۸ قاعده داستان نویسی
۱. روایت را بیش ازحد شلوغ نکن. هر شخصیت باید کارکردی خاص داشته باشد.
۲.به شخصیتهای داستان حتی شخصیت های فرعی احترام بگذار. در هنر، مانند زندگی، هر کسی در داستان خود یک قهرمان است.
۳. خوب نوشتن به تنهایی کافی نیست. آهسته و موزون پیش رفتن حیاتی است. هنرجویان نویسندگی گاهی به راحتی یک صفحه نثر خوب را با مهارت مینویسند اشکال کارشان این است که گاهی قادر نیستند خواننده را با خود به سفر ببرند. بیشتر داستانها میخواهند به شیوۀ فیلمها روایت شوند، درنگ کنند و به عقب و جلو بروند.
۴. بیش از حد ننویس. از عبارات زائد، صفتها و قیدهای غیرضروری پرهیز کن. کلمات محدود اما سنجیده میتواند تأثیر عاطفی چشمگیری بگذارد.
۵.هراس نکن. همیشه در میانه نوشتن داستان، مرتب ترس کشندهای را تجربه کرده ام طعنههای منتقدان، سرافکندگی مقابل دوستان، شکست کاری... با این حال سختکوشی از میان بحرانها و قدم زدن طولانی همیشه باعث میشود با نگاه نسبتا جدیدی به نوشته ها فکر کنی.
۶. خواندن داستانها را با تجزیه و تحلیل عناصر و ساختار داستان انجام بده. چون ممکن است در کار خودت مفید واقع شوند.
۷. دیوانهوار حذف کن. کم، زیاد است. من اغلب وقتی دستنوشتههای خودم را میخوانم –وقتی به فصل دوم میرسم با خودم میگویم :«داستان در واقع باید از اینجا شروع می شد» اطلاعات زیادی درباره شخصیت و پیشینه داستان را می توان با جزییات کم انتقال داد. در این باره با جدیت رفتار کن.
۸. نوشتن گاهی آسان است گاهی زجرآور. همیشه بازگشتن به کلمات آشغال و آنها را به شکل بهتری در آوردن، آسان تر است.
📕بوطیقای رمان مدرن
سارا واترز
@Writing_lovers
۱. روایت را بیش ازحد شلوغ نکن. هر شخصیت باید کارکردی خاص داشته باشد.
۲.به شخصیتهای داستان حتی شخصیت های فرعی احترام بگذار. در هنر، مانند زندگی، هر کسی در داستان خود یک قهرمان است.
۳. خوب نوشتن به تنهایی کافی نیست. آهسته و موزون پیش رفتن حیاتی است. هنرجویان نویسندگی گاهی به راحتی یک صفحه نثر خوب را با مهارت مینویسند اشکال کارشان این است که گاهی قادر نیستند خواننده را با خود به سفر ببرند. بیشتر داستانها میخواهند به شیوۀ فیلمها روایت شوند، درنگ کنند و به عقب و جلو بروند.
۴. بیش از حد ننویس. از عبارات زائد، صفتها و قیدهای غیرضروری پرهیز کن. کلمات محدود اما سنجیده میتواند تأثیر عاطفی چشمگیری بگذارد.
۵.هراس نکن. همیشه در میانه نوشتن داستان، مرتب ترس کشندهای را تجربه کرده ام طعنههای منتقدان، سرافکندگی مقابل دوستان، شکست کاری... با این حال سختکوشی از میان بحرانها و قدم زدن طولانی همیشه باعث میشود با نگاه نسبتا جدیدی به نوشته ها فکر کنی.
۶. خواندن داستانها را با تجزیه و تحلیل عناصر و ساختار داستان انجام بده. چون ممکن است در کار خودت مفید واقع شوند.
۷. دیوانهوار حذف کن. کم، زیاد است. من اغلب وقتی دستنوشتههای خودم را میخوانم –وقتی به فصل دوم میرسم با خودم میگویم :«داستان در واقع باید از اینجا شروع می شد» اطلاعات زیادی درباره شخصیت و پیشینه داستان را می توان با جزییات کم انتقال داد. در این باره با جدیت رفتار کن.
۸. نوشتن گاهی آسان است گاهی زجرآور. همیشه بازگشتن به کلمات آشغال و آنها را به شکل بهتری در آوردن، آسان تر است.
📕بوطیقای رمان مدرن
سارا واترز
@Writing_lovers
🔥3❤2👍2
به جای اینکه به این فکر کنید که در مورد چه چیزی بنویسید، بنشینید و آنچه را به آن فکر میکنید بنویسید.
© ویلیام کبت
@Writing_lovers
© ویلیام کبت
@Writing_lovers
👍13❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایشنامه را تمام کردم. اسمش "مرغ دریایی" است. آنقدرها هم خوب نشد به طور کلی، من نمایشنامه نویس خوبی نیستم.
چخوف. از دفترچه یادداشت
@Writing_lovers
چخوف. از دفترچه یادداشت
@Writing_lovers
🔥3👍1
کسی که هرج و مرج را در درون خود حمل نمیکند، هرگز ستارهای به دنیا نخواهد آورد.
© فردریش نیچه
@Writing_lovers
© فردریش نیچه
@Writing_lovers
👍12🔥2❤1
توصیههای داستانی
آلن گاتری
۱. اگر موانعی سر راه شخصیت وجود ندارد، آن صحنه را حذف کنید.
۲. شخصیت را مجبور به بالا رفتن از درخت کنید اما به این کار بسنده نکنید در صحنههای میانی به طرفش سنگ پرتاب کنید.
۳. به یاد داشته باشید که ما پنج حس داریم! شخصیتها هم. همه آنها را درگیر کنید.
۴. تمام آه ها کشید، شانه بالا انداخت و یا لبخند زد های متن را حذف کنید. نسخه شما اینطوری سود میکند.
۵. پس از تمام شدن نوشته تان، ضعیف ترین صحنه را پیدا کنید و سریع آن را حذف کنید.
۶. توضیحات باید بخشی از داستان باشد. نیازی به توصیف زیاد نیست. بهتر است اجازه بدهید شخصیتتان کتاب را بردارد، ورق بزند و کنار پنجره بگذارد.
۷. در وهله اول راحت بنویسید. اشتیاق بیش از حد به زبان ادبی توجهتان را از شخصیت داستان منحرف می کند.
۸. نشان دهید، نگویید. فرض کنید از این عبارات استفاده میکنید: «لیلی به گریه افتاد. او خیلی ناراحت بود.» اگر گریه کرد معلوم است که ناراحت بوده. پس چرا دوبار تکرارش میکنید؟
@Writing_lovers
آلن گاتری
۱. اگر موانعی سر راه شخصیت وجود ندارد، آن صحنه را حذف کنید.
۲. شخصیت را مجبور به بالا رفتن از درخت کنید اما به این کار بسنده نکنید در صحنههای میانی به طرفش سنگ پرتاب کنید.
۳. به یاد داشته باشید که ما پنج حس داریم! شخصیتها هم. همه آنها را درگیر کنید.
۴. تمام آه ها کشید، شانه بالا انداخت و یا لبخند زد های متن را حذف کنید. نسخه شما اینطوری سود میکند.
۵. پس از تمام شدن نوشته تان، ضعیف ترین صحنه را پیدا کنید و سریع آن را حذف کنید.
۶. توضیحات باید بخشی از داستان باشد. نیازی به توصیف زیاد نیست. بهتر است اجازه بدهید شخصیتتان کتاب را بردارد، ورق بزند و کنار پنجره بگذارد.
۷. در وهله اول راحت بنویسید. اشتیاق بیش از حد به زبان ادبی توجهتان را از شخصیت داستان منحرف می کند.
۸. نشان دهید، نگویید. فرض کنید از این عبارات استفاده میکنید: «لیلی به گریه افتاد. او خیلی ناراحت بود.» اگر گریه کرد معلوم است که ناراحت بوده. پس چرا دوبار تکرارش میکنید؟
@Writing_lovers
👍12🙏1
آیا میدانید مارگارت میچل رمان "بر باد رفته" خود را چطور نوشت؟
میچل نوشتن این رمان را که شهرت بینالمللی و جایزه پولیتزر برایش به ارمغان آورد، پس از آسیب دیدگی مچ پا که به کار روزنامهنگاریاش پایان داد، آغاز کرد.
نویسنده ابتدا فصل آخر رمان را نوشت و پس از آن شروع به نوشتن بقیه رمان به صورت تصادفی کرد.
@Writing_lovers
میچل نوشتن این رمان را که شهرت بینالمللی و جایزه پولیتزر برایش به ارمغان آورد، پس از آسیب دیدگی مچ پا که به کار روزنامهنگاریاش پایان داد، آغاز کرد.
نویسنده ابتدا فصل آخر رمان را نوشت و پس از آن شروع به نوشتن بقیه رمان به صورت تصادفی کرد.
@Writing_lovers
👍17🔥1
اصیلترین نویسندگان دوران مدرن اصیل هستند نه به این دلیل که چیز جدیدی به ما ارائه می دهند، بلکه به این دلیل که می دانند چگونه در مورد چیزهایی صحبت کنند که گویی قبلاً هرگز گفته نشده است.
© یوهان گوته
@Writing_lovers
© یوهان گوته
@Writing_lovers
👍6🔥2
حقیقت ناب فقط از دل می آید. سعی نکنید تمام ایده های خود را به خوانندگان ارائه دهید. فقط سعی کنید شخصیت را همانطور که میبینید توصیف کنید. قهرمانی که خوانندگان میتوانند به او نگاه کنند و درک کنند.
© ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
© ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیابان خورشید،گورستان ماه
فایل صوتی
داستانکوتاه
«خیابان خورشید، گورستان ماه»
با صدای نویسنده
کیهان خانجانی
متن داستان:
https://baru.ir/baru_story/kika/
شیوند با کسره زیر «ش» تلفظ شود.
برای کیان پیرفلک
و به احترام
مردمان بختیاری
@kanoondastanchaharshanbehrasht
داستانکوتاه
«خیابان خورشید، گورستان ماه»
با صدای نویسنده
کیهان خانجانی
متن داستان:
https://baru.ir/baru_story/kika/
شیوند با کسره زیر «ش» تلفظ شود.
برای کیان پیرفلک
و به احترام
مردمان بختیاری
@kanoondastanchaharshanbehrasht
👍7❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گالیور و آینده 📡
آیا میدانستید که جاناتان سویفت در سفرهای گالیور اندازه و سرعت چرخش دقیق ماهوارهها را صد سال پیش از کشف دانشمندان مشخص کرده است؟
@Writing_lovers
آیا میدانستید که جاناتان سویفت در سفرهای گالیور اندازه و سرعت چرخش دقیق ماهوارهها را صد سال پیش از کشف دانشمندان مشخص کرده است؟
@Writing_lovers
🔥7👍3
چه زمانی مناسب است نشان داده شود؟
اگر میخواهی نگرش شخصیت را نسبت به مسائل بحث برانگیز نشان دهی، از مونولوگهای طولانی خودداری کن. بهترین راه برای نشان دادن شخصیت و احساسات او این است که آنها را در دیالوگ بیاوری.
یا اگر می خواهی خواننده باور کند که شخصیت داستان برای رفتن به تعطیلات احساس نیاز میکند، چمدانش را که یک هفته قبل از سفر بسته شده، نشان بده، یا اینکه چگونه دائم بلیطها و زمان حرکت را چک میکند.
@Writing_lovers
اگر میخواهی نگرش شخصیت را نسبت به مسائل بحث برانگیز نشان دهی، از مونولوگهای طولانی خودداری کن. بهترین راه برای نشان دادن شخصیت و احساسات او این است که آنها را در دیالوگ بیاوری.
یا اگر می خواهی خواننده باور کند که شخصیت داستان برای رفتن به تعطیلات احساس نیاز میکند، چمدانش را که یک هفته قبل از سفر بسته شده، نشان بده، یا اینکه چگونه دائم بلیطها و زمان حرکت را چک میکند.
@Writing_lovers
🔥4👍1
درونمایهها عمق بیشتری به داستان میدهند اما مراقب یک خطر رایج باشید: نویسنده ها معمولا وسوسه میشوند یک درونمایه را بگیرند و زورکی یک داستان برای آن بتراشند. این جور نوشتن داستان باعث ایرادهای زیادی در داستان میشود از جمله به وجود آمدن شخصیتهای کاغذی و لحن کلیشهای و از بین رفتن ظرافت در داستان.
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
❤8👍3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دارم توماس مان را دوباره میخوانم. نویسندهی درخشانِ مرگ در ونیز برایم شگفتانگیز است.
آندری تارکوفسکی (۱۹۷۰)
@Writing_lovers
آندری تارکوفسکی (۱۹۷۰)
@Writing_lovers
🔥5❤2👍1
برای پیدا کردن لحن و ریتم درست باید گوشهایتان را به شنیدن موسیقی، شعر و خواندن متون کهن عادت بدهید. حدودِ شما برای انتخابِ واژگانِ یک متن، با توجه به شنیدن موسیقی و متون کلاسیک به دست میآید.
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
کیهان خانجانی
@Writing_lovers
🔥6❤1👍1🙏1
نویسندگانی که با اشتباه نوشتند.
اغلب مردم فکر می کنند که برای نویسنده شدن باید بدون خطا بنویسند. لازم است تمام قوانین را به خاطر بسپارید و آنها را در متن اعمال کنید. اما بسیاری از نویسندگان مشهور با این موضوع مشکل داشتند.
این بدان معنا نیست که شما نیازی به یادگیری نحوه صحیح نوشتن ندارید. نکته این است که اگر واقعا تلاش کنید اشتباهات قابل اصلاح هستند.
۱. الکساندر پوشکین... از نقطه و ویرگول متنفر بود. هنگامی که نوشتههای خود را به انتشارات فرستاد، ویراستاران مجبور شدند متن را نقطه گذاری کنند و کمک کردند تا علائم نگارشی را در مکان های مناسب قرار دهند و اشتباهات دستوری را با کلمات درست تصحیح کنند.
۲. به نظر می رسید هانس کریستین اندرسن از اختلال خواندن رنج می برد. اشتباهات زیادی در آثار او وجود داشت که ناشران حتی بدون مطالعه کامل آنها را برمیگرداندند. در نتیجه او با هزینه شخصی ویراستاری استخدام کرد تا داستان هایش مورد بررسی قرار گیرد.
۳. ارنست همینگوی معتقد بود که تصحیح اشتباهات کار ویراستاران است و او فقط باید خلق کند و با "چیزهای کوچک" سروکار نداشته باشد. تعداد اشتباهات در داستان های او به صدها مورد میرسید ... برای درستی این ادعا می توانید به کتابخانه کندی یا موزه بوستون، جایی که نسخه های خطی او نگهداری می شود، مراجعه کنید.
۴. آگاتا کریستی در خانه تحصیل میکرد. مادرش معتقد بود که دختر لازم نیست درگیر یادگیری خواندن و نوشتن باشد. اختلال خواندن مادرزادی دختر را به این مورد اضافه کنید. این مانع او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بزرگ نشد.
۵. جین آستین زیاد مطالعه میکرد، اما این به او کمکی نکرد که درست بنویسد. او اشتباهات زیادی مرتکب میشد که باید توسط مصححان تصحیح می شد.
۶. جیمز جویس نیز واقعاً علائم نگارشی را دوست نداشت. اثر معروف او «اولیس» بیش از ۲۴۰۰۰ کلمه دارد اما نسخه اصلی او فقط سه علامت نقطه گذاری داشت: یک نقطه و دو ویرگول.
۷. آنتوان چخوف در مدرسه نمیدرخشید. او دو بار در سال دوم مردود شد. در کلاس سوم، به دلیل ردشدن در جغرافیا و حساب و در کلاس پنجم، به دلیل زبان یونانی. با این حال چخوف در ادبیات روسی هم شاگرد ممتازی نبود.
این لیست ادامه دارد. برای نویسنده خوب بودن، مطلقاً لازم نیست که یک دانش آموز ممتاز باشی. اگرچه به هیچ وجه نمی گوییم که میتوانی بی سواد باشی. گاهی اوقات ارزش این را دارد که به اشتباهات خود، حین نوشتن بیتفاوت باشی و بعد بهترش کنی. شاید پای یک نابغه ادبی در میان باشد.
@Writing_lovers
اغلب مردم فکر می کنند که برای نویسنده شدن باید بدون خطا بنویسند. لازم است تمام قوانین را به خاطر بسپارید و آنها را در متن اعمال کنید. اما بسیاری از نویسندگان مشهور با این موضوع مشکل داشتند.
این بدان معنا نیست که شما نیازی به یادگیری نحوه صحیح نوشتن ندارید. نکته این است که اگر واقعا تلاش کنید اشتباهات قابل اصلاح هستند.
۱. الکساندر پوشکین... از نقطه و ویرگول متنفر بود. هنگامی که نوشتههای خود را به انتشارات فرستاد، ویراستاران مجبور شدند متن را نقطه گذاری کنند و کمک کردند تا علائم نگارشی را در مکان های مناسب قرار دهند و اشتباهات دستوری را با کلمات درست تصحیح کنند.
۲. به نظر می رسید هانس کریستین اندرسن از اختلال خواندن رنج می برد. اشتباهات زیادی در آثار او وجود داشت که ناشران حتی بدون مطالعه کامل آنها را برمیگرداندند. در نتیجه او با هزینه شخصی ویراستاری استخدام کرد تا داستان هایش مورد بررسی قرار گیرد.
۳. ارنست همینگوی معتقد بود که تصحیح اشتباهات کار ویراستاران است و او فقط باید خلق کند و با "چیزهای کوچک" سروکار نداشته باشد. تعداد اشتباهات در داستان های او به صدها مورد میرسید ... برای درستی این ادعا می توانید به کتابخانه کندی یا موزه بوستون، جایی که نسخه های خطی او نگهداری می شود، مراجعه کنید.
۴. آگاتا کریستی در خانه تحصیل میکرد. مادرش معتقد بود که دختر لازم نیست درگیر یادگیری خواندن و نوشتن باشد. اختلال خواندن مادرزادی دختر را به این مورد اضافه کنید. این مانع او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بزرگ نشد.
۵. جین آستین زیاد مطالعه میکرد، اما این به او کمکی نکرد که درست بنویسد. او اشتباهات زیادی مرتکب میشد که باید توسط مصححان تصحیح می شد.
۶. جیمز جویس نیز واقعاً علائم نگارشی را دوست نداشت. اثر معروف او «اولیس» بیش از ۲۴۰۰۰ کلمه دارد اما نسخه اصلی او فقط سه علامت نقطه گذاری داشت: یک نقطه و دو ویرگول.
۷. آنتوان چخوف در مدرسه نمیدرخشید. او دو بار در سال دوم مردود شد. در کلاس سوم، به دلیل ردشدن در جغرافیا و حساب و در کلاس پنجم، به دلیل زبان یونانی. با این حال چخوف در ادبیات روسی هم شاگرد ممتازی نبود.
این لیست ادامه دارد. برای نویسنده خوب بودن، مطلقاً لازم نیست که یک دانش آموز ممتاز باشی. اگرچه به هیچ وجه نمی گوییم که میتوانی بی سواد باشی. گاهی اوقات ارزش این را دارد که به اشتباهات خود، حین نوشتن بیتفاوت باشی و بعد بهترش کنی. شاید پای یک نابغه ادبی در میان باشد.
@Writing_lovers
❤14👍2🔥1
تجربه نویسنده در کارش بیاثر نیست. همین تجربه است که شخصیتهای داستان را میسازد و ماجراهای آن را پیش میبرد. در کودکیام گاهی با پدرم به قهوهخانه میرفتم. به حدی کوچک بودم که در قهوهخانه برایم چای سفارش نمیداد تا به قهوهخانه خو نگیرم. در شهرستان ما قهوهخانهای بود که محیط سالمی هم نداشت. پیرمرد نقالی آنجا بود که نقل میگفت. از ته قهوهخانه نقل میگفت و بیرون میآمد جایی که مشتریهایی و ما هم روی نیمکت نشسته بودیم و دوباره برمیگشت. احتمالا تصویر پیرمردی که در ذهن من باقی مانده است و در داستان «اسبها، اسبها از کنار یکدیگر» به آن اشاره کردهام از آنجا میآید. درواقع اگر بخواهیم ریشههای اینها را در عینیت ببینیم باید اینجور جاها دنبالشان بگردیم.
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
👍11❤1