خواندن شعر همیشه مرا دل و جرات میبخشد.
ویلیام جیمز
🌱یک شعر از الیزابت براونینگ
چگونه دوست دارمت؟
بگذار روشهایم را بشمرم
دوستت دارم
به ژرفا و پهنا و بلندایی
که روحم را توان رسیدن به آن هست
آنگاه که سرشار از حسی ناپیدا
به نهایت بودن
و کمال زیبایی هستم
دوستت دارم
به اندازه خاموشترین نیاز هر روز
به آفتاب و نور شمع
@Writing_lovers
ویلیام جیمز
🌱یک شعر از الیزابت براونینگ
چگونه دوست دارمت؟
بگذار روشهایم را بشمرم
دوستت دارم
به ژرفا و پهنا و بلندایی
که روحم را توان رسیدن به آن هست
آنگاه که سرشار از حسی ناپیدا
به نهایت بودن
و کمال زیبایی هستم
دوستت دارم
به اندازه خاموشترین نیاز هر روز
به آفتاب و نور شمع
@Writing_lovers
❤7🔥2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادبیاتی که صرفا براساس ذائقه خواننده پیش میرود، ادبیات تحقیر شدهای است. هدف من ناامید کردن انتظارات سنتی و الهام بخشیدن به انتظارات جدید است.
©النا فرانته
@Writing_lovers
©النا فرانته
@Writing_lovers
🔥5👍1
لپتومانیک فردی است که کتاب میدزدد.
یکی از مشهورترین کتاب شناسان، استفان بلومبرگ است که بیش از ۲۳۰۰۰ کتاب کمیاب را از ۲۶۸ کتابخانه دزدید. او برای تکمیل مجموعه خود، به دزدیدن معادل ۲۰ میلیون دلار کتاب پرداخت.
بلومبرگ از روشهای مختلفی استفاده میکرد: گاهی اوقات از طریق سیستم تهویه و گاه حتی از چاه آسانسور به کتابخانه راه پیدا میکرد.
🙃😄😱
@Writing_lovers
یکی از مشهورترین کتاب شناسان، استفان بلومبرگ است که بیش از ۲۳۰۰۰ کتاب کمیاب را از ۲۶۸ کتابخانه دزدید. او برای تکمیل مجموعه خود، به دزدیدن معادل ۲۰ میلیون دلار کتاب پرداخت.
بلومبرگ از روشهای مختلفی استفاده میکرد: گاهی اوقات از طریق سیستم تهویه و گاه حتی از چاه آسانسور به کتابخانه راه پیدا میکرد.
🙃😄😱
@Writing_lovers
😱4⚡2👍2
کلمات بمب و گلوله نیستند، آنها میتوانند هدیههای کوچک پرمعنایی باشند.
فیلیپ راث
✍تمرین نوشتن
درباره جمله بالا از میان تجربیات و اندیشههایتان متنی در قالبِ جستار، داستانکوتاه یا خاطره بنویسید.
@Writing_lovers
فیلیپ راث
✍تمرین نوشتن
درباره جمله بالا از میان تجربیات و اندیشههایتان متنی در قالبِ جستار، داستانکوتاه یا خاطره بنویسید.
@Writing_lovers
👍5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسنده با یک ویژگی عجیب متمایز میشود: توانایی به خاطر آوردن واضح چیزی که هرگز برای او اتفاق نیفتاده است. این حافظه تمام احساسات مشخصه یک شخص است و وقتی آن را باز میکنید، میبینید، میشنوید، بو میکنید، لمس میکنید ، چنانکه گویی در واقعیت رخ داده است و وقتی این اتفاق میافتد، شخصیتها طوری صحبت میکنند که انگار آدمهای واقعی هستند، دردشان را احساس میکنید و به شوخیهایشان میخندید و اگر مریض باشی یا از ته دل بخندی، خواننده هم مریض میشود و میخندد. جایی که شما گریه کردید گریه میکند، از خشم شما خشمگین میشود و از شادی شما میدرخشد. اگر خالصانه بنویسی بازی را بُردهای چون صداقت نویسنده تنها راه رسیدن او به روح خواننده است.
بوریس واسیلی
📕اسبها در حال پروازند
@Writing_lovers
بوریس واسیلی
📕اسبها در حال پروازند
@Writing_lovers
❤8👍1😍1
من مشتاقانه میخواهم به مدت پنج سال در جایی پنهان شوم و خودم را با کار جدی مشغول کنم.
آنتوان چخوف
📕خاطرات
@Writing_lovers
آنتوان چخوف
📕خاطرات
@Writing_lovers
❤12👍1
نخستین عامل، جوهر قصه است که فکرم را به خودش مشغول میکند. از چه میخواهم بگویم؟ وحشت بشر؟ یا از شرم انسان؟ یا از یک فریاد درگلومانده، یا توصیف فروریختن ارزشهای انسانی؟ یا چیز دیگر؟ و این شناخت و آگاهی من را به جوهر قصه هدایت میکند.
#قاضی_ربیحاوی
@Writing_lovers
#قاضی_ربیحاوی
@Writing_lovers
🔥5
برای اینکه صادقانه زندگی کنید، باید مبارزه کنید، گیج شوید، اشتباه کنید، دوباره شروع کنید و دست از کار بکشید و باز دوباره شروع کنید و برای همیشه بجنگید.
لئو تولستوی
✉️نامهها
@Writing_lovers
لئو تولستوی
✉️نامهها
@Writing_lovers
❤9👍2
خودت چیزی بساز که میتواند دنیا را نجات دهد و اگر در راه غرق شدی، حداقل میفهمی که تا ساحل شنا کردهای.
ری بردبری
✍ تمرین نوشتن
درباره جمله بالا خاطره، داستانک یا جستاری کوتاه بنویسید و سپس برگردید و با کلمات دقیق کاملش کنید.
@Writing_lovers
ری بردبری
✍ تمرین نوشتن
درباره جمله بالا خاطره، داستانک یا جستاری کوتاه بنویسید و سپس برگردید و با کلمات دقیق کاملش کنید.
@Writing_lovers
🔥4👍2
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
۵ کتاب برتر کلاسیک که نثرتان را تقویت میکند:
📖بوستان سعدی| نشرخوارزمی| توصیحات و تصحیح غلامحسین یوسفی نمونه خوبی است.
📖داستانهای بیدپا | | نشر خوارزمی| نسخهای عالی از داستانهای کلیله و دمنه با نثری ساده
📖قابوس نامه| قابوس کیکاوس وشمگیر| نشر فردوس| تصحیح سعید نفیسی
📖سفرنامه ناصرخسرو| نشر مرکز| تصحیح جعفر مدرس صادقی
📖تاریخ بیهقی| نشر مهتاب| توضیح و تصحیح خطیب رهبر
@Writing_lovers
📖بوستان سعدی| نشرخوارزمی| توصیحات و تصحیح غلامحسین یوسفی نمونه خوبی است.
📖داستانهای بیدپا | | نشر خوارزمی| نسخهای عالی از داستانهای کلیله و دمنه با نثری ساده
📖قابوس نامه| قابوس کیکاوس وشمگیر| نشر فردوس| تصحیح سعید نفیسی
📖سفرنامه ناصرخسرو| نشر مرکز| تصحیح جعفر مدرس صادقی
📖تاریخ بیهقی| نشر مهتاب| توضیح و تصحیح خطیب رهبر
@Writing_lovers
❤5👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتابی خواندم و بعد از خواندن آن را بستم و دوباره در قفسه کتابخانهام گذاشتم. اما کلماتی در این کتاب بود که نمیتوانم فراموششان کنم. آنقدر در من نفوذ کردهاند که دیگر نمیتوانم از شخصیتم متمایزشان کنم. از این به بعد دیگر آن چیزی نیستم که بدون شناختن آن کلمات بودم. بگذار کتابی را که این کلمات را در آن خواندهام فراموش کنم. نه نمیتوانم... بگذارید آنها را دقیقاً به خاطر بسپارم... نه نمیشود.... پس چه؟ وقتی آنها را خواندهام دیگر هرگز نمیتوانم همانی شوم که بودم.
آندره ژید
@Writing_lovers
آندره ژید
@Writing_lovers
❤5🔥1
گاهی لازم است تمام دنیا را بگردی تا بفهمی که گنج در نزدیکی خانه خودت دفن شده.
پائولو کوئیلو
✍تمرین نوشتن
پیرامون جمله بالا بنویسید. هر خاطرهای که میتواند مربوط به چنین تجربهای باشد را با جملات بهم متصل کنید و با آن جستار یا داستانی بنویسید.
@Writing_lovers
پائولو کوئیلو
✍تمرین نوشتن
پیرامون جمله بالا بنویسید. هر خاطرهای که میتواند مربوط به چنین تجربهای باشد را با جملات بهم متصل کنید و با آن جستار یا داستانی بنویسید.
@Writing_lovers
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجربهها و نویسندگی
#قاضی_ربیحاوی
یکی از کارهای ادبیات، کشف حسها و حالات پنهان در وجود آدمیست و برملا کردن آن چیزهایی که ما حتی از خود خودمان هم پنهانش کردهایم به اضافه انتقال مقداری دانش و تجربههای تازه به خواننده و همچنین افشاگریهای درونیی اساسی که برای همهی نسلها قابل درک باشد.
نویسندههای امروز ما سعی میکنند داستانهایی بنویسند که خواننده فقط از خواندن آن لذت ببرد و نه این که با حس و حالی تازه مواجه بشود، در یک جمله اینکه نویسندههای امروز ایرانی میدوند به دنبال خوانندهی امروز ببینند او چه دوست دارد و به اصطلاح چگونه حال میکند تا همان را برایش توصیف و تولید بکنند، درحالیکه کار ادبیات این نیست.
مثلاً بیشتر شخصیتهای داستانهای جدید هنرمندانی هستند که از زوایای متفاوت به خود و به اطراف خود نگاه میکنند. به نظر من شخصیت نویسنده به عنوان شخصیت اصلی برای یک داستان، حدیثی کار شده و کهنه است، اینهمه افراد جالب و جذاب در جامعه هست در شغلها و پستهای جوراجور و در اشکال متفاوت، اینهمه حرفههای تازه و غریب در ایران هست، حرفههای صواب و ناصواب که به تازگی در جامعه تولید شدهاند، و آدمهایی که هرکدام شخصیت درخشانی برای یک داستان کوتاه یا رمان هستند، اما نمیدانم چرا و چطور شد که اینهمه روشنفکر هنرمند و نویسنده وارد ادبیات ما شد به عنوان شخصیت اصلی داستان؟
من این موضوع را هم ناشی از سانسور میدانم. با اینهمه امکانات، سانسور توان این را دارد که پارازیت بیندازد در جریانها و تفکرات ادبی، مانع شکل گیری ادبیاتی شود که حرف جدی برای گفتن دارد. همچنین توانسته این فریب را به بعضیها تحمیل بکند که اگر در اثرت به مسایل موجود جامعه امروز بپردازی عقبمانده هستی و از هنر روز جهان بیخبری و پس جهانی هم نمیشوی.
مایلم به نویسنده جوان توصیه بکنم یکبار دیگر برگردد و داستانهای شاهکار صد ساله اخیر ایرانی را بخواند و چگونگی تکنیک را در آنها جستجو بکند، خواهد دید البته اغلب آنان بر تکنیک داستان خود آگاه هستند اما این آگاهی در همه آنها کامل و با مشخصات یکسان نیست بلکه هرکدام یک روش استفاده کُلی از یک تکنیک را دارد و همه هم برای این است که داستان خود را راحتتر و جذابتر به خواننده منتقل بکند، مثلاً نویسندهای برای بیان داستانش از ساز و برگ شعر استفاده کرده و دیگری داستانش را به زبان مردم عادی عامی کوچه و بازار برگردانده و البته با فارسی درست و آنقدر شیوا که خود شیوه نگارش آن داستان گامی ست در جهت ارزش زبان و نه در جهت تخریب آن، و خلاصه یک نویسنده دیگر لحن روایت و نقالی را که برای خواننده ایرانی ملموس و آشناست به عنوان تکنیک حاکم بر داستان خود برگزیده است و دیگری زبان مُقطع و مُردد و شکاک روشنفکر ایرانی را محور تکنیکی داستان خود قرار داده، و بدینگونه همینطور با کشف تکنیکهای جور به جور مواجه خواهی شد، و موضوع مهم این هست که همه آن تکنیکها در خدمت داستان هستند و نه حاکم و آقابالاسر داستان.
من برای کار و تلاش بروبچه های مُستعد جوان خیلی ارزش و احترام قائل هستم و مایلم به آنها بگویم در اعتماد کردن به کتابهای ترجمه و به کارگیری تکنیکها بیشتر احتیاط بکنند. خُب، البته شک نیست که تکنیک خیلی کمک میکند به نویسنده که چطور رابطهی درست برقرار بکند با خواننده. اصلاً تکنیک همین پُل بین نویسنده و خواننده است.اما نویسنده زمانی پا بر این پل میگذارد که میداند به چه مقصود و با چه هدفی دارد از روی این پل گذر میکند، نویسنده جوان گاهی فقط میخواهد با یک تکنیک تازه دیگران را شگفتزده بکند، به تعبیری فقط مجذوب آن پل شده است بی آنکه بداند در آنسوی آن چه هست، و تأثرانگیزتر اینکه همه فقط یک پل را چسبیدهاند و همان را تکرار میکنند.
درست است که درد بیشتر مردم دنیا در همه جا یکسان است ولی ثابت شده که شیوههای بیانی هنری در ملیتهای متفاوت اشکال متفاوت داشته است چون شیوههای هنری از ذات و از جان مردم همان ملت بیرون می آید، پس بهتر این هست که ما تکنیک و روش بیان هر داستانی را در داخل همان داستان جستجو بکنیم و نه در جایی خارج از آن داستان.
قاضی ربیحاوی
آغازگر ادبیات ضد جنگ
نویسنده رمانهای لبخند مریم و مجموعهداستانهای از این مکان، یک روز گرم تهران
@Writing_lovers
#قاضی_ربیحاوی
یکی از کارهای ادبیات، کشف حسها و حالات پنهان در وجود آدمیست و برملا کردن آن چیزهایی که ما حتی از خود خودمان هم پنهانش کردهایم به اضافه انتقال مقداری دانش و تجربههای تازه به خواننده و همچنین افشاگریهای درونیی اساسی که برای همهی نسلها قابل درک باشد.
نویسندههای امروز ما سعی میکنند داستانهایی بنویسند که خواننده فقط از خواندن آن لذت ببرد و نه این که با حس و حالی تازه مواجه بشود، در یک جمله اینکه نویسندههای امروز ایرانی میدوند به دنبال خوانندهی امروز ببینند او چه دوست دارد و به اصطلاح چگونه حال میکند تا همان را برایش توصیف و تولید بکنند، درحالیکه کار ادبیات این نیست.
مثلاً بیشتر شخصیتهای داستانهای جدید هنرمندانی هستند که از زوایای متفاوت به خود و به اطراف خود نگاه میکنند. به نظر من شخصیت نویسنده به عنوان شخصیت اصلی برای یک داستان، حدیثی کار شده و کهنه است، اینهمه افراد جالب و جذاب در جامعه هست در شغلها و پستهای جوراجور و در اشکال متفاوت، اینهمه حرفههای تازه و غریب در ایران هست، حرفههای صواب و ناصواب که به تازگی در جامعه تولید شدهاند، و آدمهایی که هرکدام شخصیت درخشانی برای یک داستان کوتاه یا رمان هستند، اما نمیدانم چرا و چطور شد که اینهمه روشنفکر هنرمند و نویسنده وارد ادبیات ما شد به عنوان شخصیت اصلی داستان؟
من این موضوع را هم ناشی از سانسور میدانم. با اینهمه امکانات، سانسور توان این را دارد که پارازیت بیندازد در جریانها و تفکرات ادبی، مانع شکل گیری ادبیاتی شود که حرف جدی برای گفتن دارد. همچنین توانسته این فریب را به بعضیها تحمیل بکند که اگر در اثرت به مسایل موجود جامعه امروز بپردازی عقبمانده هستی و از هنر روز جهان بیخبری و پس جهانی هم نمیشوی.
مایلم به نویسنده جوان توصیه بکنم یکبار دیگر برگردد و داستانهای شاهکار صد ساله اخیر ایرانی را بخواند و چگونگی تکنیک را در آنها جستجو بکند، خواهد دید البته اغلب آنان بر تکنیک داستان خود آگاه هستند اما این آگاهی در همه آنها کامل و با مشخصات یکسان نیست بلکه هرکدام یک روش استفاده کُلی از یک تکنیک را دارد و همه هم برای این است که داستان خود را راحتتر و جذابتر به خواننده منتقل بکند، مثلاً نویسندهای برای بیان داستانش از ساز و برگ شعر استفاده کرده و دیگری داستانش را به زبان مردم عادی عامی کوچه و بازار برگردانده و البته با فارسی درست و آنقدر شیوا که خود شیوه نگارش آن داستان گامی ست در جهت ارزش زبان و نه در جهت تخریب آن، و خلاصه یک نویسنده دیگر لحن روایت و نقالی را که برای خواننده ایرانی ملموس و آشناست به عنوان تکنیک حاکم بر داستان خود برگزیده است و دیگری زبان مُقطع و مُردد و شکاک روشنفکر ایرانی را محور تکنیکی داستان خود قرار داده، و بدینگونه همینطور با کشف تکنیکهای جور به جور مواجه خواهی شد، و موضوع مهم این هست که همه آن تکنیکها در خدمت داستان هستند و نه حاکم و آقابالاسر داستان.
من برای کار و تلاش بروبچه های مُستعد جوان خیلی ارزش و احترام قائل هستم و مایلم به آنها بگویم در اعتماد کردن به کتابهای ترجمه و به کارگیری تکنیکها بیشتر احتیاط بکنند. خُب، البته شک نیست که تکنیک خیلی کمک میکند به نویسنده که چطور رابطهی درست برقرار بکند با خواننده. اصلاً تکنیک همین پُل بین نویسنده و خواننده است.اما نویسنده زمانی پا بر این پل میگذارد که میداند به چه مقصود و با چه هدفی دارد از روی این پل گذر میکند، نویسنده جوان گاهی فقط میخواهد با یک تکنیک تازه دیگران را شگفتزده بکند، به تعبیری فقط مجذوب آن پل شده است بی آنکه بداند در آنسوی آن چه هست، و تأثرانگیزتر اینکه همه فقط یک پل را چسبیدهاند و همان را تکرار میکنند.
درست است که درد بیشتر مردم دنیا در همه جا یکسان است ولی ثابت شده که شیوههای بیانی هنری در ملیتهای متفاوت اشکال متفاوت داشته است چون شیوههای هنری از ذات و از جان مردم همان ملت بیرون می آید، پس بهتر این هست که ما تکنیک و روش بیان هر داستانی را در داخل همان داستان جستجو بکنیم و نه در جایی خارج از آن داستان.
قاضی ربیحاوی
آغازگر ادبیات ضد جنگ
نویسنده رمانهای لبخند مریم و مجموعهداستانهای از این مکان، یک روز گرم تهران
@Writing_lovers
👏7🔥2❤1