نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
صحنه پردازی درست، نیمی از راه است و نکته بسیار مهم، تجسم صحنه از همه جنبه‌های آن است. یعنی در پردازش صحنه‌ها بوها و صداها همان قدر مهم اند که ظاهر اشیاء! طعم‌ها و حس ها هم به همین اندازه موثر هستند.


©جان لوگان


@Writing_lovers
👍65
عبارات کلیشه‌ای را کنار بگذارید:
"با سرعت رعد و برق، فکری به سرش هجوم آورد..."،
"شانه هایش را بالا انداخت..."
"عرق سردی از پشتش جاری شد"
"نفسش گرفت،" عصبانی شد...». حتی ننویسید: "بوسید"، بلکه خود بوسه را به تصویر بکشید. ننویسید: "گریه کرد"، بلکه آن تغییرات را در چهره، در اعمالی که منظره "گریه" را برای ما ترسیم می‌کند، نشان دهید. همیشه نقاشی کنید، گزارش پلیس ننویسید.


© الکساندر کوپرین

#مهره_هفتم

@Writing_lovers
👍144👏2😍1
در ابتدا با خودتان ملایم باشید و در پایان به خودتان سخت بگیرید.




©جسی آرمسترانگ


@Writing_lovers
👍124
استاد گفت: "ببین منظر روایت چیه؟ راوی کیه؟ به اول شخص میخوای بنویسی؟ به سوم شخص محدود؟ به سوم شخص نامحدود، دانای کل، دوم شخص هم داریم. توی بعضی داستان‌ها و بیشتر رمان‌ها چند جور منظر روایت داریم. اینا رو میشه هم از کتابهای تئوری و آموزشی، هم از خود رمان‌ها و داستان‌ کوتاه‌های خوب یاد گرفت.

بعد که اینا رو یادگرفتی اگه خواستی داستان بنویسی حس بگیر بیا تو صحنه. یهو نیا تو صحنه. ببین چی میخوای بگی، چطور میخوای بگی. اونوقت اگه دیدی نمی‌تونی ننویسیش یه خلاصه ازش دربیار، اصلا پلات مایه‌دست میده. اگه پلات میده، مضمون قابل عرض هم میده اون‌وقت بنویس. منظورم اینه که حس بگیر بیا توی صحنه و خونسرد باش."

اندرزها را همیشه گوش می‌دادم. گاهی عمل میکردم، گاهی نمیکردم اما همیشه گوش می‌دادم. مثلا همین خلاصه برداشتن و یادداشت کردن را هم گوش دادم هم عمل کردم. اول پلات را خلاصه نویسی می‌کنم. شنیده ام خارجی‌هااول خلاصه رمان را از نویسنده می‌خواهند اگر مناسب بود اصل رمان را می‌خوانند. حالا داستان خلاصه اش زیاد نیست، نیم صفحه بلکه چند خط یادداشت.

این همان شیوه است که استاد گفت حس بگیر بیا توی صحنه. در همین خلاصه برداشتن است که دستت می‌آید قهرمان قصه کیست و چه می‌خواهد.

اصلا گاهی با یک مصداق متوجه می‌شوی قهرمان کنشگر نیست و تازه آن وقت حواست را جمع می‌کنی به ایده‌ای فکر کنی که موضوع آن موجب کنشگری بشود یا قهرمانی پیدا کنی که کنشگر باشد. اگر به اول شخص بنویسی یک چیزهاو مواردی را از دست می‌دهی، اگر به سوم شخص یا دوم شخص بنویسی یک چیزهای دیگری از دست می‌دهی، باید ببینی کدام منظر روایت، کدام راوی، کدام زاویه دید مناسب این مضمون است و امکان بیشتری به تو می‌دهد.

مثلا باور پذیر کردن قصه با اول شخص مفرد خیلی راحت‌تر از سوم شخص است، چرا؟ چون مخاطب فرض می‌گیرد راوی این وقایع را دیده، حتما، یا دارد تخیل می‌کند اما سوم شخص نمی‌تواند خیالبافی کند. مثلا هالکبری فین به اول شخص نبود و به سوم شخص بود هاک نمی‌توانست این‌قدر خیالبافی کند....


#اصغر_عبدالهی

📕 قصه‌ها از کجا می‌آیند


@Writing_lovers
👍95
تمام هدف نوشتن این است که اگر دوستش داشته باشید، زمانی برای نوشتن پیدا خواهید کرد.



© شیموس هینی



@Writing_lovers
11👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چطور داستان بنویسیم؟

جویس کرول اوتس

بازنشر از کانال نویسندگی

@Writing_lovers
👍8
اگر آنچه را که صادقانه فکر می‌کنید، احساس می‌کنید و به آن علاقه دارید بنویسید... دیگران هم به آن علاقه‌مند خواهند شد.



©کورت ونه‌گات



@Writing_lovers
👍92🔥2🕊1😍1
قانون‌های نویسنده

آن انرایت


۱.  برای نوشتن یک کتاب، در واقع باید یک کتاب بنویسید. یک خودکار مفید خواهد بود، تایپ کردن هم بد نیست. فقط صفحه را با کلمات پر کنید. 


۲. فقط نویسندگان بد فکر می‌کنند آنچه نوشته‌اند واقعا خوب است. 


۳. همانجوری که دوست دارید، بنویسید. داستان‌ها از کلمات روی صفحات تشکیل می‌شوند‌.


۴. در مرحله بعد سعی کنید در مورد آنچه می‌نویسید و انتخاب کلمات، دقیق باشید. 


۵. به یاد داشته باشید که بعد از نوشتن به چگونه گفتن و ساختار کارتان خوب فکر کنید.


۶. داستان‌های معروف را به هدف یادگیری ساختار مطالعه کنید و داستانتان را بازنویسی کنید.



@Writing_lovers
👍83
گابریل گارسیا مارکز به دلایل خانوادگی تحصیلاتش را ترک کرد

وقتی او دوباره به دانشگاه برگشت، معلوم شد باید از یک دوره پایین تر شروع کند. پس مارکز تصمیم گرفت از خواندن رشته وکالت انصراف دهد. وقتی این موضوع را به پدرش گفت اضافه کرد که قصد دارد نویسنده شود.

پدرش به شدت عصبانی شد و جمله ای را به زبان آورد که در خانواده تبدیل به افسانه شد: "در نهایت کاغذ می‌خوری!"

سالها بعد رمان "صد سال تنهایی" بلافاصله به عنوان شاهکار ادبیات آمریکای لاتین شناخته شد، بدون اینکه نویسنده کاغذ بخورد!


@Writing_lovers
17👍4🔥1
در پایان، تمامی استعدادهای نویسنده فقط در انتخاب کلمات خود را نشان می‌دهد.




© فلوبر


@Writing_lovers
👍91
همواره شعر مرا در کام خود فرو کشیده است
و من گاه شادی خود را
به او داده‌ام
و گاه با غم خود
دهان گرسنه او را سیر کرده‌ام
ولی کام او بی پایان است
و هستی من برای پر کردن آن
کافی نیست

#بیژن_جلالی



@Writing_lovers
❤‍🔥5👍3🔥1
هیچ چیز مثل گردگیری از کتاب‌ها آدم را به مطالعه و خواندن ترغیب نمی‌کند. قفسه‌های کتابخانه را مرتب کردم و یکی از قفسه‌ها را به کتابهایی اختصاص دادم که می‌خواهم دوباره بخوانم‌شان:

مثنوی مولوی سه جلد، تاریخ خیال، جادوگران و ساحران، مقالات بورخس و اکو، یاداشت‌های والتر بنیامین، شعرهای مارگارت اتوود و داستان های ویرجینیا ولف، اولدوز و کلاغها صمدبهرنگی.

امروز کتاب " حرفهای عجیب غریبی که مشتری‌ها توی کتابفروشی می‌زنند" نوشته جن کمبل را از سر کنجکاوی خریدم. پرسش‌ها و اظهانظرهای غیرمعمولی که کتابفروش‌ها از مشتریان کتابخوان‌شان شنیده‌اند. خاطراتی که عجیب و غریب و گاه هم آشنا و خنده‌دار هست. مثلا این یکی:

مشتری در حال خواندن کتابی است که از قفسه برداشته، مکث می‌کند و بالای یکی از صفحات را تا می‌زند و کتاب را دوباره در قفسه می‌گذارد.
کتاب فروش: ببخشید، چه کار می‌کنید؟
مشتری: داشتم فصل اول رو میخوندم ولی با دوستم قرار ناهار دارم، واسه همین صفحه رو علامت زدم تا فردا که اومدم بقیه‌اش رو بخونم.

یا این یکی که خیلی شایع هست:

مشتری : ببخشید. عنوان و نویسنده و موضوع کتابی رو که دنبالش هستم یادم نیستش، ولی می‌دونم دوتا کلمه توی عنوانش بود...
کتابفروش: خب چه کلمه‌هایی بودن؟
مشتری : یادم نمیاد لطفا بهم استرس وارد نکنید. یکی "چیز" بود و اون یکی هم "چیز"
کتابفروش : چیز و چیز ... چیزی به ذهنم نمی‌رسه!
مشتری: نمیشه همین رو جستجو کنید...


این روزها بیشتر وقتم صرف خواندن آثار نویسندگان تازه‌کار و خوش‌ذوق کانال نویسندگی و نوشتن شد. داستانهایی که برای دوره "نقد و بازخورد" ارسال شده بود و بالاخره دیروز آخرین جلسه سال ۱۴۰۲ هم برگزار شد. خوبی این جلسات این است که به نویسندگان جوان منظری می‌دهد تا با نقاط قوت و خطاهایش آشنا شوند و بتوانند آثار بعدی‌شان را با تسلط بیشتری بنویسند. در عین حال فرصت گرانبهایی است برای گپ و گفت از جهان کتابها و داستان‌ها که من همیشه از این بخش بیشتر کیف می‌کنم.

علاوه براین امسال ۶ نفر از هنرجویانم در دوره نویسندگی، کتاب داستان‌شان را با کیفیت قابل قبول و خوبی چاپ کردند. هنرجویانی که شاهد رشد و خودباوری قدم به قدمشان تا چاپ کتاب بودم و این برای من از هر تجربه‌ای با ارزش‌تر بود.


@Writing_lovers
👍4👏32
آیا ارنست همینگوی واقعاً توصیه می‌کرد "مست بنویس و هوشیار ویرایش کن"؟


این دستور برای مدت طولانی در اینترنت دست به دست می شد و همینگوی واقعاً اهل نوشیدنی بود. فقط او هرگز الکل را با نوشتن ترکیب نکرد.

در مصاحبه ای از او پرسیده شد که آیا درست است که او هر روز صبح یک پارچ مارتینی با خود می‌برد تا در حین کار بنوشد؟ همینگوی پاسخ داد که هنگام نوشتن همیشه کاملا هوشیار بوده است.

او گفت: « یاعیسی مسیح! آیا تا به حال شنیده اید که کسی در حین کار مست شود؟ شاید به فکر فاکنر باشید. او گاهی اوقات مشروب می‌نوشد و من می توانم درست در میان صفحات حدس بزنم که در کدام جمله اولین نوشیدنی خود را نوشیده. علاوه بر این، چه کسی بیش از یک مارتینی در یک زمان می‌نوشد؟»


@Writing_lovers
5
بنویس حتی اگر چیزی را که به دست می‌آوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که می‌نویسی خوب نباشد.




© آگاتا کریستی



@Writing_lovers
👍95😍1
۶ دلیل برای خلق داستان های کوتاه.


برای شکوفایی خلاقیت‌تان بدون ارزش‌گذاری بر داستان‌ها هر چند وقت یکبار داستان کوتاه بنویسید. مزایای نوشتن داستان‌های کوتاه چیست؟


۱. نوشتن داستان کوتاه راهی برای تقویت مهارت‌های شما و ایجاد افق های جدید در طول زندگی نوشتاری‌تان است.


۲. داستان‌های کوتاه راهی ایده آل برای کشف ژانرهای جدید است.

خلاقیت خود را محدود نکنید. زیرا در عمق روند نوشتن داستان‌های کوتاه یک دغدغه خلاقانه برای کشف شخصیت‌ها، سبک‌ها و ژانرهای جدید وجود دارد. فرم داستان کوتاه مکان مناسبی برای این کار است.


۳. داستان های کوتاه برای ریسک کردن عالی هستند.

داستان های کوتاه فرصتی عالی برای یادگیری شکستن قواعد است. در صورت تمایل، قوانین را بشکنید.


۴. مختصر بودن ذاتی داستان ها توجه شما را به عنوان یک نویسنده تیز می کند.

داستان های کوتاه جایی برای پیش درآمدهای طولانی، حواس پرتی یا موضوعات نامرتبط ندارند. وقتی یک داستان کوتاه می نویسید، چخوف را با «ایجاز خواهر استعداد است» به یاد آورید بنابراین یاد می گیرید که از اندک چیزهای زیادی خلق کنید. یاد می گیرید که هر کلمه را موثرتر انتخاب کنید.

درست مانند حرکات کششی در یک ورزش، نوشتن داستان های کوتاه شما را به اصول اولیه باز می گرداند، و می‌توانید مهارت‌ها و هنر خود را برای پروژه های طولانی‌تر توسعه دهید.


۵. داستان های کوتاه اغلب دروازه ای به سوی ایده های بدیع هستند.

گاهی اوقات بهترین ایده های رمان در واقع به عنوان داستان های کوتاه شروع می شوند که همچنان در ناخودآگاه تکرار می شوند.

وقتی در دنیای یک داستان غوطه ور می‌شوید، فشار یا انتظار به حجم و ابعاد رمان وجود ندارد. می‌توانید اجازه دهید داستان باز شود و اگر چیز دیگری وجود دارد که می‌خواهید کشف کنید، آن را احساس کنید و بنویسید.

۶. وقتی بعد از یک پروژه بزرگ احساس خستگی می کنید، داستان های کوتاه انگیزه دوباره‌ای در شما روشن می کند.

اگر نوشتن یک رمان طولانی است، نوشتن یک داستان کوتاه یک مسابقه در ابعاد کوچک است. کافی است جریان خونتان به گردش بیفتد و انرژیتان را بازیابی کنید، اما نه آنقدر طاقت‌فرسا که شما را خسته کند. نوشتن یک داستان کوتاه ممکن است همان چیزی باشد که برای احیای دوباره اشتیاق خود برای نوشتن طولانی مدت یک رمان به آن نیاز دارید. وقتی در میانه پیش نویس رمان هستید، نوشتن یک داستان کامل به شما اعتماد به نفس می‌دهد.


@Writing_lovers
4👍2