چیزهایی وجود دارد که صحبت کردن و نوشتن درباره آنها بسیار دشوار است. آنها جایی در مرز آگاهی قرار دارند، در منطقهای که شعر زندگی میکند و معجزه ها در آنجا متولد می شوند (اگر چه مرسوم است که به آنها اعتقاد نداشته باشیم). یکی از این چیزها احساس خویشاوندی در میان افرادی است که اصلاً یکدیگر را نمی شناسند.
هرمان هسه
@Writing_lovers
هرمان هسه
@Writing_lovers
👍7👏4😍2🔥1🥰1
Forwarded from a HAVEN like HEAVEN 🦋 (Sol (سالی مک براید سابق))
🕊5🙏2
وقتی برای دفعات اول میل به نوشتن را در خود احساس می کنی، نوشن مانند دل درد میشود. فقط باید ادامه دهی تا تبدیل به چیزی اشتیاق برانگیز و گریزناپذیر شود.
کارولین سی
@Writing_lovers
کارولین سی
@Writing_lovers
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی میز نویسنده
کتاب "شکار شبانه" صمد طاهری داستانهایی هست که در فاصله سالهای ۷۰ تا ۷۶ نوشته شده. پشت جلد کتاب اومده،:" داستانهای این کتاب سرشار از شگفتی و خلاقیت ماهرانه داستاننویس است. خود طاهری به رغم ستایشها و جوایز کتاب" زخم شیر" همچنان شکار شبانه را بهترین کتابش میداند."
اخیرا خوندن این مجموعه داستان رو تموم کردم. فضای داستانهاش رو دوست داشتم. جملات تراش خوردهای داشت و واقعا درسهایی برای یاد دادن به نویسندهها داره. از بین داستانها داستان پنجشنبههای بارانی فضاش خیلی به دلم نشست. با اینهمه به نظرم هنوز مجموعه " زخم شیر" با طرحهای داستانیِ قوی، مجموعه خواندنیتری است. اگه نویسنده تازهکارید دوتاشو حتما بخونید. اما زخم شیر گزینه اول خوندنتون باشه.
📖📕📚
@Writing_lovers
کتاب "شکار شبانه" صمد طاهری داستانهایی هست که در فاصله سالهای ۷۰ تا ۷۶ نوشته شده. پشت جلد کتاب اومده،:" داستانهای این کتاب سرشار از شگفتی و خلاقیت ماهرانه داستاننویس است. خود طاهری به رغم ستایشها و جوایز کتاب" زخم شیر" همچنان شکار شبانه را بهترین کتابش میداند."
اخیرا خوندن این مجموعه داستان رو تموم کردم. فضای داستانهاش رو دوست داشتم. جملات تراش خوردهای داشت و واقعا درسهایی برای یاد دادن به نویسندهها داره. از بین داستانها داستان پنجشنبههای بارانی فضاش خیلی به دلم نشست. با اینهمه به نظرم هنوز مجموعه " زخم شیر" با طرحهای داستانیِ قوی، مجموعه خواندنیتری است. اگه نویسنده تازهکارید دوتاشو حتما بخونید. اما زخم شیر گزینه اول خوندنتون باشه.
📖📕📚
@Writing_lovers
❤7👍1
نکته اصلی در نوشتن این است: هرگز بار اول کتاب کامل و بیعیبی نخواهید نوشت. آنچه مینویسید از نظر دستور زبان و کلمات میتواند هیولاوار و ترسناک باشد. اما با نوشتن آن و نگاه کردن به گذشته، خواهید فهمید که نوشتن آن چقدر مهم بوده است. از آنجا که آن یک تجربه مهم است، تنها چیزی که است در روند نوشتن اهمیت دارد.
با نوشتن هر اثر، یک قدم به یک کتاب خوب نزدیک خواهید شد و سپس به بهترین میرسید. همیشه داشتن یک کار تمام شده با نمره C بهتر از یک پیش نویس ناتمام با نمره A است. نکته اصلی این است که در روند نوشتن، به طور مداوم کتاب های جدید بخوانید، سعی کنید از تکنیکهای جدید نوشتن استفاده کنید، عمیق تر در مورد طرح فکر کنید. از این گذشته ، هیچ کس قول نداده که این مسیر با گلبرگهای گل سرخ و آب نبات فرش شده است.
ایرن مونت
@Writing_lovers
با نوشتن هر اثر، یک قدم به یک کتاب خوب نزدیک خواهید شد و سپس به بهترین میرسید. همیشه داشتن یک کار تمام شده با نمره C بهتر از یک پیش نویس ناتمام با نمره A است. نکته اصلی این است که در روند نوشتن، به طور مداوم کتاب های جدید بخوانید، سعی کنید از تکنیکهای جدید نوشتن استفاده کنید، عمیق تر در مورد طرح فکر کنید. از این گذشته ، هیچ کس قول نداده که این مسیر با گلبرگهای گل سرخ و آب نبات فرش شده است.
ایرن مونت
@Writing_lovers
👍7
از این پس در خدمت آن چیزی نیستم که باورش ندارم، خواه آن چیز خانهام، سرزمین پدریام یا کلیسا باشد، من میکوشم تا حرف خودم را در زندگی یا هنر هر قدر که بتوانم آزادانه بیان کنم.
جیمز جویس
📕تصویر هنرمند در جوانی
@Writing_lovers
جیمز جویس
📕تصویر هنرمند در جوانی
@Writing_lovers
👍13👏3
باید داستایوفسکی را زمانی خواند که در غم و اندوه هستیم، زمانی که رنج کشیدهایم، به مرز رسیدهایم و به نظر میرسد دیگر نمیتوانیم رنج بکشیم.
وقتی تمام زندگی ما برایمان زخمی عمیق و سوزان میشود و ناامیدی گلویمان را میفشارد و ما دیگر مردهایم، زیرا آخرین امیدهایمان را از دست دادهایم. وقتی ما تنها و ناتوان در غم خود، گویی از بیرون به زندگی نگاه میکنیم، دیگر ظلم دیوانهوار آن را درک نمیکنیم و دیگر از آن انتظاری نداریم، آنگاه می توانیم به موسیقی این نویسنده مهیب و باشکوه گوش دهیم.
پس دیگر تماشاگر نیستیم، لذت نمیبریم و قضاوت نمیکنیم - ما آدمهای بیچاره و تحقیر شدهای هستیم که او تجسم کرده است، با آنها رنج میبریم و همراه با آنها نفس را در سینه حبس میکنیم و سپس موسیقی داستایوفسکی را می شنویم، کلمات تسلیت و عشق را می شنویم، و تنها در این صورت است که معنای شگفت انگیز دنیای وحشتناکی را که او خلق کرده، که اغلب از جهنم قابل تشخیص نیست، درک میکنیم.
هرمان هسه
@Writing_lovers
وقتی تمام زندگی ما برایمان زخمی عمیق و سوزان میشود و ناامیدی گلویمان را میفشارد و ما دیگر مردهایم، زیرا آخرین امیدهایمان را از دست دادهایم. وقتی ما تنها و ناتوان در غم خود، گویی از بیرون به زندگی نگاه میکنیم، دیگر ظلم دیوانهوار آن را درک نمیکنیم و دیگر از آن انتظاری نداریم، آنگاه می توانیم به موسیقی این نویسنده مهیب و باشکوه گوش دهیم.
پس دیگر تماشاگر نیستیم، لذت نمیبریم و قضاوت نمیکنیم - ما آدمهای بیچاره و تحقیر شدهای هستیم که او تجسم کرده است، با آنها رنج میبریم و همراه با آنها نفس را در سینه حبس میکنیم و سپس موسیقی داستایوفسکی را می شنویم، کلمات تسلیت و عشق را می شنویم، و تنها در این صورت است که معنای شگفت انگیز دنیای وحشتناکی را که او خلق کرده، که اغلب از جهنم قابل تشخیص نیست، درک میکنیم.
هرمان هسه
@Writing_lovers
👌8❤3👍1
شبها به ستارهها مینگرم، تا ابدیتی را که تو نیز نشانهای از آن هستی با اشتیاق تماشا کنم، این است رازی که غیر از تو کسی از آن خبر ندارد.
غلامحسین ساعدی
💌نامه به طاهره کوزهگرانی
@Writing_lovers
غلامحسین ساعدی
💌نامه به طاهره کوزهگرانی
@Writing_lovers
👍8❤5😍1
روی کلمه کار کنید
شما باید هر ۵ تا ۶ روز یک داستان بنویسید و تمام مدتی که در حال نوشتن هستید به آن فکر کنید، در غیر این صورت هرگز عبارات مورد نیاز را ایجاد نخواهید کرد. لازم است هر عبارت قبل از نوشتن دو روز در مغز بماند و پخته شود.
© آنتون چخوف
@Writing_lovers
شما باید هر ۵ تا ۶ روز یک داستان بنویسید و تمام مدتی که در حال نوشتن هستید به آن فکر کنید، در غیر این صورت هرگز عبارات مورد نیاز را ایجاد نخواهید کرد. لازم است هر عبارت قبل از نوشتن دو روز در مغز بماند و پخته شود.
© آنتون چخوف
@Writing_lovers
❤10👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۰ راز نوشتن داستانهای محبوب
هارلان کوبن
۱. به خود اجازه بدهید بد بنویسید. بسیاری از رمانهای اول بد هستند. این بخشی از مسیر شاگردی است. فقط کلمات را یادداشت کنید. هیچ کس نخواهد دید. شما همیشه می توانید آن را حذف کنید.📑
۲. ملالت کمک می کند. ایان فلمینگ و آگاتا کریستی اغلب به هتلهایی میرفتند تا به اندازهای منزوی باشند که نوشتن تنها سرگرمی آنها باشد.😶
۳. ایده، یک بذر است. ایده ها از زندگی شما میآیند، از آنچه می خوانید و می بینید. یک کتاب ممکن است بعد از شام با دوستان ظاهر شود و دیگری بر اساس مقالهای در وب سایت و گاهی یک عکس میگیریم و ازش داستان میسازیم.🌱
۴. تمام ایده های خود را ذخیره کنید. من تعداد زیادی از آنها را جمع کردهام. قبل از نوشتن کتاب به خوبی به آنها نگاه میکنم. گاهی اوقات ایدههایی که من انتخاب می کنم ۳۰ ساله هستند. ۴ یا ۵ تا از آنها را با هم ترکیب کنید تا داستان بسازید.🌄
۵. کتاب شما در مورد چیست؟ اگر بگویم "من یک کتاب عالی خواندم" خواهید پرسید: "شخصیت اصلی کیست؟" اما لازم است بپرسید "در مورد چیست؟" در رمانهای دیکنز و دوما شما عاشق شخصیت ها میشوید، اما داستان هم مسئله اصلی است.
برخی شروع به نوشتن می کنند و نمیدانند قرار است به کجا برسد. گاهی حتی با بیوگرافی هر شخصیت آگاه هستند. من قبل از شروع نوشتن، شروع و پایان را میدانم. توصیه می کنم که بفهمید با قهرمانان خود به کجا می روید؟🕵️♀️
۶. همیشه این سوال را بپرسید که "چه میشود اگر...؟" اگر نرم افزارهای جاسوسی را روی رایانه فرزندتان نصب کنید و چیزی را کشف کنید و سپس فرزندتان ناپدید شود، چه؟ 📷
۷. کاغذها یاور شما هستند! اکثر مردم یک طرح را روی لپ تاپ شان ایجاد می کنند. اما من صحنه ها را مینویسم، روی کاغذ خط میکشم. می توانم خط زده ها را دوباره بخوانم. پس از ترسیم طرح، آن را به کامپیوتر منتقل می کنم و پیش نویس تهیه میکنم.🧑💻
۸. رنج روح را بهبود میدهد. قهرمانان قوی با آنچه تجربه می کنند تعریف می شوند. پدر و مادر بتمن در مقابل چشمان او کشته شدند. این طرح است که شخصیت را می سازد.🦇
۹. مشاهده و توجه، برگ برنده شماست. شخصیت های خود را بر اساس افرادی که ملاقات می کنید شکل دهید. موزاییکی از افرادی که می شناسید بسازید، آن چشم ها، شیوه صحبت کردن آن یکی. سپس آنها را در داستان انتخابی خود قرار دهید و ببینید چگونه کار می کنند.✈️
۱۰. غافلگیری و انفجار. ریتم کتاب آزمون و خطا است. هر کتاب متفاوت است و شما باید آن را احساس کنید. این یک برگ برنده است که تا آنجایی که ممکن است افشاگریهایی در پایان داشته باشید، حل معما، شناسایی آدمها، اتحاد مجدد ... اضافه کردن یک پیچ و تاب. بگذارید خواننده حداقل چیزی را حدس بزند. این سخت ترین بخش است - و چیزی که باعث می شود مردم با علاقه کتاب شما را بخوانند. 🤫
@Writing_lovers
هارلان کوبن
۱. به خود اجازه بدهید بد بنویسید. بسیاری از رمانهای اول بد هستند. این بخشی از مسیر شاگردی است. فقط کلمات را یادداشت کنید. هیچ کس نخواهد دید. شما همیشه می توانید آن را حذف کنید.📑
۲. ملالت کمک می کند. ایان فلمینگ و آگاتا کریستی اغلب به هتلهایی میرفتند تا به اندازهای منزوی باشند که نوشتن تنها سرگرمی آنها باشد.😶
۳. ایده، یک بذر است. ایده ها از زندگی شما میآیند، از آنچه می خوانید و می بینید. یک کتاب ممکن است بعد از شام با دوستان ظاهر شود و دیگری بر اساس مقالهای در وب سایت و گاهی یک عکس میگیریم و ازش داستان میسازیم.🌱
۴. تمام ایده های خود را ذخیره کنید. من تعداد زیادی از آنها را جمع کردهام. قبل از نوشتن کتاب به خوبی به آنها نگاه میکنم. گاهی اوقات ایدههایی که من انتخاب می کنم ۳۰ ساله هستند. ۴ یا ۵ تا از آنها را با هم ترکیب کنید تا داستان بسازید.🌄
۵. کتاب شما در مورد چیست؟ اگر بگویم "من یک کتاب عالی خواندم" خواهید پرسید: "شخصیت اصلی کیست؟" اما لازم است بپرسید "در مورد چیست؟" در رمانهای دیکنز و دوما شما عاشق شخصیت ها میشوید، اما داستان هم مسئله اصلی است.
برخی شروع به نوشتن می کنند و نمیدانند قرار است به کجا برسد. گاهی حتی با بیوگرافی هر شخصیت آگاه هستند. من قبل از شروع نوشتن، شروع و پایان را میدانم. توصیه می کنم که بفهمید با قهرمانان خود به کجا می روید؟🕵️♀️
۶. همیشه این سوال را بپرسید که "چه میشود اگر...؟" اگر نرم افزارهای جاسوسی را روی رایانه فرزندتان نصب کنید و چیزی را کشف کنید و سپس فرزندتان ناپدید شود، چه؟ 📷
۷. کاغذها یاور شما هستند! اکثر مردم یک طرح را روی لپ تاپ شان ایجاد می کنند. اما من صحنه ها را مینویسم، روی کاغذ خط میکشم. می توانم خط زده ها را دوباره بخوانم. پس از ترسیم طرح، آن را به کامپیوتر منتقل می کنم و پیش نویس تهیه میکنم.🧑💻
۸. رنج روح را بهبود میدهد. قهرمانان قوی با آنچه تجربه می کنند تعریف می شوند. پدر و مادر بتمن در مقابل چشمان او کشته شدند. این طرح است که شخصیت را می سازد.🦇
۹. مشاهده و توجه، برگ برنده شماست. شخصیت های خود را بر اساس افرادی که ملاقات می کنید شکل دهید. موزاییکی از افرادی که می شناسید بسازید، آن چشم ها، شیوه صحبت کردن آن یکی. سپس آنها را در داستان انتخابی خود قرار دهید و ببینید چگونه کار می کنند.✈️
۱۰. غافلگیری و انفجار. ریتم کتاب آزمون و خطا است. هر کتاب متفاوت است و شما باید آن را احساس کنید. این یک برگ برنده است که تا آنجایی که ممکن است افشاگریهایی در پایان داشته باشید، حل معما، شناسایی آدمها، اتحاد مجدد ... اضافه کردن یک پیچ و تاب. بگذارید خواننده حداقل چیزی را حدس بزند. این سخت ترین بخش است - و چیزی که باعث می شود مردم با علاقه کتاب شما را بخوانند. 🤫
@Writing_lovers
👍7👏7
احساسِ ناپلئونی را دارم که در هنگامِ تهیهی سور و ساتِ نبردِ روسیه از پیش نتیجهی قطعی نبرد را میدانست.
فرانتس کافکا
💌نامه به میلنا
@Writing_lovers
فرانتس کافکا
💌نامه به میلنا
@Writing_lovers
👍9
گاهی بهترین مخاطب، خود نويسنده است. یعنی گاهی نویسنده باید نوشتن را تبدیل به گفتوگوی صریح و بیپرده با خود بکند. در این صورت، صداقت قلم و توانایی ذهن نویسنده، جهشوار بالا میرود. وقتی مخاطب، خودمان باشیم، زیادهگویی نمیکنیم، خواننده را دور نمیزنیم، فضلفروشی نمیکنیم، از نوشتن لذت میبريم، مقدمههای بیهوده نمیچينيم و از همه مهمتر، از دروغ و ریا و حرفهای مفت پرهیز میکنیم.
رضا بابایی
@Writing_lovers
رضا بابایی
@Writing_lovers
👍10❤6👏2
تمرین
امروز برای نوشتن چیزی را امتحان کنید که شما را میترساند، مانند نوشتن به صورت دوم شخص، گفتن داستان به ترتیب زمانی معکوس، یا نوشتن از نقطه نظر غیرمنتظره، مانند یک حیوان یا جسم بیجان.
@Writing_lovers
امروز برای نوشتن چیزی را امتحان کنید که شما را میترساند، مانند نوشتن به صورت دوم شخص، گفتن داستان به ترتیب زمانی معکوس، یا نوشتن از نقطه نظر غیرمنتظره، مانند یک حیوان یا جسم بیجان.
@Writing_lovers
👍6
سادهترین و بهترین راهکار برای برطرف کردن مشکلات نوشتهات، رو آوردن به آزادنویسی است. بگذار ناخودآگاهت به مسئله پاسخ دهد. بگذار شخصیت ها با تو سخن بگویند و از رازشان پرده بردارند.
حتی وقتی که نوشتههایت بیمعنا یا پوچ به نظر میرسند، از نوشتن دست برندار. این گونه پوچیها بیشتر زادهٔ چیزهای پیش بینی ناپذیرند و به اندیشهای کاملا تازه راه میگشایند. به رؤیاهایت هم بیتوجه نباش. چه بسا تصاویری که این رؤیاها میآفرینند و پیوندهای عجیبی که میان چیزها برقرار میکنند بازتابی از ضمیر ناخودآگاهت باشد. پس اگر از وجودشان آگاه شوی، معمولا به بصیرتی یا حتی به راهحل پیچیده رفع پارهای از مشکلات که کلافهات کردهاند، دست خواهی یافت. نوشتههایت را ماجراجویی در نظر بگیر: بشکاف، حفر کن و به کلمات بیشتر دقت کن!
باربارا شوپ
📕اندیشههای نو در رماننویسی
@Writing_lovers
حتی وقتی که نوشتههایت بیمعنا یا پوچ به نظر میرسند، از نوشتن دست برندار. این گونه پوچیها بیشتر زادهٔ چیزهای پیش بینی ناپذیرند و به اندیشهای کاملا تازه راه میگشایند. به رؤیاهایت هم بیتوجه نباش. چه بسا تصاویری که این رؤیاها میآفرینند و پیوندهای عجیبی که میان چیزها برقرار میکنند بازتابی از ضمیر ناخودآگاهت باشد. پس اگر از وجودشان آگاه شوی، معمولا به بصیرتی یا حتی به راهحل پیچیده رفع پارهای از مشکلات که کلافهات کردهاند، دست خواهی یافت. نوشتههایت را ماجراجویی در نظر بگیر: بشکاف، حفر کن و به کلمات بیشتر دقت کن!
باربارا شوپ
📕اندیشههای نو در رماننویسی
@Writing_lovers
👍5👏2
تو تنها کسی هستی که می توانم با او صحبت کنم، در مورد سایه ابر، در مورد آواز فکر و اینکه وقتی امروز سر کار رفتم و به صورت یک گل آفتابگردان بلند بالا نگاه کردم، او به من لبخند زد، با تمام دانه هایش.
ولادیمیر ناباکوف
💌نامه به ورا
@Writing_lovers
ولادیمیر ناباکوف
💌نامه به ورا
@Writing_lovers
🕊6❤2😍2👍1
حتما لازم نیست داستانی برای نوشتن داشته باشید. مسائل روز یا هر موضوع دیگر را مایهی نوشتن کنید. اما حتما بنویسید. نویسنده ای که میخواست این انضباط در نوشتن را از دست ندهد یک شب صدها بار در دفترش نوشت: «چیزی برای نوشتن ندارم.»
مهدی میرکیایی
📕بیایید داستان بنویسیم
@Writing_lovers
مهدی میرکیایی
📕بیایید داستان بنویسیم
@Writing_lovers
👏9❤1👍1🔥1
معنا همیشه در درون ماست و کتابهایی که میخوانیم فقط قلاب هوشمندانهای هستند که آن را به سطح میآورند.
مکس فرای
@Writing_lovers
مکس فرای
@Writing_lovers
👍10❤1👏1