نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
وقتی به سرعت از زمانمان استفاده می‌کنیم، از آگاهی متمرکز استفاده نمی‌کنیم. در نوشتن هم وقتی به سرعت از زمانمان استفاده می‌کنیم نتیجه همین می‌شود که می‌نویسیم " با اتوبوس به پمپئی سفر کردیم. ناهار اسپاگتی بود که در ماشین خوردیم. خوب نبود. فرصت پیدا کردیم مهره‌های ایتالیایی بخریم. دوباره سوار اتوبوس شدیم و نیمه‌ شب به رم بازگشتیم."

داستانی در این نوشته دیده نمی‌شود. هیچ بافتی ندارد. هیچ کدام از جزییات و تصاویر در این نوشته پیدا نمی‌شود که خواندنش بتواند کسی را در این سفر همراهم کند.


نوشتن با تنفس آغاز می‌شود

📕لرن هرینگ



@Writing_lovers
👍8🔥2
میدونم میخوای هر چه زودتر از شر بعضی خاطرات خلاص بشی. مثل یک خواب بد که باید فراموشش کنی اما هر کدام از ما زخم هایی داریم که می‌تونه برای مدت طولانی خونریزی کنه و ما را شب‌ها از خواب بیدار کنه. نیاز نیست وحشت‌زده بشید. فقط باید صبور باشید و صبر کنید تا زمان برای شما درمانی پیدا کنه. برای هرکس متفاوته. برای برخی عشق جدید، برای برخی کودک و برای برخی دیگر... دریا. روزی خودت را در کنار دریا خواهی یافت و دریا درد خاطرات را با امواجش خواهد برد. هر کسی دریای خودش را دارد.


الچین صفرلی


@Writing_lovers
👍75🙏1
اگر متن نوشته شده است، بهتر است آن را دوباره بازنویسی کنی و اگر داستان طبیعی به نظر می‌رسد، می‌توانی آن را ادامه دهی.




© المور لئونارد


@Writing_lovers
10
هر وقت متوقف شدی سرعتت را کم کن و پنج جمله در مورد هر کدام از پنج حسی که در صحنه‌ات وجود دارد بنویس. پنج جمله درباره این بنویسید که شخصیت چه می‌بیند. پنج جمله بنویسید که او چه می‌شنود. این کار را بکنید و خودتان می‌فهمید چه راهی را باید در داستان‌تان بروید. منظور این است که حضورمان را حفظ کنیم و در کنار کار بمانیم تا صحنه خودش صحبت کند. بر آنچه باعث می‌شود، متن نفس بکشد، تمرکز کنیم.

📕نوشتن با تنفس آغاز می‌شود

لرن هرینگ


@Writing_lovers
👍124
Forwarded from کیوان رشادی‌پور
2
میگل سروانتس بیشتر عمر خود را در خشکی و دریا جنگید. او در بسیاری از مبارزات نظامی شرکت کرد، پنج سال را در الجزایر در اسارت گذراند، سپس در زادگاهش پشت میله‌های زندان، روی تخت نشست و شروع کرد به نوشتن! فقط برای کشتن زمان.


این کارش بسیار ثمربخش بود: از نظر تیراژ دن کیشوت پس از کتاب مقدس و هری پاتر در جهان رتبه سوم را دارد و بیش از پنجاه اقتباس سینمایی از این رمان شکل گرفت.





@Writing_lovers
🔥6👍2😇1
نويسنده بايد بنشيند به خواندن و  نوشتن و كلنجار رفتن با زبان؛ آنقدر مرارت بكشد تا زبان، جهان پر رمز و راز خودش را بر او آشكار كند.



© رضا قاسمی



@Writing_lovers
11👍8🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4
من همه چیزهایی را که در مورد دیکتاتورهای آمریکای لاتین قرن گذشته و آغاز این قرن پیدا کردم، مطالعه کردم. همچنین با افرادی که تحت دیکتاتوری زندگی می کردند صحبت کردم. حداقل ده سال است که این کار را انجام می دهم و زمانی که تصور واضحی از شخصیت بدست آوردم، سعی می‌کنم همه چیزهایی را که خوانده‌ام و شنیده‌ام فراموش کنم تا بتوانم بدون استفاده از یک موقعیت که در زندگی واقعی اتفاق افتاده است، بنویسم.


© گابریل گارسیا مارکز


@Writing_lovers
👍10
دنیای اطراف یک شخص با نور درونی خودش روشن می شود. انسان نوعی فانوس است. نور درونی او، عشق و مهربانی واقعی او، نیرویی است که جهان اطرافش را روشن می کند. در دنیای اطراف ما همیشه دقیقاً به همان اندازه نور وجود دارد که به آن داده ایم. هرچه بیشتر گشوده باشید، همه چیز در اطراف شما روشن‌تر می‌شود.



آنجل کوتیرز



@Writing_lovers
👍103
طرحی را برای نوشتن انتخاب کنید که از پس آن برمی‌آیید، نه طرحی که نوشتن آن برای نویسنده کارکشته نیز دشوار است. احمد محمود هرگز نمی‌توانست پیش از داستانهای کوتاهش، رمان قدرتمند «همسایه ها» را بنویسد.


© جمال میر صادقی


@Writing_lovers
16
دو هزار کلمه در سه ساعت، هر روز صبح می‌نوشتم. تا زمانی که کتاب تمام نشد، چیزی را تغییر ندادم و ویرایش نکردم. اگر به نوشته‌های روزهای قبل نگاه می‌کردم، منصرف می شدم.




© یان فلمینگ



@Writing_lovers
12👍8
امروز تنها یکی از روزهای بسیار زیادی است که در راه است، اما شاید همه آن روزهای آینده به کاری که امروز انجام می‌دهید بستگی داشته باشد.



ارنست همینگوی



@Writing_lovers
10👍5🔥1
کتاب ها و موسیقی، ما خودمان متوجه نمی‌شویم که چگونه آنها ما را هر روز و هر ساعت نجات می‌دهند. چیزهای کوچک حیاتی، هدایای واقعی سرنوشت، حتی اگر به طور کامل متوجه آن نباشیم.



ماهوکو یوشیموتو



@Writing_lovers
11👍3
مدتها بود که جوجه تیغی هر شب از درخت کاج بالا می‌رفت و ستاره‌ها را پاک می‌کرد.
او با خودش فکر می‌کرد: "اگر هر شب غبار ستاره‌ها را پاک نکنم، آنها حتما محو خواهند شد."

صبح‌ها قبل از هر چیز به ایوان می‌رفت. پارچه شسته شده را برمی‌داشت. او فقط یک پارچه داشت. بنابراین هر روز صبح آن را می‌شست و روی درخت کاج آویزان می‌کرد تا خشک شود.

شب که می‌شد جوجه تیغی شام می‌خورد و به رختخواب می‌رفت و زمانی از خواب بیدار می‌شد که شبنم شامگاهی می‌بارید. بعد یک پارچه کهنه در یک دست و یک جارو در دست دیگر، به آرامی، تا بالای درخت کاج می‌رفت.

مهمترین چیز اینجا شروع می‌شد. ابتدا باید با جارو به ستاره‌ها ضربه می‌زد، آنقدر با احتیاط که تصادفاً از آسمان پرتاب نشوند. سپس جارو را به دست چپ می‌داد، پارچه را در دست راستش می‌گرفت و ستاره‌ها را پاک می‌کرد تا بدرخشند. کار پر زحمتی بود و تمام شب طول می‌کشید.

"چطور می‌توانست غیر از این باشد؟" جوجه تیغی غرغر کرد و با خودش بالای درخت کاج حرف می‌زد: "اگر خرس کوچولو ستاره‌ها را پاک نکند، اگر من ستاره ها را پاک نکنم، پس چه کسی ستاره‌ها را پاک خواهد کرد؟"

در همین زمان خرس کوچولو نیز بالای درخت کاج بالای خانه‌اش داشت ستاره‌ها را پاک می‌کرد و فکر می‌کرد:

شگفت انگیز است که جوجه تیغی چنین فکر خوشحال کننده ای به ذهنش رسیده! اگر جوجه تیغی ایده تمیز کردن ستاره‌ها را نداشت، هیچ کس آنها را برای مدت طولانی نمی دید. ببین چقدر خاکی شده‌اند!..» روی ستاره فوت کرد و با پارچه پاکش کرد...


🌈😊

@Writing_lovers
16👍7
به من بگو، هیچ شده بعد از خواندن کتابی که با تو دوست شد، خواب ببینی که آن را فراموش کرده‌ای و بخواهی دوباره بخوانی‌اش؟



آسترید لیندگرن



@Writing_lovers
14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍3