چه زمانی مناسب است نشان داده شود؟
اگر میخواهی نگرش شخصیت را نسبت به مسائل بحث برانگیز نشان دهی، از مونولوگهای طولانی خودداری کن. بهترین راه برای نشان دادن شخصیت و احساسات او این است که آنها را در دیالوگ بیاوری.
یا اگر می خواهی خواننده باور کند که شخصیت داستان برای رفتن به تعطیلات احساس نیاز میکند، چمدانش را که یک هفته قبل از سفر بسته شده، نشان بده، یا اینکه چگونه دائم بلیطها و زمان حرکت را چک میکند.
@Writing_lovers
اگر میخواهی نگرش شخصیت را نسبت به مسائل بحث برانگیز نشان دهی، از مونولوگهای طولانی خودداری کن. بهترین راه برای نشان دادن شخصیت و احساسات او این است که آنها را در دیالوگ بیاوری.
یا اگر می خواهی خواننده باور کند که شخصیت داستان برای رفتن به تعطیلات احساس نیاز میکند، چمدانش را که یک هفته قبل از سفر بسته شده، نشان بده، یا اینکه چگونه دائم بلیطها و زمان حرکت را چک میکند.
@Writing_lovers
🔥4👍1
درونمایهها عمق بیشتری به داستان میدهند اما مراقب یک خطر رایج باشید: نویسنده ها معمولا وسوسه میشوند یک درونمایه را بگیرند و زورکی یک داستان برای آن بتراشند. این جور نوشتن داستان باعث ایرادهای زیادی در داستان میشود از جمله به وجود آمدن شخصیتهای کاغذی و لحن کلیشهای و از بین رفتن ظرافت در داستان.
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
❤8👍3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دارم توماس مان را دوباره میخوانم. نویسندهی درخشانِ مرگ در ونیز برایم شگفتانگیز است.
آندری تارکوفسکی (۱۹۷۰)
@Writing_lovers
آندری تارکوفسکی (۱۹۷۰)
@Writing_lovers
🔥5❤2👍1
برای پیدا کردن لحن و ریتم درست باید گوشهایتان را به شنیدن موسیقی، شعر و خواندن متون کهن عادت بدهید. حدودِ شما برای انتخابِ واژگانِ یک متن، با توجه به شنیدن موسیقی و متون کلاسیک به دست میآید.
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
🔥6❤1👍1🙏1
نویسندگانی که با اشتباه نوشتند.
اغلب مردم فکر می کنند که برای نویسنده شدن باید بدون خطا بنویسند. لازم است تمام قوانین را به خاطر بسپارید و آنها را در متن اعمال کنید. اما بسیاری از نویسندگان مشهور با این موضوع مشکل داشتند.
این بدان معنا نیست که شما نیازی به یادگیری نحوه صحیح نوشتن ندارید. نکته این است که اگر واقعا تلاش کنید اشتباهات قابل اصلاح هستند.
۱. الکساندر پوشکین... از نقطه و ویرگول متنفر بود. هنگامی که نوشتههای خود را به انتشارات فرستاد، ویراستاران مجبور شدند متن را نقطه گذاری کنند و کمک کردند تا علائم نگارشی را در مکان های مناسب قرار دهند و اشتباهات دستوری را با کلمات درست تصحیح کنند.
۲. به نظر می رسید هانس کریستین اندرسن از اختلال خواندن رنج می برد. اشتباهات زیادی در آثار او وجود داشت که ناشران حتی بدون مطالعه کامل آنها را برمیگرداندند. در نتیجه او با هزینه شخصی ویراستاری استخدام کرد تا داستان هایش مورد بررسی قرار گیرد.
۳. ارنست همینگوی معتقد بود که تصحیح اشتباهات کار ویراستاران است و او فقط باید خلق کند و با "چیزهای کوچک" سروکار نداشته باشد. تعداد اشتباهات در داستان های او به صدها مورد میرسید ... برای درستی این ادعا می توانید به کتابخانه کندی یا موزه بوستون، جایی که نسخه های خطی او نگهداری می شود، مراجعه کنید.
۴. آگاتا کریستی در خانه تحصیل میکرد. مادرش معتقد بود که دختر لازم نیست درگیر یادگیری خواندن و نوشتن باشد. اختلال خواندن مادرزادی دختر را به این مورد اضافه کنید. این مانع او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بزرگ نشد.
۵. جین آستین زیاد مطالعه میکرد، اما این به او کمکی نکرد که درست بنویسد. او اشتباهات زیادی مرتکب میشد که باید توسط مصححان تصحیح می شد.
۶. جیمز جویس نیز واقعاً علائم نگارشی را دوست نداشت. اثر معروف او «اولیس» بیش از ۲۴۰۰۰ کلمه دارد اما نسخه اصلی او فقط سه علامت نقطه گذاری داشت: یک نقطه و دو ویرگول.
۷. آنتوان چخوف در مدرسه نمیدرخشید. او دو بار در سال دوم مردود شد. در کلاس سوم، به دلیل ردشدن در جغرافیا و حساب و در کلاس پنجم، به دلیل زبان یونانی. با این حال چخوف در ادبیات روسی هم شاگرد ممتازی نبود.
این لیست ادامه دارد. برای نویسنده خوب بودن، مطلقاً لازم نیست که یک دانش آموز ممتاز باشی. اگرچه به هیچ وجه نمی گوییم که میتوانی بی سواد باشی. گاهی اوقات ارزش این را دارد که به اشتباهات خود، حین نوشتن بیتفاوت باشی و بعد بهترش کنی. شاید پای یک نابغه ادبی در میان باشد.
@Writing_lovers
اغلب مردم فکر می کنند که برای نویسنده شدن باید بدون خطا بنویسند. لازم است تمام قوانین را به خاطر بسپارید و آنها را در متن اعمال کنید. اما بسیاری از نویسندگان مشهور با این موضوع مشکل داشتند.
این بدان معنا نیست که شما نیازی به یادگیری نحوه صحیح نوشتن ندارید. نکته این است که اگر واقعا تلاش کنید اشتباهات قابل اصلاح هستند.
۱. الکساندر پوشکین... از نقطه و ویرگول متنفر بود. هنگامی که نوشتههای خود را به انتشارات فرستاد، ویراستاران مجبور شدند متن را نقطه گذاری کنند و کمک کردند تا علائم نگارشی را در مکان های مناسب قرار دهند و اشتباهات دستوری را با کلمات درست تصحیح کنند.
۲. به نظر می رسید هانس کریستین اندرسن از اختلال خواندن رنج می برد. اشتباهات زیادی در آثار او وجود داشت که ناشران حتی بدون مطالعه کامل آنها را برمیگرداندند. در نتیجه او با هزینه شخصی ویراستاری استخدام کرد تا داستان هایش مورد بررسی قرار گیرد.
۳. ارنست همینگوی معتقد بود که تصحیح اشتباهات کار ویراستاران است و او فقط باید خلق کند و با "چیزهای کوچک" سروکار نداشته باشد. تعداد اشتباهات در داستان های او به صدها مورد میرسید ... برای درستی این ادعا می توانید به کتابخانه کندی یا موزه بوستون، جایی که نسخه های خطی او نگهداری می شود، مراجعه کنید.
۴. آگاتا کریستی در خانه تحصیل میکرد. مادرش معتقد بود که دختر لازم نیست درگیر یادگیری خواندن و نوشتن باشد. اختلال خواندن مادرزادی دختر را به این مورد اضافه کنید. این مانع او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بزرگ نشد.
۵. جین آستین زیاد مطالعه میکرد، اما این به او کمکی نکرد که درست بنویسد. او اشتباهات زیادی مرتکب میشد که باید توسط مصححان تصحیح می شد.
۶. جیمز جویس نیز واقعاً علائم نگارشی را دوست نداشت. اثر معروف او «اولیس» بیش از ۲۴۰۰۰ کلمه دارد اما نسخه اصلی او فقط سه علامت نقطه گذاری داشت: یک نقطه و دو ویرگول.
۷. آنتوان چخوف در مدرسه نمیدرخشید. او دو بار در سال دوم مردود شد. در کلاس سوم، به دلیل ردشدن در جغرافیا و حساب و در کلاس پنجم، به دلیل زبان یونانی. با این حال چخوف در ادبیات روسی هم شاگرد ممتازی نبود.
این لیست ادامه دارد. برای نویسنده خوب بودن، مطلقاً لازم نیست که یک دانش آموز ممتاز باشی. اگرچه به هیچ وجه نمی گوییم که میتوانی بی سواد باشی. گاهی اوقات ارزش این را دارد که به اشتباهات خود، حین نوشتن بیتفاوت باشی و بعد بهترش کنی. شاید پای یک نابغه ادبی در میان باشد.
@Writing_lovers
❤14👍2🔥1
تجربه نویسنده در کارش بیاثر نیست. همین تجربه است که شخصیتهای داستان را میسازد و ماجراهای آن را پیش میبرد. در کودکیام گاهی با پدرم به قهوهخانه میرفتم. به حدی کوچک بودم که در قهوهخانه برایم چای سفارش نمیداد تا به قهوهخانه خو نگیرم. در شهرستان ما قهوهخانهای بود که محیط سالمی هم نداشت. پیرمرد نقالی آنجا بود که نقل میگفت. از ته قهوهخانه نقل میگفت و بیرون میآمد جایی که مشتریهایی و ما هم روی نیمکت نشسته بودیم و دوباره برمیگشت. احتمالا تصویر پیرمردی که در ذهن من باقی مانده است و در داستان «اسبها، اسبها از کنار یکدیگر» به آن اشاره کردهام از آنجا میآید. درواقع اگر بخواهیم ریشههای اینها را در عینیت ببینیم باید اینجور جاها دنبالشان بگردیم.
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
👍11❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵ جستار خواندنی
📖بانوی بال گستر. مئیو برنان
📖فرانک سیناترا سرما خورده. گی تالیز
📖به لابستر نگاه کن. دیوید فاستر والاس
📖بیا از عشق بگوییم. کارل ویلسون
📖نمیتوانم به قیمت عمده بهت بدم. دیوید راکوف
@Writing_lovers
📖بانوی بال گستر. مئیو برنان
📖فرانک سیناترا سرما خورده. گی تالیز
📖به لابستر نگاه کن. دیوید فاستر والاس
📖بیا از عشق بگوییم. کارل ویلسون
📖نمیتوانم به قیمت عمده بهت بدم. دیوید راکوف
@Writing_lovers
👍7
نویسنده هنگام نوشتن رمان باید بتواند از نظر عاطفی و فکری با دو، سه یا چهار وجه متضاد آشنا شود و برای هر یک از آنها کلمات قانع کنندهای ارائه دهد. این مثل بازی تنیس با خودتان است، شما باید در هر دو طرف زمین باشید.
© آموس اوز
@Writing_lovers
© آموس اوز
@Writing_lovers
👍14❤1🔥1
به نظرم طرح سوال خودش خیلی مهم است. به همان اندازه که جواب مهم است. سوال باید برای آدم درونی بشود تا بتواند جوابش را بدهد. آدم باید درگیرش بشود. تعمق روی هر مسئلهای، هر چقدر هم ساده باشد، زمان میخواهد. مخاطب وقتی که سوال و جواب را میخواند باید چیزی دستش را بگیرد. فقط صفحه پر کردن که نیست. پانصد کلمه کم نیست. با پنجاه و پنج تایش می شود داستان نوشت.
حسین مرتضاییان آبکنار
@Writing_lovers
حسین مرتضاییان آبکنار
@Writing_lovers
🙏6👍2
نویسندهای که هیچ علاقه یا دلسوزی نسبت به ضعف همنوعان خود ندارد، به عنوان نویسنده، غیرقابل تصور است.
© جوزف کنراد
@Writing_lovers
© جوزف کنراد
@Writing_lovers
👍7
قانونهای نویسنده
۱. فقط نویسندگان بد فکر میکنند آنچه نوشتهاند واقعا خوب است.
۲. دید خود و کلمات مناسب بیان آن را پیدا کنید.
۳. همانجوری که دوست دارید، بنویسید. داستانها از کلمات روی صفحات تشکیل شدهاند. واقعیت از چیز دیگری ساخته شده است. مهم نیست داستان شما چقدر "واقعی" یا "ساختگی" است، مهم این است که چقدر کلمه مناسب لازم است.
۴. لطفاً در هر صفحه بیش از یک مونولوگ نباشد. خوب، البته، اگر خیلی ضروری است، بیش از سه مورد مجاز نیست.
۵. بنویسید. مهم نیست که قبولتان نداشته باشند. همه اینها هرگز چیزی به ذاتتان به عنوان نویسنده اضافه نمیکند. نویسندگان مینویسند.
۶. از خودتان محافظت کنید. درک کنید که چه چیزی شما را خوشحال، با انگیزه و خلاقتر میکند.
۷. از زمان و مکان کارتان محافظت کنید. همه را از خود دور نگه دارید، حتی کسانی که برای شما عزیز هستند.
۸. لحظهها، برداشتهای زودگذر، دیالوگهای شنیده شده، آنچه شگفت زدهتان میکند، غمها و شادی هایتان را بنویسید. اینها معجزه میکنند.
۹. داستانت را طوری بنویس که داری آن را برای بهترین دوستت یا یکی از نوههایت تعریف میکنی.
۱۰. به محض اینکه اولین پیشنویس تمام شد، آن را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. نحوه صدای آن بسیار مهم است.
@Writing_lovers
۱. فقط نویسندگان بد فکر میکنند آنچه نوشتهاند واقعا خوب است.
۲. دید خود و کلمات مناسب بیان آن را پیدا کنید.
۳. همانجوری که دوست دارید، بنویسید. داستانها از کلمات روی صفحات تشکیل شدهاند. واقعیت از چیز دیگری ساخته شده است. مهم نیست داستان شما چقدر "واقعی" یا "ساختگی" است، مهم این است که چقدر کلمه مناسب لازم است.
۴. لطفاً در هر صفحه بیش از یک مونولوگ نباشد. خوب، البته، اگر خیلی ضروری است، بیش از سه مورد مجاز نیست.
۵. بنویسید. مهم نیست که قبولتان نداشته باشند. همه اینها هرگز چیزی به ذاتتان به عنوان نویسنده اضافه نمیکند. نویسندگان مینویسند.
۶. از خودتان محافظت کنید. درک کنید که چه چیزی شما را خوشحال، با انگیزه و خلاقتر میکند.
۷. از زمان و مکان کارتان محافظت کنید. همه را از خود دور نگه دارید، حتی کسانی که برای شما عزیز هستند.
۸. لحظهها، برداشتهای زودگذر، دیالوگهای شنیده شده، آنچه شگفت زدهتان میکند، غمها و شادی هایتان را بنویسید. اینها معجزه میکنند.
۹. داستانت را طوری بنویس که داری آن را برای بهترین دوستت یا یکی از نوههایت تعریف میکنی.
۱۰. به محض اینکه اولین پیشنویس تمام شد، آن را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. نحوه صدای آن بسیار مهم است.
@Writing_lovers
👍10🔥1
شعر باعث افزایش اراده شما میشود؛ تا بتوانید بایستید؛ تا بتوانید زندگی خود را بسازید.
مایا آنجلو
@Writing_lovers
مایا آنجلو
@Writing_lovers
❤6👍2
نوشتن ترکیب عجیبی است که بین دو بخش ذهن شما رخ میدهد: بخش تحلیلی و بخشی که اصلاً هیچ چیز نمیداند، اما میتواند رویاپردازی کند. فقط باید به قسمت دوم آزادی کامل بدهید.
© رز ترمین
@Writing_lovers
© رز ترمین
@Writing_lovers
❤9