نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
هزار و پانصد کلمه اول


در خطوط اول رمان یا تا حد امکان نزدیک به آن، شخصیت اصلی را تصور کنید و با یک مشت دردسر به او ضربه بزنید. به معما، تهدید یا مشکلی که باید حل شود اشاره کنید، چیزی که قهرمان باید با آن مقابله کند.

۲ . قهرمان برای کنار آمدن با مشکلاتی که برایش پیش آمده عجله می کند. (او در تلاش است تا یک راز را کشف کند، یک تهدید را از بین ببرد یا یک مشکل را حل کند.)

۳ . همه شخصیت‌های دیگر را در اسرع وقت معرفی کنید. آنها را روشن کنید.

۴ . تلاش‌های قهرمان، او را در پایان ۱۵۰۰ کلمه اول وارد یک درگیری فیزیکی واقعی می‌کند.

۵. پس در پایان ۱۵۰۰ کلمه اول، نیاز به یک چرخش کاملا غیرمنتظره در توسعه طرح دارید.

در این مرحله به این موارد فکر کنید:

آیا در داستان اضطراب ناشناخته‌ای وجود دارد؟

آیا تهدیدی برای قهرمان وجود دارد مسئله ای که تقریبا با مرگ و زندگی شخصیت ارتباط دارد یا برایش حیاتی است؟

آیا هر اتفاقی که می‌افتد منطقی به نظر می‌رسد؟


حالا بنشینید و برای شروع رمانتان، هزار و پانصد کلمه اولیه را با الگویی که به شما داده شد، بنویسید. در آینده ادامه آن را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.


فرمول جهانی لستر دنت برای داستان

@Writing_lovers
👍10
هر داستان‌نویس دیر یا زود به یک حقیقت مسلم دست می‌یابد که خوانندگان پای‌بند تخیل او می‌شوند نه روایت صادقانه‌اش از یک حادثه یا واقعه.
بسیاری از داستان‌نویسان جوان به صداقت و امانت در موضوع اصرار دارند و یادشان می‌رود که صداقت و امانت تنها در کلام است که جاودانه می‌شود. نویسنده کلاً نمی‌تواند امانت‌دار خوبی باشد. رازدار بدی هم است.

#عباس_معروفی

📕این سو و آن‌سوی متن


@Writing_lovers
👍11😇2
چند توصیه برای نوشتن


📖سوم شخص بنویسید، مگر اینکه صدای اول شخص واقعاً منحصر به فرد باشد که نتوان دربرابرش مقاومت کرد.



📖داستانی که درباره سفر و ماجراجویی شخصی نویسنده به ناشناخته‌ها نباشد، فقط و فقط برای پول نوشته شده است.


📖هرگز از کلمه «بعد» به جای حرف ربط«و» استفاده نکن. این کار یک نوع تنبلی و راه‌حل بی‌فایدهٔ نویسندگان بی‌اعتنا به الفاظ است برای خلاص شدن از شر «و»های متعدد توی یک صفحه.


📖 ناب‌ترین اتوبیوگرافی (خودزندگینامه‌نویسی)، مستلزم نوشتن یک نوآفرینی ناب است. هیچ‌کس تا به حال داستانی ننوشته که از «مسخ» اتوبیوگرافی‌تر باشد.


📖آن زمان که آرام گرفته‌اید، بیشتر می‌یابید تا زمانی‌که در تعقیب چیزی هستید.



📖 خواننده‌ی شما یک دوست است، نه یک حریف  یا یک تماشاچی.



جاناتان فرنزن



@Writing_lovers
12
من تختم را دوست داشتم و می‌توانستم ساعت‌ها، حتی در تمام طول روز، با کشیدن پتو تا روی چانه‌ام در آن بمانم. آنجا آرام بود، نه حادثه‌ای، نه آدمی و نه هیچ چیز دیگر.



چارلز بوکوفسکی



@Writing_lovers
👍131
هیچ کس قرار نیست به طور جادویی پنج ساعت به روز اضافه کند. بنابراین اگر نوشتن برای شما مهم است، باید جنبه های دیگر زندگی خود را فدا کنید. در غیر این صورت همیشه چیزی خواهد بود که آرزو می کنید برای آن وقت داشته باشید.



©آلیس درموت



@Writing_lovers
7👍1
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌ها

قسمت دوم

این فرمول جهانی برای ایجاد پیرنگ یک داستان با ۶ هزار کلمه است و بیشتر برای داستان‌های ماجراجویی، پلیسی و جنایی کار می‌کند و نشان می‌دهد که در هر هزار کلمه بعدی چه اتفاقی باید بیفتد.

۱۵۰۰ کلمه دوم.

۱. غم و اندوه و بدبختی‌های بیشتری بر سر قهرمان بریزید.

۲. قهرمان چون قهرمان است می‌جنگد و مبارزه‌اش او را به این مقام می‌رساند:

۳. یک درگیری فیزیکی دیگر.

۴. یک چرخش غیرمنتظره در طرح در پایان ۱۵۰۰ کلمه دوم.

حالا :

آیا در قسمت دوم زنگ خطر ناشناخته وجود دارد؟

آیا تهدید مثل یک ابر حاوی رعد و برق، در حال رشد است؟

آیا قهرمان به خاطر کاری که انجام داده مشت به گردنش خورده؟

آیا قسمت دوم منطقی است؟


درباره این چیزها فقط صحبت نکنید. به من نشان بدهید که چه شکلی است؟ این یکی از رازهای نویسنده است: هرگز چیزی به خواننده نگویید بلکه نشان دهید: او می لرزد، چشمانش سرگردان است، فکش افتاده و ...) خوانندگان باید آن را ببینند.

هنگام نوشتن یک داستان، داشتن حداقل یک شگفتی کوچک در هر صفحه برای کمک به مخاطب لازم است. منطقی است انتظار داشته باشیم که چنین شگفتی‌هایی خواننده را به خواندن ادامه کتاب ترغیب کند. البته سورپرایزها نباید قوی باشند. یکی از راه‌های رسیدن به چنین تأثیری، گمراه کردن آرام خواننده است.

قهرمان اتاقی را که قتل در آن رخ داده، بررسی می‌کند. در، پشت سرش به آرامی باز می‌شود. او نمی‌بیند چون در تحقیقات خود غرق است. در به آرامی باز می‌شود، باز و بازتر تا اینکه شیشه‌ پنجره‌ دیوار مقابل از چارچوبش می‌افتد و می‌شکند. اما چه اتفاقی افتاده؟ چرا شیشه شکست؟ یک راز بزرگ دیگر !

هدف از به تصویر کشیدن این است که چیزی به مخاطب بدهیم که در ذهنش حک شود. پس؛

۱. یک برچسب به یادماندنی به آن بچسبانید.
۲. داستان خود را با کنش‌ها ادامه دهید.
ادامه دارد...

@Writing_lovers
5👍2🙏1
حتی وقتی مطالب به ظاهر بسیار شخصی می‌نویسم، درباره شخصیتی می‌نویسم که گاهی با نام من سفر می‌کند.


© گری ایندیانا



@Writing_lovers
9😇1
چند قاعده طلایی


برای اینکه خواننده با داستان شما بیشتر هم ذات پنداری کند، در ابتدای کارتان بد نیست که از تکنیک روایت داستان از نگاه اول شخص استفاده کنید.


برای باور پذیر کردن دنیای داستان، نکته بسیار مهم، تجسم صحنه از همه ی جنبه های آن است. یعنی، بوها و صداها همان قدر مهم اند که ظاهر اشیاء! طعم ها و حس ها هم می‌توانند به همین اندازه موثر باشند.



یک داستان کوتاه خوب باید پیشرفت سریعی داشته باشد. بیایید رک باشیم! اگر داستان تا صفحه سوم پیشرفتی نداشته باشد، باید صفحه اول و دوم آن را “مُچاله” کرد. خواننده هرگز به ان نیاز ندارد!


شخصیت‌های تان باید از همان ابتدای داستان با مشکلاتی رو به رو باشند. لزومی ندارد گرفتاری‌های داستان‌های پر اشک و آه در آن باشد. مثلا می‌تواند کسی جای همیشگی و موردعلاقه شخصیت را گرفته باشد، به طوری که نظم زندگی اش را به هم بزند.

به طور مثال در روال گردش و تفریح رفتن، یا در انجام اقدامات پس از بیدار شدن...خدشه ای وارد شود. ماشین‌تان خراب شود یا موبایل‌تان را کنار رختخواب پیدا نکنید! همین اتفاق ممکن است زنجیره ای از اتفاقات را در پی داشته باشد. حالا فرض کنید آن کس یا چیزی که باعث بروز مشکلات شده را پیدا کردید. واکنش‌تان چیست؟ به آن واکنش نشان دهید و همین می‌شود روند ایجاد تعارض در داستان.


@Writing_lovers
👍8
گاهی اوقات بالا بردن تهدید در داستان به این معنی است که شخصیت اصلی، بیشتر به آنچه می‌خواهد اهمیت می‌دهد. آرزوی یک شخصیت را به اندازه کافی شخصی سازی کنید که مسابقه کاراته مدرسه می‌تواند به موضوع مرگ و زندگی تبدیل شود.




©اولیور ساکس



@Writing_lovers
1
فرمول جهانی لستر دنت برای خلق داستان‌

قسمت سوم

۱۵۰۰ کلمه سوم

۱. قهرمان را دوباره به دردسر بیندازید.

۲. قهرمان تا حدودی پیشرفت می‌کند اما تبهکاران یا شخصی مانعش می‌شود

۳. درگیری فیزیکی.

۴. یک چرخش غیرمنتظره از طرح، که بهتر است، قهرمان در پایان ۱۵۰۰ کلمه ضربه محکمی به خود وارد کند.

پرسش‌ها در این مرحله:

آیا در داستان، هنوز هشدار ناشناخته‌ای وجود دارد؟

آیا تهدید قوی‌تر می‌شود؟

آیا قهرمان در یک مخمصه جهنمی افتاده؟

آیا همه چیز منطقی به نظر می‌رسد؟

این طرح کلی فقط برای این است که مطمئن شوید درگیری فیزیکی را وارد داستان کرده‌اید و برخی پیچ‌های اصلی و تعلیق و تهدید را در آنها وارد ‌کنید. بدون آن، شما نمی‌توانید داستان جذابی بنویسید.

درگیری‌های فیزیکی در هر قسمت می‌تواند متفاوت باشد. اگر قبلا یک مورد از دعوای معمولی وجود داشته، نباید از چنین درگیری دوباره استفاده کنید. طبیعتاً ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. مثلا شخصیتی یا روشی برای اسلحه کشیدن می‌تواند بیش از یک بار مورد استفاده قرار بگیرد.

ایده اصلی اجتناب از یکنواختی است.


اقدامات :
روشن و سریع. تنش ایجاد کنید، اجازه دهید خواننده ببیند و احساس کند که چه اتفاقی می افتد.

فضای داستان:
بشنوید، بو کنید، ببینید، حس کنید، بچشید.

توصیفات جزیی:
درختان، باد، منظره و آب وهوا از توصیفات جزیی غافل نشوید.


@Writing_lovers
🔥4👍2
مهم نیست در مورد چه چیزی می‌نویسید، اژدها، بیگانگان یا گاوچران‌ها، در نهایت داستان شما باید همیشه در مورد نبردی باشد که در قلب انسان جریان دارد، درگیری در روح او. برای من، این مهمترین اصل است، هر چیز دیگری پوسته ظاهری است.



© جورج آر آر مارتین



@Writing_lovers
6👍1
چهار فایل از عباس معروفی درباره داستان


چهار ستون داستان
https://t.me/Writing_lovers/8312


منطق روایت
https://t.me/Writing_lovers/8567



عناصر تهدید کننده رمان
https://t.me/Writing_lovers/7709



چطور از هیچ داستان بنویسیم
https://t.me/Writing_lovers/2945

⭕️ بازنشر

@Writing_lovers
11👍1
ابتدا یاد بگیرید که یک نویسنده شایسته باشید. سپس یاد بگیرید که خوب باشید و بعد یاد بگیرید که عالی باشید. اگر به طور مداوم خوب باشید، می‌توانید گاهی اوقات به نویسنده ای درخشان تبدیل شوید. اما تلاش برای اینکه فوراً درخشان باشید، بیش از انجام یک کار خوب، باعث ایجاد شک و تردید در خود‌تان می‌شود.


توبیاس وولف


@Writing_lovers
6👍2🔥1
۵ تکنیک برای هیجان‌انگیزتر کردن شروع



۱. یک "قلاب احساسی" ایجاد کنید. 🪝
این تکنیک اغلب برای برانگیختن احساسات در خواننده استفاده می‌شود و باعث می‌شود بیشتر با قهرمان همدلی کند، یعنی با علاقه زیاد آن را می‌خواند. برای مثال، رمان «فارنهایت ۴۵۱» ری بردبری با این جمله آغاز می شود: «سوزاندن لذت بخش بود» که بلافاصله واکنش احساسی را در خواننده برمی‌انگیزد. یا رمان "لولیتا" ناباکوف با این جمله آغاز می‌شود: "لولیتا، نور زندگی من، آتش من، گناه من و جان من...» این دو عبارت بلافاصله واکنش عاطفی عظیمی را در خواننده برمی‌انگیزد، میل به اینکه بفهمد لولیتا چطور آدمی است.


۲. پیش درآمد به ظاهر نادرست 🏁
زمانی که صحنه اوج از وسط یا پایان کتاب گرفته شده و در مقدمه قرار می‌گیرد.
مثال‌: رمان «صد سال تنهایی» اثر مارکز، و «بلندی‌های بادگیر» اثر امیلی برونته.



۳. ایجاد تضاد ، تنش ⚡️
یک محدودیت‌ زمانی معرفی کنید، به عنوان مثال: یک زن تنها ۱۰ دقیقه فرصت دارد تا به موقع به خانه برسد و شوهرش و معشوقش را با هم ببیند.


۴. با یک جمله بحث برانگیز شروع کنید 🆚
"همه می‌دانند که هر مرد جوان ثروتمندی ناگزیر نیازمند ازدواج است" - اینگونه بود که جین آستن رمان "غرور و تعصب" خود را آغاز کرد.


۵. قهرمان باید ناقص باشد 🤩اول اینکه نقص خواننده را جذب می‌کند، او کاستی‌های خود را در کاستی شخصیت می‌شناسد و بیشتر همدلی می‌کند. دوم اینکه ایده آل آزاردهنده است.



@Writing_lovers
🔥7👍1