نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
زمان در نوشتن


حین نوشتن رمان، هر چقدر هم که رمان ساختار پیچیده‌ای داشته باشد، بی آنکه از پیش برنامه‌ای بریزم و بی‌آنکه ادامه و نتیجه داستان را بدانم داستان را به شکل هر چه پیش آید خوش آید و فی‌البداهه پیش می‌برم. چون اینطور نوشتن لذت بیشتری دارد. نوشتن رمان وقتی به پایان می‌رسد تازه مسابقات و بازی‌های جدیدی آغاز می‌شود. و از این ببعد مرحله جذابی آغاز می‌شود که کاملا ارزش وقت گذاشتن را دارد.

در اثر نوشتن فی‌البداهه گاه بین عناصر مختلف داستان تناقض‌هایی پدید می‌آید که باعث بی‌انسجامی می‌شود. مثلا ممکن است خلقیات یا وقایع مربوط به یک شخصیت از میانه داستان به یکباره تغییر کند یا ممکن است توالی زمانی اتفاقات بهم خورده باشد. باید این عیب‌ها و نواقص را رفع کرد و به متنی منسجم رسید.

بخش‌های زیادی را حذف می‌کنم و صحنه‌هایی جدید را اینجا و آنجا به داستان اضافه می‌کنم. وقتی داستان "سرگذشت پرنده کوکی" را می‌نوشتم در مرحله بازنویسی احساس کردم بعضی بخش‌ها اساسا با بخش‌های دیگر همخوانی ندارند. در نتیجه چند بخش از داستان را به طور کامل حذف کردم و بعد براساس آن بخش حذف شده داستان دیگری یعنی داستان " مرز جنوب، غرب خورشید" را نوشتم. اغلب بخش‌های حذف شده برای همیشه از بین می‌روند.

بازنویسی به این گونه یک یا دوماه طول می‌کشد. بعد از اتمام این مرحله دوباره حدود یک هفته صبر می‌کنم و بعد وارد مرحله دوم می‌شوم. در این مرحله نیز داستان را از آغاز بازنویسی می‌کنم. با این تفاوت که به جزییات توجه بیشتری می‌کنم. وسواس بیشتری بخرج می‌دهم. مثلا به توصیف مناظر جزییات بیشتری اضافه می‌کنم یا لحن گفتگوها را مناسب‌تر می‌کنم. بررسی می‌کنم هیچ نکته ای با روند کلی داستان مغایرت نداشته باشد. یکبار متن را می‌خوانم و جاهایی را که فهمیدنشان دشوار است آسان‌تر می‌کنم تا متن روان تر و طبیعی تر باشد. این بخش به انبوهی از جراحی‌های کوچک می‌ماند. بعد از اتمام این مرحله دوباره استراحتی می‌کنم و وارد بازنویسی بعدی می‌شوم. ...


هاروکی موراکامی

📕 داستان‌نویسی به مثابه شغل


@Writing_lovers
👍6👏52🕊1
❤️ محبوب ترین نویسنده


رمان‌های ژول ورن از دهه ۱۸۵۰ به‌طور پیوسته ترجمه شده‌اند و اکنون به ۱۵۰ زبان وجود دارد و او را دومین نویسنده‌ی ترجمه‌شده در جهان می‌سازد. او حتی از ویلیام شکسپیر سبقت گرفت و در این موضوع فقط به آگاتا کریستی باخت که بالاترین رکورد جهانی را در اختیار دارد. او محبوب ترین نویسنده تمام دوران است. تاکنون بیش از دو میلیارد کتاب از داستان های پلیسی او منتشر شده که رقمی باور نکردنی است!


@Writing_lovers
👍93😱2🕊2
نویسنده هنگام نوشتن داستان باید بتواند از نظر عاطفی و فکری با دو، سه یا چهار فکر متضاد آشنا باشد و برای هر یک از آنها کلمات قانع کننده ای ارائه دهد. این مانند بازی تنیس با خودتان است، شما باید در هر دو طرف زمین باشید و برای هر دو طرف بازی کنید.


© آموس اوز



@Writing_lovers
👍74🕊1
پروراندن درونمایه اثر


در زمان نوشتن ‌رمان از خودتان بپرسید ارزش نهایی داستانی که من تعریف می‌کنم چیست؟ به زبان دیگر از خودتان بپرسید می‌خواهم خواننده پس از خواندن رمان من در نهایت به چه بینش یا نگرش تازه‌ای پیدا کند؟ یا چه نگرش جدیدی به چیزهای عادی داشته باشد؟ این بینش را در یک‌سطر بنویسید. این درونمایه اثر شما خواهد بود.

درونمایه‌ها عمق بیشتری به داستان می‌دهند اما مراقب یک خطر رایج باشید: نویسنده ها معمولا وسوسه می‌شوند یک درونمایه را بگیرند و زورکی یک داستان برای آن بتراشند. این جور نوشتن داستان باعث ایرادهای زیادی در داستان می‌شود از جمله به وجود آمدن شخصیت‌های کاغذی و لحن کلیشه‌ای و از بین رفتن ظرافت در داستان.

اما چگونه می‌شود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون ساده‌ای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیت‌ها، درونمایه را منتقل می‌کنند.

همیشه.

شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزش‌های متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار می‌شود.


جیمز اسکات بل


📕طرح و ساختار رمان


@Writing_lovers
5👍3🕊1
مارک تواین مرگ خود را پیش بینی کرده بود


مارک تواین در سال ۱۸۳۵ به دنیا آمد، زمانی که دنباله دار هالی در نزدیکی زمین پرواز می‌کرد. او پیش بینی کرد که دفعه بعد که این ستاره دنباله دار ظاهر شود خواهد مرد و این در سال ۱۹۱۰ واقعا اتفاق افتاد.




@Writing_lovers
🕊32👍2
طبیعتاً آدمی که همه زندگی‌اش را نوشته همچنان می‌نویسد. البته هرچیزی که آدم می‌نویسد از جنس ادبیات نیست تا بیاید به ادبیات تبدیل شود باید روی آن کار کرد تا انسجام پیدا کند و به قول معروف قوام یابد.


#ابوتراب_خسروی

@Writing_lovers
11🕊1
نام مستعار جی. کی. رولینگ از کجا آمده است؟

جی کی رولینگ نام مستعار نویسنده است. رولینگ اولین کتابش را با نام «جوآن رولینگ» امضا کرد اما صاحب انتشارات بلومزبری از او خواست کتابش را با نامی مستعار امضا کند. آنان خواستار کوتاه شدن نام روی جلد شدند.

چرا که بر این باور بودند که مخاطب پسران تمایلی به خواندن کتابی که توسط یک نویسنده زن نوشته شده، ندارند. جوآن "K" را به افتخار مادربزرگش کاتلین انتخاب کرد.



@Writing_lovers
🕊5👍3👏2
بهتر است با سرعت لاک پشت به سمت هدفت بروی تا اینکه با سرعت نور بهانه بیاوری که چرا بی‌حرکت ایستاده‌ای.



والری شفر



@Writing_lovers
👍93🕊1
توصیه جین‌اسمایل برای مشتاقان‌ رمان‌نویسی


افراد زیادی پیش من می آیند و می‌گویند «چنین اتفاقاتی برای ما افتاده و واقعاً جالب است و می‌خواهیم درباره آن رمانی بنویسیم اما نمی‌دانیم چطور؟» آنچه‌ شما برای نوشتن رمان به آن نیاز دارید فقط زندگی نیست بلکه این خواندن رمان ها است که شما را به یک رمان نویس تبدیل می کند. بیشتر رمان نویس‌ها بارها و بارها به زبان رمان‌ها گوش می‌دهند. اگر می‌خواهید یک رمان نویس باشید باید رمان بخوانید و همچنین باید گوش خود را برای زبان توسعه دهید.

هر شخص در جهان، مطالب کافی در زندگی خود دارد تا رمان نویس باشد. نکته مهم این است که باید حساسیت یک رمان نویس را داشته باشید و تنها راهی که می توانید انجام دهید این است که با آشنایی با رمان ها و دوست داشتن آنها و تمایل به نوشتن، یکی از موارد دلخواه خود را خلق کنید.

یکی از دوستان نقاشم به من گفت که گاهی اوقات به موزه می رود و با ترس جلوی یک نقاشی می ایستد و فکر می کند : «من هرگز نمی توانم مثل این کار را انجام دهم.» هیچ رمان نویسی نیست که با عصبانیت در مقابل رمانی بایستد و با خود بگوید : «من هرگز نمی توانم یکی مثل این بنویسم.» هر رمان‌نویس درباره یک رمان خاص فکر می‌کند و با خود می‌گوید: «این بسیار خوب است اما اگر نویسنده فقط این کار یا آن کار را انجام می‌داد، می‌توانست خیلی بهتر باشد.»

بنابراین، به محض این که مثلاً آناکارنینا را در دست گرفتید و با خودتان فکر کردید، او باید مواردی را انجام می داد که جایش در داستان خالی است، شما در مسیری قرار دارید که شما را به سمت نوشتن رمان خودتان سوق می‌دهد.

این یک چیز جالب در مورد رمان‌ها است. مهم نیست آن رمان چقدر شهرت داشته باشد، وقتی با آن در اتاق خواب خود در تنهایی می‌نشینید، می‌توانید دربارهٔ آن هر طور می‌خواهید فکر کنید و آن فکر انتقادی و این احساس که آنچه می‌خوانید کاملاً درست نیست، شما را به سمت نوشتن رمان خود‌تان سوق می‌دهد. چنین افکاری باید گرامی داشته شوند.


@Writing_lovers
👍7🙏3🕊2
ادبیات مستند


📖 آرتور کوستلر - «ظلمت در نیمروز».

📖 بلین هاردر - "فرار از اردوگاه ۱۴."

📖 رومن گاری- «بادبادک‌ها».

📖 سوتلانا آلکسیویچ - "جنگ چهره زنانه ندارد".

📖 باربارا دمیک - "زندگی روزانه در کره شمالی."


@Writing_lovers
👍3🕊21🔥1
اهداف ساده‌ای تعیین کن
🎯 اگر کار بسیار دشواری در پیش داری، مانند نوشتن یک کتاب، به احتمال زیاد، شروع کار برایت سخت می‌شود. بنابراین، بهتر است کار را به بخش‌های کوچک تقسیم کنیم. مثلا برای فصل‌ها. شاید تمرین زیر کمکت کند:

قانون ۱۵ دقیقه: کاری را که به تعویق می اندازی انتخاب کن، زمان سنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کن، تا زمانی که زمان سنج خاموش شود کار را انجام ده و به تدریج زمان را افزایش بده.


@Writing_lovers
👍11🕊1
تمرینی فوق العاده‌ برای نویسندگان


تام اسپان باوئر در کلاس‌هایش از شاگردانش می‌خواهد: داستانی بنویسند که فقط نیمی از آن را به خاطر دارند یا اصلاً خوب به خاطر نمی‌آورندش. با نوشتن چندتا واقعیت که به خاطر سپریده‌اند، شروع می‌شود. این تمرین را انجام دهید روی احساسات تمرکز نکنید، فقط تمام جنبه‌های فیزیکی محیط و آنچه اتفاق افتاده را یادداشت کنید. هر بار که شاگردان این تمرین را انجام داده‌اند، همیشه باعث شگفتی‌شان شده. همه با چند جمله شروع می‌کنند، اما هر چه بیشتر در مورد آن فکر می‌کنند، این حقایق ناچیز که در جملات اول توضیح داده شد، جزئیات جدیدی را به ذهن می‌آورد.

این روند ساختن خاطرات نیست، این فرآیند در واقع نشان می‌دهد که چگونه برخی از خاطرات باعث ایجاد خاطرات عمیق‌تر دیگری می‌شوند. مانند شعر یا یک آهنگ است: اگر بتوانید یک خط یا عبارت را از حافظه خود بیرون بکشید، در نهایت می‌توانید آهنگ‌های بیشتری را به خاطر بسپارید. در مورد داستان‌ها، به محض اینکه تصمیم می‌گیرم از آن‌ها در کارم استفاده کنم، با یک تکه کاغذ پشت میز می‌نشینم و تمرین تام را انجام می‌دهم. اول از همه، داستانی که به یاد می‌آورم شروع به فراخوانی داستان‌های دیگر از حافظه می‌کند، و من فهرستی از این داستان‌ها را تهیه می‌کنم و تصمیم می‌گیرم که از کدام یک به عنوان نقطه‌های طرح استفاده کنم.


چاک پائولانیک


@Writing_lovers
6🕊3👍1
هر چه بيشتر روی کاغذ حرف بزنيد (بدون مکث و تأمل برای قضاوت يا نقد) شانس بيشتری برای يک کار با ارزش داريد. بعد می‌توانيد برگرديد و آن را اصلاح و ويرايش کنيد. اما بعداً، بعداً که نکته اصلی کلامتان را يافتيد.




#محمد_حسن_شهسواری

📕حرکت در مه



@Writing_lovers
9👍3🕊2