نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
۱۰ راز نوشتن داستان‌های محبوب

هارلان کوبن


۱. به خود اجازه بدهید بد بنویسید. بسیاری از رمان‌های اول بد هستند. این بخشی از مسیر شاگردی است. فقط کلمات را یادداشت کنید. هیچ کس نخواهد دید. شما همیشه می توانید آن را حذف کنید.📑


۲. ملالت کمک می کند. ایان فلمینگ و آگاتا کریستی اغلب به هتل‌هایی می‌رفتند تا به اندازه‌ای منزوی باشند که نوشتن تنها سرگرمی آنها باشد.😶


۳. ایده، یک بذر است. ایده ها از زندگی شما می‌آیند، از آنچه می خوانید و می بینید. یک کتاب ممکن است بعد از شام با دوستان ظاهر شود و دیگری بر اساس مقاله‌ای در وب سایت و گاهی یک عکس می‌گیریم و ازش داستان می‌سازیم.🌱


۴. تمام ایده های خود را ذخیره کنید. من تعداد زیادی از آنها را جمع کرده‌ام. قبل از نوشتن کتاب به خوبی به آنها نگاه می‌کنم. گاهی اوقات ایده‌هایی که من انتخاب می کنم ۳۰ ساله هستند. ۴ یا ۵ تا از آن‌ها را با هم ترکیب کنید تا داستان بسازید.🌄


۵. کتاب شما در مورد چیست؟ اگر بگویم "من یک کتاب عالی خواندم" خواهید پرسید: "شخصیت اصلی کیست؟" اما لازم است بپرسید "در مورد چیست؟" در رمان‌های دیکنز و دوما شما عاشق شخصیت ها می‌شوید، اما داستان هم مسئله اصلی است.
برخی شروع به نوشتن می کنند و نمی‌دانند قرار است به کجا برسد. گاهی حتی با بیوگرافی هر شخصیت آگاه هستند. من قبل از شروع نوشتن، شروع و پایان را می‌دانم. توصیه می کنم که بفهمید با قهرمانان خود به کجا می روید؟🕵️‍♀️


۶. همیشه این سوال را بپرسید که "چه می‌شود اگر...؟" اگر نرم افزارهای جاسوسی را روی رایانه فرزندتان نصب کنید و چیزی را کشف کنید و سپس فرزندتان ناپدید شود، چه؟ 📷


۷. کاغذها یاور شما هستند! اکثر مردم یک طرح را روی لپ تاپ شان ایجاد می کنند. اما من صحنه ها را می‌نویسم، روی کاغذ خط می‌کشم. می توانم خط زده ها را دوباره بخوانم. پس از ترسیم طرح، آن را به کامپیوتر منتقل می کنم و پیش نویس تهیه می‌کنم.🧑‍💻


۸. رنج روح را بهبود می‌دهد. قهرمانان قوی با آنچه تجربه می کنند تعریف می شوند. پدر و مادر بتمن در مقابل چشمان او کشته شدند. این طرح است که شخصیت را می سازد.🦇


۹. مشاهده و توجه، برگ برنده شماست. شخصیت های خود را بر اساس افرادی که ملاقات می کنید شکل دهید. موزاییکی از افرادی که می شناسید بسازید، آن چشم ها، شیوه صحبت کردن آن یکی. سپس آنها را در داستان انتخابی خود قرار دهید و ببینید چگونه کار می کنند.✈️


۱۰. غافلگیری و انفجار. ریتم کتاب آزمون و خطا است. هر کتاب متفاوت است و شما باید آن را احساس کنید. این یک برگ برنده است که تا آنجایی که ممکن است افشاگری‌هایی در پایان داشته باشید، حل معما، شناسایی آدم‌ها، اتحاد مجدد ... اضافه کردن یک پیچ و تاب. بگذارید خواننده حداقل چیزی را حدس بزند. این سخت ترین بخش است - و چیزی که باعث می شود مردم با علاقه کتاب شما را بخوانند. 🤫


@Writing_lovers
👍7👏7
احساسِ ناپلئونی را دارم که در هنگامِ تهیه‌ی سور و ساتِ نبردِ روسیه از پیش نتیجه‌ی قطعی نبرد را می‌دانست.



فرانتس کافکا

💌نامه به میلنا


@Writing_lovers
👍9
گاهی بهترین مخاطب، خود نويسنده است. یعنی گاهی نویسنده باید نوشتن را تبدیل به گفت‌وگوی صریح و بی‌پرده با خود بکند. در این صورت، صداقت قلم و توانایی ذهن نویسنده، جهش‌وار بالا می‌رود. وقتی مخاطب، خودمان باشیم، زیاده‌گویی نمی‌کنیم، خواننده را دور نمی‌زنیم، فضل‌فروشی نمی‌کنیم، از نوشتن لذت می‌بريم، مقدمه‌های بیهوده نمی‌‌چينيم و از همه مهم‌تر، از دروغ و ریا و حرف‌های مفت پرهیز می‌کنیم.



رضا بابایی

@Writing_lovers
👍106👏2
تمرین

امروز برای نوشتن چیزی را امتحان کنید که شما را می‌ترساند، مانند نوشتن به صورت دوم شخص، گفتن داستان به ترتیب زمانی معکوس، یا نوشتن از نقطه نظر غیرمنتظره، مانند یک حیوان یا جسم بی‌جان.



@Writing_lovers
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
ساده‌ترین و بهترین راهکار برای برطرف کردن مشکلات نوشته‌ات، رو آوردن به آزادنویسی است. بگذار ناخودآگاهت به مسئله پاسخ دهد. بگذار شخصیت ها با تو سخن بگویند و از رازشان پرده بردارند.

حتی وقتی که نوشته‌هایت بی‌معنا یا پوچ به نظر می‌رسند، از نوشتن دست برندار. این گونه‌ پوچی‌ها بیشتر زادهٔ چیزهای پیش بینی ناپذیرند و به اندیشه‌ای کاملا تازه راه می‌گشایند. به رؤیاهایت هم بی‌توجه نباش. چه بسا تصاویری که این رؤیاها می‌آفرینند و پیوندهای عجیبی که میان چیزها برقرار می‌کنند بازتابی از ضمیر ناخودآگاهت باشد. پس اگر از وجودشان آگاه شوی، معمولا به بصیرتی یا حتی به راه‌حل پیچیده رفع پاره‌ای از مشکلات که کلافه‌ات کرده‌اند، دست خواهی یافت. نوشته‌هایت را ماجراجویی در نظر بگیر: بشکاف، حفر کن و به کلمات بیشتر دقت کن!


باربارا شوپ

📕اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی


@Writing_lovers
👍5👏2
تو تنها کسی هستی که می توانم با او صحبت کنم، در مورد سایه ابر، در مورد آواز فکر و اینکه وقتی امروز سر کار رفتم و به صورت یک گل آفتابگردان بلند بالا نگاه کردم، او به من لبخند زد، با تمام دانه هایش.



ولادیمیر ناباکوف

💌نامه‌ به ورا

@Writing_lovers
🕊62😍2👍1
حتما لازم نیست داستانی برای نوشتن داشته باشید. مسائل روز یا هر موضوع دیگر را مایه‌ی نوشتن کنید. اما حتما بنویسید. نویسنده ای که می‌خواست این انضباط در نوشتن را از دست ندهد یک شب صدها بار در دفترش نوشت: «چیزی برای نوشتن ندارم.»

مهدی میرکیایی

📕بیایید داستان بنویسیم


@Writing_lovers
👏91👍1🔥1
معنا همیشه در درون ماست و کتاب‌هایی که می‌خوانیم فقط قلاب هوشمندانه‌ای هستند که آن را به سطح می‌آورند.


مکس فرای


@Writing_lovers
👍101👏1
خوب نوشتن به سه چیز نیاز دارد: خواندن بهترین نویسندگان، تماشای بهترین سخنرانان و تمرین سخت برای تقویت سبک خود.



© بن جانسون


@Writing_lovers
9👍4🕊1
آندره موروا می‌نویسد:«تورگینف به مرد جوانی که میل دارد به نوشتن بپردازد و از او راهنمایی می‌خواهد می‌نویسد: اگر مطالعهٔ چهره انسان‌ها و زندگی دیگران بیش از بیان احساسات و افکار شخصی تان برای شما جالب است، اگر توصیف درست و دقیق محیط خارج نه تنها یک انسان، بلکه یک شیء معمولی برای شما جالب تر است اگر با ظرافت و حرارت آنچه را از ظاهر این شیء یا آن شخص حس می‌کنید بازگو می‌نمایید، این بدان معناست که شما نویسنده ای عین گرا هستید و می‌توانید نگارش یک داستان یا یک رمان را شروع کنید...

یک هنرمند باید به همه چیز حتی خودش به عنوان یک موضوع مطالعه نگاه کند. نویسنده نباید بگذارد که زیر فشار غم خرد شود.باید همه آنان را به خدمت بگیرد. اگر دچار یک بدبختی شده اید بنشینید و بنویسید که فلان و بهمان مصیبت رسیده است و من فلان و بهمان احساس را دارم. رنج و ملال سپری می‌شود اما آن صفحه کاغذ عالی، باقی می‌ماند. این ورق گاهی می‌تواند هستهٔ اثری بزرگ و هنرمندانه شود زیرا حقیقتی است که از گوشت زنده برداشته شده است. همه اهل هنر کم و بیش تیره روزند هنرمند خوشبخت وجود خارجی ندارد زیرا آسایش قادر به خلق چیزی نیست.»

محمد حنیف
📕مراحل خلق داستان



@Writing_lovers
👏3👍21
پنج کتاب درباره ادبیات که ارزش خواندن دارد:


📖در باب ادبیات | داستان نویسی و نقد ادبی. جوزف هیلیس میلر

📖 این هنر شعر | شش سخنرانی از خورخه لوییس بورخس

📖 تخیل فرهیخته | شش گفتار رادیویی از نورتروپ فرای

📖ادبیات چیست؟ | ماریو بارگاس یوسا


📖 شش یادداشت برای هزاره بعدی| ایتالو کالوینو

@writing_lovers
3
به نظر می رسد زمان بازخوانی فرا رسیده، هر صفحه پر از معانی عمیق است⛵️


هر پرنده‌ای حق پرواز دارد، آزادی جوهر همه است، بنابراین هر چیزی که آن را محدود می‌کند باید از بین برود، چه سنت‌ها، خرافات یا هر محدودیت دیگری به هر شکلی.


ریچارد باخ

📕مرغ دریایی جاناتان لیوینگستون


@Writing_lovers
9👍5
بسیاری از چیزهایی که نویسنده خلق می‌کند، در ناخودآگاه اتفاق می‌افتد: در اعماق، آخرین کلمه قبل از اینکه اولین سطرها روی کاغذ ظاهر شود، نوشته می‌شود. ما جزئیات داستان خود را به جای ساختن آنها به خاطر می آوریم.



© گراهام گرین



@Writing_lovers
5👍2
قانون یک دهم

در ابتدای نوشتن داستان، همیشه شرایط و قهرمانان خاصی در ذهنم وجود دارد اما ابتدا ایده‌ها فقط در حوزه خیال است و بعد در روند نوشتن کتاب، به سمت واقعیت گرایش پیدا می‌کند. آن وقت برای اطمینان از جنبه‌های واقع گرایانه آن، بیشتر جستجو و فکر می‌کنم. در مرحله بعد چیزی را که ادبیات نیست از آن حذف می‌کنم و یا چیزی را که متناسب با متن است می‌نویسم. ادبیات هم مانند هر فرایند هنری دیگری باید براساس قانون یک دهم انجام شود. یعنی هرچه نوشته می‌شود ادبیات نیست. انتقال ایده‌ها و ایجاد معیارها برای خلق ادبیات ضروری است.

خلاقیت به معنای گزینش‌های خلاقه است و نوشتن فقط به معنای پر کردن داستان با همان تعداد حادثه که طراحی کرده‌ایم، جایی در نویسندگی ندارد. اصول فنی این حرفه ایجاب می‌کند که بسیار بیش از آنچه احتمالا استفاده می‌کنید، بنویسید و آن گاه از میان این حجم انبوه و قابل استفاده، لحظات بکری را که در مورد شخصیت و دنیای قابل باور او حقیقی است، انتخاب کنید. خلاقیت یعنی ده به یک، گاهی حتی بیست به یک. یعنی شما قبل از رسیدن به لحظه زیبای پایانی، ده روش دیگر را امتحان کرده‌اید و در نهایت بهترین را انتخاب کرده‌اید.

پیتر ولادیمیر

@Writing_lovers
4👍1
‌ رمانم صخره‌ای‌ است که به آن تکیه می‌کنم تا در امواج محیط غرق نشوم.



گوستاو فلوبر



@Writing_lovers
6🔥1
مکان در داستان‌

مکان‌ها فقط جایی نیستند که اشخاص داستانی در آن زندگی می‌کنند، بلکه بخشی از شخصیت است:

به این مثال دقت کنید:

«مادربزرگم آن سالها در یک خانه خصوصی زندگی می‌کرد. او مرغ و حیوانات دیگری نگهداری می‌کرد. بوی بد زننده‌ای که دماغم را می‌آزرد برای همیشه در خاطرم است. آشپزخانه، لباس، پرده و مبلمان تابستان‌ها بوی دسته گل‌های وحشی می‌داد. هنگامی که خورشید در حال غروب بود، مادربزرگ برای آخرین بار به ملاقات حیوانات می‌رفت، سپس می‌خوابید و ساعت ۵ صبح با انرژی تازه برای انجام امور خانه بیدار می‌شد.

همه چیز در خانه در جای خود قرار داشت. در اتاق‌های خواب، تختخواب‌ها مرتب بود و من یک ماشین خیاطی دستی را به یاد می آورم که مادربزرگم با آن پرده یا ملافه می‌دوخت. برای من، این ماشین به ماشین اسباب بازی می‌مانست. به یاد می آورم که انبار خانه مادربزرگم پر از ترشی، آب میوه و مربا بود. مادربزرگ‌ هر ساله حداقل صد بطری از هر چیز برای ما تهیه می کرد.»

اگر قصد داشتم در داستان، مادربزرگم را به عنوان یک شخصیت نشان دهم باید خانه و محیط اطراف او را توصیف می‌کردم. خانه ادامهٔ انسان است و شخصیت‌پردازی او را تکمیل می کند. در خانه است که سبک زندگی شخصیت داستانت متمرکز است. هر خانه یا آپارتمان بوی خاصی به شخصیت می‌دهد، هر خانه یا مکان جزئیاتی را نشان می‌دهد که صاحب آن‌دارد: یک تلویزیون روی دیوار یا یک قفسه بزرگ، مبلمان طراحی خانه حتی ماهی تابه و اجاق گاز همه اینها بیش از توصیف ظاهری و مستقیم یک شخصیت از رفتار و افکار او به ما اطلاع می‌دهد، اگرچه توصیف ظاهر را هم نباید فراموش کرد.


پل لاگتین



@Writing_lovers
14👍4👏1