نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
من وقتی می نویسم، آزادی‌ای برای خودم فراهم میکنم که در بیرون نیست. در خلا خود خواسته ای هستم تا بتوانم چیزهایی را که لازم دارم ذره ذره گیر بیاورم و آنها را با نگاه تازه ای که انگار بار اول است می‌بینم‌شان دریافت کنم و فرم دلخواهم را به آنها بدهم هر چیز مزاحمی را از خودم دور میکنم تا به تمرکز سیالی برسم که برای نوشتن لازم دارم.



© فریبا وفی


@Writing_lovers
👍75
1
@bankema کانال بایگانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
#درسگفتار
#ابوتراب_خسروی

ماهیت داستان و خصلت‌های آن
ابوتراب خسروی

@art_charrah
2
@bankema کانال بایگانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
درسگفتار
ابوتراب خسروی

ماهیت داستان و خصلت‌های آن
ابوتراب خسروی

@art_charrah
3
@bankema کانال بایگانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
درسگفتار
ابوتراب خسروی

ماهیت داستان و خصلت‌های آن
ابوتراب خسروی

@art_charrah
🔥4
نویسندگان نویسنده متولد نمی‌شوند اما نویسنده می‌میرند. رابرت استیونسون نشان داد که چگونه می‌توانید از کودکی آهنگسازی کنید، سپس آن را ترک کنید و نویسنده شوید و به اوج محبوبیت برسید. استیونسون که در چهل سالگی به یک نویسنده شناخته شده، تبدیل شده بود، وطنش را ترک کرد و در مجمع الجزایر ساموآ در اقیانوس آرام ساکن شد. او جزیره گنج‌ را پیدا کرد و در آنجا نه تنها با بومیان دوست شد، بلکه رهبر آنها شد! بومیان نویسنده را با لقب افتخارآمیز توسیتالا، یعنی داستان‌سرا صدا می‌کردند، اما از سر احترام زیاد او را مانند کاپیتان کوک نخوردند. پس از مرگِ «استیونسون»، بومیان جزیره پیکر او را به قله ی کوه «وائه‌آ» بردند و توسیتالا، این نیمه خدا نیمه نویسنده را در مکانی مُشرف به اقیانوس آرام به خاک سپردند.



@Writing_lovers
12
من تقریباً تصادفی شروع کردم. قسمت‌های آسان را ابتدا نوشتم بعد تکه‌ای سقف اینجا، مقداری دیوار آنجا تا قاب اصلی شکل گرفت.



الیاس خوری



@Writing_lovers
8👍4
سبکبالی همه جا هست. در شادابی گستاخانه‌ی باران‌های تابستانی، در ورق‌های کتابی که پای تختی رها شده، در تانی گشودن نامه‌ای که منتظرش بودیم، در صدای بلوط‌هایی که روی زمین می‌ترکند؛ سبکبالی همه جا در اختیار شماست و اگر کمیاب است، به گونه‌ای باورنکردنی کمیاب، دلیلش این است که شما هنر پذیرش آن را ندارید؛ پذیرش آنچه که همه جا به‌سادگی در اختیار شماست.

کریستین بوبن

📕 دیوانه‌وار

@Writing_lovers
9👍1
چگونه شخصیت‌های داستانی را به شکل ماهرانه‌تری طراحی کنیم؟


⭕️بگذارید قهرمان رازهایی داشته باشد اما آنها را حفظ نکنید🤫 نگه داشتن احساسات و اسرار برای سلامت جسمی و روحی مضر است. شما نمی‌خواهید قهرمان شما بر اثر حمله قلبی بمیرد، نه؟ و اگر مرد نیازی نیست تمام اسکلت‌هایش را در کمد برای خودش نگه دارد. خوانندگان عاشق اسرار فاش شده‌اند.



⭕️ایرادات شخصیت های خود را نشان دهید😳آیا بدترین ایراداتی را که قهرمان در خود پنهان می کند فاش کرده‌اید؟ مهم نیست چقدر گفتنش برای شما ناراحت کننده و دردناک است. آیا او را مجبور کردید اعتراف کند؟ آیا او را مجبور به مبارزه با شیاطین درونش کردید؟ چگونه می‌توانست آنها را شکست دهد (یا متوجه شود که آنها خیلی هم بد نیستند) تا زمانی که با آنها رویارو نشود؟


⭕️گاهی اوقات بالا بردن تهدید در داستان به این معنی است که شخصیت اصلی، بیشتر به آنچه می‌خواهد اهمیت می‌دهد.🫣 آرزوی یک شخصیت را شخصی سازی کنید و آن را بدل به موضوعی برای تهدید نمایید.


⭕️شخصیت ها موجودات پیچیده ای هستند. به آنها هدف، انگیزه، ترس، رازی بدهید و به زودی آنها زندگی خودشان را خواهندداشت.😇



@Writing_lovers
8👍1
بخشی از هوش نثرنویس این است که بتواند دانشش را پنهان کند. زیرا وظیفه او بیان افکار نیست، بلکه بیدار کردن آن است. تداعی‌های الهام‌گرفته از متن، همان شاخص کیفیت ادبیات است.



© تری پرچت



@Writing_lovers
👍4
تجربه‌های نوشتن

یوسف علیخانی


زمانی شروع به نوشتن کردیم که فکر می‌کردند چیز تازه‌ای برای نوشتن نیست. مثلا می‌گفتند نیما یوشیج، پدر شعر نو است. می‌گفتند او سبک تازه آورده است. این حرف را خیلی‌های دیگر هم جور دیگری می‌گفتند. ما مدام با خودمان فکر می‌کردیم که این سبک تازه چیست و چه‌جوری می‌شود سبک تازه داشت. کلی هم تجربه‌های مختلف انجام دادیم. مثلا دوره‌ای پست‌مدرن می‌نوشتیم و فکر می‌کردیم که هر‌چقدر مطلبمان مبهم‌تر باشد، بهتر است. بعد دیدیم که این چیزها نیست. فکر کردم پیدا کردن سبک تازه از من بر نمی‌آید. ناامید شدم. کاری را که در اوج ناامیدی انجام دادم این بود که سراغ داشته‌های خودم بروم و نوشتن را شروع کردم.

زیاد می‌نویسم، اما از این تعداد شاید ۱۰ درصدش تبدیل به داستان شود. دفترچه خاطرات روزانه دارم و تمام اتفاقات روزانه‌ام را می‌نویسم. وقتی که می‌خواهم بنویسم، باید چند وقتی فضا را برای خودم آماده کنم.

زمانی که من شروع به کار کردم، به عشق داستان‌نویسی شروع کرده بودم و کار روزنامه‌نگاری را برای «یه لقمه نون» انجام می‌دادم. من را از نثر «ژورنالیستی» خیلی می‌ترساندند، بعد که جلوتر آدم دیدم نویسنده‌ای مثل مارکز، همینگوی، گلشیری و خیلی‌های دیگر روزنامه‌نگاری کرده‌اند. بعد شروع کردم به وبلاگ‌نویسی. اما یک روز دقت کردم و دیدم که هر وقت سراغ یکی از این‌ کارها می‌روم، دقیقا همان‌جوری که باید می‌نوشتم. و وقتی قصه می‌نوشتم، بیشتر از همیشه خودم بودم.

من به شدت منظمم. همه چیز را به دقت فایل‌بندی می‌کنم. نظمم شبیه ارتشی‌هاست. نظمم این است که اگر من ماجرایی را در یک روستا می‌شنوم، حتی گاهی یک اسم می‌شنوم، آن را می‌نویسم. مثلا این اسم‌ها را زیر میز کارم ببین: کوکو یوسف. من این اسم‌ها را می‌نویسم و بعد می‌شوند داستان، البته کم کم. اسم‌هایی هم هست که نمی‌توانم برایشان داستان بنویسم. ولی همان گاهی برای من نشانه است. مثلا ماجرای «هراسانه». من ماجرای خوابی را در یکی از روستاها شنیدم، خوابی که خیلی خاص بود.

می‌خواستم این خواب را بنویسم، اما نمی‌توانستم. هیچ جوری نمی‌توانستم.این کلمه مدتها توی ذهن من بود. مدت‌ها گذشت تا آن خواب و این کلمه «هراسانه» توی ذهن من جمع شد و تبدیل شد به یک داستان چهل صفحه‌ای. روزهایی که زیاد خواب می‌بینم متوجه می‌شوم که باید بنویسم. ریتمی را که از کتاب «قدم به‌خیر...» شروع کردم. بعد در «اژدها کشان» ادامه دادم.




@Writing_lovers
👍93
نویسندگان چپ دست

خیلی‌ها معتقدند چپ دستها می‌توانند نویسندگان خلاق‌تری باشند.
ویلیام شکسپیر، مارک تواین، لوئیس کارول، فرانتس کافکا، گونتر گراس، هانس کریستین اندرسون و نیچه از نویسندگان چپ دست و مشهور تاریخ هستند.




@Writing_lovers
👍11💔3🔥1🤣1
دقت و ایجاز، اولین فضیلت نثر است. این نیاز به فکر و اندیشه دارد که بدون آن عبارات درخشان شکل نمی‌گیرد.



© پوشکین



@Writing_lovers
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍2