نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
تجربه‌های نوشتن

یوسف علیخانی


زمانی شروع به نوشتن کردیم که فکر می‌کردند چیز تازه‌ای برای نوشتن نیست. مثلا می‌گفتند نیما یوشیج، پدر شعر نو است. می‌گفتند او سبک تازه آورده است. این حرف را خیلی‌های دیگر هم جور دیگری می‌گفتند. ما مدام با خودمان فکر می‌کردیم که این سبک تازه چیست و چه‌جوری می‌شود سبک تازه داشت. کلی هم تجربه‌های مختلف انجام دادیم. مثلا دوره‌ای پست‌مدرن می‌نوشتیم و فکر می‌کردیم که هر‌چقدر مطلبمان مبهم‌تر باشد، بهتر است. بعد دیدیم که این چیزها نیست. فکر کردم پیدا کردن سبک تازه از من بر نمی‌آید. ناامید شدم. کاری را که در اوج ناامیدی انجام دادم این بود که سراغ داشته‌های خودم بروم و نوشتن را شروع کردم.

زیاد می‌نویسم، اما از این تعداد شاید ۱۰ درصدش تبدیل به داستان شود. دفترچه خاطرات روزانه دارم و تمام اتفاقات روزانه‌ام را می‌نویسم. وقتی که می‌خواهم بنویسم، باید چند وقتی فضا را برای خودم آماده کنم.

زمانی که من شروع به کار کردم، به عشق داستان‌نویسی شروع کرده بودم و کار روزنامه‌نگاری را برای «یه لقمه نون» انجام می‌دادم. من را از نثر «ژورنالیستی» خیلی می‌ترساندند، بعد که جلوتر آدم دیدم نویسنده‌ای مثل مارکز، همینگوی، گلشیری و خیلی‌های دیگر روزنامه‌نگاری کرده‌اند. بعد شروع کردم به وبلاگ‌نویسی. اما یک روز دقت کردم و دیدم که هر وقت سراغ یکی از این‌ کارها می‌روم، دقیقا همان‌جوری که باید می‌نوشتم. و وقتی قصه می‌نوشتم، بیشتر از همیشه خودم بودم.

من به شدت منظمم. همه چیز را به دقت فایل‌بندی می‌کنم. نظمم شبیه ارتشی‌هاست. نظمم این است که اگر من ماجرایی را در یک روستا می‌شنوم، حتی گاهی یک اسم می‌شنوم، آن را می‌نویسم. مثلا این اسم‌ها را زیر میز کارم ببین: کوکو یوسف. من این اسم‌ها را می‌نویسم و بعد می‌شوند داستان، البته کم کم. اسم‌هایی هم هست که نمی‌توانم برایشان داستان بنویسم. ولی همان گاهی برای من نشانه است. مثلا ماجرای «هراسانه». من ماجرای خوابی را در یکی از روستاها شنیدم، خوابی که خیلی خاص بود.

می‌خواستم این خواب را بنویسم، اما نمی‌توانستم. هیچ جوری نمی‌توانستم.این کلمه مدتها توی ذهن من بود. مدت‌ها گذشت تا آن خواب و این کلمه «هراسانه» توی ذهن من جمع شد و تبدیل شد به یک داستان چهل صفحه‌ای. روزهایی که زیاد خواب می‌بینم متوجه می‌شوم که باید بنویسم. ریتمی را که از کتاب «قدم به‌خیر...» شروع کردم. بعد در «اژدها کشان» ادامه دادم.




@Writing_lovers
👍93
نویسندگان چپ دست

خیلی‌ها معتقدند چپ دستها می‌توانند نویسندگان خلاق‌تری باشند.
ویلیام شکسپیر، مارک تواین، لوئیس کارول، فرانتس کافکا، گونتر گراس، هانس کریستین اندرسون و نیچه از نویسندگان چپ دست و مشهور تاریخ هستند.




@Writing_lovers
👍11💔3🔥1🤣1
دقت و ایجاز، اولین فضیلت نثر است. این نیاز به فکر و اندیشه دارد که بدون آن عبارات درخشان شکل نمی‌گیرد.



© پوشکین



@Writing_lovers
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from a HAVEN like HEAVEN 🦋 (دختر گل‌لاله 🌷)
اگه یه کتاب در حوزه‌ی روانشناسی یا توسعه‌ی فردی می‌خوای 📚:

- دلایلی برای زنده ماندن
- چطور از خودم راضی باشم؟
- کاش وقتی بیست ساله بودم می‌دانستم
- زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمی فقط یک زندگی داری (طاقچه)

اگه یه کتاب مذهبی می‌خوای 📚:

- ماه به روایت آه
- از دیار حبیب
- پدر، عشق و پسر
- آفتاب در حجاب
- سقای آب و ادب (طاقچه)

اگه یه کتاب جنایی/معمایی می‌خوای 📚:

- پرونده‌ی شب توت‌فرنگی
- دفاع از جیکوب
- راز بین دونفر
- یکی از ما دروغ می‌گوید
- تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
- شبح مرگ بر فراز نیل
- ما دروغگو بودیم
- رستگاری یک قدیسه (فیدیبو)
- فداکاری مظنون ایکس (فیدیبو)
- بدخواهی (فیدیبو)
- خانه‌ای که در آن مرده بودم (فیدیبو)
- چرخش کلید (فیدیبو)
- بازی دروغ (فیدیبو)
- فهرست مهمانان (فیدیبو)
- سنگ کاغذ قیچی (طاقچه)

اگه یه کتاب عاشقانه و رمانتیک می‌خوای 📚:

- النور و پارک
- پنج قدم فاصله
- عشق هرگز فراموش نمی‌کند
- دشمن عزیز
- زنی در کیمونوی سفید
- واژه‌هایی در اعماق آبی دریا
- قصر آبی (طاقچه)

اگه یه کتاب درمورد "کتاب‌ها" می‌خوای 📚:

- آخرین باشگاه کتاب‌خوانی
- کتاب‌فروشی کوچک بروکن ویل
- تولستوی و مبل بنفش
- زندگی داستانی ای‌جی‌فیکری
- خیابان چرینگ کراس، شماره‌ی ۸۴
- گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد

اگه فارغ از ژانر، یه کتاب خوش‌خوان و پرکشش می‌خوای 📚:

- دختری با هفت اسم
- ارباب زمان
- اولین تماس تلفنی از بهشت
- یک روز دیگر
- کمی ایمان داشته باش
- غریبه در قایق نجات (فیدیبو)
- آن‌جا که جنگل و ستاره‌ها به‌هم می‌رسند (فیدیبو)
- از طرف آبری، با عشق (طاقچه)
- جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند (طاقچه)

◟ : SunovaVibes !🍀  ֶָ֪ ◞
6👍2
چند راه برای شکست به عنوان یک نویسنده



چه نویسنده تازه‌کار باشید و چه نویسنده کارکشته، احتمالاً اشتباهاتی مرتکب می شوید که مانع رشد شما به عنوان یک نویسنده می‌شود. یک فرد خلاق چه کاری را نباید انجام دهد؟

۱. خودتان را با دیگران مقایسه کنید:
نیازی به اندازه‌گیری تیراژ، تعداد کتاب‌ها، نقدها و جوایز نیست. فقط روی کارهایی که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید،


۲. عاشق اولین پیش نویس خود شوید:
این اغلب برای نویسندگان جوان اتفاق می‌افتد. به نظر آنها هر کلمه نوشته شده یک شاهکار است. اگر چیزی را تغییر دهید، هماهنگی به هم می‌خورد: ویرایش، حذف قطعات، اضافه کردن موارد جدید، خط زدن. حتی تولستوی «جنگ و صلح» را هشت بار بازنویسی کرد و برخی قسمت‌ها را بیش از ۲۶ بار بازنویسی کرد.


۳. برای کمال تلاش کنید:
افراط مشکل بسیاری از نویسندگان است. کمال دست نیافتنی است. اگر صدها بار کتاب را بازنویسی کنید، باز هم به آن نخواهید رسید. پس سعی کنید بهترین کار را انجام دهید و سپس نفس بکشید و استراحت کنید.


۴. بی دقت بنویسد:
برخی از نویسندگان فکر می‌کنند که ویراستاران و خوانندگان متوجه نمی‌شوند که بخش‌هایی از کتاب به‌طور آشکار ضعیف است. برعکس آنها متوجه و آزرده خاطر خواهند شد. اگر احساس می کنید که این روند خوب پیش نمی رود، بهتر است کتاب را کنار بگذارید و کاری انجام دهید که به فعال شدن تخیل‌تان کمک کند. تمرین‌های زیادی برای افراد خلاق وجود دارد.


۵. منتظر الهام باشید:
می‌توانید ماه‌ها و حتی سال‌ها به همه بگویید که در حال خلق یک کتاب هستید، اما زمان، الهام و انرژی کافی را ندارید و یا از بهانه‌های دیگری استفاده کنید. با نوشتن مانند یک شغل رفتار کنید. شما نمی توانید کار نکنید چون زحل امروز در برج اشتباهی قرار گرفته است.


۶. با انتقادها سرسختانه برخورد کنید:
افرادی که از کتاب شما انتقاد می کنند همیشه متوسط ​​و احمق نیستند. گاهی در سخنانشان ذره‌ای حقیقت نهفته است. بنابراین نقدشان ارزش شنیدن دارد. دشوار است؟ بله. اما اگر کتاب را با خودتان یکی فرض نکنید، آسان‌تر خواهد بود. شما و کتابتان یک کل نیستید. نقدهای منفی یک ماجرای کاملاً عادی در کار هر نویسنده است. به آن عادت کنید!


۷. سعی کنید چیزی باشید که نیستید:
سعی نکنید خود را مجبور به چیزی کنید. اگر نمی‌توانید صحنه‌های طنز بنویسید، شاید به آن‌ نیاز ندارید؟ یا اگر با سبکی مشکل دارید چرا سعی می کنید در صفحات آن‌گونه بنویسید؟ اگر اینطور است خواننده این موضوع را احساس می کند و آن را دوست نخواهد داشت.


۸. از فردا شروع کنید:
از فردا قطعا شروع خواهید کرد: کاهش وزن، یادگیری زبان و البته نوشتن کتاب. چنین فرداها به ماه‌ها و سال‌ها تبدیل می‌شوند. منتظر فردا نباش، همین الان شروع کن! اجازه بدهید فقط چند خط یا پاراگراف بنویسید! اما حداقل کاری انجام داده‌ای


۹. ریسک نکنید ⚠️
تغییر همیشه ترسناک است و نیاز به تلاش ذهنی و جسمی زیادی دارد. اما ارزشش را دارد. نوشتن یک داستان برای اولین بار ترسناک است، رد شدن ترسناک است، تغییر ترسناک است. اما اگر می ترسید، فقط در را فشار دهید و به جلو حرکت کنید. این تنها راهی است که شما را به موفقیت می‌رساند.


چه ترس هایی شما را متوقف می کند؟ 🤗



@Writing_lovers
👍10💔1
نوشتن راه رسیدن به مرزی است که ورای آن یک راز درونی نهفته است. در عین حال، رهایی تدریجی است از تابوهای اطراف، تابوهایی که تشخیص حضور آنها بی‌نوشتن دشوار است.




© کریستا ولف



@Writing_lovers
👍12🔥1💔1
سه صفحه نوشتن، کار ساده‌ای نیست. من هم همیشه با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنم. ذهن آدم مثل یک اسب سرکش است که دوست دارد هر جا دلش خواست برود. سعی کن ذهنت را آرام کنی. شاید کمی پیاده‌روی یا گوش دادن به موسیقی کلاسیک به تو کمک کند. فکر می‌کنم مهم‌ترین کار این است که با خودمان و احساساتمان صادق باشیم. می‌خواهی مثل من در نوشتن قوی شوی؟ راز موفقیت در نوشتن، مطالعه‌ی زیاد و تمرین مداوم است. کتاب‌های خوب بخوان، هر روز بنویس، حتی اگر چند خط باشد. مهم این است که نوشتن را به بخشی از زندگی‌ات تبدیل کنی. از تجربیات خودت بنویس، از احساساتت، از آدم‌هایی که می‌بینی. هرچه بیشتر بنویسی، بهتر خواهی نوشت.


✉️ آنتوان چخوف

@Writing_lovers
14👍5💔1
در ساعاتی که چیزهای چرند می‌نویسید چیزهای کوچکی را پیدا می‌کنید که باعث می شود به روند نوشتن ایمان بیاورید.





©اما تامپسون



@Writing_lovers
👍15🔥1💔1
جک لندن عملاً برادر دوقلوی همینگوی به حساب می‌آید، اگرچه او بیست سال زودتر از همینگوی به دنیا آمد. بیوگرافی جک لندن یک داستان واقعی درباره یک مرد واقعی است. او زمانی در رختشویخانه و کارخانه کنسروسازی کار می‌کرد، به شکار غیرقانونی و جستجوی طلا مشغول بود، یک ولگرد و خبرنگار جنگ به حساب می‌آمد و به سراسر جهان سفر می‌کرد... مهمتر از همه، او با پشتکار، تمام اتفاقات اطرافش را مستند می‌کرد و صدها داستان آغشته به دریا، و گرد و غبار طلا و عاشقانه های واقعی نوشت. در علم اجتماعی هم نوعی گرایش، به نام جک لندن نامگذاری شده است و این بخاطر تصویر دقیقی بود که از شرایط اجتماعی زمانه‌اش می‌داد. او قهرمان واقعی زمان خود بود.



@Writing_lovers
👍14🔥21💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چیزی که برای ساختن یک داستان نیاز دارید:

۱) آنچه را که قلب‌تان را تکان می‌دهد پیدا کنید.
۲) راهی برای نوشتن در مورد آن پیدا کنید.


دیوید سیدلر

@Writing_lovers
👍9🔥1💔1
نویسنده از دیگری آغاز و بیان می‌کند. در نویسندگی ما اول دیگری را می‌بینیم، از دیگری رنج می‌بریم،‌ از دیگری عشق، جهان‌بینی و توان‌ِ نوشتن توامان می‌گیریم. ما دیگران را دوست داریم و باید دوست داشته باشیم تا بتوانیم آن‌ها را بنویسیم. عروسک‌ها در ادبیات ما جای نمی‌گیرند و شخصیت پدید نمی‌آید، مگر اینکه بتوانیم دیگری و دیگران را دوست داشته باشیم، آنگونه که من دوست داشته و دوست می‌دارم.



©محمود دولت آبادی


@Writing_lovers
👍8💔2
هر نویسنده واقعی، البته، یک روانشناس است، اما خودش بیمار است.



© بیلی وایلدر


@Writing_lovers
👍15💔1