نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
زمستان بود، من داشتم از گرسنگی می‌مردم، سعی می‌کردم نویسنده شوم. سه چهار روز بود که چیزی نخورده بودم. بالاخره گفتم: برای خودم یک بسته پاپ کورن می‌خرم. خدای من. خیلی وقت بود که نخورده بودم و واقعا لذت بخش بود. هر دانه‌اش مثل یک استیک بود! جویدم و ذرت بو داده داخل معده خالی ام افتاد. و شکمم گفت: "متشکرم! متشکرم! ! متشکرم!" من در بهشت ​​بودم و بعد دو نفر من را دیدند: "لعنتی!" یکی به دیگری گفت: "این چی بود- دیدی چطور پاپ کورن میخوره؟ وحشتناکه!" پس نذاشتند از باقی‌مانده پاپ کورن لذت ببرم. تعجب کردم که منظورش از گفتن وحشتناک چیه؟ احساس خوب بهشتی داشتم. شاید کمی کثیف بودم... مردم همیشه می تونند سرگرمی شما را با گفتن چیزی خراب کنند."

چارلز بوکوفسکی



@Writing_lovers
13👍7💔2🎉1😍1
متن شما‌ نوشته نشده است؟ این خودش موضوع فوق العاده‌ای است! درباره‌اش بنویس!

روزی چهل بار در عرض اتاق قدم زدم، روی زمین دراز کشیدم، به پهلو چرخیدم، طرف دیگر. بلند شدم، پشت میز نشستم و از این نوشتم چطور نمی‌توانم بنویسم، چطور کلمات مثل دانه‌های شن از انگشتانم می‌گذرند، انگار به من تعلق ندارند،‌ چگونه روی صندلی به خودم پیچ می‌خورم و  چطور نمی‌توانم متن را به دنیا بیاورم.

توضیح دهید دقیقاً چطور متن شما نوشته نشده است؟ کجا هستید؟ الان چه خبر است؟ چه چیزی مانع نوشتن شما است؟ سر و صدا؟ درباره اش بنویسید. یا صدای بلند مردم نمی‌گذارد؟ آنها راجع به چه صحبت می‌کنند؟ گفتگوی ‌شان را بنویسید. به اطراف‌تان نگاهی بیندازید، آنها را توصیف کنید، چگونه لباس پوشیده‌اند، چگونه ظاهر شده‌اند. به نظر شما روحیه‌شان چطور است؟ چه می‌شنوید؟ هوا چطور است؟ درباره‌اش بنویسید. درباره  هر آنچه مانع نوشتن شما می‌شود بنویسید. آنچه نوشته‌اید را بخوانید و به سراغ موضوع مورد نظر بروید.


رادمیلا هاکوا


@Writing_lovers
8👍4
چه خوب و چه بد، همیشه باید بنویسید. اگر بنویسید به کار عادت می کنید و اگر ننویسید فریفته می‌شوید و کارهای احمقانه انجام می‌دهید.



© لئو تولستوی



@Writing_lovers
👍6
اگر راهی برای خروج از شرایط نمی‌بینید، غیرمنطقی عمل کنید. این راه خروج خواهد بود.

«کوکو» شنل


این راه‌حل گاهی در نوشتن هم جواب می‌دهد. امروز یک داستان غیر منطقی نوشتم و از این ببعد داستان‌های غیرمنطقی بیشتری خواهم نوشت.



@Writing_lovers
6👏5👍2
ده توصیه درباره نوشتن

#فرخنده_آقایی


برنامه مشخص داشته باشید:
زنی با زنبیل، مجموعه یادداشت‌های ۲۰ سال گذشته من است که می‌شد این یادداشت‌ها را در داستان‌های مختلف به کار ببرم اما وقتی ایده کلی کتاب را پیدا کردم، باقی مسیر برایم روشن بود.


موضوعٍ داستان است که در نهایت، تعیین کننده قالب مناسب برای نوشتن است

برای اینکه لحن شخصیت‌ها را دربیاورید، از جامعه و آدم‌های جامعه به عنوان الگو استفاده کنید. گاه شده که من ساعت‌ها با شخصیت‌های تیپ داستانی‌ام مصاحبه کرده ام تا بتوانم لحن آنها را در قصه ام بسازم.


هنرمندان خلاق و باهوش همیشه جلوتر از جشنواره‌ها حرکت می‌کنند. باید ذهنشان را آزاد کنند تا داستان‌های متنوع و تاثیرگذار بنویسند.

نویسنده چه بخواهد و چه نخواهد، باید یاد بگیرد که صبور باشد.

درباره آنچه که به درستی می‌شناسی، بنویس. در داستان‌هایم درمورد زنانی می‌نویسم که به ایشان نزدیک شده و حس و حالشان را به خوبی درک کرده ام.

نوشتن‌ ما را در موقعیت‌های تازه قرار می‌دهد.

کلاس‌های داستان‌نویسی کمک می‌کند که علاقه‌مندان هم داستانهای خوب بخوانند و هم بتوانند بنویسند.

از عشق و مهربانی در داستان بنویسید: یکی از رنج‌های هنرمندان و از جمله نویسندگان در کشورهای عقب افتاده این است که نمی‌توانند با طیب خاطر بنویسند و از آن لذت ببرند.



نویسنده رمان‌های " از شیطان آموخت و سوزاند" و "جنسیت گمشده"

@writing_lovers
🔥3👏3
بدون کتاب، توسعه تمدن غیرممکن بود. آنها موتورهای تغییر هستند، پنجره‌های جهان یا به قول شاعر: فانوس‌های دریایی ساخته شده در اقیانوس زمان. آنها همکار، معلم، جادوگر و بانکدار گنجینه‌های ذهن هستند.


© آرتور شوپنهاور


@Writing_lovers
👏9
واضح بنویس. ادبیات ابهام‌آمیز عمدی به جز نویسنده مورد نیاز کسی نیست.




جورج مارتین



@Writing_lovers
👍11
فهرست داستان‌ها و رمان‌های فارسی که به عنوان یک نویسنده باید خواند:

(بخش اول)

۱. گدا، من و کچل و کیکاوس: #غلامحسین_ساعدی

۲. مسافر، زیر باران،‌ شهر کوچک ما: #احمد_محمود

۳. طوطی مرده همسایه من، مد و‌مه، خروس، از روزگار رفته حکایت: #ابراهیم_گلستان


۴. سنگر و قمقمه‌های خالی: #بهرام_صادقی


۵. نماز میت: #رضا_دانشور

۶. اوسنه بابا سبحان : #محمود_دولت_آبادی


۷. پیرهن زرشکی، عدل، بعدازظهر آخر پاییز: #صادق_چوبک

۸. سه قطره خون، داش آکل: #صادق_هدایت


۹. گاو خونی: #جعفر_مدرس_صادقی


۱۰. بچه مردم، جشن فرخنده، شوهرآمریکایی من، مدیر مدرسه: #جلال_آل_احمد

بخش دوم
https://t.me/Writing_lovers/6897

بخش سوم
https://t.me/Writing_lovers/6933


@Writing_lovers
👍7
در جوانی از مردم بیشتر از آنچه که می‌توانستند می‌خواستم: پایداری در دوستی، وفاداری در احساسات. اکنون آموخته ام که از آنها کمتر از آنچه می‌توانند بدهند مطالبه کنم: نزدیک و ساکت باشم و به احساسات آنها، دوستی‌شان، اعمال شریف آنها به عنوان یک معجزه واقعی، به عنوان هدیه ای از جانب خداوند، نگاه کنم.

آلبر کامو

📕یادداشت‌ها


@Writing_lovers
9👏1
یک نویسنده را می‌توان از سه منظر ارزیابی کرد: به عنوان یک داستان نویس، به عنوان یک معلم، به عنوان یک شعبده باز. هر سه در یک نویسنده وجود دارد، اما اگر شعبده‌باز جلوتر از همه حضور داشته باشد، نویسنده بزرگی خواهد شد.


© ولادیمیر ناباکوف




@Writing_lovers
8👍1🥰1
همیشه فکر کنید برای کسی می‌نویسید که بهتر و باهوش‌تر از شماست. این از شما دربرابر قراردادها و کلیشه‌ها محافظت می‌کند.



© مرلین رابینسون



@Writing_lovers
👍74👏3
چطور نویسنده می‌تواند امکانات بیشتری بدست آورد؟

ادبیات باعث درک امکان‌های مختلف هستی می‌شود. درک همین امکانات است که گستره مقابل‌مان را وسعت می‌دهد. یعنی پیشرفت انسان بستگی دارد به درک بیشتر این امکاناتی که ازچشم ما مخفی هستند و ما به وسیله هنر و ادبیات آن را مرئی می‌کنیم. این امکانات مثل یک موجود زنده خودشان را دائماً از ما مخفی می‌کنند. چون به ما اعتماد کافی ندارند تا خودشان را به دست ما بسپارند و زمانی که بفهمند ما به آن حد و درجه رسیده‌ایم که یک گام به جلو برویم و وسعت بیشتری پیدا کنیم و جهان‌‌مان را وسعت بیشتری بدهیم، آن‌وقت است که ناغافل خودشان را نشان‌مان می‌دهند و می‌گویند ببینید، ما قرن‌هاست که کنار شما بوده‌ایم و انتظار شما را کشیده‌ایم. کافی بود برای به دست آوردن ما فقط دست‌تان را دراز می‌کردید و ما را می‌گرفتید.

اگر این گسترش و امکانات مختلف و چندبعدی پی‌درپی به وجود نمی‌آمدند، ما در‌‌ همان گذشته حبس می‌ماندیم. چون باعث وجود امروز و فرداهای محتمل ما آن‌ها هستند. پس ما چاره‌ای جز شناخت بیشتر آن‌ها نداریم. یکی از راه‌های شناخت خودمان از طریق شناخت نو‌به‌نوی دیگری است و هرچه بیشتر و عمیق‌تردیگری رابشناسی، در ‌‌نهایت حدوحدود و امکانات خودت را شناخته‌ای. به همین دلیل است که گفته شده که شناخت هرچیزی به وسیله غیرخودش است؛ یا شناخت هرچیزی به وسیله چیز‌های متضاد آن است و تأکید روی شناخت غیراست. یعنی برای این‌که چیزی را بشناسی باید چیز‌هایی برای سنجش داشته باشی و تاچیزی برای سنجیدن نداشته باشی نمی‌توانی بفهمی جایگاه هرچیزی کجاست! چه چیزی خوب است و چه بداست.

مفاهیم وقتی به وجود می‌آیند که بتوانی چیزی را با چیز دیگری بسنجی. این‌گونه است که هرسنجشی ما را به انسان وتعریفی و مفهومی از انسان می‌رساند و هر تعریفی از انسان و ابعاد تازه او ما را به یک‌جور ادبیات و سینما و تأ‌تر و... می‌رساند. یعنی وقتی برداشت شما از دیگری تغییر کرد، بی‌آن‌که بخواهید تعریف شما از خودتان هم تغییر می‌کند و جهان‌تان عوض می‌شود و این تغییر به مرور همه چیز را عوض می‌کند. این‌گونه است که لازمه شناخت خودمان شناخت دیگری است. وقتی سیاه‌وسفید کنار هم قرارمی‌گیرند، این امکان به وجود می‌آید که فهمیده شوند. وقتی تاریکی و نور، معنا و بی‌معنایی با هم سنجیده می‌شوند، آن‌وقت است که سروکله معانی و مفاهیم تازه پیدا می‌شود.


#محمدرضا_کاتب
نویسنده رمان‌های آفتاب پرست نازنین، بالزن‌ها



@writing_lovers
👍6
راز مری شلی نویسنده فرانکنشتاین


زندگی مری شلی بسیار ترسناک‌تر از داستان فرانکنشتاین است.

اغلب ترجیح می دهند در مورد آن صحبت نکنند، اما شلی کمی "عجیب و غریب" بود. منظور از «عجیب» این است که او «قلب شوهر مرده‌اش را به مدت ۳۰ سال در یک کاغذ شعر در کشوی میز تحریرش نگه داشت».

با این حال، کاری که او در طول زندگی شوهرش انجام داد آنقدرها «عجیب» نبود. عاشقانه مری و پرسی شلی با عشق ورزیدن آنها بر سر قبر مادر مری آغاز شد.

پدر مری به او خواندن و نوشتن را از روی مواد نوشتاری که روی سنگ قبر مادرش بود، آموخت. بنابراین "عجیب بودن" شلی از درون خانواده‌اش شکل گرفت.


@Writing_lovers
5😱3👍2
در هر هنری و همچنین در هر حرفه‌ای، استعداد تقریباً هیچ معنایی ندارد، مهمترین چیز تجربه‌ای است که از طریق فروتنی و تلاش به دست می‌آید.



پاتریک زوسکیند
📕قصه یک آدمکش



@Writing_lovers
👍5👏1