مفاخر ادبیات کلاسیک جهان
ادبیات بریتانیا به خاطر نویسندگان زن مشهور است. جین آستین، خواهران برونته، آگاتا کریستی و... این لیست همچنان ادامه دارد.
در عین حال، نویسندگان زن به نفع عموم خوانندگان که نسبت به قلم خانمها چندان مطمئن نبودند با نام مستعار مطلب مینوشتند.
خواهران برونته اولین آثار خود را با نامهای مستعار منتشر کردند: نامهای مردانه صدادار.
نامهای مستعار خوشبختانه فراموش شدهاند، اما خواهران برونته و رمانهایشان هنوز هم مورد علاقه خوانندگان هستند.
@Writing_lovers
ادبیات بریتانیا به خاطر نویسندگان زن مشهور است. جین آستین، خواهران برونته، آگاتا کریستی و... این لیست همچنان ادامه دارد.
در عین حال، نویسندگان زن به نفع عموم خوانندگان که نسبت به قلم خانمها چندان مطمئن نبودند با نام مستعار مطلب مینوشتند.
خواهران برونته اولین آثار خود را با نامهای مستعار منتشر کردند: نامهای مردانه صدادار.
نامهای مستعار خوشبختانه فراموش شدهاند، اما خواهران برونته و رمانهایشان هنوز هم مورد علاقه خوانندگان هستند.
@Writing_lovers
👍10❤1👏1🕊1
هر نویسنده بزرگ و اصیل، متناسب با عظمت و اصالت خود، باید به طور مستقل سبکی را بیافریند که به او لذت بدهد.
© ویلیام وردزورث
@Writing_lovers
© ویلیام وردزورث
@Writing_lovers
👍7🕊1
قانونهای نوشتن
• سرعت بخشیدن کار اهمیت دارد. سرعت را بالا ببرید و جریان افکار را افزایش دهید.
• برای نوشتن یک داستان کوتاه همه داستان را در یک نشست بنویسید. سرعت را تا پایان حفظ کنید. برای نوشتن رمان، در بخشهایی نیاز به استراحت دارید و «سرعت» کار را هنگام نوشتن بالا ببرید.
• جملات طولانی را به جملات کوتاه تبدیل کنید. این اغلب برای نویسنده تازه کار بهتر است. داستانهای ارنست همینگوی را بخوانید همه جملات داستانهایش کوتاه و موجز است.
• پاراگرافبندیهای مناسب را رعایت کنید.
• از تکرار خلاص شوید: کلمات و عبارات غیر ضروری، سرعت را کاهش میدهد و توجه خواننده را ضعیف میکند. خواننده قطعا به آن توجه خواهد کرد.
• در هر پاراگراف تنها از یک ایده استفاده کنید.
• یاد بگیرید که افکارتان را به طور خلاصه و قابل درک بیان کنید (جملاتی زیبا بسازید).
• حواس پنجگانه و استعاره ابزار کار نویسنده است. از آن غافل نشوید. در هر پاراگراف بازبینی شان کنید.
• قیدها پاک شوند: «ظاهرا» را حذف کنید. «در حالی که» را حذف کنید. «پیوسته» را حذف کنید.
• نوشتن رنگین. کلماتی که احساسات را تحریک میکنند، بردارید. مردم می خواهند تصاویری روشن ببینند. در جهان کتاب قرار بگیرند و نگران قهرمانان باشند. «نشان بده، نگو!» — یک قانون اساسی برای نویسندگان است. ایده ها را به تصاویر تبدیل کنیم، در اینصورت خوانندگان، سپاسگزار ما خواهند بود.
@Writing_lovers
• سرعت بخشیدن کار اهمیت دارد. سرعت را بالا ببرید و جریان افکار را افزایش دهید.
• برای نوشتن یک داستان کوتاه همه داستان را در یک نشست بنویسید. سرعت را تا پایان حفظ کنید. برای نوشتن رمان، در بخشهایی نیاز به استراحت دارید و «سرعت» کار را هنگام نوشتن بالا ببرید.
• جملات طولانی را به جملات کوتاه تبدیل کنید. این اغلب برای نویسنده تازه کار بهتر است. داستانهای ارنست همینگوی را بخوانید همه جملات داستانهایش کوتاه و موجز است.
• پاراگرافبندیهای مناسب را رعایت کنید.
• از تکرار خلاص شوید: کلمات و عبارات غیر ضروری، سرعت را کاهش میدهد و توجه خواننده را ضعیف میکند. خواننده قطعا به آن توجه خواهد کرد.
• در هر پاراگراف تنها از یک ایده استفاده کنید.
• یاد بگیرید که افکارتان را به طور خلاصه و قابل درک بیان کنید (جملاتی زیبا بسازید).
• حواس پنجگانه و استعاره ابزار کار نویسنده است. از آن غافل نشوید. در هر پاراگراف بازبینی شان کنید.
• قیدها پاک شوند: «ظاهرا» را حذف کنید. «در حالی که» را حذف کنید. «پیوسته» را حذف کنید.
• نوشتن رنگین. کلماتی که احساسات را تحریک میکنند، بردارید. مردم می خواهند تصاویری روشن ببینند. در جهان کتاب قرار بگیرند و نگران قهرمانان باشند. «نشان بده، نگو!» — یک قانون اساسی برای نویسندگان است. ایده ها را به تصاویر تبدیل کنیم، در اینصورت خوانندگان، سپاسگزار ما خواهند بود.
@Writing_lovers
❤8👍3🕊1
یک راه غیرمعمول برای بهبود مهارتهای حرفهایتان
به نظر شما برای اینکه یک فرد نویسنده بزرگی شود چه چیزی لازم است؟ پشتکار و استعداد؟ شاید شانس؟
به احتمال زیاد، سه عامل ذکر شده نقش مهمی دارند. اما گاهی نویسندگان فکر میکنند که اینها کافی نیست...
به عنوان مثال، چارلز دیکنز برای بهبود مهارتهای نویسندگی خود به سمت شمال میخوابید. او به شدت این موضوع را برای تقویت خلاقیت خود جدی میگرفت، بنابراین هر بار قبل از رفتن به رختخواب، قطب نما را چک میکرد.
@Writing_lovers
به نظر شما برای اینکه یک فرد نویسنده بزرگی شود چه چیزی لازم است؟ پشتکار و استعداد؟ شاید شانس؟
به احتمال زیاد، سه عامل ذکر شده نقش مهمی دارند. اما گاهی نویسندگان فکر میکنند که اینها کافی نیست...
به عنوان مثال، چارلز دیکنز برای بهبود مهارتهای نویسندگی خود به سمت شمال میخوابید. او به شدت این موضوع را برای تقویت خلاقیت خود جدی میگرفت، بنابراین هر بار قبل از رفتن به رختخواب، قطب نما را چک میکرد.
@Writing_lovers
😁4❤3👍3😱2🕊2🔥1💯1
شعر فقط در ابیات جاری نیست: همه جا ریخته شده، در اطراف ماست. به این درختان، به این آسمان نگاه کن، زیبایی و زندگی از همه جا سرچشمه میگیرد و هر جا زیبایی و زندگی است، شعر است.
ایوان تورگنیف
@writing_lovers
ایوان تورگنیف
@writing_lovers
❤4👍2🕊2
سه روز میتوان بینان بهسر برد، بیشعر هرگز و کسانی که جز این فکر میکنند در اشتباهند.
بودلر
@Writing_lovers
بودلر
@Writing_lovers
👍5❤3🕊2
ما توی داستانهای کوتاه فارسی، سیزده نوع زاویه دید داریم. زاویه دید مبحث مهمی در داستاننویسی هست. توی دورههای نویسندگی، اولین چیزی که با هنرجو کار میشه معمولا همین زاویه دیدهاست. یعنی ابتدایی ترین ابزار کار شما و در عین حال مهمترین و راهگشاترین عنصر داستانی. برای اینکه خوب یادش بگیرید، بهترین منبع خوندن داستانهای قدرتمند هست. داستانهای خوب و متنوع بخونید و به نحوه استفاده نویسنده از زاویه دید در داستانها توجه کنید. به آموزشهای سطحی فضای مجازی و اطلاعات کم خودتون قناعت نکنید؛ بیشتر کاوش کنید و خوندن داستانهای خوب رو از دست ندید. به طور مثال داستانهای ابراهیم گلستان و شهریار مندنیپور منبع خوبی برای یادگیری زاویه دیدهای غیرمتعارف و متنوع هستند.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
👍10🕊2🎉1
اگر کسی متفاوت از من فکر کند، نه تنها با این کار مرا آزرده نمیکند، بلکه برعکس، مرا غنی میکند.
مارک تواین
@writing_lovers
مارک تواین
@writing_lovers
👌8❤3👍1🕊1
افراد خلاق غالباً درباره حیوانات خانگی انعطاف داشتهاند.
ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی گربهها را دوست داشت. تقریباً ۵۰ گربه در حال حاضر در خانه-موزه او زندگی میکنند.
یا شاعری به نام لرد بایرون به گربهها، سگها و قناریها علاقه داشت و حیوانات او به اینها محدود نمیشد او چهار غاز خانگی خرید که آنها را همه جا، حتی در جلسات کاری و اجتماعات، با خود میبرد.
@Writing_lovers
ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی گربهها را دوست داشت. تقریباً ۵۰ گربه در حال حاضر در خانه-موزه او زندگی میکنند.
یا شاعری به نام لرد بایرون به گربهها، سگها و قناریها علاقه داشت و حیوانات او به اینها محدود نمیشد او چهار غاز خانگی خرید که آنها را همه جا، حتی در جلسات کاری و اجتماعات، با خود میبرد.
@Writing_lovers
👍11🕊1
خوب نوشتن سخت است، اما همیشه میتوان چیزی نوشت. سپس با تلاش میتوانید آن را بهتر کنید. مسئله داشتن اراده و جاهطلبی کافی است.
جیم شریدان
@Writing_lovers
جیم شریدان
@Writing_lovers
👍7❤3👏1🕊1
زمان در نوشتن
حین نوشتن رمان، هر چقدر هم که رمان ساختار پیچیدهای داشته باشد، بی آنکه از پیش برنامهای بریزم و بیآنکه ادامه و نتیجه داستان را بدانم داستان را به شکل هر چه پیش آید خوش آید و فیالبداهه پیش میبرم. چون اینطور نوشتن لذت بیشتری دارد. نوشتن رمان وقتی به پایان میرسد تازه مسابقات و بازیهای جدیدی آغاز میشود. و از این ببعد مرحله جذابی آغاز میشود که کاملا ارزش وقت گذاشتن را دارد.
در اثر نوشتن فیالبداهه گاه بین عناصر مختلف داستان تناقضهایی پدید میآید که باعث بیانسجامی میشود. مثلا ممکن است خلقیات یا وقایع مربوط به یک شخصیت از میانه داستان به یکباره تغییر کند یا ممکن است توالی زمانی اتفاقات بهم خورده باشد. باید این عیبها و نواقص را رفع کرد و به متنی منسجم رسید.
بخشهای زیادی را حذف میکنم و صحنههایی جدید را اینجا و آنجا به داستان اضافه میکنم. وقتی داستان "سرگذشت پرنده کوکی" را مینوشتم در مرحله بازنویسی احساس کردم بعضی بخشها اساسا با بخشهای دیگر همخوانی ندارند. در نتیجه چند بخش از داستان را به طور کامل حذف کردم و بعد براساس آن بخش حذف شده داستان دیگری یعنی داستان " مرز جنوب، غرب خورشید" را نوشتم. اغلب بخشهای حذف شده برای همیشه از بین میروند.
بازنویسی به این گونه یک یا دوماه طول میکشد. بعد از اتمام این مرحله دوباره حدود یک هفته صبر میکنم و بعد وارد مرحله دوم میشوم. در این مرحله نیز داستان را از آغاز بازنویسی میکنم. با این تفاوت که به جزییات توجه بیشتری میکنم. وسواس بیشتری بخرج میدهم. مثلا به توصیف مناظر جزییات بیشتری اضافه میکنم یا لحن گفتگوها را مناسبتر میکنم. بررسی میکنم هیچ نکته ای با روند کلی داستان مغایرت نداشته باشد. یکبار متن را میخوانم و جاهایی را که فهمیدنشان دشوار است آسانتر میکنم تا متن روان تر و طبیعی تر باشد. این بخش به انبوهی از جراحیهای کوچک میماند. بعد از اتمام این مرحله دوباره استراحتی میکنم و وارد بازنویسی بعدی میشوم. ...
هاروکی موراکامی
📕 داستاننویسی به مثابه شغل
@Writing_lovers
حین نوشتن رمان، هر چقدر هم که رمان ساختار پیچیدهای داشته باشد، بی آنکه از پیش برنامهای بریزم و بیآنکه ادامه و نتیجه داستان را بدانم داستان را به شکل هر چه پیش آید خوش آید و فیالبداهه پیش میبرم. چون اینطور نوشتن لذت بیشتری دارد. نوشتن رمان وقتی به پایان میرسد تازه مسابقات و بازیهای جدیدی آغاز میشود. و از این ببعد مرحله جذابی آغاز میشود که کاملا ارزش وقت گذاشتن را دارد.
در اثر نوشتن فیالبداهه گاه بین عناصر مختلف داستان تناقضهایی پدید میآید که باعث بیانسجامی میشود. مثلا ممکن است خلقیات یا وقایع مربوط به یک شخصیت از میانه داستان به یکباره تغییر کند یا ممکن است توالی زمانی اتفاقات بهم خورده باشد. باید این عیبها و نواقص را رفع کرد و به متنی منسجم رسید.
بخشهای زیادی را حذف میکنم و صحنههایی جدید را اینجا و آنجا به داستان اضافه میکنم. وقتی داستان "سرگذشت پرنده کوکی" را مینوشتم در مرحله بازنویسی احساس کردم بعضی بخشها اساسا با بخشهای دیگر همخوانی ندارند. در نتیجه چند بخش از داستان را به طور کامل حذف کردم و بعد براساس آن بخش حذف شده داستان دیگری یعنی داستان " مرز جنوب، غرب خورشید" را نوشتم. اغلب بخشهای حذف شده برای همیشه از بین میروند.
بازنویسی به این گونه یک یا دوماه طول میکشد. بعد از اتمام این مرحله دوباره حدود یک هفته صبر میکنم و بعد وارد مرحله دوم میشوم. در این مرحله نیز داستان را از آغاز بازنویسی میکنم. با این تفاوت که به جزییات توجه بیشتری میکنم. وسواس بیشتری بخرج میدهم. مثلا به توصیف مناظر جزییات بیشتری اضافه میکنم یا لحن گفتگوها را مناسبتر میکنم. بررسی میکنم هیچ نکته ای با روند کلی داستان مغایرت نداشته باشد. یکبار متن را میخوانم و جاهایی را که فهمیدنشان دشوار است آسانتر میکنم تا متن روان تر و طبیعی تر باشد. این بخش به انبوهی از جراحیهای کوچک میماند. بعد از اتمام این مرحله دوباره استراحتی میکنم و وارد بازنویسی بعدی میشوم. ...
هاروکی موراکامی
📕 داستاننویسی به مثابه شغل
@Writing_lovers
👍6👏5❤2🕊1
❤️ محبوب ترین نویسنده
رمانهای ژول ورن از دهه ۱۸۵۰ بهطور پیوسته ترجمه شدهاند و اکنون به ۱۵۰ زبان وجود دارد و او را دومین نویسندهی ترجمهشده در جهان میسازد. او حتی از ویلیام شکسپیر سبقت گرفت و در این موضوع فقط به آگاتا کریستی باخت که بالاترین رکورد جهانی را در اختیار دارد. او محبوب ترین نویسنده تمام دوران است. تاکنون بیش از دو میلیارد کتاب از داستان های پلیسی او منتشر شده که رقمی باور نکردنی است!
@Writing_lovers
رمانهای ژول ورن از دهه ۱۸۵۰ بهطور پیوسته ترجمه شدهاند و اکنون به ۱۵۰ زبان وجود دارد و او را دومین نویسندهی ترجمهشده در جهان میسازد. او حتی از ویلیام شکسپیر سبقت گرفت و در این موضوع فقط به آگاتا کریستی باخت که بالاترین رکورد جهانی را در اختیار دارد. او محبوب ترین نویسنده تمام دوران است. تاکنون بیش از دو میلیارد کتاب از داستان های پلیسی او منتشر شده که رقمی باور نکردنی است!
@Writing_lovers
👍9❤3😱2🕊2
نویسنده هنگام نوشتن داستان باید بتواند از نظر عاطفی و فکری با دو، سه یا چهار فکر متضاد آشنا باشد و برای هر یک از آنها کلمات قانع کننده ای ارائه دهد. این مانند بازی تنیس با خودتان است، شما باید در هر دو طرف زمین باشید و برای هر دو طرف بازی کنید.
© آموس اوز
@Writing_lovers
© آموس اوز
@Writing_lovers
👍7❤4🕊1
پروراندن درونمایه اثر
در زمان نوشتن رمان از خودتان بپرسید ارزش نهایی داستانی که من تعریف میکنم چیست؟ به زبان دیگر از خودتان بپرسید میخواهم خواننده پس از خواندن رمان من در نهایت به چه بینش یا نگرش تازهای پیدا کند؟ یا چه نگرش جدیدی به چیزهای عادی داشته باشد؟ این بینش را در یکسطر بنویسید. این درونمایه اثر شما خواهد بود.
درونمایهها عمق بیشتری به داستان میدهند اما مراقب یک خطر رایج باشید: نویسنده ها معمولا وسوسه میشوند یک درونمایه را بگیرند و زورکی یک داستان برای آن بتراشند. این جور نوشتن داستان باعث ایرادهای زیادی در داستان میشود از جمله به وجود آمدن شخصیتهای کاغذی و لحن کلیشهای و از بین رفتن ظرافت در داستان.
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
در زمان نوشتن رمان از خودتان بپرسید ارزش نهایی داستانی که من تعریف میکنم چیست؟ به زبان دیگر از خودتان بپرسید میخواهم خواننده پس از خواندن رمان من در نهایت به چه بینش یا نگرش تازهای پیدا کند؟ یا چه نگرش جدیدی به چیزهای عادی داشته باشد؟ این بینش را در یکسطر بنویسید. این درونمایه اثر شما خواهد بود.
درونمایهها عمق بیشتری به داستان میدهند اما مراقب یک خطر رایج باشید: نویسنده ها معمولا وسوسه میشوند یک درونمایه را بگیرند و زورکی یک داستان برای آن بتراشند. این جور نوشتن داستان باعث ایرادهای زیادی در داستان میشود از جمله به وجود آمدن شخصیتهای کاغذی و لحن کلیشهای و از بین رفتن ظرافت در داستان.
اما چگونه میشود از این چیزهای بنیادبرانداز در نوشتن داستان پرهیز کرد؟ قانون سادهای که باید همیشه یادتان باشد این است: شخصیتها، درونمایه را منتقل میکنند.
همیشه.
شخصیت ها را خوب بپروارانید و در جهان داستان قرار دهید. جهانی که ارزشهای متضاد آدمها در آن باهم در ستیز است. بگذارید شخصیتهایتان به طور طبیعی و با شور و شوق تقلا کنند بعد درونمایه خود بخود و بدون تلاش زورکی آشکار میشود.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
❤5👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM