نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
میدان فردوسی در رم

اثر مسجمه ساز ایرانی
فریدون صدیقی( میکل آنژ شرق)



@Writing_lovers🖌
کتاب همچون کلیدی است رو به سوی حفره‌های ناشناخته‌ی قلعه‌ی درون.

فرانس کافکا


@Writing_lovers🖌
نوشتن نوعی رهایی از نارضایتی‌ها، نارسایی‌ها و پریشانی‌ها است. نوشتن جبرانی برای عدم تسلط بر زندگی و ناتوانی است. می‌نویسم، پس من قدرتمندم، پس من احاطه دارم، من واژگان را انتخاب می‌کنم و داستان را من شکل می‌دهم.

اورسلا کی لوگین


@Writing_lovers🖌
نویسنده نباید به راحتی از کلمه استفاده کند و به تکرار بپردازد؛ او باید ارزش کلمه را حفظ کند زیرا کلمه ناموس نویسنده است.

محمد حسن شهسواری


@writing_lovers🖌
مشکل نویسندگان جوان این است که هنگام نوشتن داستان هایشان، به موفقیت یا شکست آن فکر می کنند.

خورخه لوییس بورخس


@Writing_lovers🖌
🖊تمرین

در ذهنتان یک شخصیت خیالی بسازید و از خودتان و شیوهٔ زندگی‌تان برای او بنویسید. بعد از سه چهار روز اجازه دهید تا او با شما حرف بزند.


@Writing_lovers🖌
سوار بر دوش غول تاریخ


معصومه حامی دوست

قصه‌ها قامتی فراختر از ما دارند. آنان بزرگ خویشاوند ما هستند. در درازنای تاریخ با ما بوده‌اند. در دل تاریک تاریخ، مردم به دور آتش قصه نشسته‌اند. بی‌سبب نیست که در پناهش آرام می‌گیریم و با آن حکیم‌تر می‌شویم.

نیوتن زمانی گفته بود:« اگر توانستم افق‌های دورتر را ببینم، از آن روست که بر دوش غولان ایستادم.» و قصه، همان حکمتی است که در طول تاریخ شکل گرفته و افق‌های دورتر را به‌ما نشان می‌دهد.

پدرم در شب‌های تاریک کودکیمان، زمانی که برق خانه‌ها قطع می‌شد، برایمان قصه‌های جور واجور می‌گفت. او همیشه به ما یادآوری می‌کرد که همه‌ی آدم‌ها خوب هستند. با خودم میگفتم اگر همه آدم‌ها را خوب بدانیم، خوبی آدم‌های خوب رانادیده‌گرفته‌ایم. اکنون می‌دانم قصه‌هایی که پدر می‌دانست او را به این وسعت نظر رسانده بود.

قصه‌ها و شعرها آدم‌ها را بزرگ می‌کند. آنکه نادانی می‌کند، هنوز به شناخت قصه و شعر راه نیافته‌است و آنانکه قصه‌ می‌خوانند از رازی آگاهند که دیگران از آن بی‌خبرند.

اگرچه ممکن است آدمی در دنیای مدرن، تحت تأثیر دو نیروی عقل و علم، تخیل را امری بیفایده بداند اما روزی فرا می‌رسد که تخیل در قالب شعر و قصه‌، دوباره به میان‌مان‌ بازمی‌گردد. آن وقت آدمی، ملول از بازیچه‌هایش، این دوست دیرینه را بازمی‌شناسد و درمی‌یابد این‌همان گم‌گشته‌ای است که عمری به دنبالش بوده.

@Writing_lovers🖌
تندیس خیام در مادرید اسپانیا
محوطه دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کمپلوتنسه


@Writing_lovers🖌
ـ به نظر شما کسانی که می‌خواهند نويسنده بشوند، از چه راهی می‌توانند به بهترين وجه ذهنشان را پرورش بدهند؟

ـ می‌توانند بروند خودشان را دار بزنند! چون خواهند ديد که خوب نوشتن تقريباً از جمله محالات است. بعد قبل از اين که حلق‌آويز بشوند و بميرند، طنابی را که از آن آويزانند را باید بُريد تا بلکه مجبور شوند همتی کنند و تا آخر عمر هر چه قدر که می‌توانند خوب بنويسند. در اين صورت اگر هم چيزی برای نوشتن نداشتند، می‌توانند لااقل با همين داستان « بر دار شدنشان » کار نويسندگی را شروع کنند.

همینگوی

@Writing_lovers🖌
🖊تمرین

چیزی معمولی مثل ساعت یا یک پتو را در نظر بگیرید و هر چه درباره‌ی آن به ذهن‌تان می‌رسد، با جزییات مختلف، در سیصد کلمه بنویسید.


@Writing_lovers🖌
خانه موزه‌ی  فئودور داستایوفسکی
(محل نوشتن برادران کارامازوف)


@Writing_lovers🖌
اتاقی از آن خود


معصومه حامی دوست

ویرجینیا ولف یکی از شرایط کار نویسنده را داشتن اتاقی برای نوشتن می‌داند. این در حالی است که در زمان‌های گذشته، برخورداری از چنین نعمتی، صرفا مختص مردان می‌شد.

زنانی چون جین آستین یا آگاتا کریستی در نشیمن خانه که محل رفت و آمد آدم‌ها بود و یا بر روی کابینت آشپزخانه شاهکارهایشان را آفریدند.

اگرچه مردان نویسنده‌ای هم بودند که ترجیح می‌دادند در محل‌های پر رفت و آمدی مثل کوپه‌های قطار یا کافه‌ها بنویسند.

با این‌همه داشتن گوشه‌ای دنج برای نوشتن، در سالهای دور موهبتی بود که همه از آن بهره مند نبودند.

به نظر می‌رسد یک نویسنده باید برای استفاده از ظرفیت‌های نویسندگی‌اش، همه‌ی مکان‌ها را برای نوشتن بیازماید، روی میز کتابخانه‌ها، درون کافه‌ای شلوغ، در پذیرایی خانه، در قطار، در راهروی پر رفت و آمد مکانی عمومی و ...

شاید این کار در ابتدا طاقت فرسا بنظر بیاید. اما لازم است این نکته را به یاد داشته باشیم که هر کدام از مکانها می‌توانند حامل اندیشه‌ی مخصوص به خود باشند و ذهن با قرار گرفتن در آن‌ها تجربیاتش را شکل می‌دهد.

اگر شما بتوانید گوشه‌ی دنج‌خودتان را داشته باشید چه بهتر، اما اگر اتاقی برای نوشتن ندارید، خودتان رامحدود به مکانی خاص نکنید، تهدید را به فرصت تبدیل کنید، در میان شلوغی ها هم می‌توانید گوشه‌های دنج خودتان را پیدا کنید؛

به طور مثال من اگرچه در اغلب موارد در اتاقی شلوغ مشغول نوشتن می‌شوم اما نقشه جهان را روبرویم به دیوار زده‌ام و گوشه دنج خودم را ساخته‌ام. دیدن آن حس ماجراجویی‌ام را تقویت می‌کند‌ و برای نوشتن مرا بر سر ذوق می‌آورد.

بنابراین اهمیتی ندارد که اتاقی از آن خود داشته باشید یانه. این محدودیت را به فال نیک بگیرید. شما می‌توانید با جستجو و انتخاب مکان‌ها و موقعیت‌های جدید و ویژه‌ی خود، به اندیشه‌های جدید دست پیدا کنید.


@Writing_lovers🖌