نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
من نیاز به مطالعه، مطالعه و مطالعه را احساس می‌کنم.


لئو تولستوی
خاطرات، آوریل۱۸۵۶


@Writing_lovers
10👍3
روزی می‌رسد که باید تصمیم بگیرید کجا بروید و شما باید بلافاصله به جایی که تصمیم گرفتید بروید. باید مستقیما به آنجا بروید و حق ندارید یک دقیقه هم تلف کنید.

جروم سلینجر



تمرین نوشتن

درباره جمله بالا از میان خاطرات و تفکرات خود داستانی کوتاه یا یک جستار بنویسید.‌



@Writing_lovers
4
این گونه حکایت می‌شود که در یک دهکده در پایان شب، همه اهالی روستا در مهمانخانه محقری حاضر بودند. مردی فقیر و ژنده پوش که هیچ کس او را نمی‌شناخت در پشت صحنه و در گوشه ای چنبرک زده بود.

از همه چیز سخن به میان آمد. در این لحظه یکی از حاضرین پرسید که اگر فکر کنند تنها یکی از آرزوهایشان برآورده می‌شود آن آرزو چه خواهد بود. نفر اول پول می‌خواست. دیگری یک داماد. و یکی دیگر یک میز درودگری و به این ترتیب همه آرزوهای خود را بیان کردند به غیر از آن ژنده پوشی که در گوشه تاریکی نشسته بود. با اکراه و دودلی وی تسلیم چنین پرسشی شد و گفت:

من می‌خواستم پادشاه پرقدرتی باشم و بر سرزمینی بزرگ حکومت کنم. یک شب هنگامی که در قصرم خوابیده‌ام دشمن از مرز وارد شود و قبل سپیده دم، سوارانش به من حمله کنند و هیچ مقاومتی وجود نداشته باشد. در این حالت با ترس از خواب بیدار شوم و بدون آنکه فرصت لباس پوشیدن داشته باشم با همان پیراهن خود مجبور به فرار شوم و شب و روز از میان کوه و دره و جنگل و تپه بدون استراحت بگریزم تا اینکه سرانجام نجات یافته به این نیمکت در این گوشه مهمانخانه شما بگریزم.

حاضرین که متوجه حرفهای مرد ناشناس نشده بودند به یکدیگر نگاه کردند تا اینکه یکی از آنها پرسید:" و تو از چنین آرزویی چه میخواهی؟" جواب یک پیراهن بود.

والتر بنیامین

گزیده مقالات
📕 نشانه ای برای رهایی


@Writing_lovers
🔥3👍2
او سُر خورد، بالا رفت، افتاد، بلند شد، راهش را حس کرد و سرسختانه به جلو رفت، همین. این راز هر پیروزی است.

ویکتور هوگو





@Writing_lovers
7👏1
کلمات! با کمک آنها می‌توانید هر چیزی را بسازید و یا هر چیزی را نابود کنید.

النا فرانته




تمرین نوشتن

درباره جمله بالا از میان خاطرات و تفکرات خود یک جستار بنویسید.‌



@Writing_lovers
3🔥1
برای شبیه شدن به ژولیوس سزار، طاس بودن کافی نیست. میل به نوشتن برای نویسنده شدن و نوشتن کتاب کافی نیست. یادداشت های شما باید انبوه باشد. باید هر چیز را بیازمایید. هرنوع قالبی را و مدتی طولانی فقط و فقط بنویسید و یادبگیرید.


گیوم موسو



@Writing_lovers
👍62
Roodaki-Anvar- 1352
Manouchehr Anvar
ا═.🍃.═════════ا
گزیده‌ای از شعرهای رودکی

ا══════════.🍃.═ا

با صدای منوچهر انور
پری‌خوانیِ پری زنگنه
موسیقیِ فریدون شهبازیان.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
سال ۱۳۵۲
@AnSoo
4
اگر نویسنده کتابی را با آتش الهام شعله‌ور نکند، خوانندگان را برافروخته نمی‌کند.



© نجیب محفوظ



@Writing_lovers
🔥4👍1
برای یک نویسنده، نه تنها نوشتن یک کتاب خوب، بلکه ارائه درست آن هم مهم است! در یادداشت زیر، فهرستی از نکاتی که در نوشتن یک کتاب خوب اهمیت دارد، آمده است:



۱. کوتاه و واضح بنویس. مختصر و واضح لطفا.


۲. نشان دادن بسط و توسعه شخصیت (و در واقع، توسعه آن و تفکر درباره‌اش) ضروری است. چرا این شخصیت توجه خواننده را به خود جلب می‌کند؟ چرا جالب و خاص (!) است؟


۳. اگر قهرمانان زیادی وجود دارد، شخصیت اصلی نویسنده کیست و او واقعاً به چه چیزی نیاز دارد؟ هدف درونی‌اش چیست؟(حتی اگر پنهان باشد).


۴. به درستی مشخص کنید که خوانندگان بالقوه‌ کتاب چه کسانی هستند: سن، نه فقط سن بلکه مهمتر از همه ویژگی‌ها و علایق‌شان چیست.


۵. کتاب را طوری تنظیم کنید که مشخص شود چرا کار برای آنها جالب است. مثل یک تماشاگر به کارتان نگاه کنید.


۶. حتماً خلاصه داستان بنویسید - ابتدا، وسط و پایان (!) کتاب‌تان (البته کمی توضیح دهید، نه کل متن را). این برای تجسم سریع پتانسیل داستان‌تان مهم است. معماها و سوالات بلاغی را برای بعد بگذارید تا مخاطب با آن سرگرم شود. ناشر باید بتواند خط داستانی را درک کند.


۷. نشان دهید که کتاب شما حداقل حاوی چه چیزهای مد روز و محرک (در صورت وجود) است، درباره روان درمانگران، قاتلان زنجیره‌ای، درباره دعواهای مدرسه‌ای و غیره. اگر درباره اینها نیست دو برابر قانع کننده‌تر توضیح دهید که چرا کتاب شما جالب است و باید منتشر شود.


۸. به روش ارائه کتاب فکر کنید؛ به طور ساختاری به آن فکر کنید! اگر فقط داستان بگویید، توجه شنوندگان در عرض کمتر از ۲ دقیقه یا سریعتر، بسته به شانس شما، از بین می‌رود.



@Writing_lovers
👏5👍3
آیین رونمایی از مجموعه شعر " تو رفته‌ای یا من؟"
سروده‌ی محمدرضا روزبه
جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۰ صبح
بروجرد، ابتدای خ بهار، سالن اجتماعات شهرداری
👍3
دنیا گاهی مثل یک کابوس وحشتناک و بی‌رحم است. فقط کتاب‌ها می‌توانند نجات‌مان دهند، فقط در آنها می‌توان همدردی، تسلیت و عشق یافت... کتاب‌ها، بدون اینکه در ازای آن چیزی بخواهند، هر کس که آن را باز می‌کند دوست دارند. آنها هرگز حتی کسانی را که به آنها اهمیت نمی‌دهند، ترک نمی کنند.



کورنلیا فونکه


@Writing_lovers
8👍1
تخیل مرا از اینکه براساس برنامه قبلی فکر کنم و یا بنویسم باز می‌دارد. تصور اینکه تخیل، چه نقش عظیمی در زندگی من داشته است دشوار است. من در سی سالگی متوجه این ویژگی خودم شدم.

گاهی در قطار یا اتوبوس، وقتی زمان به کندی می گذرد، خودم را از پرسه زدن در میان تصاویر و سازه‌هایی که به نظر کاری بی‌ثمر می‌رسد، بازمی‌دارم؛ اما هدایت مدام فکرم به مسیر درست و برگرداندن آن به منبع مفید برایم خسته کننده است و لحظه ای فرا می رسد که افکارم سرگردان می شوند، یا بهتر است بگوییم، در همه جهات پخش می‌شوند: آنگاه ساعت‌ها با سرعت برق و بدون در نظر گرفتن وقت می‌گذرند و به عقب نگاه می‌کنم و می‌بینم به مقصد رسیده‌ام.

آلبر کامو

۱۰ فوریه ۱۹۴۳


@Writing_lovers
👍52
شجاعت استفاده از ذهن خود را داشته باشید!



امانوئل کانت



@Writing_lovers
12👏1
نکاتی درباره روند داستان‌نویسی

#محمد_حسینی

هر نویسنده‌ای وقتی رمانی را شروع می‌کند، قاعده‌ای را بنا می‌گذارد. این قاعده از روی جلد شروع و به پشت جلد ختم می‌شود. یعنی توضیح اول رمان جزو قاعده رمان است. ننوشتن این توضیح نه اینکه فقط تغییر ایجاد کند که متن را نیز ناقص می‌کرد.


معتقدم که محتوا بخشی از فرم است و نثر، جزیی از داستان و فرم است. به گمانم، ویژگی هر نویسنده و هرکسی که ادعای نویسندگی دارد برآمدن از مدعای خود است و آن ادعا هم در نثر ظهور پیدا می‌کند. نمی‌توانم بپذیرم آدم‌هایی که ادعای نویسندگی دارند فارسی بلد نباشند. حواسم به این هست که داستان، نثر است به علاوه کلی ویژگی‌های دیگر، اما نویسنده باید تا حد ممکن نثری سالم داشته باشد. نثر سالم ابزار خودنمایی نیست، وسیله کار است.

اگرچه حتی ممکن است داستان ایجاب کند نویسنده غلط بنویسد؛ چه غلط املایی، چه دستوری. این موضوع مشروط بر اینکه فرم کتاب ایجاب کند رواست، ولی وقتی فرم کتاب ایجاب نمی‌کند نشانه کم دانشی است.

نثر فارسی و ادبیات کلاسیک هم جزو میراث ما است. این ادبیات به تک‌تک ایرانی‌ها و فارسی زبان‌ها تعلق دارد.

من با ضرباهنگ ذهنی خودم فکر می‌کنم و صلاح را در این می‌بینم که جهان را آن طوری که می‌بینم بنویسم. در رمان آبی‌تر از گناه از یک آدم ١٠ نمونه نداریم، در واقع از ده‌ها آدم در این متن، یک نمونه داریم. او گاهی این است، گاهی آن و گاهی آن یکی و در تلاش است که بین شخصیت‌های مختلف وجودش رابطه منطقی برقرار کند. با هرکدام از اینها دارد تلاش می‌کند خودش و جامعه خودش را بازخوانی کند، ببیند، بشناسد و پی ببرد.

بلاهایی که طی تاریخ بر سر ما آمده از ما آدم‌هایی عجیب ساخته است. من در چند سال باقیمانده تا ۵٠ سالگی، هفته‌ای نیست که مچ خودم را نگیرم و با چیزی جدید در خودم روبه‌رو نشوم. این محصول سابقه تاریخی است که هنوز برای خود ناشناخته‌ایم. ما همه سردرگم هستیم. آدم‌های روشن و دقیقی نیستیم. البته هیچ امتیاز و ارزشی در آن نیست. یک ویژگی است. گویی گیاهی بوده‌ایم که در مسیر رستن و سبز شدن مدام با مانع روبه‌رو شده‌ایم، کشته شدیم و از بین رفته‌ایم یا مانع را دور زده‌ایم. اسناد روشن تاریخی در این باره وجود دارد.

مثلا از مهاجرت قوم آریایی به ایران که دیگر قبل از آن چندان روشن نیست، مسیر تاریخی را از سر گذرانده‌ایم. جایی خوانده‌ام هر کودکی که به دنیا می‌آید- لااقل در ایران- در روز تولدش، کودکی است یک روزه، به علاوه هفت هزار سال. یعنی آن هفت هزار سال روی دوش و ژن اوست. وقتی بزرگ می‌شود هر سنی که دارد هفت هزار سالی پشتش است و آن هفت هزار سال، لااقل آن طور که من می‌بینیم، هفت هزار سال تلخی است. من گذرا از چیزی عبور نکرده‌ام، این تاریخ است که کوبیده و کوفته و گذر کرده است.


من هم تربیت شده همین محیط و جامعه هستم. همه آن ترس‌ها در من هم هست و غیرقابل کنترل است.نخواستم از بعضی بگویم. گزینشی در نظرم نبود. یک آدم ایرانی کلی را در نظر گرفتم، با ویژگی‌های عمومی و نمایشش دادم. نق‌زن، ‌غر زن‌، دروغگو، ریاکار، ‌کوشا، عاشق پیشه. فکر کردم ویژگی‌های عمومی یک آدم ایرانی چیست. نه می‌خواستم حکم صادر کنم و نه انسان ایرانی را قضاوت کنم. اما من داستان خودم را می‌نویسم. همیشه یک فرم کلی در ذهنم است و بر اساس آن فرم ذهنی کم‌کم داستانم ساخته می‌شود.


محمد حسینی نویسنده رمان‌های آبی‌تر از گناه و آن‌ها که ما نیستیم


@Writing_lovers
👍4🔥2
هر اتفاقی که برای شما می‌افتد، چیزی را به دل نگیرید. چیزهای کمی در دنیا برای مدت طولانی مهم باقی می‌مانند. به خصوص اگر شب اتفاق بیفتد. شب همه چیز را به ظاهر پیچیده می‌کند.



اریش ماریا ریمارک



@Writing_lovers
👏5👍3🔥1