This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسافری در جاده می رفت، نگهبانی او را متوقف کرد و پرسید:
- ارباب من می خواهد بداند شما کی هستید، کجا می روید و چرا؟
مسافر از نگهبان پرسید:
- ارباب شما چقدر به شما حقوق میدهد؟
نگهبان آرام جواب داد :۵۰۰سکه طلا!
- اگر هر روز صبح این سه سوال را از من بپرسی، سه برابر آن، ۱۵۰۰ سکه طلا به تو میدهم:
من کی هستم؟ کجا میروم؟ و برای چه؟
@Writing_lovers
- ارباب من می خواهد بداند شما کی هستید، کجا می روید و چرا؟
مسافر از نگهبان پرسید:
- ارباب شما چقدر به شما حقوق میدهد؟
نگهبان آرام جواب داد :۵۰۰سکه طلا!
- اگر هر روز صبح این سه سوال را از من بپرسی، سه برابر آن، ۱۵۰۰ سکه طلا به تو میدهم:
من کی هستم؟ کجا میروم؟ و برای چه؟
@Writing_lovers
👍5❤3🔥1
تمرین
درباره جزئیات صبح خود، از بیدار شدن و صبحانه خوردن تا حد امکان هر چه مشخصتر و با جزییات بنویسید. ذهنتان را آرام کنید و جزئیات صبحی را که گذراندید به خاطر آورید.
@Writing_lovers
درباره جزئیات صبح خود، از بیدار شدن و صبحانه خوردن تا حد امکان هر چه مشخصتر و با جزییات بنویسید. ذهنتان را آرام کنید و جزئیات صبحی را که گذراندید به خاطر آورید.
@Writing_lovers
👍5❤1👏1
یکی از مهمترین چیزهایی که باید بدانید این است که خلاقیت شما چه هنگام اوج میگیرد. من دریافتم که این زمان برای من، روشنایی صبح است. نه در روشنایی بودن، بلکه پیش از آنکه روشنایی برسد آنجا بودن. این، به نحوی، به من توش و توان میدهد و تدارک پا نهادن به فضایی است که فقط میتوانم آن را غیر دنیوی بخوانم و نوعی آمادگی برای درگیر شدن با فضایی مرموز است.
تونی موریسون
@Writing_lovers
تونی موریسون
@Writing_lovers
👍5❤2👏1
Forwarded from Science Magazine
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا گاهی پیش آمده خلاقانهترین ایدههایتان در حین تا کردن لباسها، شستن ظرفها یا بیکار نشستن به ذهنتان برسد؟ دلیلاش این است که وقتی بدنتان به حالت هدایتگر خودکار میرود، مغزتان مشغول به شکل دادن به ارتباطات عصبی جدید میشود که ایدهها را به هم متصل کرده و مشکلات را حل میکند. همانطور که منوش زمردی ارتباط میان در عالم هپروت گشتن و خلاقیت را توضیح میدهد، یاد بگیرید بیحوصله بودن را دوست داشته باشید.
#TED
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
☑️ @science_magazine
#TED
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2
سختترین بخش نویسنده بودن این است که همسرتان را متقاعد کنید که دراز کشیدن روی مبل کار است.
جان هیوز
@Writing_lovers
جان هیوز
@Writing_lovers
👍15😁9👏1
راز یک متن زیبا چیست؟
پل لاگتین
هیچ رازی وجود ندارد جز اینکه بدانید باید قیدها، صفتها، شفافسازیها و لفاظیها را بیرحمانه پاک کنید. گاهی هیچ چیز بیمزهتر از ارائهٔ دقیق و جزئی مسائل نیست. آن را با یک مثال برایتان توضیح میدهم:
این یک نوشته قدیمی است، یکی از اولین تلاشهایم برای نوشتن داستان:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در درجه حرارت و میزان بارندگی متفاوت به نظر میرسد. از مکان دوری صدای جیرجیرکی به گوش میرسد که شبیه صدای ظریف یک موتور کوچک است و نور کوچک لرزانی در آسمان بر فراز مزارع بیپایان و درهها و رودخانهها دیده میشود.
من کلمات نامناسب این جملات مانند عبارتهای توضیحی، صفات و لفظ پردازیها را مشخص کردم و آن را اینطور نوشتم:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در آب و هوا متفاوت هستند. از جیرجیرک، صدای ظریف موتور شنیده میشود و یک چراغ بر فراز مزارع بیپایان، درهها و رودخانه سوسو میزند.
نگاه کنید که چطور کلمات اضافی را دور ریختم؛ بدون آنها جملات بهتری داریم. در متن اول از درجه حرارت هوا و بارندگی گفته بودم، کم مانده بود از هواشناسی هم بنویسم. بنابراین آن را حذف کردم. کلماتی مثل «مکانی، به نوعی، یک بار ...» که در آن همه چیز مبهم است به درد داستان نمیخورد لازم است با اطمینان بیشتری بگوییم. همچنین در ترکیب «موتور کوچک » کوچک بودنش زائد است و فعل «دیدن» که اینجا یک فعل غیرفعال و ناقص است و به جای آن از «سوسو زدن» استفاده کردم - فعل بدون شک بهتر است، اما من اینجا یک صفت برای فعل گذاشتم. اعتراف میکنم بعضی وقتها صفتها بهتر هستند، اما فقط بعضی اوقات و نه همیشه!
در کل متن دوم بهتر و مختصرتر شده است. اگر میتوانید جملهای را با پنج کلمه بنویسید، از ده کلمه استفاده نکنید چون هرگز نتیجه خوبی نخواهد داد.
@Writing_lovers
پل لاگتین
هیچ رازی وجود ندارد جز اینکه بدانید باید قیدها، صفتها، شفافسازیها و لفاظیها را بیرحمانه پاک کنید. گاهی هیچ چیز بیمزهتر از ارائهٔ دقیق و جزئی مسائل نیست. آن را با یک مثال برایتان توضیح میدهم:
این یک نوشته قدیمی است، یکی از اولین تلاشهایم برای نوشتن داستان:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در درجه حرارت و میزان بارندگی متفاوت به نظر میرسد. از مکان دوری صدای جیرجیرکی به گوش میرسد که شبیه صدای ظریف یک موتور کوچک است و نور کوچک لرزانی در آسمان بر فراز مزارع بیپایان و درهها و رودخانهها دیده میشود.
من کلمات نامناسب این جملات مانند عبارتهای توضیحی، صفات و لفظ پردازیها را مشخص کردم و آن را اینطور نوشتم:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در آب و هوا متفاوت هستند. از جیرجیرک، صدای ظریف موتور شنیده میشود و یک چراغ بر فراز مزارع بیپایان، درهها و رودخانه سوسو میزند.
نگاه کنید که چطور کلمات اضافی را دور ریختم؛ بدون آنها جملات بهتری داریم. در متن اول از درجه حرارت هوا و بارندگی گفته بودم، کم مانده بود از هواشناسی هم بنویسم. بنابراین آن را حذف کردم. کلماتی مثل «مکانی، به نوعی، یک بار ...» که در آن همه چیز مبهم است به درد داستان نمیخورد لازم است با اطمینان بیشتری بگوییم. همچنین در ترکیب «موتور کوچک » کوچک بودنش زائد است و فعل «دیدن» که اینجا یک فعل غیرفعال و ناقص است و به جای آن از «سوسو زدن» استفاده کردم - فعل بدون شک بهتر است، اما من اینجا یک صفت برای فعل گذاشتم. اعتراف میکنم بعضی وقتها صفتها بهتر هستند، اما فقط بعضی اوقات و نه همیشه!
در کل متن دوم بهتر و مختصرتر شده است. اگر میتوانید جملهای را با پنج کلمه بنویسید، از ده کلمه استفاده نکنید چون هرگز نتیجه خوبی نخواهد داد.
@Writing_lovers
👍12
جان تالکین
جان تالکین با لباس خرس قطبی به مهمانیها میرفت، او دوست داشت همسایهاش را که لباس یک جنگجوی آنگلوساکسون میپوشید در خیابان تعقیب کند و به این معروف بود که گاهی دندانهای مصنوعیاش را به عنوان پول به مغازهداران عرضه میکرد و در عوض مایحتاج خود را تامین میکرد.
اما این مانع از تبدیل شدن او به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان نشد.
@Writing_lovers
جان تالکین با لباس خرس قطبی به مهمانیها میرفت، او دوست داشت همسایهاش را که لباس یک جنگجوی آنگلوساکسون میپوشید در خیابان تعقیب کند و به این معروف بود که گاهی دندانهای مصنوعیاش را به عنوان پول به مغازهداران عرضه میکرد و در عوض مایحتاج خود را تامین میکرد.
اما این مانع از تبدیل شدن او به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان نشد.
@Writing_lovers
❤4👍3😁2
آن ادوارد کانن میگوید: نویسندهها باید بچسبند به نوشتن خاطرات روزانهشان. اگر این کار هیچ سودی نداشته باشد، نوشتن یادداشت روزانه یک تمرین درجه یک است. این روش، ابزاری معجزهگر برای ما نویسندههاست که به وسیله آن، مصالح خام زندگی روزانه را در ساختن روایتهای داستانی به کار بگیریم. بنویسید چه کارهایی را دوست دارید انجام دهید، نه کارهایی که باید انجام بدهید بلکه کارهای که اگر توانایی انجام داشتید دلتان میخواست انجام دهید و برای ده سال آینده انجامشان می دادید. یک لیست از آن کارها تهیه کنید. هر جمله را به طور کامل بنویسید و این خود نوعی شرح حال نویسی است.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
👍7❤2👏2
Homeward Bound
Simon & Garfunkel
Every day's an endless stream
Of cigarettes and magazines
And each town looks the same to me
The movies and the factories
And every stranger's face I see
Reminds me that I long to be…
@IReallyHopeSo
Of cigarettes and magazines
And each town looks the same to me
The movies and the factories
And every stranger's face I see
Reminds me that I long to be…
@IReallyHopeSo
پس از آن باید زمانی، هر چه را که در سرتان میچرخد مرتب کنید و همه چیز را روی کاغذ بیاورید.
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
❤7👍1
چگونه از کارهای دیگر شانه خالی کنیم و شروع به نوشتن کنیم؟🙇♂️
یکی از جدیترین مشکلات نویسندگان در تمام دوران، تعلل است. حتی در زمانی که تلفن و اینترنت وجود نداشت، نویسندگان به دنبال پیدا کردن راههایی برای این مشکل بودند. باید چکار کنیم؟ چند روش اثبات شده:
۱. قبل از هر چیز این واقعیت را بپذیر که تعلل وجود دارد، معنای آن را در زندگی خود درک کن و خود را ببخش که به عنوان دفاعی برای اجتناب از کار سخت به آن متوسل میشوی.
۲. اهداف سادهای تعیین کن 🎯 اگر کار بسیار دشواری در پیش داری، مانند توسعه یک پروژه از ابتدا یا نوشتن یک کتاب، به احتمال زیاد، شروع کار برایت سخت میشود. بنابراین، بهتر است کار را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم. مثلا برای فصلها. شاید تمرین زیر کمکت کند:
قانون ۱۵ دقیقه: کاری را که به تعویق می اندازی انتخاب کن، زمان سنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کن، تا زمانی که زمان سنج خاموش شود کار را انجام ده و به تدریج زمان را افزایش بده.
۳. بیش از ۷۲ ساعت کار را به تعویق نینداز⏰ بودو شفر، مشاور تجاری و نویسنده ادعا میکند که اگر برنامه خود را بیش از ۷۲ ساعت به تعویق بیندازید، ۸۵ درصد احتمال دارد که کار را هیچ وقت کامل نکنید. فقط باید شروع کرد در اینصورت احتمال رسیدن به هدف به طور چشمگیری افزایش می یابد. تلاش باید فقط برای ۱۰ دقیقه اعمال شود. این زمان برای تمرکز روی کار و شروع به انجام آن کافی است.
۴. حرکت کن 🏃 اگر تمرکز در یک مکان آشنا مشکل است، مناطق فعالیتت را تغییر بده. به عنوان مثال، لپ تاپی وجود دارد، و به نظر می رسد که باید پشت آن بنویسی تا حالت و دیدت خراب نشود، اما به دلایلی، هر بار که پشت آن می نشینی، الهام از بین می رود. راه حل: به قسمت دیگری از خانه برو. یک مبل، ایوان، آشپزخانه، هر چه، تا زمانی که کار ادامه دارد. اگر جواب نداد، لپتاپ/نوتبوک خود را زیر بغلت بگیر و به نزدیکترین کافیشاپ/پارک برو و بلافاصله دست به کار شو.
۵. کار خود را رمانتیک کن. همه ما میخواهیم مانند فیلمها زندگی کنیم و اغلب وقتی با واقعیت مواجه می شویم، ناامید می شویم. برای اینکه احساس کنید یک نویسنده واقعی هستید، آنچه را که اتفاق میافتد رمانتیک کن. شمع روشن کن، دفترچه یادداشت را به جاهای جالب ببر، توی حمام بنویس (لطفاً نه با کامپیوتر)، برو شهر دیگر یا در ساحل آنجا بنویس. به موسیقی هیجان انگیز گوش بده. کاری را انجام بده که به شما الهام میدهد.
۶. از فرآیند لذت ببر😍 به جای تمرکز بر هدف نهایی یا مقایسه مسیر خود با مسیر دیگران، یاد بگیر از این فرآیند لذت ببری. از تجربیات جدیدی که به دست میآوری، از پیچ و خم های غیرمنتظره در طول مسیر، از پیروزی های بزرگ و کوچک و حتی از شکست ها. می توانی یک "پوشه مثبت" ایجاد کنی. وقتی از یک خواننده، دوست یا خویشاوند بازخورد مثبت دریافت میکنی، یک اسکرین شات بگیر و آن را در یک پوشه جداگانه ذخیره کن. در روزهایی که انگیزهات صفر است، "پوشه مثبت" خود را باز کن و نگاهش کن.
@Writing_lovers
یکی از جدیترین مشکلات نویسندگان در تمام دوران، تعلل است. حتی در زمانی که تلفن و اینترنت وجود نداشت، نویسندگان به دنبال پیدا کردن راههایی برای این مشکل بودند. باید چکار کنیم؟ چند روش اثبات شده:
۱. قبل از هر چیز این واقعیت را بپذیر که تعلل وجود دارد، معنای آن را در زندگی خود درک کن و خود را ببخش که به عنوان دفاعی برای اجتناب از کار سخت به آن متوسل میشوی.
۲. اهداف سادهای تعیین کن 🎯 اگر کار بسیار دشواری در پیش داری، مانند توسعه یک پروژه از ابتدا یا نوشتن یک کتاب، به احتمال زیاد، شروع کار برایت سخت میشود. بنابراین، بهتر است کار را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم. مثلا برای فصلها. شاید تمرین زیر کمکت کند:
قانون ۱۵ دقیقه: کاری را که به تعویق می اندازی انتخاب کن، زمان سنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کن، تا زمانی که زمان سنج خاموش شود کار را انجام ده و به تدریج زمان را افزایش بده.
۳. بیش از ۷۲ ساعت کار را به تعویق نینداز⏰ بودو شفر، مشاور تجاری و نویسنده ادعا میکند که اگر برنامه خود را بیش از ۷۲ ساعت به تعویق بیندازید، ۸۵ درصد احتمال دارد که کار را هیچ وقت کامل نکنید. فقط باید شروع کرد در اینصورت احتمال رسیدن به هدف به طور چشمگیری افزایش می یابد. تلاش باید فقط برای ۱۰ دقیقه اعمال شود. این زمان برای تمرکز روی کار و شروع به انجام آن کافی است.
۴. حرکت کن 🏃 اگر تمرکز در یک مکان آشنا مشکل است، مناطق فعالیتت را تغییر بده. به عنوان مثال، لپ تاپی وجود دارد، و به نظر می رسد که باید پشت آن بنویسی تا حالت و دیدت خراب نشود، اما به دلایلی، هر بار که پشت آن می نشینی، الهام از بین می رود. راه حل: به قسمت دیگری از خانه برو. یک مبل، ایوان، آشپزخانه، هر چه، تا زمانی که کار ادامه دارد. اگر جواب نداد، لپتاپ/نوتبوک خود را زیر بغلت بگیر و به نزدیکترین کافیشاپ/پارک برو و بلافاصله دست به کار شو.
۵. کار خود را رمانتیک کن. همه ما میخواهیم مانند فیلمها زندگی کنیم و اغلب وقتی با واقعیت مواجه می شویم، ناامید می شویم. برای اینکه احساس کنید یک نویسنده واقعی هستید، آنچه را که اتفاق میافتد رمانتیک کن. شمع روشن کن، دفترچه یادداشت را به جاهای جالب ببر، توی حمام بنویس (لطفاً نه با کامپیوتر)، برو شهر دیگر یا در ساحل آنجا بنویس. به موسیقی هیجان انگیز گوش بده. کاری را انجام بده که به شما الهام میدهد.
۶. از فرآیند لذت ببر😍 به جای تمرکز بر هدف نهایی یا مقایسه مسیر خود با مسیر دیگران، یاد بگیر از این فرآیند لذت ببری. از تجربیات جدیدی که به دست میآوری، از پیچ و خم های غیرمنتظره در طول مسیر، از پیروزی های بزرگ و کوچک و حتی از شکست ها. می توانی یک "پوشه مثبت" ایجاد کنی. وقتی از یک خواننده، دوست یا خویشاوند بازخورد مثبت دریافت میکنی، یک اسکرین شات بگیر و آن را در یک پوشه جداگانه ذخیره کن. در روزهایی که انگیزهات صفر است، "پوشه مثبت" خود را باز کن و نگاهش کن.
@Writing_lovers
👍7👏3❤1
وقتی عاشق میشوی، چنان ثروتی در خودت کشف میکنی، آنقدر لطافت و محبت که حتی نمیتوانی باور کنی که بلد هستی اینطور عشق بورزی.
آنتوان چخوف
@Writing_lovers
آنتوان چخوف
@Writing_lovers
❤12🔥1
وقتی برنامه نوشتن مشخصشد، میتوانید مشغول به کار شوید: یک روز خوب شما شروع به نوشتن میکنید.اولین چیزی که اتفاق میافتد چیست؟وقتی شروع به نوشتن میکنید،ناگهان میلی باورنکردنی در خودتان مییابید که مدادتان را بتراشید یا محل کارتان را تمیز کنید. بالاخره دلیلی،بهانهای خواهید یافت که ننویسید. نوشتن یک کار تجربی است، یک فراینداست که به کسب مهارت و هماهنگی نیاز دارد. مثل:شنا کسی با افتادن به میان آب،شنا یاد نمیگیرد.
سیدفیلد
📕چگونه فیلمنامه بنویسیم؟
@Writing_lovers
سیدفیلد
📕چگونه فیلمنامه بنویسیم؟
@Writing_lovers
❤7💯5👍1
من فقط به این دلیل مینویسم که آتش عاطفه در من شعله ور است. اگر این کار را نمی کردم، نمی توانستم آرامش پیدا کنم.
© با جین
@Writing_lovers
© با جین
@Writing_lovers
❤12👍2
«یه چیزی هست که اسمش رو گذاشتهام «وای خدا، نه». منظور گِرَن پیشنویسهای اولیۀ کتابها است. حین تکمیل هر فصل، نسخهای از آن را به همسرش میداد تا بخواند، او هم هربار بهناچار، بعد از خواندن مطلبی ۵۰۰۰ کلمهای آکنده از پراکندهگویی، با عبارتی با مضمون «وای خدا، نه» پاسخ میداد. «سر و صورتت منقبض میشه، برافروخته میشی، از نوشتهات دفاع میکنی، بعد یه جورهایی شرمنده راهت رو میکشی و میری. بعدش یه نگاهی به نوشتهات میاندازی و با خودت میگی ای بابا، آره، راست میگه. باید اینهمه رو ازش کم کنم»
روشش مرا به یاد نقلقولی از مایکل لوئیس، نویسندۀ مانیبال و رکود بزرگ، میاندازد. لوئیس یکبار روند نوشتن خودش را فرایندی «عرقریزان و بدون ظرافت و زیبایی» خوانده بود و برای مصاحبهگر فاش کرده بود که شاید برای هر فصل ۲۰ پیشنویس مختلف مینویسد.
گرن ابروهایش را از زیر عینک گِردش بالا برد: «چیزی که خیلی جالبه اینه که هنر واقعی همینه. چون اگه کارهای مایکل لوئیس رو خونده باشی، به نظرم- سهل و آسونترین نویسندهس، چون خیلی رَوون مینویسه. تعداد بازنویسیهای من …». صدایش آهسته شد و به فکر فرورفت. «منظورم اینه که ۲۰ تا پیشنویس برای یه فصل از نظر من کم هم هست».
جان هندریکسون
«The Painstaking Journey to a David Grann Book»
وبسایت آتلانتیک ۲۵ آوریل ۲۰۲۳ |
ترجمان ۱۱ آذر ۱۴۰۲
@Writing_lovers
روشش مرا به یاد نقلقولی از مایکل لوئیس، نویسندۀ مانیبال و رکود بزرگ، میاندازد. لوئیس یکبار روند نوشتن خودش را فرایندی «عرقریزان و بدون ظرافت و زیبایی» خوانده بود و برای مصاحبهگر فاش کرده بود که شاید برای هر فصل ۲۰ پیشنویس مختلف مینویسد.
گرن ابروهایش را از زیر عینک گِردش بالا برد: «چیزی که خیلی جالبه اینه که هنر واقعی همینه. چون اگه کارهای مایکل لوئیس رو خونده باشی، به نظرم- سهل و آسونترین نویسندهس، چون خیلی رَوون مینویسه. تعداد بازنویسیهای من …». صدایش آهسته شد و به فکر فرورفت. «منظورم اینه که ۲۰ تا پیشنویس برای یه فصل از نظر من کم هم هست».
جان هندریکسون
«The Painstaking Journey to a David Grann Book»
وبسایت آتلانتیک ۲۵ آوریل ۲۰۲۳ |
ترجمان ۱۱ آذر ۱۴۰۲
@Writing_lovers
❤3
کتابفروشی جاییاست که دهها هزار نویسنده، مرده و زنده، کنار یکدیگر زندگی میکنند. اما کتابها ساکت و خاموشاند. آنها در سکوت خودشان باقی میمانند تا کسی بیاید و آنها را ورق بزند. فقط درصورتی که من زمان کافی برایانجام اینکار داشته باشم، آنها داستانهایشان را خونسردانه با جزئیات تعریف میکنند.
وُن پیونگسون
📕بادام
@Writing_lovers
وُن پیونگسون
📕بادام
@Writing_lovers
👍12❤2🥰1
آیا آماده هستی که به نوشتن ادامه دهی، دهها بار یک مطلب را بازنویسی کنی، در حالی که میدانی شاید هیچ کس هرگز چیزی را که نوشتهای چاپ نکند؟
سلینجر
🎞فیلم «for ruin»
@Writing_lovers
سلینجر
🎞فیلم «for ruin»
@Writing_lovers
❤9👍6
از میان داستانهای ایرانی، داییجان ناپلئون ایرج پزشکزاد، معروفترین کتاب در بین مخاطبانعربزباناست. چندترجمه معروف از کتاب وجوددارد و فیلمی هم از روی آن ساخته شده که سبب رواج تکیهکلامهای داییجان ناپلئون و محبوبیت هرچه بیشترش در میان آنان شده است.
@writing_lovers
@writing_lovers
👍16
کتابها نوشته نمیشوند، بازنویسی میشوند. از جمله مال خودت. این یکی از سختترین چیزهایی است که باید آن را پذیرفت، مخصوصاً وقتی که پس از بار هفتم، هنوز موفق به انجام آن نشدهای.
© مایکل کرایتون
@Writing_lovers
© مایکل کرایتون
@Writing_lovers
❤7👍3