نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
هیچ کس نمی‌تواند برای مدت طولانی دو چهره داشته باشد: یک چهره برای خودش و دیگری در ملاعام. چون در نهایت خودش دیگر نمی فهمد کدام یک از آنها اصیل است.



ناتانیل هاثورن

📕داغ ننگ


تمرین نوشتن

درباره این جمله ناتانیل هاثورن بنویسید. داستانک، خاطره کوتاه یا آنچه به ذهنتان می‌رسد را در غالب جستاری کوتاه بنویسید.


@Writing_lovers
8
فلسفه من در دو اصل کلی خلاصه می‌شود: اولی این است که می‌گویم «به جهنم!» و دومی این که «کارت را انجام بده».



ری بردبری عزیز


@Writing_lovers
👏43😁2🔥1
نوشتن یک فوریت است. اگر شما آنجا نباشید خداوند عصبانی می‌شود.




فیلم «همینگوی و گلهورن»


@Writing_lovers
7
با این حال، افراد خوب زیادی در دنیا وجود دارند، حتی اگر هیولاهایی در آن‌ها باشد.



برام استوکر

📕دراکولا


تمرین نوشتن

درباره این متن هر چه از خاطرات به‌ذهنتان می‌رسد بنویسید. یا بکوشید در قالب داستان کوتاه یا جستار به آن شکل دهید. به‌هر صورت به نوشتن بپردازید و اجازه دهید ترس از نوشتن الهام بخش شما باشد.


@Writing_lovers
🔥5👍3
بیست و پنج سال است که نقد داستان‌هایم را می‌خوانم، اما یک نصیحت ارزشمند را به خاطر نمی‌آورم، حتی یک توصیه خوب هم نشنیده ام. فقط یک بار یک نظر بر من تأثیر گذاشت؛ نوشته بود که من زیر حصار، مست خواهم مرد.


آنتون چخوف


بی‌توجه به منتقد درون و بیرون، هر روز سهم روزانه‌تان را بنویسید.


@Writing_lovers
👍6
نوشتن آسان نیست. اصلا مشکل است. نباید انتظار داشت یکدفعه معجزه شود. کار، زحمت، مطالعه، نوشتن، موسیقی و... کار، کار به اضافه جنم. نویسنده باید عادت کند هر روز چیزی بنویسد.



#احمد_محمود


@Writing_lovers
🔥9👍2
من قدم زدن در کتابخانه ها را دوست دارم. درون آن‌ها در میان دیوارهایی از کلمات زیبا و حکیمانه احساس راحتی و امنیت می‌کنم.



راجر زلازنی

📕نه شاهزاده کهربا


@Writing_lovers
10
هیچ چیز به اندازه یک عقیده بیش از حد ریشه دار از حقیقت دور نیست.

استفان تسوایگ


تمرین نوشتن

درباره جمله بالا بنویسید. آن را در قالب خاطره، داستان کوتاه یا جستاری شکل دهید. سعی کنید از زوایای مختلف به آن توجه کنید و از دریچه تجربیاتتان درباره‌اش بنویسید.‌


@Writing_lovers
🔥5👍3
تابوها و دلیل نوشتن

#فریبا_وفی

تأکیدم به نویسندگان این است که از تجربه‌های زیستی خودشان بنویسند، یعنی دست‌کم از تجربه‌های زیستی خودشان شروع بکنند. و بعد در پروسه‌ی نوشتن، همه‌ی این‌ها تبدیل می‌شود به داستان. در واقع انگار که ما از خاطره‌نویسی، از تجربه، از قطعه ادبی، از همه‌ی این‌ها شروع می‌کنیم و در یک مسیر طولانی می‌رسیم به جایی که دیگر داستان است. برای همین هم فکر می‌کنم در کنار نوشتن، خواندن هم خیلی مهم است. ما داستان‌های موفق ایرانی و خارجی را انتخاب می‌کنیم که به موازات هم پیش بروند، هم نوشتن و هم خواندن.


من سال‌ها بود که این نیاز را حس می‌کردم؛ نیاز به خودبیان‌گری، نیاز به نوشتن. برایم هم خیلی اهمیت نداشت که آدم‌ها حتما بتوانند داستان بنویسند. به نظر من اگر می‌شد به آنها کمک کرد که حداقل داستان زندگی خودشان را، و به عبارتی جهان خودشان را ترسم بکنند، به نظر من کار مهمی است. و بعد که این کار را کردم، در حقیقت انگیزه‌ام قوت بیشتری گرفت چون تاثیر آن را به عینه دیدم. برای اینکه خیلی چیزها گفته نشده و الان انگار زمانش هست که نوشته شود؛ انگار همه می‌خواهند واقعا خودشان را بنویسند.


نمی‌توانیم به خودمان سفارش بدهیم که فلان رمان را بنویسیم. در حقیقت خیلی ربطی به تصمیم و اراده‌ی ما ندارد. یک مجموعه‌ی عوامل است که باعث می‌شود رمانی نوشته شود. هر چقدر رمان‌نویس یا نویسنده حساسیت بیشتری در این زمینه داشته باشد، احتمالا بیشتر هم مسائلی در این رابطه را جذب خواهد کرد. بنابراین شاید منجر شود به یک نوشتن یک رمان، و شاید هم نشود.


همیشه یک سری تابوهایی هست که در جامعه ما وجود دارد؛ یک سری تابوهایی که مقرر شده از آنها نباید صحبت کنیم. مهم این‌که یک سری از آنها هم هست که مال خودمان است. بنابراین هر اثری که چاپ می‌شود یک جوری ابتر هست در این رابطه، برای این‌که از سانسورهای درونی خودمان می‌گذرد. هر چه باشد سانسور درونی خودمان هم نمودی است از سانسور بیرونی. بنابراین من به شخصه، اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، قبل از حتی منتشر شدن کتابم، ناگزیر آن را سانسور می‌کنم.


راستش دلیل نوشتن‌های ما همه چیز می‌تواند باشد، یعنی مجموعه‌ای از عوامل است. اگر هم در رمان به آنها پرداخته می‌شود، به صراحت و به شکل مستقیم پرداخته نمی‌شود. در واقع رمان حوزه‌ی کارش این نیست که مستقیم بگوید. یعنی رسانه‌ای نیست یا مثلا روزنامه نیست که خیلی مستقیم بخواهد این کار را بکند. در واقع شما باید خیلی غیرمستقیم از زندگی و رنج کلی آدم‌ها بگویید، یا مثلا بیشتر از دغدغه‌های کلی آدم‌ها حرف می‌زنید، تا این‌که بخواهید یک روز یک کشور را بگویید.


فریبا وفی نویسنده رمان‌های "ترلان" و "پرنده من"



@Writing_lovers
🔥8👍3❤‍🔥1
اگر مجبور باشم فقط یک پیام را انتخاب کنم که بیشتر می‌خواهم به شما منتقل کنم، آن این است: احساسات، شما را نمی‌کشند، اما سرکوب آنها می‌تواند.

باربارا شر

📕در مورد چه چیزی رویا‌پردازی کنیم.


از آنها به نفع نوشتن استفاده کنید.


@Writing_lovers
9👍1
وقتی مسیری شاد را دنبال می‌کنید، درهایی باز می‌شوند که حتی به وجود آن‌ها باور نداشتید، جایی که دری برای دیگران نیست.

جوزف کمبل


تمرین نوشتن

تجربیاتتان را درباره جمله جوزف کمبل، در قالب خاطره، جستار یا داستان کوتاه بنویسید.


@Writing_lovers
7😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥1
توصیه‌های نویسندگی

#مهدی_یزدانی_خرم


من معمولاً یک سال یک سال‌ونیم برای رمانم پژوهش می‌کنم. یادداشت برمی‌دارم، عکس می‌بینم. فرایند نوشته شدن‌شان معمولاً چند ماه است. آن چند ماه را روزی نه ساعت، ده ساعت، گاهی دوازده ساعت، کار می‌کنم. روزی به طور متوسط شش ساعت، هفت ساعت می‌نویسم. یعنی تمام چیزها را می‌چینم، فرم را به دست می‌آورم، بعد شروع می‌کنم به نوشتن. بعد از پایان نوشتن هم ویرایشش شروع می‌شود که آن هم زیاد وقت نمی‌گیرد.

به طور قطع نوشتن آدم و آداب خاصی می‌خواهد. نویسنده آدمی است که سعی می‌کند، در مقابل شر دنیا بایستد تا جهان خود را عَِلَم کند، کسی که از مرگ و فناپذیری خود آگاه است. به خاطر همین از این امر بسیار رنج می‌برد. بنابراین می‌نویسد تا بتواند مرگ روحی خود را به تعویق بیندازد.

و مهم‌ترین امر داشتن دانش برای نوشتن حرفه‌ای است. مثل هر حرفه دیگری، نویسندگی هم یک حرفه است که نیازمند آموزش تجربه‌اندوزی است. نوشتن به طور حرفه‌ای آموزش خاص خودش را می‌خواهد. در غیر این صورت هر کسی می‌تواند از اتفاقات و تجربه‌های خود یادداشت بردارد.


نکته‌ای که همه نویسندگان قدیمی به ما یاد دادند، نگاه دقیق به پیرامون است. علاوه بر آن خواندن، دیدن، گوش کردن و ... . ما نباید خودمان را از تماشای نقاشی‌ها، گوش دادن به موسیقی، نگاه کردن فیلم و مهم‌تر از همه خواندن متون مختلف محروم کنیم.

نویسنده‌هایی هستند که خیلی دوستشان دارم و تاثیر هم ممکن است ازشان گرفته باشم. نویسنده‌ی محبوبم بی‌شک داستایوسکی هست. داستایوسکی نباشد انگار خیلی چیزها نیست در جهان. بعد اومبرتو اکو، سِلین، روژه مارتن دوگار، …. گونتر گراس به شدت، ویلیام فاکنر … این‌ها نویسنده‌هایی هستند که خیلی دوستشان دارم و خیلی می‌خوانم‌شان. در سنت رمان فرانسوی، فلوبر برایم نویسنده‌ی مهمی هست. تو ایرانی‌ها، براهنی در صدر است، با فاصله. تا حدود زیادی احمد محمود، جعفر مدرس صادقی و ابراهیم گلستان. زولا نویسنده‌ی تکرارنشدنی هست و پروست. دو بار در جست‌وجوی زمان از دست رفته را دقیق خوانده‌ام و خیلی دوستش دارم. علایقم خیلی متنوع هست. خواندن درباره‌ی تاریخ و زیبایی‌شناسی مسیحی چه در نقاشی و چه ادبیات برایم خیلی جذاب هست. همین طور زیبایی‌شناسی اسلامی و رساله‌های عرفای مسیحی قرون اولیه مسیحیت را دوست دارم.

به نظرم علاقه‌مندان به داستان‌نویسی، از طرفی باید نوشتن را به صورت روشمند یاد بگیرند؛ زیرا نویسندگی یک فن است. از طرفی غریزی نوشتن، نویسنده را هرز می‌دهد و تلفات غریزی‌نویسی زیاد است. باید علاقه‌مندان سعی کنند تا جایی که می‌توانند چارچوب‌ها و ساختارهای کلی داستان‌نویسی را یاد بگیرند. پس از آن می‌توانند آن را بشکنند و به سبک بیان خودشان برسند.

نویسنده رمان‌های "خون خورده" و "من منچستر یونایتد را دوست دارم"


@Writing_lovers
👍81