نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
دانته از بزرگترین شاعران قرون وسطی که شعرهایش را هنوز دوست دارند، کتابش را درباره سفر به دوزخ و برزخ و بهشت ​​صرفاً «کمدی» نامید.

این اثر بعدترها لقب "الهی" را از نویسنده و شاعر جوانی به نام بوکاچیو دریافت کرد.





@Writing_lovers
8🙏2
فقط آن چیزی که اعتراف نویسنده است، فقط آن آفرینشی که در آن خود را به خاک سپرده است، می‌تواند ارزشمند شود.

© الکساندر بلوک





@Writing_lovers
👍7
 
در میان یادداشت­‌ها و نوشته­‌های ناتمامی که از رضا دانشور باقی مانده، دفترچه کوچک سبز رنگی هست؛ رضا بر جلد دفترچه نوشته:  
۱ـ دم دست بماند
۲ـ پاکنویس شود
۳ـ یادگار کوچکی از تفکرات این کوچک، برای دوستی که گفت­گو سرش می­‌شود.


" باید کلمات را زبان کرد تا حکمت را دید! با نوشتن، جهان را باید شناخت. زمانی می‌رسد که خواندن‌ها دیگر نمی‌توانند دلیل وجود تو را، و وضعیت ترا برایت توضیح دهند. درمی‌یابی که در گفتن قصه‌های خیانت به گونه­‌ای دیگر خود را گفته­‌ای و آن را بازمی‌یابی. “خود ویرانگری”؟ ویژگی دیگر نویسندگان نسل من بود.

این میان می‌نویسی تا حادثه را در ید قدرت بگیری، نوشتن اقتدار است، اقتداری که بی‌تابی و دلواپسی را مسخره می‌کند و به خود سکون می‌دهد،ـ اقتداری است که به سهولت وقایع دست می‌یابد."


"ژان کلود کاریر گفته: به سبب پژوهشی که می‌کردم و بر حسب فیلمنامه­‌ای که در راه بود یک روز از متخصص اعصاب و روان اولیویه ساکس، مولف کتاب “مردی که همسرش را کلاه تصور می‌کرد” پرسیدم  که به نظر او یک انسان طبیعی کیست؟
یک انسان معمولی! شاید کسی که قادر است داستان زندگی خود را حکایت کند. او می‌داند از کجا آمده و به کجا می‌رود. گذشته­‌ای دارد، حافظه­‌ا‌ی که منظم کار می‌کند، می‌داند کجاست (هویتش چیست) و گمان دارد می‌داند به کجا می‌رود (او برای خود طرح‌هایی دارد که مرگ آخرین آنهاست). پس در این‌صورت او میان جریان یک روایت داستانی جا گرفته است. خود یک داستان است.

اگر این رابطه فرد ـ داستان بریده شود، شخص به بیرون از جریان زمان افکنده می‌شود. او دیگر نمی‌داند که کیست. نمی‌داند چه باید بکند. مفهوم زمان را نیز از دست می‌دهد. او به چیزی چنگ زده است که ظاهرا وجود نام دارد. اما او در میانه راه خود را گم کرده، دیگر وجود ندارد.”

" آن لحظه که ناتوانی در خلق و حکایت کردن داستان آغاز می‌شود، از آن هنگام که نتوان خود را به شکلی طبیعی در زمان جای داد، هم در آنجاست که زنگ خطر محو و نابودی ملتی به صدا درمی‌آید، آنها از خود بریده اند زیرا حافظه‌شان دیگر به مددشان نیامده است و به طور منظم آنچه را که باید نو کنند و تعمیم بخشند از خاطر برده اند."


#رضا_دانشور


@Writing_lovers
👍85🔥1😁1
کسی که راحت می‌خوابد کسی نیست که وجدانش راحت است، بلکه کسی است که اصلا وجدان ندارد.



باریس آکونین



📕ارابه الماس



@Writing_lovers
👍9😁21
اگر همه چیزهایی را که مردم می‌دانند بنویسید، کتاب‌های قطوری به دست می‌آید و حتی می‌توان کتاب‌های قطور تری نوشت در مورد چیزهایی که مردم هنوز نمی‌دانند.



ژول ورن


📕جزیره اسرار آمیز


@Writing_lovers
👍5🔥21
🔥 فهرست ۲۵ کتاب که شما را غافلگیر می‌کند

از تعدادی از کتابخوان‌ها پرسیده شد "کدام کتاب‌ها باعث شد که شما مطالعه کردن را با هیجان بیشتری دنبال کنید" براساس پاسخ‌ها، فهرستی برایتان تهیه کردم:


۱. آخرین روز یک محکوم به اعدام. هوگو
۲. موبی دیک. ملویل
۳. ابله. داستایوفسکی
۴. مردی که می خندد. هوگو
۵. آنا کارنینا. تولستوی
۶. برادران کارامازوف. داستایوفسکی
۷. تصویر دوریان گری. وایلد
۸.مارتین ایدن. لندن
۹. مسخ. کافکا
۱۰. به سوی سوان. مارسل پروست


۱۱. کوه جادویی. مان
۱۲. سه رفیق. ریمارک
۱۳. موش ها و آدم‌ها. اشتاین بک
۱۴. خوشه‌های خشم. اشتاین بک
۱۵.شازده کوچولو. اگزوپری
۱۶. ۱۹۸۴. اورول
۱۷. ناطور دشت. جی سلینجر
۱۸. شراب قاصدک. بردبری
۱۹. گل برای آلجرنون. دانیل کیز
۲۰. پرواز بر فراز آشیانه فاخته. کن کیسی

۲۱. هرگز رهایم مکن. ایشی گورو
۲۲. نصف النهار خون. مک کارتی
۲۳. کتاب دزد. زوساک
۲۴. پسری با پیژامه راه راه. جان بوین
۲۵. بادبادک باز. خالد حسینی


@Writing_lovers
👍101🔥1🙏1
هنر داستان این است که در آن پیچیدگی روح انسان را با چنان سادگی که کاملاً همه بتوانند درک کنند، توضیح دهید.




© آلن سیلیتو



@Writing_lovers
👍10
چگونه یک داستان کوتاه جذاب خلق کنیم؟



ویکتور پریچت، استاد داستان کوتاه گفت: "رمان همه چیز را به ما می‌گوید، در حالی که یک داستان کوتاه فقط یک چیز را به ما می‌گوید." و این جمله پیش فرضی عالی برای نوشتن یک داستان کوتاه است.

اینجا نکاتی در مورد چگونگی ایجاد تعلیق در داستان‌های کوتاه، آمده است، که می‌تواند به شما کمک کند:


۱. کاری کنید که شخصیتتان چیزی بخواهد.

شخصیت شما باید به گونه‌ای ارائه شود که چیزی می‌خواهد و هنوز آن را ندارد. این می‌تواند ملک، شخص، یا سفر به جایی باشد.

شناخت یک شخصیت به معنای دانستن چیزی است که او می‌خواهد و داستان به دنبال آن میل است.



۲. موقعیتی ایجاد کنید که خطری در بر‌داشته باشد.

هر خطری، از دیدن پیام مشکوک در تلفن همسر تا دستگیر شدن موقع دزدی از بانک. تنش موقعیت است که داستان را به جلو می‌برد.

برخلاف رمان‌ها، هر جمله در یک داستان کوتاه باید شامل توسعه داستان باشد یا اطلاعات بیشتری درباره یک شخصیت به ما دهد.

به طور مثال خط اول یک داستان، این است: "وقتی دوازده ساله بودم، به خودم قول دادم که پول زیادی به دست بیاورم." بلافاصله خواننده کنجکاو می‌شود و می‌خواهد بداند چرا راوی چنین قولی در این سن کم به خود داده است.



۳. با ماجراها پیش بروید.

هر موقعیتی که ایجاد می کنید، آن را پیچیده کنید: به سطح ماجراها بسنده نکنید. عمیق شوید و چیزهای بیشتری درباره شخصیت بدست آورید. به دنبال ایده های داستانی باشید که شما را شگفت زده کند (در نتیجه خوانندگان شگفت زده خواهند شد).



۴. مشکل واقعی را پنهان کنید.

نکته مهم : وقتی مشکلی پیش می‌آید و به نظر می‌رسد فرد نگران یک چیز است، اما معمولاً  مسئله چیز دیگری است.

به عنوان مثال، در یک داستان؛ شخصیت زن داستان به تشیع جنازه پدرش می‌رود که هرگز او را ندیده است، در نگاه اول، به نظر می‌رسد که داستان در مورد از دست دادن ارتباط او با پدرش است، اما خواننده به زودی متوجه می‌شود که این در مورد رنجشی است که او نسبت به مادرش دارد چرا که هرگز به او اجازه نداد پدرش را ببیند.

این چیز پنهان، پیچیدگی پشت آنچه در ابتدا به خواننده ارائه می شود، است که می‌تواند داستان‌ها را رضایت‌بخش کند.



۵. مطمئن شوید که خوانندگان در اسرع وقت،  در عرص چند پاراگراف، از مشکل مطلع شوند.

تقریباً این توصیه تبدیل به کلیشه شده که بگوییم باید یک داستان بنویسی و سپس دو صفحه اول را حذف کنی تا «گرما»ی آن را احساس کنی.


در داستان کوتاه معروف فلانری اوکانر « آدم خوب پیدا کردنش سخت است»، خط اول به مشکلاتی اشاره می‌کند که بسیار جزئی به نظر می‌رسند، اما در پایان به فاجعه منجر می‌شوند: مادربزرگ نمی‌خواست به فلوریدا برود. شروع، می‌تواند به همین سادگی باشد. اما این تنها اولین اشاره مهم در مسیر انبوه مشکلات است.



@Writing_lovers
8👍5🔥1