هیچ کس نمیتواند به شما نصیحت یا کمکی کند، هیچکس. تنها یک راه وجود دارد. در خود فرو بروید و احتیاجی را که موجب نوشتن شماست جست و جو کنید. ببینید که آیا این احتیاج در ژرفناهای دل شما ریشه دارد؟ از ته دل، پیش خود اعتراف کنید که اگر شما را از نوشتن بازمیداشتند، میمردید؟
نامههای ریلکه به فرانتس هاور کاپوس
@Writing_lovers
نامههای ریلکه به فرانتس هاور کاپوس
@Writing_lovers
❤6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتوانم نویسندهای را نام ببرم که زندگیاش بهتر از من باشد. کتابهای من همگی منتشر شدهاند، کتابهایم در تمام کتابخانههای مدارس وجود دارد و وقتی در جمع صحبت میکنم، حتی قبل از شروع صحبت، مرا تشویق میکنند.
ری برادبری
@Writing_lovers
ری برادبری
@Writing_lovers
😍4❤1👍1🔥1😱1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استیون کینگ ایده فیلم درخشش را در تعطیلات طرح کرد.
نویسنده گفت که کتاب درخشش را در حالی که با خانواده در تعطیلات در هتل استنلی استس پارک، به سر می برد، نوشته است.
کینگ گفت: ما یک روز قبل از پایان تعطیلات به آنجا رسیدیم. وقتی وارد شدیم که همه آنجا را ترک کرده بودند... در رستوران، همه میزها به جز میز ما با پلاستیک پوشانده شده بود و جنگلی از پایه های صندلی واژگون در اطراف وجود داشت.
این تجربه به من ایده داستان را داد: نویسندهای که در یک هتل برفی عقلش را از دست داد.
@Writing_lovers
نویسنده گفت که کتاب درخشش را در حالی که با خانواده در تعطیلات در هتل استنلی استس پارک، به سر می برد، نوشته است.
کینگ گفت: ما یک روز قبل از پایان تعطیلات به آنجا رسیدیم. وقتی وارد شدیم که همه آنجا را ترک کرده بودند... در رستوران، همه میزها به جز میز ما با پلاستیک پوشانده شده بود و جنگلی از پایه های صندلی واژگون در اطراف وجود داشت.
این تجربه به من ایده داستان را داد: نویسندهای که در یک هتل برفی عقلش را از دست داد.
@Writing_lovers
❤3🕊3👍1
کاربرد درست کلمه، همان تکنیکیاست که باعث میشود نویسنده در روایت خوب عمل کند. وسواس بر سر کلمه همان جزئینگاری است که یک داستان را در ذهن مخاطبش ماندگار میکند. جزئینگاری با کلمات، تصویر داستانی را به طور دقیق پیش روی خواننده میگذارد. چطور یک نویسنده نمیتواند از کلمات به درستی کار بکشد و درعین حال بتواند تصویری جزئی و دقیق را بیان کند. ابزار شما برای نشان دادن در یک اثر داستانی کلمه است و اشراف بر کلمه، اشراف بر تکنیک جزئینگاری، داستان را به مثابه فیلمی در ذهن خواننده ثبت میکند. فیلمی که شاید هیچ وقت تصاویرش را از یاد نبرد و برای هر نویسندهای مهمترین چیز همین است.
#ابوتراب_خسروی
@Writing_lovers
#ابوتراب_خسروی
@Writing_lovers
👍8👏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان اشتاینبک دوران سختی را در مدرسه سپری کرد.
به این دلیل که خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست و زمانی که همکلاسیهای نویسنده آینده، تازه داشتند این کار را یاد میگرفتند، او باید در سکوت به درسهای تکراری گوش میداد.
خیلی زود مادرش شوکه شد. با نگاهی به دفترچههای مشق پسرش، گزیده هایی از کتابهای مختلف پیدا کرد. معلوم شد که جان داستایوفسکی، فلوبر، میلتون را خوانده است و بخشهایی از آن را در دفترش یادداشت میکرد.
پس از این کشف، به شوهرش گفت: " نمیدانم او چه چیزی از آب درخواهد آمد - یک نابغه یا یک مقلد." پدر جان از او حمایت میکرد و معتقد بود که با گذشت زمان پسرش به خود می آید.
@Writing_lovers
به این دلیل که خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست و زمانی که همکلاسیهای نویسنده آینده، تازه داشتند این کار را یاد میگرفتند، او باید در سکوت به درسهای تکراری گوش میداد.
خیلی زود مادرش شوکه شد. با نگاهی به دفترچههای مشق پسرش، گزیده هایی از کتابهای مختلف پیدا کرد. معلوم شد که جان داستایوفسکی، فلوبر، میلتون را خوانده است و بخشهایی از آن را در دفترش یادداشت میکرد.
پس از این کشف، به شوهرش گفت: " نمیدانم او چه چیزی از آب درخواهد آمد - یک نابغه یا یک مقلد." پدر جان از او حمایت میکرد و معتقد بود که با گذشت زمان پسرش به خود می آید.
@Writing_lovers
👍5❤4🕊1
شروعهای نادرست را تجربه کنید، آزمون و خطا کنید، نوشته هایتان را بررسی و اصلاح کنید، با عدم اطمینان و ناامیدی کنار بیایید، و باز هم آن کار سخت و یکنواخت را انجام دهید، منظورم صاف نشستن پشت میز است، تا آمادهی حضور در رویداد اصلی شوید.
ویلیام پدن
@Writing_lovers
ویلیام پدن
@Writing_lovers
❤11🕊5👏2
Forwarded from سرزمین کتابها
خوابیدن، تنبلی، در خود فرورفتن، خواندن، آشپزی کردن، دوچرخهسواری و یک کتاب سخت و پر از سنگلاخ.
این تجویزِ من است.
یادداشتهای روزانه
ویرجینیا وولف
این تجویزِ من است.
یادداشتهای روزانه
ویرجینیا وولف
❤9👍5🕊1
هر روز مینویسم. هیچ وقت منتظر الهام نمینشینم؛ کار مداوم هر روزه. درباره موضوعی که مرا به خود جلب کرده، فکر میکنم، شکل و فرم آن را تا حدودی مشخص میکنم و بعد شروع میکنم به نوشتن. این فکر کردن درباره موضوع ممکن است یک ماه ذهن مرا به خودش مشغول کند.
#علی_اشرف_درویشیان
@Writing_lovers
#علی_اشرف_درویشیان
@Writing_lovers
❤11🕊1
ده قانون برای نویسنده
مایکل مورپورگو
۱. برای من ضروری است که مدام ایدههایم را به روز کنم. این بدان معنی است که من باید تا حد امکان زندگی متنوعی داشته باشم، به طوری که آنتنهای من به سمت بیرون هدایت شوند.
۲. تد هیوز چنین توصیهای به من کرد و معجزه میکند: لحظهها، برداشتهای زودگذر، دیالوگهای شنیده شده، آنچه شگفت زدهتان میکند، غمها و شادی هایتان را بنویسید.
۳. برای من، داستان، تلفیقی از وقایع واقعی، احتمالات تاریخی و خاطرات خودم است که از آنها برای ایجاد ترکیبهای هیجان انگیز استفاده میکنم.
۴. دوره کامل کردن و به بلوغ رساندن ایده، بسیار مهم است.
۵.هنگامی که اسکلت داستان آماده شد، شروع به صحبت در مورد آن میکنم، بیشتر با همسرم، تا واکنش او را ببینم.
۶. وقتی جلوی یک صفحه خالی مینشینم که از بیتابی آتش گرفتهام. و داستانم را طوری مینویسم که دارم آن را برای بهترین دوستم یا یکی از نوههایم تعریف میکنم.
۷. وقتی یک فصل را طراحی کردم (خیلی ریز مینویسم تا مجبور نباشم صفحه را ورق بزنم و بتوانم به همه بخشها کلی نگاه کنم)، همسرم آن را تایپ میکند و پرینت میگیرد و گاهی اوقات نظرات خودش را اضافه میکند.
۸. وقتی عمیقاً در داستانی غوطه ور میشوم و در حین نوشتن در آن زندگی میکنم، صادقانه بگویم نمیدانم بعد از آن قرار است چه اتفاقی بیفتد. سعی میکنم چیزی را دیکته نکنم و نقش خدا را بازی نکنم.
۹. به محض اینکه اولین پیشنویس تمام شد، کتابم را با صدای بلند برای خودم میخوانم. نحوه صدای آن بسیار مهم است.
۱۰. در هر ویرایشی هر چقدر هم که با ظرافت انجام شود، ابتدا با عصبانیت واکنش نشان میدهم اما بعد آرام میشوم و به کار ادامه میدهم و یک سال بعد کتاب جدیدی در دستانم است.
@Writing_lovers
مایکل مورپورگو
۱. برای من ضروری است که مدام ایدههایم را به روز کنم. این بدان معنی است که من باید تا حد امکان زندگی متنوعی داشته باشم، به طوری که آنتنهای من به سمت بیرون هدایت شوند.
۲. تد هیوز چنین توصیهای به من کرد و معجزه میکند: لحظهها، برداشتهای زودگذر، دیالوگهای شنیده شده، آنچه شگفت زدهتان میکند، غمها و شادی هایتان را بنویسید.
۳. برای من، داستان، تلفیقی از وقایع واقعی، احتمالات تاریخی و خاطرات خودم است که از آنها برای ایجاد ترکیبهای هیجان انگیز استفاده میکنم.
۴. دوره کامل کردن و به بلوغ رساندن ایده، بسیار مهم است.
۵.هنگامی که اسکلت داستان آماده شد، شروع به صحبت در مورد آن میکنم، بیشتر با همسرم، تا واکنش او را ببینم.
۶. وقتی جلوی یک صفحه خالی مینشینم که از بیتابی آتش گرفتهام. و داستانم را طوری مینویسم که دارم آن را برای بهترین دوستم یا یکی از نوههایم تعریف میکنم.
۷. وقتی یک فصل را طراحی کردم (خیلی ریز مینویسم تا مجبور نباشم صفحه را ورق بزنم و بتوانم به همه بخشها کلی نگاه کنم)، همسرم آن را تایپ میکند و پرینت میگیرد و گاهی اوقات نظرات خودش را اضافه میکند.
۸. وقتی عمیقاً در داستانی غوطه ور میشوم و در حین نوشتن در آن زندگی میکنم، صادقانه بگویم نمیدانم بعد از آن قرار است چه اتفاقی بیفتد. سعی میکنم چیزی را دیکته نکنم و نقش خدا را بازی نکنم.
۹. به محض اینکه اولین پیشنویس تمام شد، کتابم را با صدای بلند برای خودم میخوانم. نحوه صدای آن بسیار مهم است.
۱۰. در هر ویرایشی هر چقدر هم که با ظرافت انجام شود، ابتدا با عصبانیت واکنش نشان میدهم اما بعد آرام میشوم و به کار ادامه میدهم و یک سال بعد کتاب جدیدی در دستانم است.
@Writing_lovers
👍8❤1🕊1