همواره شعر مرا در کام خود فرو کشیده است
و من گاه شادی خود را
به او دادهام
و گاه با غم خود
دهان گرسنه او را سیر کردهام
ولی کام او بی پایان است
و هستی من برای پر کردن آن
کافی نیست
#بیژن_جلالی
@Writing_lovers
و من گاه شادی خود را
به او دادهام
و گاه با غم خود
دهان گرسنه او را سیر کردهام
ولی کام او بی پایان است
و هستی من برای پر کردن آن
کافی نیست
#بیژن_جلالی
@Writing_lovers
❤🔥5👍3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ چیز مثل گردگیری از کتابها آدم را به مطالعه و خواندن ترغیب نمیکند. قفسههای کتابخانه را مرتب کردم و یکی از قفسهها را به کتابهایی اختصاص دادم که میخواهم دوباره بخوانمشان:
مثنوی مولوی سه جلد، تاریخ خیال، جادوگران و ساحران، مقالات بورخس و اکو، یاداشتهای والتر بنیامین، شعرهای مارگارت اتوود و داستان های ویرجینیا ولف، اولدوز و کلاغها صمدبهرنگی.
امروز کتاب " حرفهای عجیب غریبی که مشتریها توی کتابفروشی میزنند" نوشته جن کمبل را از سر کنجکاوی خریدم. پرسشها و اظهانظرهای غیرمعمولی که کتابفروشها از مشتریان کتابخوانشان شنیدهاند. خاطراتی که عجیب و غریب و گاه هم آشنا و خندهدار هست. مثلا این یکی:
مشتری در حال خواندن کتابی است که از قفسه برداشته، مکث میکند و بالای یکی از صفحات را تا میزند و کتاب را دوباره در قفسه میگذارد.
کتاب فروش: ببخشید، چه کار میکنید؟
مشتری: داشتم فصل اول رو میخوندم ولی با دوستم قرار ناهار دارم، واسه همین صفحه رو علامت زدم تا فردا که اومدم بقیهاش رو بخونم.
یا این یکی که خیلی شایع هست:
مشتری : ببخشید. عنوان و نویسنده و موضوع کتابی رو که دنبالش هستم یادم نیستش، ولی میدونم دوتا کلمه توی عنوانش بود...
کتابفروش: خب چه کلمههایی بودن؟
مشتری : یادم نمیاد لطفا بهم استرس وارد نکنید. یکی "چیز" بود و اون یکی هم "چیز"
کتابفروش : چیز و چیز ... چیزی به ذهنم نمیرسه!
مشتری: نمیشه همین رو جستجو کنید...
این روزها بیشتر وقتم صرف خواندن آثار نویسندگان تازهکار و خوشذوق کانال نویسندگی و نوشتن شد. داستانهایی که برای دوره "نقد و بازخورد" ارسال شده بود و بالاخره دیروز آخرین جلسه سال ۱۴۰۲ هم برگزار شد. خوبی این جلسات این است که به نویسندگان جوان منظری میدهد تا با نقاط قوت و خطاهایش آشنا شوند و بتوانند آثار بعدیشان را با تسلط بیشتری بنویسند. در عین حال فرصت گرانبهایی است برای گپ و گفت از جهان کتابها و داستانها که من همیشه از این بخش بیشتر کیف میکنم.
علاوه براین امسال ۶ نفر از هنرجویانم در دوره نویسندگی، کتاب داستانشان را با کیفیت قابل قبول و خوبی چاپ کردند. هنرجویانی که شاهد رشد و خودباوری قدم به قدمشان تا چاپ کتاب بودم و این برای من از هر تجربهای با ارزشتر بود.
@Writing_lovers
مثنوی مولوی سه جلد، تاریخ خیال، جادوگران و ساحران، مقالات بورخس و اکو، یاداشتهای والتر بنیامین، شعرهای مارگارت اتوود و داستان های ویرجینیا ولف، اولدوز و کلاغها صمدبهرنگی.
امروز کتاب " حرفهای عجیب غریبی که مشتریها توی کتابفروشی میزنند" نوشته جن کمبل را از سر کنجکاوی خریدم. پرسشها و اظهانظرهای غیرمعمولی که کتابفروشها از مشتریان کتابخوانشان شنیدهاند. خاطراتی که عجیب و غریب و گاه هم آشنا و خندهدار هست. مثلا این یکی:
مشتری در حال خواندن کتابی است که از قفسه برداشته، مکث میکند و بالای یکی از صفحات را تا میزند و کتاب را دوباره در قفسه میگذارد.
کتاب فروش: ببخشید، چه کار میکنید؟
مشتری: داشتم فصل اول رو میخوندم ولی با دوستم قرار ناهار دارم، واسه همین صفحه رو علامت زدم تا فردا که اومدم بقیهاش رو بخونم.
یا این یکی که خیلی شایع هست:
مشتری : ببخشید. عنوان و نویسنده و موضوع کتابی رو که دنبالش هستم یادم نیستش، ولی میدونم دوتا کلمه توی عنوانش بود...
کتابفروش: خب چه کلمههایی بودن؟
مشتری : یادم نمیاد لطفا بهم استرس وارد نکنید. یکی "چیز" بود و اون یکی هم "چیز"
کتابفروش : چیز و چیز ... چیزی به ذهنم نمیرسه!
مشتری: نمیشه همین رو جستجو کنید...
این روزها بیشتر وقتم صرف خواندن آثار نویسندگان تازهکار و خوشذوق کانال نویسندگی و نوشتن شد. داستانهایی که برای دوره "نقد و بازخورد" ارسال شده بود و بالاخره دیروز آخرین جلسه سال ۱۴۰۲ هم برگزار شد. خوبی این جلسات این است که به نویسندگان جوان منظری میدهد تا با نقاط قوت و خطاهایش آشنا شوند و بتوانند آثار بعدیشان را با تسلط بیشتری بنویسند. در عین حال فرصت گرانبهایی است برای گپ و گفت از جهان کتابها و داستانها که من همیشه از این بخش بیشتر کیف میکنم.
علاوه براین امسال ۶ نفر از هنرجویانم در دوره نویسندگی، کتاب داستانشان را با کیفیت قابل قبول و خوبی چاپ کردند. هنرجویانی که شاهد رشد و خودباوری قدم به قدمشان تا چاپ کتاب بودم و این برای من از هر تجربهای با ارزشتر بود.
@Writing_lovers
👍4👏3❤2
آیا ارنست همینگوی واقعاً توصیه میکرد "مست بنویس و هوشیار ویرایش کن"؟
این دستور برای مدت طولانی در اینترنت دست به دست می شد و همینگوی واقعاً اهل نوشیدنی بود. فقط او هرگز الکل را با نوشتن ترکیب نکرد.
در مصاحبه ای از او پرسیده شد که آیا درست است که او هر روز صبح یک پارچ مارتینی با خود میبرد تا در حین کار بنوشد؟ همینگوی پاسخ داد که هنگام نوشتن همیشه کاملا هوشیار بوده است.
او گفت: « یاعیسی مسیح! آیا تا به حال شنیده اید که کسی در حین کار مست شود؟ شاید به فکر فاکنر باشید. او گاهی اوقات مشروب مینوشد و من می توانم درست در میان صفحات حدس بزنم که در کدام جمله اولین نوشیدنی خود را نوشیده. علاوه بر این، چه کسی بیش از یک مارتینی در یک زمان مینوشد؟»
@Writing_lovers
این دستور برای مدت طولانی در اینترنت دست به دست می شد و همینگوی واقعاً اهل نوشیدنی بود. فقط او هرگز الکل را با نوشتن ترکیب نکرد.
در مصاحبه ای از او پرسیده شد که آیا درست است که او هر روز صبح یک پارچ مارتینی با خود میبرد تا در حین کار بنوشد؟ همینگوی پاسخ داد که هنگام نوشتن همیشه کاملا هوشیار بوده است.
او گفت: « یاعیسی مسیح! آیا تا به حال شنیده اید که کسی در حین کار مست شود؟ شاید به فکر فاکنر باشید. او گاهی اوقات مشروب مینوشد و من می توانم درست در میان صفحات حدس بزنم که در کدام جمله اولین نوشیدنی خود را نوشیده. علاوه بر این، چه کسی بیش از یک مارتینی در یک زمان مینوشد؟»
@Writing_lovers
❤5
بنویس حتی اگر چیزی را که به دست میآوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که مینویسی خوب نباشد.
© آگاتا کریستی
@Writing_lovers
© آگاتا کریستی
@Writing_lovers
👍9❤5😍1
۶ دلیل برای خلق داستان های کوتاه.
برای شکوفایی خلاقیتتان بدون ارزشگذاری بر داستانها هر چند وقت یکبار داستان کوتاه بنویسید. مزایای نوشتن داستانهای کوتاه چیست؟
۱. نوشتن داستان کوتاه راهی برای تقویت مهارتهای شما و ایجاد افق های جدید در طول زندگی نوشتاریتان است.
۲. داستانهای کوتاه راهی ایده آل برای کشف ژانرهای جدید است.
خلاقیت خود را محدود نکنید. زیرا در عمق روند نوشتن داستانهای کوتاه یک دغدغه خلاقانه برای کشف شخصیتها، سبکها و ژانرهای جدید وجود دارد. فرم داستان کوتاه مکان مناسبی برای این کار است.
۳. داستان های کوتاه برای ریسک کردن عالی هستند.
داستان های کوتاه فرصتی عالی برای یادگیری شکستن قواعد است. در صورت تمایل، قوانین را بشکنید.
۴. مختصر بودن ذاتی داستان ها توجه شما را به عنوان یک نویسنده تیز می کند.
داستان های کوتاه جایی برای پیش درآمدهای طولانی، حواس پرتی یا موضوعات نامرتبط ندارند. وقتی یک داستان کوتاه می نویسید، چخوف را با «ایجاز خواهر استعداد است» به یاد آورید بنابراین یاد می گیرید که از اندک چیزهای زیادی خلق کنید. یاد می گیرید که هر کلمه را موثرتر انتخاب کنید.
درست مانند حرکات کششی در یک ورزش، نوشتن داستان های کوتاه شما را به اصول اولیه باز می گرداند، و میتوانید مهارتها و هنر خود را برای پروژه های طولانیتر توسعه دهید.
۵. داستان های کوتاه اغلب دروازه ای به سوی ایده های بدیع هستند.
گاهی اوقات بهترین ایده های رمان در واقع به عنوان داستان های کوتاه شروع می شوند که همچنان در ناخودآگاه تکرار می شوند.
وقتی در دنیای یک داستان غوطه ور میشوید، فشار یا انتظار به حجم و ابعاد رمان وجود ندارد. میتوانید اجازه دهید داستان باز شود و اگر چیز دیگری وجود دارد که میخواهید کشف کنید، آن را احساس کنید و بنویسید.
۶. وقتی بعد از یک پروژه بزرگ احساس خستگی می کنید، داستان های کوتاه انگیزه دوبارهای در شما روشن می کند.
اگر نوشتن یک رمان طولانی است، نوشتن یک داستان کوتاه یک مسابقه در ابعاد کوچک است. کافی است جریان خونتان به گردش بیفتد و انرژیتان را بازیابی کنید، اما نه آنقدر طاقتفرسا که شما را خسته کند. نوشتن یک داستان کوتاه ممکن است همان چیزی باشد که برای احیای دوباره اشتیاق خود برای نوشتن طولانی مدت یک رمان به آن نیاز دارید. وقتی در میانه پیش نویس رمان هستید، نوشتن یک داستان کامل به شما اعتماد به نفس میدهد.
@Writing_lovers
برای شکوفایی خلاقیتتان بدون ارزشگذاری بر داستانها هر چند وقت یکبار داستان کوتاه بنویسید. مزایای نوشتن داستانهای کوتاه چیست؟
۱. نوشتن داستان کوتاه راهی برای تقویت مهارتهای شما و ایجاد افق های جدید در طول زندگی نوشتاریتان است.
۲. داستانهای کوتاه راهی ایده آل برای کشف ژانرهای جدید است.
خلاقیت خود را محدود نکنید. زیرا در عمق روند نوشتن داستانهای کوتاه یک دغدغه خلاقانه برای کشف شخصیتها، سبکها و ژانرهای جدید وجود دارد. فرم داستان کوتاه مکان مناسبی برای این کار است.
۳. داستان های کوتاه برای ریسک کردن عالی هستند.
داستان های کوتاه فرصتی عالی برای یادگیری شکستن قواعد است. در صورت تمایل، قوانین را بشکنید.
۴. مختصر بودن ذاتی داستان ها توجه شما را به عنوان یک نویسنده تیز می کند.
داستان های کوتاه جایی برای پیش درآمدهای طولانی، حواس پرتی یا موضوعات نامرتبط ندارند. وقتی یک داستان کوتاه می نویسید، چخوف را با «ایجاز خواهر استعداد است» به یاد آورید بنابراین یاد می گیرید که از اندک چیزهای زیادی خلق کنید. یاد می گیرید که هر کلمه را موثرتر انتخاب کنید.
درست مانند حرکات کششی در یک ورزش، نوشتن داستان های کوتاه شما را به اصول اولیه باز می گرداند، و میتوانید مهارتها و هنر خود را برای پروژه های طولانیتر توسعه دهید.
۵. داستان های کوتاه اغلب دروازه ای به سوی ایده های بدیع هستند.
گاهی اوقات بهترین ایده های رمان در واقع به عنوان داستان های کوتاه شروع می شوند که همچنان در ناخودآگاه تکرار می شوند.
وقتی در دنیای یک داستان غوطه ور میشوید، فشار یا انتظار به حجم و ابعاد رمان وجود ندارد. میتوانید اجازه دهید داستان باز شود و اگر چیز دیگری وجود دارد که میخواهید کشف کنید، آن را احساس کنید و بنویسید.
۶. وقتی بعد از یک پروژه بزرگ احساس خستگی می کنید، داستان های کوتاه انگیزه دوبارهای در شما روشن می کند.
اگر نوشتن یک رمان طولانی است، نوشتن یک داستان کوتاه یک مسابقه در ابعاد کوچک است. کافی است جریان خونتان به گردش بیفتد و انرژیتان را بازیابی کنید، اما نه آنقدر طاقتفرسا که شما را خسته کند. نوشتن یک داستان کوتاه ممکن است همان چیزی باشد که برای احیای دوباره اشتیاق خود برای نوشتن طولانی مدت یک رمان به آن نیاز دارید. وقتی در میانه پیش نویس رمان هستید، نوشتن یک داستان کامل به شما اعتماد به نفس میدهد.
@Writing_lovers
❤4👍2
ری بردبری از کودکی شروع به نوشتن کرد
اولین تجربه ادبی او در سن ۱۲ سالگی بود. بردبری دنبالهای بر رمان «جنگجوی بزرگ مریخ» نوشته ادگار باروز نوشت.
او به دلیل فقر نتوانسته بود جلد دوم رمان را بخرد، بنابراین مجبور شد از تخیل خود استفاده کند و جلد دوم آن را با تخیل خود بنویسد.
@Writing_lovers
اولین تجربه ادبی او در سن ۱۲ سالگی بود. بردبری دنبالهای بر رمان «جنگجوی بزرگ مریخ» نوشته ادگار باروز نوشت.
او به دلیل فقر نتوانسته بود جلد دوم رمان را بخرد، بنابراین مجبور شد از تخیل خود استفاده کند و جلد دوم آن را با تخیل خود بنویسد.
@Writing_lovers
🔥7👏3❤1😱1
برای کشف حقیقت نیاز نیست نویسنده هر چه را میبیند بنویسد بلکه باید کشف کند که این انسان توانایی انجام چه کارهایی را دارد که به آنها دست نزده و آن وقت به منعکس کردن کارهایی بپردازد که بالقوه در این آدم هست و چنین است که شخصیت در کل داستان رنگینتر میشود.
#احمد_محمود
@Writing_lovers
#احمد_محمود
@Writing_lovers
👍10
هیچ کس نمیتواند به شما نصیحت یا کمکی کند، هیچکس. تنها یک راه وجود دارد. در خود فرو بروید و احتیاجی را که موجب نوشتن شماست جست و جو کنید. ببینید که آیا این احتیاج در ژرفناهای دل شما ریشه دارد؟ از ته دل، پیش خود اعتراف کنید که اگر شما را از نوشتن بازمیداشتند، میمردید؟
نامههای ریلکه به فرانتس هاور کاپوس
@Writing_lovers
نامههای ریلکه به فرانتس هاور کاپوس
@Writing_lovers
❤6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتوانم نویسندهای را نام ببرم که زندگیاش بهتر از من باشد. کتابهای من همگی منتشر شدهاند، کتابهایم در تمام کتابخانههای مدارس وجود دارد و وقتی در جمع صحبت میکنم، حتی قبل از شروع صحبت، مرا تشویق میکنند.
ری برادبری
@Writing_lovers
ری برادبری
@Writing_lovers
😍4❤1👍1🔥1😱1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استیون کینگ ایده فیلم درخشش را در تعطیلات طرح کرد.
نویسنده گفت که کتاب درخشش را در حالی که با خانواده در تعطیلات در هتل استنلی استس پارک، به سر می برد، نوشته است.
کینگ گفت: ما یک روز قبل از پایان تعطیلات به آنجا رسیدیم. وقتی وارد شدیم که همه آنجا را ترک کرده بودند... در رستوران، همه میزها به جز میز ما با پلاستیک پوشانده شده بود و جنگلی از پایه های صندلی واژگون در اطراف وجود داشت.
این تجربه به من ایده داستان را داد: نویسندهای که در یک هتل برفی عقلش را از دست داد.
@Writing_lovers
نویسنده گفت که کتاب درخشش را در حالی که با خانواده در تعطیلات در هتل استنلی استس پارک، به سر می برد، نوشته است.
کینگ گفت: ما یک روز قبل از پایان تعطیلات به آنجا رسیدیم. وقتی وارد شدیم که همه آنجا را ترک کرده بودند... در رستوران، همه میزها به جز میز ما با پلاستیک پوشانده شده بود و جنگلی از پایه های صندلی واژگون در اطراف وجود داشت.
این تجربه به من ایده داستان را داد: نویسندهای که در یک هتل برفی عقلش را از دست داد.
@Writing_lovers
❤3🕊3👍1
کاربرد درست کلمه، همان تکنیکیاست که باعث میشود نویسنده در روایت خوب عمل کند. وسواس بر سر کلمه همان جزئینگاری است که یک داستان را در ذهن مخاطبش ماندگار میکند. جزئینگاری با کلمات، تصویر داستانی را به طور دقیق پیش روی خواننده میگذارد. چطور یک نویسنده نمیتواند از کلمات به درستی کار بکشد و درعین حال بتواند تصویری جزئی و دقیق را بیان کند. ابزار شما برای نشان دادن در یک اثر داستانی کلمه است و اشراف بر کلمه، اشراف بر تکنیک جزئینگاری، داستان را به مثابه فیلمی در ذهن خواننده ثبت میکند. فیلمی که شاید هیچ وقت تصاویرش را از یاد نبرد و برای هر نویسندهای مهمترین چیز همین است.
#ابوتراب_خسروی
@Writing_lovers
#ابوتراب_خسروی
@Writing_lovers
👍8👏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان اشتاینبک دوران سختی را در مدرسه سپری کرد.
به این دلیل که خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست و زمانی که همکلاسیهای نویسنده آینده، تازه داشتند این کار را یاد میگرفتند، او باید در سکوت به درسهای تکراری گوش میداد.
خیلی زود مادرش شوکه شد. با نگاهی به دفترچههای مشق پسرش، گزیده هایی از کتابهای مختلف پیدا کرد. معلوم شد که جان داستایوفسکی، فلوبر، میلتون را خوانده است و بخشهایی از آن را در دفترش یادداشت میکرد.
پس از این کشف، به شوهرش گفت: " نمیدانم او چه چیزی از آب درخواهد آمد - یک نابغه یا یک مقلد." پدر جان از او حمایت میکرد و معتقد بود که با گذشت زمان پسرش به خود می آید.
@Writing_lovers
به این دلیل که خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست و زمانی که همکلاسیهای نویسنده آینده، تازه داشتند این کار را یاد میگرفتند، او باید در سکوت به درسهای تکراری گوش میداد.
خیلی زود مادرش شوکه شد. با نگاهی به دفترچههای مشق پسرش، گزیده هایی از کتابهای مختلف پیدا کرد. معلوم شد که جان داستایوفسکی، فلوبر، میلتون را خوانده است و بخشهایی از آن را در دفترش یادداشت میکرد.
پس از این کشف، به شوهرش گفت: " نمیدانم او چه چیزی از آب درخواهد آمد - یک نابغه یا یک مقلد." پدر جان از او حمایت میکرد و معتقد بود که با گذشت زمان پسرش به خود می آید.
@Writing_lovers
👍5❤4🕊1