جارو در دست دیگر، به آرامی، تا بالای درخت کاج می‌رفت.

مهمترین چیز اینجا شروع می‌شد. ابتدا باید با جارو به ستاره‌ها ضربه می‌زد، آنقدر با احتیاط که تصادفاً از آسمان پرتاب نشوند. سپس جارو را به دست چپ می‌داد، پارچه را در دست راستش می‌گرفت و ستاره‌ها را پاک می‌کرد تا بدرخشند. کار پر زحمتی بود و تمام شب طول می‌کشید.

"چطور می‌توانست غیر از این باشد؟" جوجه تیغی غرغر کرد و با خودش بالای درخت کاج حرف می‌زد: "اگر خرس کوچولو ستاره‌ها را پاک نکند، اگر من ستاره ها را پاک نکنم، پس چه کسی ستاره‌ها را پاک خواهد کرد؟"

در همین زمان خرس کوچولو نیز بالای درخت کاج بالای خانه‌اش داشت ستاره‌ها را پاک می‌کرد و فکر می‌کرد:

شگفت انگیز است که جوجه تیغی چنین فکر خوشحال کننده ای به ذهنش رسیده! اگر جوجه تیغی ایده تمیز کردن ستاره‌ها را نداشت، هیچ کس آنها را برای مدت طولانی نمی دید. ببین چقدر خاکی شده‌اند!..» روی ستاره فوت کرد و با پارچه پاکش کرد...


🌈😊

@Writing_lovers
16👍7
به من بگو، هیچ شده بعد از خواندن کتابی که با تو دوست شد، خواب ببینی که آن را فراموش کرده‌ای و بخواهی دوباره بخوانی‌اش؟



آسترید لیندگرن



@Writing_lovers
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍3
من با هر کتاب ابتدا خودم را غافلگیر می‌کنم. معتقدم هر داستانی اگر به‌شکل نهایی‌اش برسد دیگر قابل تکرار نیست، حتی برای خود نویسنده. معتقدم هر نویسنده‌ای یک داستان بیشتر ندارد. پس آنچه اهمیت پیدا می‌کند فرم است. حقیقت در ادبیات، فرم تازه است.


قاسم کشکولی



@Writing_lovers
🔥7👍1
نویسنده تنها با نشان دادن جهان از نگاه شخصیت‌هایش می‌تواند تفکر دیگران را تغییر دهد.



لیزی کرون


@Writing_lovers
11👍3
زندگی قطعه زمینی است که هر طرفش آب است و آب و چه رفیقی بهتر از کتاب.


📖جزیره


غزاله علیزاده


@Writing_lovers
11👍2
Forwarded from کتابخانه
🔻 دکلمه شعر
📄 من بامدادم
احمد شاملو


#احمد_شاملو



@bookhapdf
6
یک رویکرد درباره نوشتن هست که می‌گوید: «در مستی بنویس و در هوشیاری ویرایش کن!» در مرحله مستی، من اختیار را به قلم می‌دهم که هرجا می‌خواهد برود. کتاب که تمام شد، کنارش می‌گذارم و سراغش نمی‌روم. پس از ۵ یا ۶ ماه دوباره به سمتش می‌روم. گاهی تا ۷ یا ۸ بار اثرم را ویرایش می‌کنم و بی رحمانه، با کتابم برخورد می‌کنم. در مرحله مستی اما باید شور خلاقه را به خود بدهید تا قلم به اختیار خودش، کار را جلو ببرد. نباید ایستاد و این جمله و آن جمله را خط زد. وقت برای خط زدن هست. وقتی از آن فاصله گرفتی باید خط خطی کنی!


محمد قاسم زاده

@Writing_lovers
👍15
شب مه آلود بود. انگار تازه شروع کرده بودم به زندگی. هيچ چيز يادم نبود، مثل تولد که از پيشترش چيزی توی کله ی آدم نيست.



📖 پناهگاه

ناصر تقوایی


@Writing_lovers
9👍4
هنر یادگیری پرسیدن سوالات درست، مهمتر از داشتن پاسخ‌های مناسب است.



لو لاندو



@Writing_lovers
👍14