نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
از صفر شروع کن. یک کاغذ سفید خیلی چیزها را وعده می‌دهد.


فردریک بیگ بدر



@Writing_lovers
👍43
من فقط نمی نویسم، من در مورد کسی که هستم می نویسم. اگر رازی برای نوشتن وجود داشته باشد، ممکن است این باشد.



© ژوزه ساراماگو



@Writing_lovers
👍6🔥1
نویسنده و خودسانسوری

مهسا محب‌علی


خودسانسوری یک پروژه ناخودآگاه است. من نویسنده‌ای بودم که معتقد بودم در کارهایم به هیچ عنوان خودسانسوری نمی‌کنم. اما یک بار زمانی که رمانم در انتظار مجوز بود و مدتی توی کشوی میزم خاک می‌خورد، تصمیم گرفتم یک بار دیگر آن را بنویسم و این بار برای خودم، بعد دیدم این بار داستان به چیز دیگری تبدیل شد. می‌توانم بگویم دیگر هرگز حاضر نیستم به سانسور تن بدهم.

بنویس! بگذار توی کشوی کمدت؛ کاری که گلشیری انجام داد. همه داستان‌های او به خوبی یک دوره تاریخی را نشان می‌دهند: داستان‌هایی مثل میر نوروزی ما، فتح نامه مغان، برما چه رفته است، شاه سیاووشان؛ هیچ کدام در ایران منتشر نشدند اما باقی ماندند و اگر بخواهیم می‌توانیم با این داستان‌ها روح یک زمانه‌ را درک کنیم.


#مهسا_محب‌علی


⭕️لطف کن و به هیچ عنوان مطالب را کپی نکن!


@Writing_lovers
👍103😁1
📖

خاطرات شما یک فانوس قدیمی است؛ آویزان در گوشه خیابانی که هیچ‌کس در آن رفت و آمد نمی‌کند.


لویی فردینان سلین

📕سفر به انتهای شب



@Writing_lovers
7👍1
به محض اینکه یاد بگیرید "با احساسات خود فکر کنید، با چشمان خود ببینید و با گوش‌های خود بشنوید" سبک شما به خودی خود ظاهر می‌شود. سبک، برداشت شخصی از محیط است، همین.



©ادگار باروز


@Writing_lovers
👍102🙏2
نـوشتن رمان

به روایت‌شهرنوش پارسی پور


نویسندگی را در خـوزستان شـروع کردم. رمان زیاد می‌خواندم و در حقیقت‌ در‌ این مقطع‌ فکر‌ دیـگری‌ در ذهـنم‌ نبود غیراز‌ اینکه می‌خواهم نویسنده شوم. شاید هم تا حدودی تأثیر مادرم بـود چـون او هـم از‌ سنین‌ جوانی کوشش‌هایی برای نوشتن کرده بود و طرح‌ رمانی‌ هم‌‌ در‌ ذهنش بود که‌ مقداری‌ از آن را هـم نـوشته بود. پدرم هم شعر می‌گفت و رمانی هم نوشته بود‌.

من همیشه با شعر یک قدم فاصله دارم. دید من، دید پرنده است، همیشه همه چیز را در عبور می‌بینم. اما جـامعه‌ای که‌ در‌ حال پوست‌اندازی عمیق است و در‌ آن‌ ساختارهای شخص، روابط زن و مرد، روابط اربـاب و رعـیت، روابط حکومت و مردم به سرعت پوسـت‌ می‌اندازد، بیشتر متوجه نـثر مـی‌شود.

به این ترتیب‌ می‌بینیم که از یک حالت بهت و جاذبه و کـشف و شـهود بـه سوی نگرش‌ فـلسفی مـی‌رویم. این فقط مختص‌من نیست و تحولی است که در کل جـامعه اتـفاق افتاده.


من به‌عنوان یک‌ زن بـرای جـامعه‌ای که کیرکگارد دارد، هگل دارد‌، رابله‌، کانت‌، هـوگو، هـمینگوی و ... دارد چـه هدیه‌ای می‌توانم بیاورم؟ اگر بـخواهم تـکرار مکررات بکنم، که‌ خوب این چه کاری ‌‌است‌. پس برمی‌گردم به پیشینهء زنانه‌ام که دانشور است، بـهبهانی اسـت، فـرخ‌زاد، رابعه، قرةالعین‌ و چهارتا‌ و نصفی‌ زن دیگر است. تا جايی كه من می‌دانم ادبيات نوشتاري ايران با تاج سلطنه آغاز مي شود، البته رمان نمي نويسد، بلكه شرح احوال مي‌نويسد از خودش و او يك جور قيام كرده در مقابل آنچه كه او را احاطه كرده به عنوان زندگي و خيلي بدنام مي شود، نه براي نوشتنش، به خاطر رفتار آزادي كه داشته.

البته افراد محدودي هستند مانند بي بي خانم استرآبادي و بعد از آنجا يك دفعه يك خلا است تا خانم سيمين دانشور و بالاخره افرادي كه بعد از خانم دانشور آمدند مثلا مهشيد اميرشاهي، گلي ترقي، غزاله عليزاده و من و بالاخره منيرو رواني پور. حـالا مـن روی هـمین بـنیاد مـی‌سازم و جـلو می‌روم، یعنی تعیین می‌کنم‌ که جای من کجاست. من نه‌تنها به زانوی ادب جـلوی حافظ می‌نشینم بلکه جلوی‌ سعدی هم همین کار را می‌کنم. دستشان را هم می‌بوسم.

اما خواندن کارهای خانم دانشور به راستی برای من ارزشـمند بـوده‌. کارهای منیرو روانی‌پور قابل تأمل است و در موج‌های جوانتر خانم‌ فرشته مولوی، گلی ترقی‌، غزاله علیزاده، مهشید‌ امیرشاهی و میهن بهرامی که به ساختارهای‌ روانشناسی تـوجه دارد. خـانم فرخنده آقایی قصه‌های قابل تـأملی دارد. رویـهم‌ رفته رشدی که در ادبیات زنان شده به نظر من نتایج قابل‌ملاحظه‌ای‌ خواهد‌ داشت. شاید هنوز آن جهش‌هایی که لازم است انجام نشده باشد اما مایه‌های‌ آن در آثار نویسندگان زن به چشم می‌خورد.

موضوع ادبیات و رمان نویسی برمی‌گردد به اینکه مردم از حالت رعیتی خارج می‌شوند و شروع می‌کنند به نوشتن و در ایران این تلاش بسیار مقدس است، به این دلیل که واقعا پس از سه هزار سال رعیتی، مردم دارند جان می گیرند و به عنوان انسان و می‌نویسند. من فکر می کنم حتی اگر کیفیت کار پایین باشد، این کمیت بالا نشانه خوبی است.


#شهرنوش_پارسی‌پور


@Writing_lovers
👍103
همینگوی چندتا اتاق کار دارد با میزهای بزرگ تحریر که پشت بعضی‌هاشان مطالعه می‌کرده و پشت بعضی‌ها می‌نوشته. پیرمرد و دریا و زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟، درست پشت همین میزها نوشته شده‌اند و چه حالی داشته همینگوی وقتی در شب‌های پرستاره‌ چراغی روشن می‌کرده و می‌نوشته!

این ملک در هجده کلیومتری هاوانا در شهر کوچکی به اسم سانفرانسسکو دل پائولا قرار دارد. شهری مرتفع که از فراز آن می‌توان هاوانا را به خوبی دید. محلی ها به این ملک می‌گویند : فینکا ویخیا که ترجمه‌اش می‌شود "مزرعه چشم انداز" همینگوی ۱۲۵۰۰ دلار پرداخت می‌کند و صاحب این ملک استثنایی می‌شود.

خارج از ساختمان اصلی یک ساختمان دیگر است و شاید بتوان گفت مجموعه‌ای پله است که آدم را به اتاقی بزرگ و مرتفع می‌رساند. همینگوی در این اتاق یک تلسکوپ کار گذاشته تا بتواند دورترین نقطه‌های هاوانا را ببیند. در چشم انداز فقط اقیانوس اطلس است. ترکیب سبز و آبی و درخشش خورشید برساحل. همینگوی بیست سال از زندگیش را اینجا مستقر می‌شود. مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی او همین‌جا می‌افتند: بردن جایزه پولیترز و جایزه نوبل ادبی.


منصور ضابطیان

📕سباستین


@Writing_lovers
👍96
اگر در میانه ی داستان گیج و سردرگم شدید گامهایی که اشتباه برداشته اید را دانه دانه بررسی کنید. بعد مسیر دیگری انتخاب کنید و یا شخص را عوض کنید. زاویه دید و یا زمان را عوض کنید، ابتدایش را تغییر دهید.


مارگارت اتوود


@Writing_lovers
👍82
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍3
داستان‌هایی برای تقویت نثر که ارزش خواندن دارند


📖 "مدیر مدرسه" - جلال ال احمد

📖 " جوی و دیوار و تشنه" - ابراهیم گلستان

📖 "سیاسنبو" - محمدرضا صفدری

📖" دو دنیا" - گلی ترقی

📖 " یحیای زاینده رود" - کیهان خانجانی




@Writing_lovers
🙏84
ژان ژاک روسو با ایستادن زیر نور خورشید با سر برهنه، مغزش را وامی‌داشت تا بیشتر کار کند و فردریش شیلر هنگام کار روی آثارش همیشه پاهایش را در آب سرد می‌گذاشت.





@Writing_lovers
8🔥2👍1
مراقبت خود از آتش، توصیه خوب و معقولی است که همه می‌دانیم. مراقب کلمه‌ها بودن بیست برابر این توصیه مهم است.



© ویلیام کارلتون



@Writing_lovers
11🔥3👍2
"انسان به خنده نیاز دارد همانطور که گل به نور خورشید."


جیمز کرو
📕خنده فروخته شده


تمرین نوشتن

با الهام از جمله بالا، یکی از خاطرات خود را به صورت داستانی روایت کنید. به طور مثال می‌توانید از زاویه دید اول، دوم یا سوم شخص استفاده کنید و حواس پنج‌گانه خود را تا حد امکان در نوشتن آن به کار بگیرید.



@Writing_lovers
5🔥1
کتابی را بنویسید که سعی کردید پیدا کنید اما پیدا نکردید. نکته اصلی نوشتن این است. به یاد داشته باشید که هیچ قانونی برای حرفه ما وجود ندارد. به روش خودت انجامش بده. هر نویسنده ای ترس و ناامیدی را تجربه می‌کند. فقط بنویس. دنیا تشنه کتاب‌های جدید است. او می‌خواهد صداهای غیر معمول را بشنود، داستان‌ها و شخصیت‌های جدید را ببیند. اگر تو آن را ننویسی... خوب، ما آن را نخواهیم داشت.

© آن رایس


@Writing_lovers
👍174🔥2
عادات نوشتن من تقریبا ثابت است. بین شش تا هفت صبح از خواب بیدار می‌شوم، یک فنجان قهوه می‌نوشم، چند کلمه نیایش‌گونه می‌گویم. سپس به دفترم می‌روم و شروع می‌کنم به نوشتن.



© میچ آلبوم



@Writing_lovers
9👍3