نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
در ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶، مری شلی ۱۹ ساله، کابوسی دید که اساس رمان فرانکنشتاین شد. او خواب دانش آموز رنگ‌پریده‌ای را دید که یک هیولای انسان‌نمای بزرگ و ترسناک خلق کرده. آنچه او را وحشت زده کرده بود دیدن شبحی در همان نیمه شب، کنار تختش بود. اینگونه بود که کتابی درباره دانشمند جوان ویکتور فرانکنشتاین و هیولایی که او از تکه‌های اجساد ساخت، منتشر شد.



@Writing_lovers
5😱3👍2
هرچه وضعیت سخت‌تر و خشن‌تر باشد به همان اندازه عکس‌العمل مردم در برابرش کلیشه‌ای‌تر است.



آرتور کوستلر



تمرین نوشتن

درباره جمله بالا خاطره، جستار یا داستانی کوتاه بنویسید.




@Writing_lovers
4👍3
در خود فرو رفتن، بی‌اشتهایی، كم‌حرفی،‌ درون‌گرایی و بی‌قراری از خصوصيات بیژن نجدی در شروع نوشتن داستان‌ بود. اين‌ها آغاز داستانی بودند كه طرحش مشخص بود. در اين‌گونه مواقع تشريفاتی داشت: در اتاق كارش كه اتاق مطالعه و تدريس رياضی هم بود، كارش را شروع می كرد و اين آغاز يك زايمان بود. بعد نوشته‌هايش را پاراگراف به پاراگراف می‌خواند و نظرخواهی و بازنویسی می‌كرد.

بعد از پايان كار با فراغ بال و خوشحالی و شعف می‌رفتيم بيرون، به مكان داستان‌ها؛ دور استخر، جلو هتل ايران، گاراژی كه "مرتضی" پياده شده بود و.... از فضا‌های واقعی ايده می‌گرفت و يكی دو داستان انتزاعی بيش‌تر ننوشت؛ مثل "مرا به تونل بفرستيد". "استخري پر از كابوس" دقيقا روزی نوشته شد كه يك قو كشته شد.
نجدی بدون موسيقی نمی‌نوشت و بيش‌تر چهارمضراب پرويز ياحقي همراه نوشتنش بود. فقط داستان "مرا به تونل بفرستيد" را با گيتار نوشت، كه آن‌هم به تم و فضای غيربومی حاكم بر كار برمی‌گردد.


نوشتن شعر اما برایش كاملا فرق می‌كرد. هميشه در حال شعر گفتن بود. پشت ورقه‌ دانش‌آموزان، پشت پاكت وينستون، در دفتر مشق ناتانائيل،دخترش، و زير "آب، بابا"ی يوحنا، پسرش، روی تقويم و...

در زمان زندگی خود، تنها مجموعه‌ داستان "يوزپلنگانی كه با من دويده‌اند"‌ را منتشر كرد. بقيه‌ آثارش پس از درگذشت در سن۵۶ سالگي، توسط همسرش به‌چاپ رسيد: "دوباره از همان خيابان‌ها"‌ (‌۷۹/ برنده‌ جايزه‌ نويسندگان و منتقدان مطبوعات)، مجموعه‌های شعر "خواهران اين تابستان" و دفتری از گزيده‌ ادبيات معاصر نيستان (‌۸۰)، و "داستان‌های ناتمام"(۸۰).


وقتي پياده‌روی می‌رفتیم آرامگاه شيخ زاهد گيلانی، گفته بود: "بودن در جوار آرامگاه و كوهپايه‌های آن‌جا را دوست دارد و شعر "وصيت"اش بر در خانه‌ ابدی‌اش نقش بسته‌:

و می‌بخشم به پرندگان

رنگ‌ها، كاشي‌ها، گنبد‌ها

به يوزپلنگانی كه با من دويده‌اند

غار و قنديل‌های آهك و تنهایی

و بوی باغچه را

به فصل‌هایی كه می‌آيند

بعد از من...

#بیژن_نجدی
@Writing_lovers
21👍3🙏1
دانته از بزرگترین شاعران قرون وسطی که شعرهایش را هنوز دوست دارند، کتابش را درباره سفر به دوزخ و برزخ و بهشت ​​صرفاً «کمدی» نامید.

این اثر بعدترها لقب "الهی" را از نویسنده و شاعر جوانی به نام بوکاچیو دریافت کرد.





@Writing_lovers
8🙏2
فقط آن چیزی که اعتراف نویسنده است، فقط آن آفرینشی که در آن خود را به خاک سپرده است، می‌تواند ارزشمند شود.

© الکساندر بلوک





@Writing_lovers
👍7
 
در میان یادداشت­‌ها و نوشته­‌های ناتمامی که از رضا دانشور باقی مانده، دفترچه کوچک سبز رنگی هست؛ رضا بر جلد دفترچه نوشته:  
۱ـ دم دست بماند
۲ـ پاکنویس شود
۳ـ یادگار کوچکی از تفکرات این کوچک، برای دوستی که گفت­گو سرش می­‌شود.


" باید کلمات را زبان کرد تا حکمت را دید! با نوشتن، جهان را باید شناخت. زمانی می‌رسد که خواندن‌ها دیگر نمی‌توانند دلیل وجود تو را، و وضعیت ترا برایت توضیح دهند. درمی‌یابی که در گفتن قصه‌های خیانت به گونه­‌ای دیگر خود را گفته­‌ای و آن را بازمی‌یابی. “خود ویرانگری”؟ ویژگی دیگر نویسندگان نسل من بود.

این میان می‌نویسی تا حادثه را در ید قدرت بگیری، نوشتن اقتدار است، اقتداری که بی‌تابی و دلواپسی را مسخره می‌کند و به خود سکون می‌دهد،ـ اقتداری است که به سهولت وقایع دست می‌یابد."


"ژان کلود کاریر گفته: به سبب پژوهشی که می‌کردم و بر حسب فیلمنامه­‌ای که در راه بود یک روز از متخصص اعصاب و روان اولیویه ساکس، مولف کتاب “مردی که همسرش را کلاه تصور می‌کرد” پرسیدم  که به نظر او یک انسان طبیعی کیست؟
یک انسان معمولی! شاید کسی که قادر است داستان زندگی خود را حکایت کند. او می‌داند از کجا آمده و به کجا می‌رود. گذشته­‌ای دارد، حافظه­‌ا‌ی که منظم کار می‌کند، می‌داند کجاست (هویتش چیست) و گمان دارد می‌داند به کجا می‌رود (او برای خود طرح‌هایی دارد که مرگ آخرین آنهاست). پس در این‌صورت او میان جریان یک روایت داستانی جا گرفته است. خود یک داستان است.

اگر این رابطه فرد ـ داستان بریده شود، شخص به بیرون از جریان زمان افکنده می‌شود. او دیگر نمی‌داند که کیست. نمی‌داند چه باید بکند. مفهوم زمان را نیز از دست می‌دهد. او به چیزی چنگ زده است که ظاهرا وجود نام دارد. اما او در میانه راه خود را گم کرده، دیگر وجود ندارد.”

" آن لحظه که ناتوانی در خلق و حکایت کردن داستان آغاز می‌شود، از آن هنگام که نتوان خود را به شکلی طبیعی در زمان جای داد، هم در آنجاست که زنگ خطر محو و نابودی ملتی به صدا درمی‌آید، آنها از خود بریده اند زیرا حافظه‌شان دیگر به مددشان نیامده است و به طور منظم آنچه را که باید نو کنند و تعمیم بخشند از خاطر برده اند."


#رضا_دانشور


@Writing_lovers
👍85🔥1😁1
کسی که راحت می‌خوابد کسی نیست که وجدانش راحت است، بلکه کسی است که اصلا وجدان ندارد.



باریس آکونین



📕ارابه الماس



@Writing_lovers
👍9😁21
اگر همه چیزهایی را که مردم می‌دانند بنویسید، کتاب‌های قطوری به دست می‌آید و حتی می‌توان کتاب‌های قطور تری نوشت در مورد چیزهایی که مردم هنوز نمی‌دانند.



ژول ورن


📕جزیره اسرار آمیز


@Writing_lovers
👍5🔥21