This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنبل شدهام، خواب آلود شدهام و دوباره درگیر افسردگی. من کار نمیکنم. تمام روز روی صندلی مینشینم و به سقف نگاه میکنم. هیچ چیز جدیدی وجود ندارد و انتظاری هم نمیرود.
چخوف، نامهها، ۱۸۸۷
@Writing_lovers
چخوف، نامهها، ۱۸۸۷
@Writing_lovers
💔9
مهم است که بتوانیم با این واقعیت روبرو شویم که نوشتن گاهی اوقات سخت است... راز این است که حتی اگر گاهی دلیل خاصی برای نوشتن ندارید، وحشت نکنید و به نوشتن ادامه دهید.
© کریل بیکوف
@Writing_lovers
© کریل بیکوف
@Writing_lovers
❤7
هیچ یک از ما اساساً در طول سالها تغییر نمیکنیم، با گذشت زمان فقط بیشتر و بیشتر به آن چیزی که هستیم تبدیل میشویم.
آن رایس
📕ملکه ملعون
✍ تمرین نوشتن
دربارهاش بنویسید؛ داستانک، خاطرهای کوتاه یا جستاری درباره اینکه با این جمله موافقید یا نه، چطور دربارهاش فکر میکنید یا چرا از آن خوشتان آمده یا با آن مخالفید.
@Writing_lovers
آن رایس
📕ملکه ملعون
✍ تمرین نوشتن
دربارهاش بنویسید؛ داستانک، خاطرهای کوتاه یا جستاری درباره اینکه با این جمله موافقید یا نه، چطور دربارهاش فکر میکنید یا چرا از آن خوشتان آمده یا با آن مخالفید.
@Writing_lovers
❤5
گاهی نویسنده باید نوشتن را تبدیل به گفتوگوی صریح و بیپرده با خود بکند. در این صورت، صداقت قلم و توانایی ذهن نویسنده، جهشوار بالا میرود. وقتی مخاطب، خودمان باشیم، زیادهگویی نمیکنیم، مقدمههای بیهوده نمیچينيم و از همه مهمتر، از دروغ و ریا و حرفهای مفت پرهیز میکنیم.
#رضا_بابایی
@Writing_lovers
#رضا_بابایی
@Writing_lovers
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ کس نمیتواند برای مدت طولانی دو چهره داشته باشد: یک چهره برای خودش و دیگری در ملاعام. چون در نهایت خودش دیگر نمی فهمد کدام یک از آنها اصیل است.
ناتانیل هاثورن
📕داغ ننگ
✍تمرین نوشتن
درباره این جمله ناتانیل هاثورن بنویسید. داستانک، خاطره کوتاه یا آنچه به ذهنتان میرسد را در غالب جستاری کوتاه بنویسید.
@Writing_lovers
ناتانیل هاثورن
📕داغ ننگ
✍تمرین نوشتن
درباره این جمله ناتانیل هاثورن بنویسید. داستانک، خاطره کوتاه یا آنچه به ذهنتان میرسد را در غالب جستاری کوتاه بنویسید.
@Writing_lovers
❤8
فلسفه من در دو اصل کلی خلاصه میشود: اولی این است که میگویم «به جهنم!» و دومی این که «کارت را انجام بده».
ری بردبری عزیز
@Writing_lovers
ری بردبری عزیز
@Writing_lovers
👏4❤3😁2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این حال، افراد خوب زیادی در دنیا وجود دارند، حتی اگر هیولاهایی در آنها باشد.
برام استوکر
📕دراکولا
✍تمرین نوشتن
درباره این متن هر چه از خاطرات بهذهنتان میرسد بنویسید. یا بکوشید در قالب داستان کوتاه یا جستار به آن شکل دهید. بههر صورت به نوشتن بپردازید و اجازه دهید ترس از نوشتن الهام بخش شما باشد.
@Writing_lovers
برام استوکر
📕دراکولا
✍تمرین نوشتن
درباره این متن هر چه از خاطرات بهذهنتان میرسد بنویسید. یا بکوشید در قالب داستان کوتاه یا جستار به آن شکل دهید. بههر صورت به نوشتن بپردازید و اجازه دهید ترس از نوشتن الهام بخش شما باشد.
@Writing_lovers
🔥5👍3
بیست و پنج سال است که نقد داستانهایم را میخوانم، اما یک نصیحت ارزشمند را به خاطر نمیآورم، حتی یک توصیه خوب هم نشنیده ام. فقط یک بار یک نظر بر من تأثیر گذاشت؛ نوشته بود که من زیر حصار، مست خواهم مرد.
آنتون چخوف
بیتوجه به منتقد درون و بیرون، هر روز سهم روزانهتان را بنویسید.
@Writing_lovers
آنتون چخوف
بیتوجه به منتقد درون و بیرون، هر روز سهم روزانهتان را بنویسید.
@Writing_lovers
👍6
نوشتن آسان نیست. اصلا مشکل است. نباید انتظار داشت یکدفعه معجزه شود. کار، زحمت، مطالعه، نوشتن، موسیقی و... کار، کار به اضافه جنم. نویسنده باید عادت کند هر روز چیزی بنویسد.
#احمد_محمود
@Writing_lovers
#احمد_محمود
@Writing_lovers
🔥9👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من قدم زدن در کتابخانه ها را دوست دارم. درون آنها در میان دیوارهایی از کلمات زیبا و حکیمانه احساس راحتی و امنیت میکنم.
راجر زلازنی
📕نه شاهزاده کهربا
@Writing_lovers
راجر زلازنی
📕نه شاهزاده کهربا
@Writing_lovers
❤10
هیچ چیز به اندازه یک عقیده بیش از حد ریشه دار از حقیقت دور نیست.
استفان تسوایگ
✍تمرین نوشتن
درباره جمله بالا بنویسید. آن را در قالب خاطره، داستان کوتاه یا جستاری شکل دهید. سعی کنید از زوایای مختلف به آن توجه کنید و از دریچه تجربیاتتان دربارهاش بنویسید.
@Writing_lovers
استفان تسوایگ
✍تمرین نوشتن
درباره جمله بالا بنویسید. آن را در قالب خاطره، داستان کوتاه یا جستاری شکل دهید. سعی کنید از زوایای مختلف به آن توجه کنید و از دریچه تجربیاتتان دربارهاش بنویسید.
@Writing_lovers
🔥5👍3
تابوها و دلیل نوشتن
#فریبا_وفی
تأکیدم به نویسندگان این است که از تجربههای زیستی خودشان بنویسند، یعنی دستکم از تجربههای زیستی خودشان شروع بکنند. و بعد در پروسهی نوشتن، همهی اینها تبدیل میشود به داستان. در واقع انگار که ما از خاطرهنویسی، از تجربه، از قطعه ادبی، از همهی اینها شروع میکنیم و در یک مسیر طولانی میرسیم به جایی که دیگر داستان است. برای همین هم فکر میکنم در کنار نوشتن، خواندن هم خیلی مهم است. ما داستانهای موفق ایرانی و خارجی را انتخاب میکنیم که به موازات هم پیش بروند، هم نوشتن و هم خواندن.
من سالها بود که این نیاز را حس میکردم؛ نیاز به خودبیانگری، نیاز به نوشتن. برایم هم خیلی اهمیت نداشت که آدمها حتما بتوانند داستان بنویسند. به نظر من اگر میشد به آنها کمک کرد که حداقل داستان زندگی خودشان را، و به عبارتی جهان خودشان را ترسم بکنند، به نظر من کار مهمی است. و بعد که این کار را کردم، در حقیقت انگیزهام قوت بیشتری گرفت چون تاثیر آن را به عینه دیدم. برای اینکه خیلی چیزها گفته نشده و الان انگار زمانش هست که نوشته شود؛ انگار همه میخواهند واقعا خودشان را بنویسند.
نمیتوانیم به خودمان سفارش بدهیم که فلان رمان را بنویسیم. در حقیقت خیلی ربطی به تصمیم و ارادهی ما ندارد. یک مجموعهی عوامل است که باعث میشود رمانی نوشته شود. هر چقدر رماننویس یا نویسنده حساسیت بیشتری در این زمینه داشته باشد، احتمالا بیشتر هم مسائلی در این رابطه را جذب خواهد کرد. بنابراین شاید منجر شود به یک نوشتن یک رمان، و شاید هم نشود.
همیشه یک سری تابوهایی هست که در جامعه ما وجود دارد؛ یک سری تابوهایی که مقرر شده از آنها نباید صحبت کنیم. مهم اینکه یک سری از آنها هم هست که مال خودمان است. بنابراین هر اثری که چاپ میشود یک جوری ابتر هست در این رابطه، برای اینکه از سانسورهای درونی خودمان میگذرد. هر چه باشد سانسور درونی خودمان هم نمودی است از سانسور بیرونی. بنابراین من به شخصه، اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، قبل از حتی منتشر شدن کتابم، ناگزیر آن را سانسور میکنم.
راستش دلیل نوشتنهای ما همه چیز میتواند باشد، یعنی مجموعهای از عوامل است. اگر هم در رمان به آنها پرداخته میشود، به صراحت و به شکل مستقیم پرداخته نمیشود. در واقع رمان حوزهی کارش این نیست که مستقیم بگوید. یعنی رسانهای نیست یا مثلا روزنامه نیست که خیلی مستقیم بخواهد این کار را بکند. در واقع شما باید خیلی غیرمستقیم از زندگی و رنج کلی آدمها بگویید، یا مثلا بیشتر از دغدغههای کلی آدمها حرف میزنید، تا اینکه بخواهید یک روز یک کشور را بگویید.
فریبا وفی نویسنده رمانهای "ترلان" و "پرنده من"
@Writing_lovers
#فریبا_وفی
تأکیدم به نویسندگان این است که از تجربههای زیستی خودشان بنویسند، یعنی دستکم از تجربههای زیستی خودشان شروع بکنند. و بعد در پروسهی نوشتن، همهی اینها تبدیل میشود به داستان. در واقع انگار که ما از خاطرهنویسی، از تجربه، از قطعه ادبی، از همهی اینها شروع میکنیم و در یک مسیر طولانی میرسیم به جایی که دیگر داستان است. برای همین هم فکر میکنم در کنار نوشتن، خواندن هم خیلی مهم است. ما داستانهای موفق ایرانی و خارجی را انتخاب میکنیم که به موازات هم پیش بروند، هم نوشتن و هم خواندن.
من سالها بود که این نیاز را حس میکردم؛ نیاز به خودبیانگری، نیاز به نوشتن. برایم هم خیلی اهمیت نداشت که آدمها حتما بتوانند داستان بنویسند. به نظر من اگر میشد به آنها کمک کرد که حداقل داستان زندگی خودشان را، و به عبارتی جهان خودشان را ترسم بکنند، به نظر من کار مهمی است. و بعد که این کار را کردم، در حقیقت انگیزهام قوت بیشتری گرفت چون تاثیر آن را به عینه دیدم. برای اینکه خیلی چیزها گفته نشده و الان انگار زمانش هست که نوشته شود؛ انگار همه میخواهند واقعا خودشان را بنویسند.
نمیتوانیم به خودمان سفارش بدهیم که فلان رمان را بنویسیم. در حقیقت خیلی ربطی به تصمیم و ارادهی ما ندارد. یک مجموعهی عوامل است که باعث میشود رمانی نوشته شود. هر چقدر رماننویس یا نویسنده حساسیت بیشتری در این زمینه داشته باشد، احتمالا بیشتر هم مسائلی در این رابطه را جذب خواهد کرد. بنابراین شاید منجر شود به یک نوشتن یک رمان، و شاید هم نشود.
همیشه یک سری تابوهایی هست که در جامعه ما وجود دارد؛ یک سری تابوهایی که مقرر شده از آنها نباید صحبت کنیم. مهم اینکه یک سری از آنها هم هست که مال خودمان است. بنابراین هر اثری که چاپ میشود یک جوری ابتر هست در این رابطه، برای اینکه از سانسورهای درونی خودمان میگذرد. هر چه باشد سانسور درونی خودمان هم نمودی است از سانسور بیرونی. بنابراین من به شخصه، اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، قبل از حتی منتشر شدن کتابم، ناگزیر آن را سانسور میکنم.
راستش دلیل نوشتنهای ما همه چیز میتواند باشد، یعنی مجموعهای از عوامل است. اگر هم در رمان به آنها پرداخته میشود، به صراحت و به شکل مستقیم پرداخته نمیشود. در واقع رمان حوزهی کارش این نیست که مستقیم بگوید. یعنی رسانهای نیست یا مثلا روزنامه نیست که خیلی مستقیم بخواهد این کار را بکند. در واقع شما باید خیلی غیرمستقیم از زندگی و رنج کلی آدمها بگویید، یا مثلا بیشتر از دغدغههای کلی آدمها حرف میزنید، تا اینکه بخواهید یک روز یک کشور را بگویید.
فریبا وفی نویسنده رمانهای "ترلان" و "پرنده من"
@Writing_lovers
🔥8👍3❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر مجبور باشم فقط یک پیام را انتخاب کنم که بیشتر میخواهم به شما منتقل کنم، آن این است: احساسات، شما را نمیکشند، اما سرکوب آنها میتواند.
باربارا شر
📕در مورد چه چیزی رویاپردازی کنیم.
از آنها به نفع نوشتن استفاده کنید.
@Writing_lovers
باربارا شر
📕در مورد چه چیزی رویاپردازی کنیم.
از آنها به نفع نوشتن استفاده کنید.
@Writing_lovers
❤9👍1