This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند راه برای شکست به عنوان یک نویسنده
چه نویسنده تازهکار باشید و چه نویسنده کارکشته، احتمالاً اشتباهاتی مرتکب می شوید که مانع رشد شما به عنوان یک نویسنده میشود. یک فرد خلاق چه کاری را نباید انجام دهد؟
۱. خودتان را با دیگران مقایسه کنید:
نیازی به اندازهگیری تیراژ، تعداد کتابها، نقدها و جوایز نیست. فقط روی کارهایی که میتوانید انجام دهید تمرکز کنید،
۲. عاشق اولین پیش نویس خود شوید:
این اغلب برای نویسندگان جوان اتفاق میافتد. به نظر آنها هر کلمه نوشته شده یک شاهکار است. اگر چیزی را تغییر دهید، هماهنگی به هم میخورد: ویرایش، حذف قطعات، اضافه کردن موارد جدید، خط زدن. حتی تولستوی «جنگ و صلح» را هشت بار بازنویسی کرد و برخی قسمتها را بیش از ۲۶ بار بازنویسی کرد.
۳. برای کمال تلاش کنید:
افراط مشکل بسیاری از نویسندگان است. کمال دست نیافتنی است. اگر صدها بار کتاب را بازنویسی کنید، باز هم به آن نخواهید رسید. پس سعی کنید بهترین کار را انجام دهید و سپس نفس بکشید و استراحت کنید.
۴. بی دقت بنویسد:
برخی از نویسندگان فکر میکنند که ویراستاران و خوانندگان متوجه نمیشوند که بخشهایی از کتاب بهطور آشکار ضعیف است. برعکس آنها متوجه و آزرده خاطر خواهند شد. اگر احساس می کنید که این روند خوب پیش نمی رود، بهتر است کتاب را کنار بگذارید و کاری انجام دهید که به فعال شدن تخیلتان کمک کند. تمرینهای زیادی برای افراد خلاق وجود دارد.
۵. منتظر الهام باشید:
میتوانید ماهها و حتی سالها به همه بگویید که در حال خلق یک کتاب هستید، اما زمان، الهام و انرژی کافی را ندارید و یا از بهانههای دیگری استفاده کنید. با نوشتن مانند یک شغل رفتار کنید. شما نمی توانید کار نکنید چون زحل امروز در برج اشتباهی قرار گرفته است.
۶. با انتقادها سرسختانه برخورد کنید:
افرادی که از کتاب شما انتقاد می کنند همیشه متوسط و احمق نیستند. گاهی در سخنانشان ذرهای حقیقت نهفته است. بنابراین نقدشان ارزش شنیدن دارد. دشوار است؟ بله. اما اگر کتاب را با خودتان یکی فرض نکنید، آسانتر خواهد بود. شما و کتابتان یک کل نیستید. نقدهای منفی یک ماجرای کاملاً عادی در کار هر نویسنده است. به آن عادت کنید!
۷. سعی کنید چیزی باشید که نیستید:
سعی نکنید خود را مجبور به چیزی کنید. اگر نمیتوانید صحنههای طنز بنویسید، شاید به آن نیاز ندارید؟ یا اگر با سبکی مشکل دارید چرا سعی می کنید در صفحات آنگونه بنویسید؟ اگر اینطور است خواننده این موضوع را احساس می کند و آن را دوست نخواهد داشت.
۸. از فردا شروع کنید:
از فردا قطعا شروع خواهید کرد: کاهش وزن، یادگیری زبان و البته نوشتن کتاب. چنین فرداها به ماهها و سالها تبدیل میشوند. منتظر فردا نباش، همین الان شروع کن! اجازه بدهید فقط چند خط یا پاراگراف بنویسید! اما حداقل کاری انجام دادهای
۹. ریسک نکنید ⚠️
تغییر همیشه ترسناک است و نیاز به تلاش ذهنی و جسمی زیادی دارد. اما ارزشش را دارد. نوشتن یک داستان برای اولین بار ترسناک است، رد شدن ترسناک است، تغییر ترسناک است. اما اگر می ترسید، فقط در را فشار دهید و به جلو حرکت کنید. این تنها راهی است که شما را به موفقیت میرساند.
چه ترس هایی شما را متوقف می کند؟ 🤗
@Writing_lovers
چه نویسنده تازهکار باشید و چه نویسنده کارکشته، احتمالاً اشتباهاتی مرتکب می شوید که مانع رشد شما به عنوان یک نویسنده میشود. یک فرد خلاق چه کاری را نباید انجام دهد؟
۱. خودتان را با دیگران مقایسه کنید:
نیازی به اندازهگیری تیراژ، تعداد کتابها، نقدها و جوایز نیست. فقط روی کارهایی که میتوانید انجام دهید تمرکز کنید،
۲. عاشق اولین پیش نویس خود شوید:
این اغلب برای نویسندگان جوان اتفاق میافتد. به نظر آنها هر کلمه نوشته شده یک شاهکار است. اگر چیزی را تغییر دهید، هماهنگی به هم میخورد: ویرایش، حذف قطعات، اضافه کردن موارد جدید، خط زدن. حتی تولستوی «جنگ و صلح» را هشت بار بازنویسی کرد و برخی قسمتها را بیش از ۲۶ بار بازنویسی کرد.
۳. برای کمال تلاش کنید:
افراط مشکل بسیاری از نویسندگان است. کمال دست نیافتنی است. اگر صدها بار کتاب را بازنویسی کنید، باز هم به آن نخواهید رسید. پس سعی کنید بهترین کار را انجام دهید و سپس نفس بکشید و استراحت کنید.
۴. بی دقت بنویسد:
برخی از نویسندگان فکر میکنند که ویراستاران و خوانندگان متوجه نمیشوند که بخشهایی از کتاب بهطور آشکار ضعیف است. برعکس آنها متوجه و آزرده خاطر خواهند شد. اگر احساس می کنید که این روند خوب پیش نمی رود، بهتر است کتاب را کنار بگذارید و کاری انجام دهید که به فعال شدن تخیلتان کمک کند. تمرینهای زیادی برای افراد خلاق وجود دارد.
۵. منتظر الهام باشید:
میتوانید ماهها و حتی سالها به همه بگویید که در حال خلق یک کتاب هستید، اما زمان، الهام و انرژی کافی را ندارید و یا از بهانههای دیگری استفاده کنید. با نوشتن مانند یک شغل رفتار کنید. شما نمی توانید کار نکنید چون زحل امروز در برج اشتباهی قرار گرفته است.
۶. با انتقادها سرسختانه برخورد کنید:
افرادی که از کتاب شما انتقاد می کنند همیشه متوسط و احمق نیستند. گاهی در سخنانشان ذرهای حقیقت نهفته است. بنابراین نقدشان ارزش شنیدن دارد. دشوار است؟ بله. اما اگر کتاب را با خودتان یکی فرض نکنید، آسانتر خواهد بود. شما و کتابتان یک کل نیستید. نقدهای منفی یک ماجرای کاملاً عادی در کار هر نویسنده است. به آن عادت کنید!
۷. سعی کنید چیزی باشید که نیستید:
سعی نکنید خود را مجبور به چیزی کنید. اگر نمیتوانید صحنههای طنز بنویسید، شاید به آن نیاز ندارید؟ یا اگر با سبکی مشکل دارید چرا سعی می کنید در صفحات آنگونه بنویسید؟ اگر اینطور است خواننده این موضوع را احساس می کند و آن را دوست نخواهد داشت.
۸. از فردا شروع کنید:
از فردا قطعا شروع خواهید کرد: کاهش وزن، یادگیری زبان و البته نوشتن کتاب. چنین فرداها به ماهها و سالها تبدیل میشوند. منتظر فردا نباش، همین الان شروع کن! اجازه بدهید فقط چند خط یا پاراگراف بنویسید! اما حداقل کاری انجام دادهای
۹. ریسک نکنید ⚠️
تغییر همیشه ترسناک است و نیاز به تلاش ذهنی و جسمی زیادی دارد. اما ارزشش را دارد. نوشتن یک داستان برای اولین بار ترسناک است، رد شدن ترسناک است، تغییر ترسناک است. اما اگر می ترسید، فقط در را فشار دهید و به جلو حرکت کنید. این تنها راهی است که شما را به موفقیت میرساند.
چه ترس هایی شما را متوقف می کند؟ 🤗
@Writing_lovers
👍10💔1
نوشتن راه رسیدن به مرزی است که ورای آن یک راز درونی نهفته است. در عین حال، رهایی تدریجی است از تابوهای اطراف، تابوهایی که تشخیص حضور آنها بینوشتن دشوار است.
© کریستا ولف
@Writing_lovers
© کریستا ولف
@Writing_lovers
👍12🔥1💔1
سه صفحه نوشتن، کار سادهای نیست. من هم همیشه با این مشکل دست و پنجه نرم میکنم. ذهن آدم مثل یک اسب سرکش است که دوست دارد هر جا دلش خواست برود. سعی کن ذهنت را آرام کنی. شاید کمی پیادهروی یا گوش دادن به موسیقی کلاسیک به تو کمک کند. فکر میکنم مهمترین کار این است که با خودمان و احساساتمان صادق باشیم. میخواهی مثل من در نوشتن قوی شوی؟ راز موفقیت در نوشتن، مطالعهی زیاد و تمرین مداوم است. کتابهای خوب بخوان، هر روز بنویس، حتی اگر چند خط باشد. مهم این است که نوشتن را به بخشی از زندگیات تبدیل کنی. از تجربیات خودت بنویس، از احساساتت، از آدمهایی که میبینی. هرچه بیشتر بنویسی، بهتر خواهی نوشت.
✉️ آنتوان چخوف
@Writing_lovers
✉️ آنتوان چخوف
@Writing_lovers
❤14👍5💔1
در ساعاتی که چیزهای چرند مینویسید چیزهای کوچکی را پیدا میکنید که باعث می شود به روند نوشتن ایمان بیاورید.
©اما تامپسون
@Writing_lovers
©اما تامپسون
@Writing_lovers
👍15🔥1💔1
جک لندن عملاً برادر دوقلوی همینگوی به حساب میآید، اگرچه او بیست سال زودتر از همینگوی به دنیا آمد. بیوگرافی جک لندن یک داستان واقعی درباره یک مرد واقعی است. او زمانی در رختشویخانه و کارخانه کنسروسازی کار میکرد، به شکار غیرقانونی و جستجوی طلا مشغول بود، یک ولگرد و خبرنگار جنگ به حساب میآمد و به سراسر جهان سفر میکرد... مهمتر از همه، او با پشتکار، تمام اتفاقات اطرافش را مستند میکرد و صدها داستان آغشته به دریا، و گرد و غبار طلا و عاشقانه های واقعی نوشت. در علم اجتماعی هم نوعی گرایش، به نام جک لندن نامگذاری شده است و این بخاطر تصویر دقیقی بود که از شرایط اجتماعی زمانهاش میداد. او قهرمان واقعی زمان خود بود.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
👍14🔥2❤1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چیزی که برای ساختن یک داستان نیاز دارید:
۱) آنچه را که قلبتان را تکان میدهد پیدا کنید.
۲) راهی برای نوشتن در مورد آن پیدا کنید.
دیوید سیدلر
@Writing_lovers
۱) آنچه را که قلبتان را تکان میدهد پیدا کنید.
۲) راهی برای نوشتن در مورد آن پیدا کنید.
دیوید سیدلر
@Writing_lovers
👍9🔥1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسنده از دیگری آغاز و بیان میکند. در نویسندگی ما اول دیگری را میبینیم، از دیگری رنج میبریم، از دیگری عشق، جهانبینی و توانِ نوشتن توامان میگیریم. ما دیگران را دوست داریم و باید دوست داشته باشیم تا بتوانیم آنها را بنویسیم. عروسکها در ادبیات ما جای نمیگیرند و شخصیت پدید نمیآید، مگر اینکه بتوانیم دیگری و دیگران را دوست داشته باشیم، آنگونه که من دوست داشته و دوست میدارم.
©محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
©محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
👍8💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
پیشنهاد خواندن از میان آثار معاصر ایرانی
محمد حسن شهسواری
توصیهی اکید من برای کسی که میخواهد نویسنده شود این است که این آثار را بخواند. حتی اگر خوشش هم نیاید واجب است که بداند در دورهای از ادبیات کشور، چه آثاری مورد توجه منتقدان و رسانهها و مردم بوده است.
📖 احتمال پرسه و شوخی . یعقوب یادعلی. نشر نیمنگاه
📖باغهای شنی. حمیدرضا نجفی. نیلوفر.
📖بلبل حلبی. محمد کشاورز. چشمه.
📖پوکهباز. کوروش اسدی. آگه.
📖 تمام زمستان مرا گرم کن. علی خدایی. مرکز.
📖جایی دیگر. گلی ترقی. نیلوفر.
📖خنده در خانهی تنهایی. بهرام مرادی. اختران.
📖عاشقیت در پاورقی. مهسا محبعلی. چشمه.
📖کنسرت تارهای ممنوعه. حسین مرتضاییان آبکنار. آگه.
📖هتل مارکوپولو. خسرو دوامی. نیلوفر.
@Writing_lovers
پیشنهاد خواندن از میان آثار معاصر ایرانی
محمد حسن شهسواری
توصیهی اکید من برای کسی که میخواهد نویسنده شود این است که این آثار را بخواند. حتی اگر خوشش هم نیاید واجب است که بداند در دورهای از ادبیات کشور، چه آثاری مورد توجه منتقدان و رسانهها و مردم بوده است.
📖 احتمال پرسه و شوخی . یعقوب یادعلی. نشر نیمنگاه
📖باغهای شنی. حمیدرضا نجفی. نیلوفر.
📖بلبل حلبی. محمد کشاورز. چشمه.
📖پوکهباز. کوروش اسدی. آگه.
📖 تمام زمستان مرا گرم کن. علی خدایی. مرکز.
📖جایی دیگر. گلی ترقی. نیلوفر.
📖خنده در خانهی تنهایی. بهرام مرادی. اختران.
📖عاشقیت در پاورقی. مهسا محبعلی. چشمه.
📖کنسرت تارهای ممنوعه. حسین مرتضاییان آبکنار. آگه.
📖هتل مارکوپولو. خسرو دوامی. نیلوفر.
@Writing_lovers
👍9💔2❤1🔥1
اشتباه رایجی که نویسندگان مرتکب میشوند این است که در هنگام نوشتن در جزئیات گرفتار میشوند. طوری این کار را انجام دهید که انگار به دوستی درباره فیلمی میگویید که شما را تحت تأثیر قرار داده است. هر صحنهای را توصیف نکنید درباره یک شروع عالی، شخصیتهای اصلی، لحظات مهم و یک پایان شگفت انگیز صحبت کنید.
© مارگارت براونی
@Writing_lovers
© مارگارت براونی
@Writing_lovers
👍16❤1
۹ نکته تابستانی، برای الهام بخشیدن به نویسنده یا چگونه در این روزهای گرم تخیل خود را فعال کنیم؟
۱. یک فهرست از خاطرات تابستانی دوران کودکیتان تهیه کنید: صداها، بوها، مزه ها، مکان ها و ... چه چیزهایی می توانید پیدا کنید تا حسهایی از گذشته را به زمان حال بیاورید؟
۲. داستان های کوتاه بنویسید که با عبارت «یک روز در تابستان...» شروع شود. آنها میتوانند بر اساس خاطرات واقعی یا بر اساس تخیل شما باشند.
۳. صبحها زودتر بیدار شوید و دو ساعت بنویسید. یا روزی هزار کلمه تایپ کنید. میتوانید فهرستی از آهنگها و بازیهای تابستانی تهیه کنید.
۴. داستان زیباترین عاشقانه تابستانی خود را بنویسید. آیا از عشق لبخند زدهای؟ یا گریه کردهای؟❤️
۵. حداقل شروع به خواندن آن دسته از کتابهایی کنید که برای مدت طولانی روی میز یا کنار تخت شما یا در پوشه کتابهای الکترونیکیتان قرار گرفته. تا کی میخواهید به تعویقاش بیندازید!📚
۶. کاری مفید برای نویسندگان دیگر انجام دهید: نقد و بررسی کتاب های نویسندگان دیگر یا خاطرات خود را از مطالبی که میخوانید بنویسید.
۷. در صورت امکان، آخر هفته را برای نوشتن خلوت کنید. یا حداقل یک روز از همه دور شوید، به دریاچه، جنگل برو و یا در سکوت خانه بنویس. میتوانید با افراد همفکر دور هم جمع شوید و بپذیرید که حواستان شما را به چیزهای تازهای برای نوشتن برساند.
۸. از ماجرای «سال بدون تابستان» الهام بگیرید. در سال ۱۸۱۶ مردم جهان سالی بدون تابستان را تجربه کردند، زمانی که یک فوران عظیم آتشفشانی باعث کاهش شدید دما در سراسر جهان شد. سردترین تابستان در تاریخ ثبت شد. به این فکر کنید که زندگی امروز مردم چقدر متفاوت خواهد بود اگر مجبور باشند دوباره چنین تابستانی را تجربه کنند.
۹. به شخصیت هایی که در حال حاضر راجع به آنها می نویسید، "تکالیف تابستانی" بدهید. آنها را به یک عروسی تابستانی بفرستید، برایشان یک کار تابستانی پیدا کنید، باعث بهم خوردن تعطیلاتی شوید که قهرمان شما مدتهاست برای آن برنامه ریزی کرده است.
@Writing_lovers
۱. یک فهرست از خاطرات تابستانی دوران کودکیتان تهیه کنید: صداها، بوها، مزه ها، مکان ها و ... چه چیزهایی می توانید پیدا کنید تا حسهایی از گذشته را به زمان حال بیاورید؟
۲. داستان های کوتاه بنویسید که با عبارت «یک روز در تابستان...» شروع شود. آنها میتوانند بر اساس خاطرات واقعی یا بر اساس تخیل شما باشند.
۳. صبحها زودتر بیدار شوید و دو ساعت بنویسید. یا روزی هزار کلمه تایپ کنید. میتوانید فهرستی از آهنگها و بازیهای تابستانی تهیه کنید.
۴. داستان زیباترین عاشقانه تابستانی خود را بنویسید. آیا از عشق لبخند زدهای؟ یا گریه کردهای؟❤️
۵. حداقل شروع به خواندن آن دسته از کتابهایی کنید که برای مدت طولانی روی میز یا کنار تخت شما یا در پوشه کتابهای الکترونیکیتان قرار گرفته. تا کی میخواهید به تعویقاش بیندازید!📚
۶. کاری مفید برای نویسندگان دیگر انجام دهید: نقد و بررسی کتاب های نویسندگان دیگر یا خاطرات خود را از مطالبی که میخوانید بنویسید.
۷. در صورت امکان، آخر هفته را برای نوشتن خلوت کنید. یا حداقل یک روز از همه دور شوید، به دریاچه، جنگل برو و یا در سکوت خانه بنویس. میتوانید با افراد همفکر دور هم جمع شوید و بپذیرید که حواستان شما را به چیزهای تازهای برای نوشتن برساند.
۸. از ماجرای «سال بدون تابستان» الهام بگیرید. در سال ۱۸۱۶ مردم جهان سالی بدون تابستان را تجربه کردند، زمانی که یک فوران عظیم آتشفشانی باعث کاهش شدید دما در سراسر جهان شد. سردترین تابستان در تاریخ ثبت شد. به این فکر کنید که زندگی امروز مردم چقدر متفاوت خواهد بود اگر مجبور باشند دوباره چنین تابستانی را تجربه کنند.
۹. به شخصیت هایی که در حال حاضر راجع به آنها می نویسید، "تکالیف تابستانی" بدهید. آنها را به یک عروسی تابستانی بفرستید، برایشان یک کار تابستانی پیدا کنید، باعث بهم خوردن تعطیلاتی شوید که قهرمان شما مدتهاست برای آن برنامه ریزی کرده است.
@Writing_lovers
🔥13
ما نمیتوانیم بنویسیم چون اغلب چیزی برای گفتن نداریم. باید آنقدر داستان بخوانیم که داستانی فکر کنیم. داستانی فکر کردن، اساس کار نوشتن داستان است و این وقتی رخ میدهد که به حد اشباع داستان بخوانیم.
© هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
© هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
👍11❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستاننویس باید از تجربههایش بنویسد!
حسین مرتضاییان آبکنار
هر يك از ما در زندگي تجربيات گسترده و متفاوتي داريم، خيلي از افراد در طول زندگيشان جنگ، زلزله و حتي عشق را تجربه نكرده اند، البته بايد به اين نكته توجه داشت كه حس و درك افرادي كه اين موضوعات را تجربه مي كنند، با ديگري متفاوت است.
بسياري از مردم سرزمين ما جنگ را تجربه كردهاند و اين تجربيات با هم اشتراكاتي نيز دارند، بيشك شاهد تفاوتهايي نيز خواهيم بود. به نظر من يك داستاننويس بايد اين تفاوتها را دستمايه كار خود قرار بدهد لزومي ندارد كه يك داستاننويس تجربه فرد ديگري را در اثرش انعكاس بدهد.
تك تك پديدهها بر روي ذهن ما تاثير ميگذارند. يك داستاننويس بايد با بهرهگيري از عناصر داستان به شيوه ديگري اين تجربه را بيان كند. مثلا تجربه زيستي يك شاعر سوئدي با يك شاعر ايراني بسيار فرق ميكند. او در اشعارش از تجربه شخصي خودش حرف ميزند، در مورد چيزي نمينويسد كه اطلاعي از آن ندارد يا تجربهاش نكرده است.
منظور من اين نيست كه يك نويسنده به جنگ برود و بعد بيايد اين تجربه را بنويسد. مثلا «داستايوفسكي» در رمان «قمار باز» از بسياري از تجربيات خود براي نوشتن بهره ميبرد، اما او براي نوشتن رمان «جنايات و مكافات» كسي را نمي كشد تا داستانش را بنويسد.
زندگی هر یک از ما به شكلهاي مختلف آكنده از اين تجارب است. پس نبايد تجربه كردن را تنها به اتفاقات و رويدادهاي كه تنها در زندگي خودمان رخ میدهد معطوف كنيم.
جهان آكنده از تجربه است. با ظهور امكانات جديد، به مرور با فرم هاي جديد هنري نيز روبرو خواهيم شد. همان طور كه با بهرهگيري از امكانات تلفن همراه به نوع جديدي از داستان يعني داستانكهاي اساماسي رسيدهايم.
وي ادامه داد: پيدايش رمان نو نيز محصول پديدههاي اجتماعي و سياسي است. در رمان نو با مرگ قهرمان و توجه بيش از حد به اشياء روبررو هستيم، دليل شكلگيري چنين سبكي، جامعه مصرفي است كه حضور آدمي در آن حذف شده است.
در اين شيوه رمان نويسي، نويسنده به توصيف جزء به جزء اشياء ميپردازد و وقتي به توصيف انسان ميرسد، تنها به يك خط يا چندخط بسنده ميكند.
همه ما بارها تابلو «موناليزا» را ديدهايم، اما كمتر كسي اصل آن را ديده است، ما در جهاني زندگي ميكنيم كه با وانمودها روبهرو هستيم. مثلا كنسرتي در يك گوشه دنيا برگزاري شود و بعد ما در ايران آن را آنلاین تماشا ميكنيم، در واقع در دنياي كنوني بسياري از واقعيتها را جور ديگري تجربه ميكنيم.
ما با هجوم بازتوليدات روبهرو هستيم و اين بازتوليدات بر روي ذهن، تاثير میگذارند. واقعيت شكلهاي مختلفي دارد و از هر منظري واقعيت شكل جديدي به خود ميگيرد و ما براي بيان اين موضوع بايد به فرم خاص خودمان برسيم. اگر چنين اتفاقي رخ بدهد با آثار ماندگاري روبهرو خواهيم بود.
به عنوان يك داستان نويس براي بهتر نوشتن پيشنهاد ميكنم كه كمي به اطراف خودمان دقيقتر نگاه كنيم، پيشنهاد بسيار سادهاي كه ميتوانم به شما بكنم مطالعه كتاب خاطرات است. در كشور ما در طول ساليان اتفاقات عجيب و غريبي رخ داده است كه ميتواند دستمايه آثار ارزشمندي باشد. موضوعات بسيار بكري كه ميتواند دستمايه خوبي براي نوشتن باشد. فقط بايد كمي چشمهايمان را باز كنيم.
@Writing_lovers
حسین مرتضاییان آبکنار
هر يك از ما در زندگي تجربيات گسترده و متفاوتي داريم، خيلي از افراد در طول زندگيشان جنگ، زلزله و حتي عشق را تجربه نكرده اند، البته بايد به اين نكته توجه داشت كه حس و درك افرادي كه اين موضوعات را تجربه مي كنند، با ديگري متفاوت است.
بسياري از مردم سرزمين ما جنگ را تجربه كردهاند و اين تجربيات با هم اشتراكاتي نيز دارند، بيشك شاهد تفاوتهايي نيز خواهيم بود. به نظر من يك داستاننويس بايد اين تفاوتها را دستمايه كار خود قرار بدهد لزومي ندارد كه يك داستاننويس تجربه فرد ديگري را در اثرش انعكاس بدهد.
تك تك پديدهها بر روي ذهن ما تاثير ميگذارند. يك داستاننويس بايد با بهرهگيري از عناصر داستان به شيوه ديگري اين تجربه را بيان كند. مثلا تجربه زيستي يك شاعر سوئدي با يك شاعر ايراني بسيار فرق ميكند. او در اشعارش از تجربه شخصي خودش حرف ميزند، در مورد چيزي نمينويسد كه اطلاعي از آن ندارد يا تجربهاش نكرده است.
منظور من اين نيست كه يك نويسنده به جنگ برود و بعد بيايد اين تجربه را بنويسد. مثلا «داستايوفسكي» در رمان «قمار باز» از بسياري از تجربيات خود براي نوشتن بهره ميبرد، اما او براي نوشتن رمان «جنايات و مكافات» كسي را نمي كشد تا داستانش را بنويسد.
زندگی هر یک از ما به شكلهاي مختلف آكنده از اين تجارب است. پس نبايد تجربه كردن را تنها به اتفاقات و رويدادهاي كه تنها در زندگي خودمان رخ میدهد معطوف كنيم.
جهان آكنده از تجربه است. با ظهور امكانات جديد، به مرور با فرم هاي جديد هنري نيز روبرو خواهيم شد. همان طور كه با بهرهگيري از امكانات تلفن همراه به نوع جديدي از داستان يعني داستانكهاي اساماسي رسيدهايم.
وي ادامه داد: پيدايش رمان نو نيز محصول پديدههاي اجتماعي و سياسي است. در رمان نو با مرگ قهرمان و توجه بيش از حد به اشياء روبررو هستيم، دليل شكلگيري چنين سبكي، جامعه مصرفي است كه حضور آدمي در آن حذف شده است.
در اين شيوه رمان نويسي، نويسنده به توصيف جزء به جزء اشياء ميپردازد و وقتي به توصيف انسان ميرسد، تنها به يك خط يا چندخط بسنده ميكند.
همه ما بارها تابلو «موناليزا» را ديدهايم، اما كمتر كسي اصل آن را ديده است، ما در جهاني زندگي ميكنيم كه با وانمودها روبهرو هستيم. مثلا كنسرتي در يك گوشه دنيا برگزاري شود و بعد ما در ايران آن را آنلاین تماشا ميكنيم، در واقع در دنياي كنوني بسياري از واقعيتها را جور ديگري تجربه ميكنيم.
ما با هجوم بازتوليدات روبهرو هستيم و اين بازتوليدات بر روي ذهن، تاثير میگذارند. واقعيت شكلهاي مختلفي دارد و از هر منظري واقعيت شكل جديدي به خود ميگيرد و ما براي بيان اين موضوع بايد به فرم خاص خودمان برسيم. اگر چنين اتفاقي رخ بدهد با آثار ماندگاري روبهرو خواهيم بود.
به عنوان يك داستان نويس براي بهتر نوشتن پيشنهاد ميكنم كه كمي به اطراف خودمان دقيقتر نگاه كنيم، پيشنهاد بسيار سادهاي كه ميتوانم به شما بكنم مطالعه كتاب خاطرات است. در كشور ما در طول ساليان اتفاقات عجيب و غريبي رخ داده است كه ميتواند دستمايه آثار ارزشمندي باشد. موضوعات بسيار بكري كه ميتواند دستمايه خوبي براي نوشتن باشد. فقط بايد كمي چشمهايمان را باز كنيم.
@Writing_lovers
👍8❤2🔥1