نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
سعی کنید تا حد امکان اصیل و باهوش باشید، اما از اینکه احمق به نظر بیایید نترسید. آنچه لازم است آزاد اندیشی است و آزاداندیش کسی است که از نوشتن بیهوده نمی ترسد. جلا نزن، دست و پا چلفتی و گستاخ باش.



© آنتوان چخوف


@Writing_lovers
👍51👏1
 در رمان نویسی شروع کامل وجود ندارد.

در بين انبوهي از کتاب راهنماهای نگارش هيچ قانون، قاعده کلی حکم، فرمان و اصلی وجود ندارد که به نويسنده بگويد فصل اول رمانش را چگونه بايد بنويسد. تنها قاعده بسيار مفيد اين است که نويسنده بايد بر هر مانع و سدی که وي را از شروع کردن رمان باز می دارد فائق آيد.

بله. مسلماً رمان نويس به فصل شروع قوی گيرا و باور کردنی شديداًً نياز دارد. در حقيقت وی می خواهد در همان ابتدا احساس خواننده را در چنگ بگيرد، بنابراين چنين فصلي براي رمان وی ضروري است. اما اگر از همان ابتدا نتوانست چنين فصلی را پيدا کند چه؟ آيا بايد بقيه رمان مدت ها در راهروی نمناک و خفقان آور منتظر بماند و بعد پا به عرصه وجود بگذارد؟ اما نه، نويسنده نبايد صبر کند. دست دست کردن، وقت تلف کردن است.

با اينکه احتمالاً فصل اول رمان، مهمترين بخش رمان است، اما همه رمان در فصل اول آن خلاصه نمي شود. اگر نمي توانيد فصل آغازين کامل پيدا کنيد، موقتاً از آن صرفنظر و رمان را في الفور از هر جاي خط داستان يا طرح که مي توانيد، شروع کنيد.

اگر دستورالعمل هاي سنتي، نويسنده را از نوشتن باز دارد، بي ارزش است. نويسنده بايد از هر جا که مي تواند رمانش را شروع کند، چون ضمن نوشتن، بالاخره فصل افتتاحيه کامل نيز در ذهنش نقش خواهد بست.

معمولاً نويسندگان تازه‌کار بهانه مي آورند که هنوز فصل آغازين رمانشان را پيدا نکرده اند. اما جالب است بدانيد که درصد بالايي از رمان هايي که منتشر مي شود، فصل آغازين بديع و کامل ندارند.

به علاوه نويسنده ها اغلب به آخر رمان شان که مي رسند تازه مي فهمند که فصل آغازين رمان شان که گمان مي کردند کامل است، به هيچ وجه کامل نيست. بنابراين نويسنده تا رمانش را تمام نکرده، نمي داند فصل اول رمانش کامل است يا نه

لئونارد بیشاپ

📕درس هایی در باره داستان‌نویسی


@Writing_lovers
👍6
خلاصه تا وقتی کتاب داریم نمی‌میریم.


مادام سویین

📕نامه‌ها


@Writing_lovers
8👍3👏2
از این ایده که می‌خواهید تمام کنید دست بردارید. چهارصد صفحه ای را که باید بنویسید فراموش کنید. فقط یک صفحه در روز بنویسید، این کمک‌تان می کند و همیشه شگفت انگیز است لحظه ای که ناگهان می‌فهمید کتابی نوشته شده است.


© جان اشتاین بک



@Writing_lovers
10👍1👏1
وقتی متن اصلاً پیش نمی‌رود چه باید کرد؟


چطور می‌توان برای نوشتن متن انگیزه گرفت؟ روز سوم است و نمی‌توانم حتی یک سطر بنویسم! چگونه شروع کنم؟ کاغذ سفید برایم وحشتناک است! من اغلب با چنین پرسش‌هایی روبرو می‌شوم. در اینجا چند نکته وجود دارد که به من در نوشتن کتابم کمک کرده است و می‌تواند به شما کمک کند:

۱. پشت میز بنشینید.

تفاوت یک نویسنده تازه‌کار و یک نویسنده که آثاری از او منتشر شده، استعداد نیست، بلکه توانایی این است که خودتان را پشت میز نگه‌ دارید. من وقتی کتاب نوشتم، متن را طی 11 ماه تحویل دادم. قرارداد من به معنای واقعی کلمه به نظم و انضباط بستگی داشت. نویسندگانی که نوشتن را به طور منظم انتخاب نکرده‌اند، به مرحله چاپ و نشر نمی‌رسد.

ایده‌های زیادی وجود دارد اما تعداد افرادی که قادر به نشستن پشت میز هستند، بسیار کم است. پشت میز بنشین لپ تاپ خود را باز کن. فایل جدیدی ایجاد کن و بنویس.


۲. متن شما‌ نوشته نشده است؟ این خودش موضوع فوق العاده‌ای است! درباره‌اش بنویس!

روزی چهل بار در عرض اتاق قدم زدم، روی زمین دراز کشیدم، به پهلو چرخیدم، طرف دیگر. بلند شدم، پشت میز نشستم و از این نوشتم چطور نمی‌توانم بنویسم، چطور کلمات مثل دانه‌های شن از انگشتانم می‌گذرند، انگار به من تعلق ندارند،‌ چگونه روی صندلی به خودم پیچ می‌خورم و  چطور نمی‌توانم متن را به دنیا بیاورم.

توضیح دهید دقیقاً چطور متن شما نوشته نشده است؟ کجا هستید؟ الان چه خبر است؟ چه چیزی مانع نوشتن شما است؟ سر و صدا؟ درباره اش بنویسید. یا صدای بلند مردم نمی‌گذارد؟ آنها راجع به چه صحبت می‌کنند؟ گفتگوی ‌شان را بنویسید. به اطراف‌تان نگاهی بیندازید، آنها را توصیف کنید، چگونه لباس پوشیده‌اند، چگونه ظاهر شده‌اند. به نظر شما روحیه‌شان چطور است؟ چه می‌شنوید؟ هوا چطور است؟ درباره‌اش بنویسید. درباره  هر آنچه مانع نوشتن شما می‌شود بنویسید. آنچه نوشته‌اید را بخوانید و به سراغ موضوع مورد نظر بروید.

۳. اختصاص دادن یک موضوع

اگر به اندازه کافی استراحت کرده‌اید و ذهن‌تان آماده است اما هنوز چیزی ننوشته‌اید (به احتمال زیاد) شما نمی دانید در مورد چه چیزی بنویسید. برای من سخت است که خودم موضوعی برای نوشتن پیدا کنم. من موضوع را اینگونه انتخاب می‌کنم: انگار دارم برای دوستانم صحبت می‌کنم. خودتان را فریب دهید. صفحه‌ای یا ویرایشگر ایمیل را باز کنید و انگار دارید برای دوستان خود می‌نویسید. من با این روش كلی كتاب نوشتم.

رادمیلا هاکوا

@Writing_lovers
6👍6
توصیه پدرم به من این بود:

زیاد بنویس، زیاد دور بریز و برای چاپ شدن نوشته‌ات اصلا عجله نکن. کتاب اولم در حقیقت کتاب سومم بود. من دو کتاب دیگر هم نوشتم، اما آنها را دور انداختم. این رویه من در نوشتن شد.

بورخس

📕گفتگو با بورخس

#مهره_هفتم

@Writing_lovers
👍121
اگر می‌خواهيد رمانی بنويسيد، بايد ياد بگيريد كه جمله‌های کامل بنويسيد و ناگهان از يك تصوير به تصوير ديگر جهش نكنيد. با خواندن رمان‌هایی در سبک مورد دلخواه، ذهن شما به مرور یادمی‌گیرد جمله‌ها را شکل بدهد و فضاسازی و صحنه آرايی را چطور بیاورد. آن وقت رنگ روميزی را می‌شناسید و می‌دانید نويسنده چه طور باید شخصيت داستان‌اش را در اتاق به سمت قهوه جوش  روانه کند.


© ناتالی گلدبرگ



@Writing_lovers
👍71
فقط می‌توانم بگویم داستان‌نویسی بدون جسارت ممکن نیست. پرسشگری و میل به کشف لایه‌های ناپیدا و عمیق واقعیت، پیش‌شرط نویسندگی است. پس توصیه مهم این است:  چیزی را که شروع کرده‌ای با شهامت و هرطور شده تمامش کن!

این اصل که نوشته مان در نیمه راه، جذابیتش را برایمان از دست می‌دهد یا آن قدر سخت می‌شود که فکر می‌کنیم در نهایت چیز خوبی از آب درنخواهد آمد؛ یک مشکل عمومی است و اغلب نویسندگان در اولین کارهایشان همین احساس را پیدا کرده‌اند. با دانستن این نکته شاید ادامه کار برایمان راحت تر باشد. باید از ابتدا این مسئله را بدانیم که نوشتن صبر زیادی می‌خواهد و حوصله و پشت کاری که بعد از حتی چند ماه هم خسته نشویم و آن را هر طور شده تمام کنیم. اینطوربگویم بهتر است از همان ابتدا بدانیم حتی با فرض اینکه مطمئنیم کارمان در نهایت رمان خوبی نخواهد شد باز بهتر است آن را تمام کنیم. هم به این دلیل که بعد فرصت بازنویسی و بهتر کردنش را خواهیم داشت هم اگر تمامش نکنیم ممکن است اعتماد بنفس نصفه نیمه‌ای هم که داریم از دست بدهیم و نوشتن کارهای دیگرمان هم مشکلتر از سابق شود و چه بسا تا مدتها نتوانیم هیچ چیزی بنویسیم به خصوص رمان. پس هر طور شده آن را تمام کنید.


حسین سناپور

📕یک شیوه برای رمان‌نویسی


@Writing_lovers
👍102👏1
هیچ هدیه‌ای ندارم جز آنچه از کلاه تخیلم بیرون می‌آورم.



© جیم هریسون


@Writing_lovers
🔥53👍3
به عقیده تئودور ویسنر ماده داستانی را باید اینطور پیدا کرد:« مشخص کن از چه رنج میبری. رنجی جانکاه که نظرت را راجع به زندگی تغییر داده. از چه رنجیده‌ای چه زمانی و چه کسانی مسبب آن بوده‌اند؟ مهم نیست رنج تو کوچک یا بزرگ، خیلی شخصی و خصوصی و جز اسرار است یا نه، به محض شناختنش دست به کارشو و سعی کن بر پایه شخصیت ها و اعمالشان داستانی بیافرینی.»

وقتی به دنبال مادهٔ داستانی در کمال صداقت به این پرسش ها پاسخ بده: قلبت از چه شکسته، چه‌چیزی کم و بیش به روحت آسیب زده، از چه تا حد مرگ میترسی؟ چه چیزی بیش از همه آزارت می‌دهد یا تو را به وجد می‌آورد؟ اشک تو کی در می‌آید ؟ وقت بگذار و در پاسخ دادن به اینها آزاد نویسی کن. به حافظه‌ات مجال بده تا لحظات حساس زندگی ات را بکاود. از نحوه ترکیب لحظه‌های به ظاهر پراکنده غافل نباش.


باربارا شوپ

📕 اندیشه های نو در رمان نویسی

#مهره_هفتم

@Writing_lovers
👍1031
فکر کنید برای کسی می‌نویسید که بهتر و باهوش‌تر از شماست. این از شما در برابر قراردادها، موارد عجیب و غریب و کلیشه‌ها محافظت می‌کند.




© مرلین رابینسون



@Writing_lovers
👍7🔥5
درباره‌ روزی که گذرانده‌اید، یک گزارش خبری بنویسید. وقتی بتوانید از روزها و دیده‌های‌تان گزارشی تهیه کنید، آرام آرام در نوشتن ورزیده می‌شوید و یادمی‌گیرید از زبان به شیوه‌ای خلّاقانه استفاده کنید. گزارش امروز را با زاویه‌دیدِ  دوم شخص بنویسید.


- تریسی آلووی

📕پرورش مغز

@Writing_lovers
👏6👍21
نویسنده‌ای که بر مد لباس زنان دوره ‌اش تأثیر گذاشت.

اعتقاد بر این است که اسکار وایلد به زنان انگلیسی کمک کرد تا شلوار را امتحان کنند. همه اینها به این دلیل است که او علاوه بر اینکه نویسنده‌ای بزرگ بود یک طراح مد لباس با ذوق و سلیقه هم بود.

او برای روزنامه‌ها مقالاتی درباره مد نوشت و در مورد نحوه لباس پوشیدن زنان صحبت کرد. یکی از نکات این پیشنهاد ویژه بود که خانم ها باید شلوار بپوشند و این چیزی بود که در نهایت به مرور رخ داد.



@Writing_lovers
7👍2😁2👏1
رویارویی با مکان‌های تازه، ما را با عدم قابلیت زبانی‌مان آشنا می‌کند. عدم موفقیت در بیان جملات درست موقعِ نوشتن، علتش نپرسیدن پرسش به حد کافی و دقیق نبودن در تحلیل آنچه دیده‌ و حس کرده‌ایم است. به عوض آن که با گفتن دریاچه زیبا است تکلیف را از سر خود بازکنیم، باید شدیدا خودمان را مورد پرسش قرار دهیم که چه چیز در این قطعه آب به خصوص، جذاب است؟ تداعی‌هایش چیست؟ چه واژه‌ای بهتر از زیبا آن را توصیف می‌کند؟ نتیجه ممکن است نبوع آمیز نباشد لیکن با جستجوگری در نمایشِ تجربه‌ای اصیل، هدفمند می‌شود.


آلن دوباتن

📕هنر سیر و سفر


@Writing_lovers
👍82🔥1😁1
۵ رمانی که باید حداقل یک بار بخوانید:

📖 "غرور و تعصب" اثر جین آستن

📖 "سالار مگس‌ها" اثر ویلیام گلدینگ

📖 "جین ایر" شارلوت برونته

📖 "کشتن مرغ مقلد" اثر هارپر لی

📖" باغ مخفی" اثر فرانسیس هاجسون برنت



@Writing_lovers
🙏4🔥1