مهم نیست زندگی ما از کجا شروع میشود، مهم این است که چگونه فصلهای بعدی آن را بنویسیم.
گرگ اولسن
@Writing_lovers
گرگ اولسن
@Writing_lovers
❤6
به تخیل خود اعتماد کنید. از شکست نترسید. نوشتن! و بعد تصحیحش کنید. تصحیحش کنید و تصحیحش کنید.
© جف واندرمیر
@Writing_lovers
© جف واندرمیر
@Writing_lovers
❤4🔥3
آلیس تمام لحظات زندگیات را به خاطر بسپار تا حس شرمندگی اجازه ندهد تکرار شوند... تا در مواقع سخت از هم نپاشی ...
لوئیس کارول
✍تمرین نوشتن
درباره نقل قول بالا هرچه به ذهنتان میرسد را سریع روی کاغذ بیاورید و با آن خاطره، داستان یا جستاری بنویسید.
@Writing_lovers
لوئیس کارول
✍تمرین نوشتن
درباره نقل قول بالا هرچه به ذهنتان میرسد را سریع روی کاغذ بیاورید و با آن خاطره، داستان یا جستاری بنویسید.
@Writing_lovers
👍4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعهد در نوشتن رمان به چه معنا است؟
#شیوا_ارسطویی
تعهد در ادبیات همان شيوه زندگي است كه هر فردی آگاهانه برای خود انتخاب میكند. وقتي بديهيترين كارهايي كه انجام ميدهي و شيوهاي كه زندگي ميكني باعث ميشود ديگران با تعجب نگاهت كنند، بايد جايي سر شيوههايت بايستي.
تعهد ميتواند مثل بسياري چيزهاي ديگر نسبي باشد، چراكه هرکس به صورت فردي لذتها را كشف میکند. قرآن فلسفهي ترديد را مطرح ميكند ميگويد اول شك كن و بعد انتخاب و ايمان. من با سوء تفاهمها به مذهب رابطهاي ندارم، ولي به يكسري چيزهايي كه لذتشان را كشف كردهام، متعهدم.
مدرنيته يعني ضمير اول شخص مفرد و زندگي خصوصي. مدرنترين نويسندهها خصوصيترين لحظههاي زندگيشان را مينويسند، چون فلسفيترين نگاه را دارند. اگر اين نبود، ادبيات در همان واقعیت اجتماعي با آن تعهدهايش باقي ميماند؛ اين ادبيات به خاطر اينكه تيپ را به كاراكتر تبديل نميكرد، يك جايي تمام شد و اولين وظيفهي آدمي مثل من با اين شيوهي نوشتن، اين است كه اول خوانندههايم را تربيت كنم، چراكه فضولي ذاتي جهان سومي به جاي اينكه دنبال شهود در متنهاي با ضمير اول شخص مفرد (من) باشد، فقط كنجکاوي و تجسس ميكند.
نويسندهاي كه به طور طبيعي قلمش را برميدارد، تصميم نميگيرد چگونه بنويسد؛ اگر زن است و طبيعت زنانه دارد، عاديترين اتفاق اين است كه زنانه بنويسد.
نوشتن یعنی پافشاري روي نشانههاي طبيعي خودت.من به آدمها به عنوان فرد نگاه ميكنم و در همه جاي دنيا براي اين فرديت بايد بهايي بدهي كه در جامعهاي مثل جامعهي ما اين بها بيشتر است. به من چه كه مكتب فمينيزم چه ميگويد؛ من برداشت و جهانبيني فردي خودم را دارم و تا وقتي اين طور باشد، فريب نميخوري.
در هر صورت نويسندههايي كه تحت تاثير پديدههاي ناماندگار قرار ميگيرند، باهوش نيستند. اتفاقا زنها بايد روي ويژگيهاي خودشان تكيه كنند و فكر نكنند اين ثروت كمي است. اين درست است كه به عنوان يك زن، ارتباط من با اشياي خانگي بيشتر است و نگاهم دقيقتر و ظريفتر؛ اگر كسي به عنوان يك زن آشپزخانهاش را دوست دارد، چرا آن را انكار كند؟
چرا ويژگي درونيام را انكار كنم، بلكه برعكس بر آن تاكيد و به يك فضيلت و متن تبديلش ميكنم؛ البته معنايش اين نيست كه فقط از اين موضوع بنويسم، ولي انكار اينكه آشپزخانه محيطي است زنانه، احمقانه است. ميتوان اينها را به جهانبينيهاي بالاتري تعالي داد.
برخي از مخالفان جريان داستاننويسي زنان از نسبت «ادبيات آشپزخانهيي» استفاده ميكنند. به قول نصرت رحماني هر جايي كه كليدي هست، معنايش اين است كه قفلي وجود دارد. اگر «ادبيات آشپزخانهيي» به وجود آمد، لابد عدهاي يكسري نيازها و چيزهاي از دسترفتهشان را دارند از اين طريق بيان ميكنند. چرا عدهاي فكر ميكنند ما اگر در آشپزخانهمان باشيم، جهان خارج از آن را از دست ميدهيم و تحقير ميشويم؟ مارگريت دوراس در عين حالي كه بزرگترين نويسندهي زن جهان است، زنانهترين ميز شام را براي چرچيل ميچيند و چرچيل از لذتي كه از نظافت، ظرافت، آشپزي و توجه او به اشيا ميبرد، ميگويد.
اگر «ادبيات آشپزخانهيي» به وجود آمده است، بايد دليلش را پيدا كنيم، يكسري نيازهاي زنان گرفته شده و حالا آنها دوست دارند به محيط امن خودشان برگردند. در عين حال كسي كه ديد وسيعي داشته باشد، هيچ وقت انگ «ادبيات آشپزخانهيي» به متني نميزند و از آن به عنوان فاجعه و اعلام خطر ياد نميكند، اتفاقا اعلام خطر من اين بوده كه آشپزخانههايمان را پس بگيريم.
به نظرم زني كه خوب آشپزي ميكند، خوب ميفهمد فرم داستان چيست. زندگي زنانه سرشار از حكمت، نقد فلسفي و تاويل است و باهوشترين زنان تاريخ، زناني بودند كه از آشپزخانهشان حكم صادر كردند. زني كه نسبت به ظاهر حريم خانهاش ريزبين است، حتما در موقعيتهاي سياسي - اجتماعي هم موفقتر است.
شیوا ارسطویی نویسنده رمانهای "او را که دیدم زیبا شدم" و "نسخه اول"
@Writing_lovers
#شیوا_ارسطویی
تعهد در ادبیات همان شيوه زندگي است كه هر فردی آگاهانه برای خود انتخاب میكند. وقتي بديهيترين كارهايي كه انجام ميدهي و شيوهاي كه زندگي ميكني باعث ميشود ديگران با تعجب نگاهت كنند، بايد جايي سر شيوههايت بايستي.
تعهد ميتواند مثل بسياري چيزهاي ديگر نسبي باشد، چراكه هرکس به صورت فردي لذتها را كشف میکند. قرآن فلسفهي ترديد را مطرح ميكند ميگويد اول شك كن و بعد انتخاب و ايمان. من با سوء تفاهمها به مذهب رابطهاي ندارم، ولي به يكسري چيزهايي كه لذتشان را كشف كردهام، متعهدم.
مدرنيته يعني ضمير اول شخص مفرد و زندگي خصوصي. مدرنترين نويسندهها خصوصيترين لحظههاي زندگيشان را مينويسند، چون فلسفيترين نگاه را دارند. اگر اين نبود، ادبيات در همان واقعیت اجتماعي با آن تعهدهايش باقي ميماند؛ اين ادبيات به خاطر اينكه تيپ را به كاراكتر تبديل نميكرد، يك جايي تمام شد و اولين وظيفهي آدمي مثل من با اين شيوهي نوشتن، اين است كه اول خوانندههايم را تربيت كنم، چراكه فضولي ذاتي جهان سومي به جاي اينكه دنبال شهود در متنهاي با ضمير اول شخص مفرد (من) باشد، فقط كنجکاوي و تجسس ميكند.
نويسندهاي كه به طور طبيعي قلمش را برميدارد، تصميم نميگيرد چگونه بنويسد؛ اگر زن است و طبيعت زنانه دارد، عاديترين اتفاق اين است كه زنانه بنويسد.
نوشتن یعنی پافشاري روي نشانههاي طبيعي خودت.من به آدمها به عنوان فرد نگاه ميكنم و در همه جاي دنيا براي اين فرديت بايد بهايي بدهي كه در جامعهاي مثل جامعهي ما اين بها بيشتر است. به من چه كه مكتب فمينيزم چه ميگويد؛ من برداشت و جهانبيني فردي خودم را دارم و تا وقتي اين طور باشد، فريب نميخوري.
در هر صورت نويسندههايي كه تحت تاثير پديدههاي ناماندگار قرار ميگيرند، باهوش نيستند. اتفاقا زنها بايد روي ويژگيهاي خودشان تكيه كنند و فكر نكنند اين ثروت كمي است. اين درست است كه به عنوان يك زن، ارتباط من با اشياي خانگي بيشتر است و نگاهم دقيقتر و ظريفتر؛ اگر كسي به عنوان يك زن آشپزخانهاش را دوست دارد، چرا آن را انكار كند؟
چرا ويژگي درونيام را انكار كنم، بلكه برعكس بر آن تاكيد و به يك فضيلت و متن تبديلش ميكنم؛ البته معنايش اين نيست كه فقط از اين موضوع بنويسم، ولي انكار اينكه آشپزخانه محيطي است زنانه، احمقانه است. ميتوان اينها را به جهانبينيهاي بالاتري تعالي داد.
برخي از مخالفان جريان داستاننويسي زنان از نسبت «ادبيات آشپزخانهيي» استفاده ميكنند. به قول نصرت رحماني هر جايي كه كليدي هست، معنايش اين است كه قفلي وجود دارد. اگر «ادبيات آشپزخانهيي» به وجود آمد، لابد عدهاي يكسري نيازها و چيزهاي از دسترفتهشان را دارند از اين طريق بيان ميكنند. چرا عدهاي فكر ميكنند ما اگر در آشپزخانهمان باشيم، جهان خارج از آن را از دست ميدهيم و تحقير ميشويم؟ مارگريت دوراس در عين حالي كه بزرگترين نويسندهي زن جهان است، زنانهترين ميز شام را براي چرچيل ميچيند و چرچيل از لذتي كه از نظافت، ظرافت، آشپزي و توجه او به اشيا ميبرد، ميگويد.
اگر «ادبيات آشپزخانهيي» به وجود آمده است، بايد دليلش را پيدا كنيم، يكسري نيازهاي زنان گرفته شده و حالا آنها دوست دارند به محيط امن خودشان برگردند. در عين حال كسي كه ديد وسيعي داشته باشد، هيچ وقت انگ «ادبيات آشپزخانهيي» به متني نميزند و از آن به عنوان فاجعه و اعلام خطر ياد نميكند، اتفاقا اعلام خطر من اين بوده كه آشپزخانههايمان را پس بگيريم.
به نظرم زني كه خوب آشپزي ميكند، خوب ميفهمد فرم داستان چيست. زندگي زنانه سرشار از حكمت، نقد فلسفي و تاويل است و باهوشترين زنان تاريخ، زناني بودند كه از آشپزخانهشان حكم صادر كردند. زني كه نسبت به ظاهر حريم خانهاش ريزبين است، حتما در موقعيتهاي سياسي - اجتماعي هم موفقتر است.
شیوا ارسطویی نویسنده رمانهای "او را که دیدم زیبا شدم" و "نسخه اول"
@Writing_lovers
👏5👍2
کارلو کلودی، وقتی ماجراهای پینوکیو را نوشت، قصد نداشت قهرمان خود را از یک عروسک چوبی به پسر واقعی تبدیل کند. مقدر بود که پینوکیو توسط گربه و روباه بر روی درخت بلوط به دار آویخته شود تا درس عبرتی باشد برای همه کودکانی که دروغ میگویند و از بزرگتر خود نافرمانی میکنند.
اما نویسنده برای گرفتن مجوز چاپ از سوی سردبیر روزنامه کودک وادار شد تا ادامه ماجراهای پینوکیو را به آن شکل بنویسد.
@Writing_lovers
اما نویسنده برای گرفتن مجوز چاپ از سوی سردبیر روزنامه کودک وادار شد تا ادامه ماجراهای پینوکیو را به آن شکل بنویسد.
@Writing_lovers
👍7😁3⚡1
استعداد چیست؟ استعداد عبارت است از توانایی گفتن یا بیان خوب در جایی که دیگران متوسط میگویند و ضعیف بیان میکنند.
آلبر کامو
@Writing_lovers
آلبر کامو
@Writing_lovers
👍5❤2
نویسنده توانا وقتی در مورد کاراکترهای مختلف مینویسد اول باید کاراکتر را چه مرد و چه زن باشد، بشناسد. باید ببیند دوربینش کجاست و از چه زاویهای دارد نگاه میکند. ذهن و روان کاراکترش را بشناسد و بداند که چه وقایعی را میخواهد انتخاب کند. این به نظر من به نوعی جهانبینی و کاراکتر خود نویسنده را نشان میدهد و بیشتر یک تکنیک است. اگر یک چیزی درونی یک نویسنده نباشد ادبیات آن را نمی پذیرد و آنچه درونی نویسنده است را به نوعی بروز میدهد چه نویسنده بخواهد چه نخواهد.
#سپیده_شاملو
@Writing_lovers
#سپیده_شاملو
@Writing_lovers
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر میتوانستم، همیشه مینشستم و میخواندم.
دنیل کیز
📕گلی برای آلجرنون
من الان در حال خواندن کتاب نشانهای برای رهایی هستم.
@Writing_lovers
دنیل کیز
📕گلی برای آلجرنون
من الان در حال خواندن کتاب نشانهای برای رهایی هستم.
@Writing_lovers
👍4🔥3❤1
ریختن اندوه با کلمات یا اشک همیشه آسان تر از پنهان کردن آن در درون خود است.
دنیل دفو
📕رابینسون کروزوئه
درباره این جمله یا پیرامون آن داستان کوتاه یا جستاری بنویسید.
@Writing_lovers
دنیل دفو
📕رابینسون کروزوئه
درباره این جمله یا پیرامون آن داستان کوتاه یا جستاری بنویسید.
@Writing_lovers
👍9
❤15👍5
شما میتوانید چشمان خود را روی آنچه میبینید ببندید. اما نمیتوانید قلب خود را روی آنچه احساس میکنید ببندید.
فردریش نیچه
آنچه را احساس میکنید، دنبال کنید. شهود را نادیده نگیرید. گنج بزرگ شما آنجا در انتظارتان است.
@Writing_lovers
فردریش نیچه
آنچه را احساس میکنید، دنبال کنید. شهود را نادیده نگیرید. گنج بزرگ شما آنجا در انتظارتان است.
@Writing_lovers
❤5👍4🔥1
✍تمرین نوشتن
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند تکرار کنید و بنویسید. سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و دربارهاش جستار یا داستانی کوتاه بنویسید.
@Writing_lovers
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند تکرار کنید و بنویسید. سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و دربارهاش جستار یا داستانی کوتاه بنویسید.
@Writing_lovers
🔥10
چه قدر دشوار است زندگی کردن! فقط پس از این که کاری در نوشتن انجام می دهم، تازه به یاد میآورم که گویا در حین کار، مشغول زندگی کردن بودهام و بس!
#محمود_دولت_آبادی
@Writing_lovers
#محمود_دولت_آبادی
@Writing_lovers
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک روز، آرتور کانن دویل، که ناشر مجله بود و مانند هر ناشری، داستانهای بسیار بدی از سوی نویسندگان دریافت میکرد، نامهای به دستش رسید: «آقا، هفته گذشته داستان مرا به من بازگرداندید. میدانم که آن را کامل نخواندید چون چند صفحه را کنار هم چسباندم تا مطمئن شوم، اما متوجه شدم که این صفحات باز نشده باقی مانده اند. فکر نمیکنم کار درستی باشد که داستانها را بدون خواندن کاملشان بازگردانید.»
کانن دویل پاسخ داد: «آقا، اگر برای صبحانه یک تخممرغ به شما بدهند، آیا واقعاً لازم است که تمام آن را بخورید تا بفهمید که مزهاش گند است.»
@Writing_lovers
کانن دویل پاسخ داد: «آقا، اگر برای صبحانه یک تخممرغ به شما بدهند، آیا واقعاً لازم است که تمام آن را بخورید تا بفهمید که مزهاش گند است.»
@Writing_lovers
😁7👍3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون خواندن، آموزش واقعی وجود ندارد، ذوق، کلام، ادراک چندوجهی از چیزها نمیتواند وجود داشته باشد. گوته و شکسپیر یک دانشگاه کامل هستند. با خواندن، انسان قرن ها زنده میماند.
ا.ل. هرتسن
@Writing_lovers
ا.ل. هرتسن
@Writing_lovers
❤6