نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
۵ کتاب برای رشد خلاقیت و تفکر خلاق


📖 "کتاب ایده عالی مستدام" - چیپ هیث

📖 "شرکت خلاقبت - اد کتمول

📖 «مثل یک هنرمند بدزد. خاطرات خلاق آستین کلئون

📖 "نابغه تصادفی" - مارک لوی


📖 " کارت‌های خلاقیت" - مایکل میچالکو



@Writing_lovers
👍13
حس طنز استثنایی نویسنده

الکساندر دوما یک بار با پزشک گیستال ناهار خورد، پزشک از نویسنده خواست چیزی در تقدیمیه کتابهایش به او بنویسد.


دوما نوشت: "از آنجایی که دکتر گیستال تمام خانواده‌ها را درمان می کند، بیمارستان‌ها باید بسته شوند." دکتر فریاد زد: "تو زیادی چاپلوسی می‌کنی!" سپس دوما افزود: «و بجای آن گورستان‌های بیشتری بسازید...



@Writing_lovers
😁182🥰2
اتاق کار مارسل پروست
5
«برای نوشتن آنچه باید بنویسیم، باید ناپدید شویم.»

گاهی به نقل قول، کتابی یا فیلمی برمی‌خورم که نمی‌فهمم چرا ولی با من حرف می‌زنند. چندسال پیش به جمله بالا برخوردم و از آن خیلی خوشم آمد.

فکر می‌کردم معنای آن این باشد که باید روش خودمان را کنار بگذاریم. ولی اگر ما ناپدید شویم چه کسی داستان را بنویسد. انسان‌ها در سطحی زندگی می‌کنند و شعرها و داستان‌هایشان در همان سطح است و امیدوارم روزی برسد کسی به آنها بگوید «عمیق تر کار کن» داستان‌های امن و پیش بینی شده ننویسید. داستان‌هایی که هم برای نویسنده و هم خواننده بی خطرند. نویسنده نوآموز هر چه بیشتر تمرین کند، بیشتر می‌فهمد که «بله، همین جا بود که متوقف شدم. این جا را باید عمیق‌تر کنم.» همین که یاد می‌گیرید به نوشتن اعتماد کنید یاد می‌گیرید وابستگی‌تان را به نتیجه فراموش کنید و کنار بگذارید، یعنی یاد می‌گیرید ناپدید شوید.
شاید دلتان بخواهد داستانهای امن و شیرین بنویسید و در مناطق حفاظت شده باقی بمانید، ولی نوشتن از شما چیز دیگری می‌خواهد، نوشتن می‌خواهد آزادتان کند و دست آخر نوری بر زندگی شما و دیگران بتاباند. آزادانه نوشتن یکی از مراحل ناپدید شدن خودتان است؛ رها کردن سانسور درون و گفتن از شرم‌ها، نامرادی‌ها و شکست‌هاست و کمکتان می‌کند تا از مسیر شناخته شده بیرون بزنید و به سوی مسیر اصلی نوشتن‌تان حرکت کنید.


    لرن هرینگ
📕نوشتن با تنفس آغاز می‌شود


@Writing_lovers
👍11
ابر بارانش گرفته‌ست
شمیم بهار/صدای یونس تراکمه
@litera9
شنیدنِ بی‌سانسورِ داستانِ
«ابر بارانش گرفته‌ست»‌ آقای شمیم بهار،
(انتشار در «اندیشه و هنر» سال ۱۳۴۴) با صدا و لحنِ درخور و درستِ یونس تراکمه‌از پادکست‌های سایت سرخ و سیاه
3👍2
Khar Kosh-Ahmad Mahmoud
Baha Morshedi
«خرکش» داستانی از احمد محمود از کتاب قصه آشنا
🎙🎙🎙
@SedaKhone
3
اگر می‌خواهید زندگی را درک کنید، پس از باور آنچه می‌گویند و می‌نویسند دست بردارید، بلکه مشاهده کنید و احساس کنید.



آنتوان چخوف



@Writing_lovers
👍112
چند نکته برای وقتی که ناگهان در وسط نوشتن داستان، گیر می‌افتیم!


🔺تمرکز را از شخصیتی که در حال حاضر درباره آن می‌نویسید بردارید و روی شخص دیگری تمرکز کنید (درباره شخصیت کم اهمیت‌تر بنویسید)


🔺 از نوشتن صحنه‌ای که در آن گیر کرده‌اید، دست بردارید و به سراغ نوشتن صحنه بعدی بروید.


🔺یک صحنه رمانتیک بنویسید.


🔺از دستورات نمایشی برای نوشتن صحنه‌ها استفاده کنید.


🔺از جملات آغازین کتاب‌ها استفاده کنید.


🔺کتاب‌های نویسندگان دیگر را بخوانید.



@Writing_lovers
👍4
دفتر زمستونی من. هیچ کلمه‌ای احتکار نمیشه، همه کلمات روی کاغذ میان. کلمات تازه، کلمات قدیمی، کلماتی که به خاطره گره خورده‌اند، کلماتی که منتظر کشف شدنند، کلمات خسته و خوابالود، کلمات زخم دار و کلمات عاشق همه اینجا جمع میشن تا بهار بیاد.


@Writing_lovers
10👍3👏1
نگران نباشید که شاید خوب نباشد ؛ فقط تمامش کنید. چه پروژه‌تان خوب باشد چه نه، آخر کار آدم متفاوتی هستید و این همیشه ارزش انجام دادنش را دارد.



الیزابت گیلبرت


@Writing_lovers
👍161
گاهی وسط نوشتن، دچار تردید می‌شوید و نمی‌دانید چه بنویسید، این یعنی شما دارید با یک مسیر فرعی یا انحرافی می‌جنگید. مسیر فرعی جاده‌ای در داستان است که روی نقشه شما نیست اما ذهن می‌خواهد آن را به شما پیشنهاد کند. شما می‌توانید آن را نادیده بگیرید و لحظات سختی را بگذرانید یا در مسیر فرعی پیش بروید و به همان جایی برسید که معنی اش آزادی است.

پیشنهاد: یک فایل جدید بازکنید یا دفتر یادداشت بردارید و آزادانه طرح چندصحنه بعدی رمانتان را بنویسید طوری که اصلا نمی‌دانید قرار است صحنه های بعدی رمانتان چی باشد. چشمتان را ببندید و از ذهن‌ نمایشگرتان بخواهیدهر صحنه جانداری را که می‌خواهد نشانتان دهد. لزومی ندارد زور بزنید. در این حالت شخصیت ها به درخواست آپاراتچی درونتان خودشان داوطلبانه روی صفحه ذهن‌تان ظاهر می‌شوند. مدتی این صحنه‌ نمایشی را نگاه کنید و بعد اتفاقاتی را که در این صحنه رخ داده، بنویسید. البته نه مفصل، بلکه در چند خط و طوری که انگار دارید آن ها را خلاصه می‌کنید.


جیمز اسکات بل

📕طرح و ساختار رمان


@Writing_lovers
👏6👍1
کتاب پرسش‌ها

مایکل کروگروس و رومن شاپلر


با این کتاب، بخش خجالتی‌ِ درونتان را وادار به حرف زدن کنید. این کتاب برای نویسنده خیلی مفیده چون موقع پاسخ دادن به پرسش‌هاش میتونه حرفهای تازه‌ای درباره خودش بشنوه و چیزهای تازه‌ای کشف کنه.


@Writing_lovers
6
نویسنده‌ها بازی قصه‌سازی تمرین می‌کنند. من نیز هر روز سؤالی با جمله «چه می‌شود اگر ...» طرح می‌کنم، به آن خوب فکر می‌کنم و درباره‌اش می‌نویسم.




©مارگارت لوک


@Writing_lovers
5🔥1
اگر کلمه‌ای اضافی است، حتما آن را خط بزنید.


© جورج اورول


@Writing_lovers
👍3
آغاز مهم است.


من همیشه تعمدا اولین جمله را عجیب و غریب می‌نویسم تا فضای کشف‌نشده‌ای را باز کنم. حداقل اینطوری می‌توانم مطمئن باشم اولین نفری هستم که بر این ساحل پا می‌گذارم. لحظه‌ای را که رمان «درباره جوجه‌تیغی» را با این جملات شروع کردم خوب به یاد دارم: «دقیقا شبیه به یک جوجه تیغی ساده و گرد است، این حیوان، آنجا، روی میزم.» عملا یک نوشته اتوماتیک بود. هیچ هدف مشخصی نداشتم. قضیه سورپرایز کردن خودم است تا آن عبارات کلیشه‌ای در ادبیات را به کار نبرم. من معتقدم که هنر در کل و ادبیات به طور خاص این شانس را به ما می‌دهد که محدوده آگاهی‌مان را به خوبیِ نواحی تجربیاتمان وسعت ببخشیم، تا از قطار در حال حرکت افکار بپریم و خودمان را از شرایط خاصی که باعث زحمتمان شده برهانیم.

پاسخ من به نگرانی‌ها، چالش‌ها، بحران‌ها و تمام رویدادهای مختلف زندگی، یک پاسخِ نوشتاری است. نه منحصرا اما کمتر پیش می‌آید که احساس نکنم نیاز است با نوشتن چیزهایی که برایم اتفاق می‌افتد مقابله کنم. این راه گول نخوردن از سرنوشتی است که برایم مقدر شده. من به قوه تخیل به عنوان نوعی فضای ذهنی فکر می‌کنم که در آن بعضی نویسندگان راحت و بی‌دردسر این طرف و آن طرف می‌روند و کاراکترهای داستان‌هایشان را ملاقات می‌کنند و درنتیجه کتاب‌هایشان شبیه گزارش‌هایی است که از این سرزمین درونی می‌آید. برای من اما همه چیز در لحظه نوشتن با هم در جمله می‌آید. داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند.


اریک شویار

@Writing_lovers
8🔥2
Forwarded from That's all folks!
بچه‌ها! کتاب رو از زندگی‌تون حذف نکنین. فرهنگ رو حذف نکنین. می‌دونم سخته تو این وضعیت ولی حالا واقعا لزومی نداره کتاب‌های جدید رو بخریم. مثلا من همین امروز کتاب صمد طاهری رو هم خریدم ۳۵ تومن. چون چاپ ۱۴۰۰ئه.
👍193
دوستان نویسنده زیادی را از دست دادم. همه آنها کارشان را به من دادند و از من خواستند که آن را بخوانم و نظرم را بگویم. خب من هم همین کار را کردم.




وونه‌گات


@Writing_lovers
😁97👍3
ابتدا خلق می‌کنید و فقط پس از آن است که احساس می کنید آماده نوشتن هستید. ابتدا خلق می‌کنید و فقط پس از آن متوجه می‌شوید که دارید چه می‌کنید. ابتدا خلق می‌کنید و فقط پس از آن می‌فهمید که نتیجه پروژه شما چیست.


ایرن مونت

@Writing_lovers
👍75