نکتهای برای نویسندگان
کولم تویبین
۱. هر کاری را که شروع کردهای تمام کن.
۲. و با آن کنار بیا.
۳. از دلسوزی برای خود دست بردار.
۴. تمام روز لباس کار خود را به تن کن.
۵. صبحها کار کن، سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار، بعداز ظهر کار کن و اگر دوست داری به اخبار ساعت شش گوش کن و دوباره به سر کار خود برگرد تا زمان خواب فرا برسد. قبل از خواب، به شوبرت گوش بده، ترجیحاً چند آهنگ.
۶. اگر میخواهی بخوانی تا خود را شاد کنی زندگی نامه نویسندگانی را بخوان که دیوانه شدهاند.
۷. یکشنبهها میتوانی فیلمهای قدیمی برگمان را تماشا کنی، پرسونا یا سونات پاییزی بهترین هستند.
@Writing_lover
کولم تویبین
۱. هر کاری را که شروع کردهای تمام کن.
۲. و با آن کنار بیا.
۳. از دلسوزی برای خود دست بردار.
۴. تمام روز لباس کار خود را به تن کن.
۵. صبحها کار کن، سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار، بعداز ظهر کار کن و اگر دوست داری به اخبار ساعت شش گوش کن و دوباره به سر کار خود برگرد تا زمان خواب فرا برسد. قبل از خواب، به شوبرت گوش بده، ترجیحاً چند آهنگ.
۶. اگر میخواهی بخوانی تا خود را شاد کنی زندگی نامه نویسندگانی را بخوان که دیوانه شدهاند.
۷. یکشنبهها میتوانی فیلمهای قدیمی برگمان را تماشا کنی، پرسونا یا سونات پاییزی بهترین هستند.
@Writing_lover
👍9
چگونه توانایی خود را در داستان نویسی افزایش دهیم؟
شطرنجبازهایی که میخواهند تواناییها و امتیازهای خود را در این کار افزایش دهند هر روز مدتی یکسری کارها را تمرین میکنند. این تمرینها طوری طراحی شده که مهارت و آگاهی آنها را در به کارگیری شگردهای بازی شطرنج زیادتر میکند.
رقصندگان هم به طور مرتب ساعتها تمرین میکنند. نیروهای رزمنده حرفهای نیز تمرین های بیامان و طاقت فرسا میکنند تا همه چیز ملکه ذهنشان شود و به طور خودکار انجامش دهند. این خط را همین طور ادامه دهید. پس چرا باید نویسندگی تافته جدابافته از کارهای دیگر باشد؟
برای نویسندگی هم تمرین های زیادی هست که شما میتوانید انجام دهید تا توانایی شما در طراحی داستان بسیار بیشتر شود. اما این تمرین هم مثل همه تمرینها به کارسخت نیاز دارد.
اما اگر ده دوازده هفته این تمرینها را انجام بدهید از سرمایه گذاری خودتان در زمینه نویسندگی بهره میبرید:
گام اول: پنج شش رمان از نوع رمان یا داستانهایی که خودتان میخواهید بنویسید، انتخاب کنید. این رمانها میتوانند رمانهایی باشند که قبلا خواندهاید.
گام دوم: برای ده دوازده هفتهٔ خود یک برنامه زمان بندیشده بنویسید ؛ برنامه ای که بتوانید اجرا کنید. چون قرار است شما در این مدت شش رمان را بخوانید و بعد تقریبا ده دوازده ساعت برای تجزیه و تحلیل آنها و یادداشت برداشتن از آنها به شیوهای که به شما خواهم گفت، وقت بگذارید. و شش ساعت روی آنها فکر کنید.
گام سوم:رمان را برای تفریح و مثل همه خوانندهها بخوانید. وقتی خواندید، یک روزی درباره آن فکر کنید، ببنید از آن خوشتان میآید؟ آیا روی شما تأثیر گذاشته ؟ شخصیت رمان به یادماندنی بود؟ آیا طرحش انسجام داشت؟ ضمن خواندن قسمتی از آن این احساس را داشتید که خسته کننده است؟ و جوابهایی را که میدهید یادداشت کنید.
گام چهارم: حالا رمان دوم و سوم و ... برای هر کدام یک روز وقت بگذارید و دوباره سوالهایی را که در گام سوم گفته شد از خودتان بپرسید و یادداشت کنید.
گام پنجم: حالا دوباره به سراغ رمان اول بروید و آن را صحنه به صحنه مرور کنید. محل وقوع، زاویه دید، خلاصه صحنه در دوسطر، نوع صحنه ( عمل، عکسالعمل، مقدمه چینی، عمق بخشی) آیا آخر هر صحنه شما را ترغیب میکند که به خواندن داستان ادامه دهید؟ چرا آری و چرا نه؟
⭕️اگر برای همه داستانها یا رمانهای انتخاب شدهتان این تمرین را انجام دهید با پرشی بلند از ۹۹ درصد از نویسندگان دنبال پیشرفت، جلو خواهید زد. نویسندههایی که بیشترشان سعی دارند با آزمون و خطا طرح رمانشان را پیدا کنند. شما در دوازده هفته تمرین با این شیوه به جایی میرسید که آنها با وضعیتی مشابه شما سالها طول میکشد تا برسند.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
شطرنجبازهایی که میخواهند تواناییها و امتیازهای خود را در این کار افزایش دهند هر روز مدتی یکسری کارها را تمرین میکنند. این تمرینها طوری طراحی شده که مهارت و آگاهی آنها را در به کارگیری شگردهای بازی شطرنج زیادتر میکند.
رقصندگان هم به طور مرتب ساعتها تمرین میکنند. نیروهای رزمنده حرفهای نیز تمرین های بیامان و طاقت فرسا میکنند تا همه چیز ملکه ذهنشان شود و به طور خودکار انجامش دهند. این خط را همین طور ادامه دهید. پس چرا باید نویسندگی تافته جدابافته از کارهای دیگر باشد؟
برای نویسندگی هم تمرین های زیادی هست که شما میتوانید انجام دهید تا توانایی شما در طراحی داستان بسیار بیشتر شود. اما این تمرین هم مثل همه تمرینها به کارسخت نیاز دارد.
اما اگر ده دوازده هفته این تمرینها را انجام بدهید از سرمایه گذاری خودتان در زمینه نویسندگی بهره میبرید:
گام اول: پنج شش رمان از نوع رمان یا داستانهایی که خودتان میخواهید بنویسید، انتخاب کنید. این رمانها میتوانند رمانهایی باشند که قبلا خواندهاید.
گام دوم: برای ده دوازده هفتهٔ خود یک برنامه زمان بندیشده بنویسید ؛ برنامه ای که بتوانید اجرا کنید. چون قرار است شما در این مدت شش رمان را بخوانید و بعد تقریبا ده دوازده ساعت برای تجزیه و تحلیل آنها و یادداشت برداشتن از آنها به شیوهای که به شما خواهم گفت، وقت بگذارید. و شش ساعت روی آنها فکر کنید.
گام سوم:رمان را برای تفریح و مثل همه خوانندهها بخوانید. وقتی خواندید، یک روزی درباره آن فکر کنید، ببنید از آن خوشتان میآید؟ آیا روی شما تأثیر گذاشته ؟ شخصیت رمان به یادماندنی بود؟ آیا طرحش انسجام داشت؟ ضمن خواندن قسمتی از آن این احساس را داشتید که خسته کننده است؟ و جوابهایی را که میدهید یادداشت کنید.
گام چهارم: حالا رمان دوم و سوم و ... برای هر کدام یک روز وقت بگذارید و دوباره سوالهایی را که در گام سوم گفته شد از خودتان بپرسید و یادداشت کنید.
گام پنجم: حالا دوباره به سراغ رمان اول بروید و آن را صحنه به صحنه مرور کنید. محل وقوع، زاویه دید، خلاصه صحنه در دوسطر، نوع صحنه ( عمل، عکسالعمل، مقدمه چینی، عمق بخشی) آیا آخر هر صحنه شما را ترغیب میکند که به خواندن داستان ادامه دهید؟ چرا آری و چرا نه؟
⭕️اگر برای همه داستانها یا رمانهای انتخاب شدهتان این تمرین را انجام دهید با پرشی بلند از ۹۹ درصد از نویسندگان دنبال پیشرفت، جلو خواهید زد. نویسندههایی که بیشترشان سعی دارند با آزمون و خطا طرح رمانشان را پیدا کنند. شما در دوازده هفته تمرین با این شیوه به جایی میرسید که آنها با وضعیتی مشابه شما سالها طول میکشد تا برسند.
جیمز اسکات بل
📕طرح و ساختار رمان
@Writing_lovers
👍6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر الکساندر دوما فکر میکرد که بلیت نمایشنامههایش فروش خوبی ندارد، از زیرکی خود استفاده میکرد!
دوما با علم به اینکه هیچ چیز بیشتر از وعده ملاقات عاشقانه انسان را جذب نمیکند، به انتشار چنین آگهیهایی در روزنامههای پاریس میپرداخت:
"آیا آن آقایی که یک شب در اجرای نمایش آنقدر به من نگاه کرد تا از خجالت سرخ شوم، امروز به تئاتر میآید؟ یادداشتی برای او گذاشته میشود. عاشق."
در نتیجه، صدها نفر از پاریسیها فقط برای اطمینان از اینکه پیام برای آنهاست یا نه، بلیت میخریدند، در حالی که دوما فقط سود خود را حساب میکرد.
@Writing_lovers
دوما با علم به اینکه هیچ چیز بیشتر از وعده ملاقات عاشقانه انسان را جذب نمیکند، به انتشار چنین آگهیهایی در روزنامههای پاریس میپرداخت:
"آیا آن آقایی که یک شب در اجرای نمایش آنقدر به من نگاه کرد تا از خجالت سرخ شوم، امروز به تئاتر میآید؟ یادداشتی برای او گذاشته میشود. عاشق."
در نتیجه، صدها نفر از پاریسیها فقط برای اطمینان از اینکه پیام برای آنهاست یا نه، بلیت میخریدند، در حالی که دوما فقط سود خود را حساب میکرد.
@Writing_lovers
👍4
تمرین
صبح قبل از هر کار بروید سراغ رایانهتان یا دفتری باز کنید و نوشتن را با این جمله شروع کنید:
چیزی که من واقعا دلم میخواهد بنویسم دربارهٔ...
و ادامه دهید. ذهن ناخوداگاهتان شب قبل با رؤیاهای شما صاف و زلال شده و ذهن حرفهایی برای گفتن دارد. این کار نه تنها برای سوژه یابی خوب است بلکه برای نرمش دادن عضلات ذهن و خلاقیتتان هم مفید است.
جیمز اسکات
@Writing_lovers
صبح قبل از هر کار بروید سراغ رایانهتان یا دفتری باز کنید و نوشتن را با این جمله شروع کنید:
چیزی که من واقعا دلم میخواهد بنویسم دربارهٔ...
و ادامه دهید. ذهن ناخوداگاهتان شب قبل با رؤیاهای شما صاف و زلال شده و ذهن حرفهایی برای گفتن دارد. این کار نه تنها برای سوژه یابی خوب است بلکه برای نرمش دادن عضلات ذهن و خلاقیتتان هم مفید است.
جیمز اسکات
@Writing_lovers
❤8👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسافری در جاده می رفت، نگهبانی او را متوقف کرد و پرسید:
- ارباب من می خواهد بداند شما کی هستید، کجا می روید و چرا؟
مسافر از نگهبان پرسید:
- ارباب شما چقدر به شما حقوق میدهد؟
نگهبان آرام جواب داد :۵۰۰سکه طلا!
- اگر هر روز صبح این سه سوال را از من بپرسی، سه برابر آن، ۱۵۰۰ سکه طلا به تو میدهم:
من کی هستم؟ کجا میروم؟ و برای چه؟
@Writing_lovers
- ارباب من می خواهد بداند شما کی هستید، کجا می روید و چرا؟
مسافر از نگهبان پرسید:
- ارباب شما چقدر به شما حقوق میدهد؟
نگهبان آرام جواب داد :۵۰۰سکه طلا!
- اگر هر روز صبح این سه سوال را از من بپرسی، سه برابر آن، ۱۵۰۰ سکه طلا به تو میدهم:
من کی هستم؟ کجا میروم؟ و برای چه؟
@Writing_lovers
👍5❤3🔥1
تمرین
درباره جزئیات صبح خود، از بیدار شدن و صبحانه خوردن تا حد امکان هر چه مشخصتر و با جزییات بنویسید. ذهنتان را آرام کنید و جزئیات صبحی را که گذراندید به خاطر آورید.
@Writing_lovers
درباره جزئیات صبح خود، از بیدار شدن و صبحانه خوردن تا حد امکان هر چه مشخصتر و با جزییات بنویسید. ذهنتان را آرام کنید و جزئیات صبحی را که گذراندید به خاطر آورید.
@Writing_lovers
👍5❤1👏1
یکی از مهمترین چیزهایی که باید بدانید این است که خلاقیت شما چه هنگام اوج میگیرد. من دریافتم که این زمان برای من، روشنایی صبح است. نه در روشنایی بودن، بلکه پیش از آنکه روشنایی برسد آنجا بودن. این، به نحوی، به من توش و توان میدهد و تدارک پا نهادن به فضایی است که فقط میتوانم آن را غیر دنیوی بخوانم و نوعی آمادگی برای درگیر شدن با فضایی مرموز است.
تونی موریسون
@Writing_lovers
تونی موریسون
@Writing_lovers
👍5❤2👏1
Forwarded from Science Magazine
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا گاهی پیش آمده خلاقانهترین ایدههایتان در حین تا کردن لباسها، شستن ظرفها یا بیکار نشستن به ذهنتان برسد؟ دلیلاش این است که وقتی بدنتان به حالت هدایتگر خودکار میرود، مغزتان مشغول به شکل دادن به ارتباطات عصبی جدید میشود که ایدهها را به هم متصل کرده و مشکلات را حل میکند. همانطور که منوش زمردی ارتباط میان در عالم هپروت گشتن و خلاقیت را توضیح میدهد، یاد بگیرید بیحوصله بودن را دوست داشته باشید.
#TED
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
☑️ @science_magazine
#TED
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2
سختترین بخش نویسنده بودن این است که همسرتان را متقاعد کنید که دراز کشیدن روی مبل کار است.
جان هیوز
@Writing_lovers
جان هیوز
@Writing_lovers
👍15😁9👏1
راز یک متن زیبا چیست؟
پل لاگتین
هیچ رازی وجود ندارد جز اینکه بدانید باید قیدها، صفتها، شفافسازیها و لفاظیها را بیرحمانه پاک کنید. گاهی هیچ چیز بیمزهتر از ارائهٔ دقیق و جزئی مسائل نیست. آن را با یک مثال برایتان توضیح میدهم:
این یک نوشته قدیمی است، یکی از اولین تلاشهایم برای نوشتن داستان:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در درجه حرارت و میزان بارندگی متفاوت به نظر میرسد. از مکان دوری صدای جیرجیرکی به گوش میرسد که شبیه صدای ظریف یک موتور کوچک است و نور کوچک لرزانی در آسمان بر فراز مزارع بیپایان و درهها و رودخانهها دیده میشود.
من کلمات نامناسب این جملات مانند عبارتهای توضیحی، صفات و لفظ پردازیها را مشخص کردم و آن را اینطور نوشتم:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در آب و هوا متفاوت هستند. از جیرجیرک، صدای ظریف موتور شنیده میشود و یک چراغ بر فراز مزارع بیپایان، درهها و رودخانه سوسو میزند.
نگاه کنید که چطور کلمات اضافی را دور ریختم؛ بدون آنها جملات بهتری داریم. در متن اول از درجه حرارت هوا و بارندگی گفته بودم، کم مانده بود از هواشناسی هم بنویسم. بنابراین آن را حذف کردم. کلماتی مثل «مکانی، به نوعی، یک بار ...» که در آن همه چیز مبهم است به درد داستان نمیخورد لازم است با اطمینان بیشتری بگوییم. همچنین در ترکیب «موتور کوچک » کوچک بودنش زائد است و فعل «دیدن» که اینجا یک فعل غیرفعال و ناقص است و به جای آن از «سوسو زدن» استفاده کردم - فعل بدون شک بهتر است، اما من اینجا یک صفت برای فعل گذاشتم. اعتراف میکنم بعضی وقتها صفتها بهتر هستند، اما فقط بعضی اوقات و نه همیشه!
در کل متن دوم بهتر و مختصرتر شده است. اگر میتوانید جملهای را با پنج کلمه بنویسید، از ده کلمه استفاده نکنید چون هرگز نتیجه خوبی نخواهد داد.
@Writing_lovers
پل لاگتین
هیچ رازی وجود ندارد جز اینکه بدانید باید قیدها، صفتها، شفافسازیها و لفاظیها را بیرحمانه پاک کنید. گاهی هیچ چیز بیمزهتر از ارائهٔ دقیق و جزئی مسائل نیست. آن را با یک مثال برایتان توضیح میدهم:
این یک نوشته قدیمی است، یکی از اولین تلاشهایم برای نوشتن داستان:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در درجه حرارت و میزان بارندگی متفاوت به نظر میرسد. از مکان دوری صدای جیرجیرکی به گوش میرسد که شبیه صدای ظریف یک موتور کوچک است و نور کوچک لرزانی در آسمان بر فراز مزارع بیپایان و درهها و رودخانهها دیده میشود.
من کلمات نامناسب این جملات مانند عبارتهای توضیحی، صفات و لفظ پردازیها را مشخص کردم و آن را اینطور نوشتم:
شب آرامی است، از چند سال گذشته، روزها فقط در آب و هوا متفاوت هستند. از جیرجیرک، صدای ظریف موتور شنیده میشود و یک چراغ بر فراز مزارع بیپایان، درهها و رودخانه سوسو میزند.
نگاه کنید که چطور کلمات اضافی را دور ریختم؛ بدون آنها جملات بهتری داریم. در متن اول از درجه حرارت هوا و بارندگی گفته بودم، کم مانده بود از هواشناسی هم بنویسم. بنابراین آن را حذف کردم. کلماتی مثل «مکانی، به نوعی، یک بار ...» که در آن همه چیز مبهم است به درد داستان نمیخورد لازم است با اطمینان بیشتری بگوییم. همچنین در ترکیب «موتور کوچک » کوچک بودنش زائد است و فعل «دیدن» که اینجا یک فعل غیرفعال و ناقص است و به جای آن از «سوسو زدن» استفاده کردم - فعل بدون شک بهتر است، اما من اینجا یک صفت برای فعل گذاشتم. اعتراف میکنم بعضی وقتها صفتها بهتر هستند، اما فقط بعضی اوقات و نه همیشه!
در کل متن دوم بهتر و مختصرتر شده است. اگر میتوانید جملهای را با پنج کلمه بنویسید، از ده کلمه استفاده نکنید چون هرگز نتیجه خوبی نخواهد داد.
@Writing_lovers
👍12
جان تالکین
جان تالکین با لباس خرس قطبی به مهمانیها میرفت، او دوست داشت همسایهاش را که لباس یک جنگجوی آنگلوساکسون میپوشید در خیابان تعقیب کند و به این معروف بود که گاهی دندانهای مصنوعیاش را به عنوان پول به مغازهداران عرضه میکرد و در عوض مایحتاج خود را تامین میکرد.
اما این مانع از تبدیل شدن او به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان نشد.
@Writing_lovers
جان تالکین با لباس خرس قطبی به مهمانیها میرفت، او دوست داشت همسایهاش را که لباس یک جنگجوی آنگلوساکسون میپوشید در خیابان تعقیب کند و به این معروف بود که گاهی دندانهای مصنوعیاش را به عنوان پول به مغازهداران عرضه میکرد و در عوض مایحتاج خود را تامین میکرد.
اما این مانع از تبدیل شدن او به یکی از بزرگترین نویسندگان جهان نشد.
@Writing_lovers
❤4👍3😁2
آن ادوارد کانن میگوید: نویسندهها باید بچسبند به نوشتن خاطرات روزانهشان. اگر این کار هیچ سودی نداشته باشد، نوشتن یادداشت روزانه یک تمرین درجه یک است. این روش، ابزاری معجزهگر برای ما نویسندههاست که به وسیله آن، مصالح خام زندگی روزانه را در ساختن روایتهای داستانی به کار بگیریم. بنویسید چه کارهایی را دوست دارید انجام دهید، نه کارهایی که باید انجام بدهید بلکه کارهای که اگر توانایی انجام داشتید دلتان میخواست انجام دهید و برای ده سال آینده انجامشان می دادید. یک لیست از آن کارها تهیه کنید. هر جمله را به طور کامل بنویسید و این خود نوعی شرح حال نویسی است.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
👍7❤2👏2
Homeward Bound
Simon & Garfunkel
Every day's an endless stream
Of cigarettes and magazines
And each town looks the same to me
The movies and the factories
And every stranger's face I see
Reminds me that I long to be…
@IReallyHopeSo
Of cigarettes and magazines
And each town looks the same to me
The movies and the factories
And every stranger's face I see
Reminds me that I long to be…
@IReallyHopeSo
پس از آن باید زمانی، هر چه را که در سرتان میچرخد مرتب کنید و همه چیز را روی کاغذ بیاورید.
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
ایوان تورگینف
@Writing_lovers
❤7👍1
چگونه از کارهای دیگر شانه خالی کنیم و شروع به نوشتن کنیم؟🙇♂️
یکی از جدیترین مشکلات نویسندگان در تمام دوران، تعلل است. حتی در زمانی که تلفن و اینترنت وجود نداشت، نویسندگان به دنبال پیدا کردن راههایی برای این مشکل بودند. باید چکار کنیم؟ چند روش اثبات شده:
۱. قبل از هر چیز این واقعیت را بپذیر که تعلل وجود دارد، معنای آن را در زندگی خود درک کن و خود را ببخش که به عنوان دفاعی برای اجتناب از کار سخت به آن متوسل میشوی.
۲. اهداف سادهای تعیین کن 🎯 اگر کار بسیار دشواری در پیش داری، مانند توسعه یک پروژه از ابتدا یا نوشتن یک کتاب، به احتمال زیاد، شروع کار برایت سخت میشود. بنابراین، بهتر است کار را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم. مثلا برای فصلها. شاید تمرین زیر کمکت کند:
قانون ۱۵ دقیقه: کاری را که به تعویق می اندازی انتخاب کن، زمان سنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کن، تا زمانی که زمان سنج خاموش شود کار را انجام ده و به تدریج زمان را افزایش بده.
۳. بیش از ۷۲ ساعت کار را به تعویق نینداز⏰ بودو شفر، مشاور تجاری و نویسنده ادعا میکند که اگر برنامه خود را بیش از ۷۲ ساعت به تعویق بیندازید، ۸۵ درصد احتمال دارد که کار را هیچ وقت کامل نکنید. فقط باید شروع کرد در اینصورت احتمال رسیدن به هدف به طور چشمگیری افزایش می یابد. تلاش باید فقط برای ۱۰ دقیقه اعمال شود. این زمان برای تمرکز روی کار و شروع به انجام آن کافی است.
۴. حرکت کن 🏃 اگر تمرکز در یک مکان آشنا مشکل است، مناطق فعالیتت را تغییر بده. به عنوان مثال، لپ تاپی وجود دارد، و به نظر می رسد که باید پشت آن بنویسی تا حالت و دیدت خراب نشود، اما به دلایلی، هر بار که پشت آن می نشینی، الهام از بین می رود. راه حل: به قسمت دیگری از خانه برو. یک مبل، ایوان، آشپزخانه، هر چه، تا زمانی که کار ادامه دارد. اگر جواب نداد، لپتاپ/نوتبوک خود را زیر بغلت بگیر و به نزدیکترین کافیشاپ/پارک برو و بلافاصله دست به کار شو.
۵. کار خود را رمانتیک کن. همه ما میخواهیم مانند فیلمها زندگی کنیم و اغلب وقتی با واقعیت مواجه می شویم، ناامید می شویم. برای اینکه احساس کنید یک نویسنده واقعی هستید، آنچه را که اتفاق میافتد رمانتیک کن. شمع روشن کن، دفترچه یادداشت را به جاهای جالب ببر، توی حمام بنویس (لطفاً نه با کامپیوتر)، برو شهر دیگر یا در ساحل آنجا بنویس. به موسیقی هیجان انگیز گوش بده. کاری را انجام بده که به شما الهام میدهد.
۶. از فرآیند لذت ببر😍 به جای تمرکز بر هدف نهایی یا مقایسه مسیر خود با مسیر دیگران، یاد بگیر از این فرآیند لذت ببری. از تجربیات جدیدی که به دست میآوری، از پیچ و خم های غیرمنتظره در طول مسیر، از پیروزی های بزرگ و کوچک و حتی از شکست ها. می توانی یک "پوشه مثبت" ایجاد کنی. وقتی از یک خواننده، دوست یا خویشاوند بازخورد مثبت دریافت میکنی، یک اسکرین شات بگیر و آن را در یک پوشه جداگانه ذخیره کن. در روزهایی که انگیزهات صفر است، "پوشه مثبت" خود را باز کن و نگاهش کن.
@Writing_lovers
یکی از جدیترین مشکلات نویسندگان در تمام دوران، تعلل است. حتی در زمانی که تلفن و اینترنت وجود نداشت، نویسندگان به دنبال پیدا کردن راههایی برای این مشکل بودند. باید چکار کنیم؟ چند روش اثبات شده:
۱. قبل از هر چیز این واقعیت را بپذیر که تعلل وجود دارد، معنای آن را در زندگی خود درک کن و خود را ببخش که به عنوان دفاعی برای اجتناب از کار سخت به آن متوسل میشوی.
۲. اهداف سادهای تعیین کن 🎯 اگر کار بسیار دشواری در پیش داری، مانند توسعه یک پروژه از ابتدا یا نوشتن یک کتاب، به احتمال زیاد، شروع کار برایت سخت میشود. بنابراین، بهتر است کار را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم. مثلا برای فصلها. شاید تمرین زیر کمکت کند:
قانون ۱۵ دقیقه: کاری را که به تعویق می اندازی انتخاب کن، زمان سنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کن، تا زمانی که زمان سنج خاموش شود کار را انجام ده و به تدریج زمان را افزایش بده.
۳. بیش از ۷۲ ساعت کار را به تعویق نینداز⏰ بودو شفر، مشاور تجاری و نویسنده ادعا میکند که اگر برنامه خود را بیش از ۷۲ ساعت به تعویق بیندازید، ۸۵ درصد احتمال دارد که کار را هیچ وقت کامل نکنید. فقط باید شروع کرد در اینصورت احتمال رسیدن به هدف به طور چشمگیری افزایش می یابد. تلاش باید فقط برای ۱۰ دقیقه اعمال شود. این زمان برای تمرکز روی کار و شروع به انجام آن کافی است.
۴. حرکت کن 🏃 اگر تمرکز در یک مکان آشنا مشکل است، مناطق فعالیتت را تغییر بده. به عنوان مثال، لپ تاپی وجود دارد، و به نظر می رسد که باید پشت آن بنویسی تا حالت و دیدت خراب نشود، اما به دلایلی، هر بار که پشت آن می نشینی، الهام از بین می رود. راه حل: به قسمت دیگری از خانه برو. یک مبل، ایوان، آشپزخانه، هر چه، تا زمانی که کار ادامه دارد. اگر جواب نداد، لپتاپ/نوتبوک خود را زیر بغلت بگیر و به نزدیکترین کافیشاپ/پارک برو و بلافاصله دست به کار شو.
۵. کار خود را رمانتیک کن. همه ما میخواهیم مانند فیلمها زندگی کنیم و اغلب وقتی با واقعیت مواجه می شویم، ناامید می شویم. برای اینکه احساس کنید یک نویسنده واقعی هستید، آنچه را که اتفاق میافتد رمانتیک کن. شمع روشن کن، دفترچه یادداشت را به جاهای جالب ببر، توی حمام بنویس (لطفاً نه با کامپیوتر)، برو شهر دیگر یا در ساحل آنجا بنویس. به موسیقی هیجان انگیز گوش بده. کاری را انجام بده که به شما الهام میدهد.
۶. از فرآیند لذت ببر😍 به جای تمرکز بر هدف نهایی یا مقایسه مسیر خود با مسیر دیگران، یاد بگیر از این فرآیند لذت ببری. از تجربیات جدیدی که به دست میآوری، از پیچ و خم های غیرمنتظره در طول مسیر، از پیروزی های بزرگ و کوچک و حتی از شکست ها. می توانی یک "پوشه مثبت" ایجاد کنی. وقتی از یک خواننده، دوست یا خویشاوند بازخورد مثبت دریافت میکنی، یک اسکرین شات بگیر و آن را در یک پوشه جداگانه ذخیره کن. در روزهایی که انگیزهات صفر است، "پوشه مثبت" خود را باز کن و نگاهش کن.
@Writing_lovers
👍7👏3❤1
وقتی عاشق میشوی، چنان ثروتی در خودت کشف میکنی، آنقدر لطافت و محبت که حتی نمیتوانی باور کنی که بلد هستی اینطور عشق بورزی.
آنتوان چخوف
@Writing_lovers
آنتوان چخوف
@Writing_lovers
❤12🔥1
وقتی برنامه نوشتن مشخصشد، میتوانید مشغول به کار شوید: یک روز خوب شما شروع به نوشتن میکنید.اولین چیزی که اتفاق میافتد چیست؟وقتی شروع به نوشتن میکنید،ناگهان میلی باورنکردنی در خودتان مییابید که مدادتان را بتراشید یا محل کارتان را تمیز کنید. بالاخره دلیلی،بهانهای خواهید یافت که ننویسید. نوشتن یک کار تجربی است، یک فراینداست که به کسب مهارت و هماهنگی نیاز دارد. مثل:شنا کسی با افتادن به میان آب،شنا یاد نمیگیرد.
سیدفیلد
📕چگونه فیلمنامه بنویسیم؟
@Writing_lovers
سیدفیلد
📕چگونه فیلمنامه بنویسیم؟
@Writing_lovers
❤7💯5👍1
من فقط به این دلیل مینویسم که آتش عاطفه در من شعله ور است. اگر این کار را نمی کردم، نمی توانستم آرامش پیدا کنم.
© با جین
@Writing_lovers
© با جین
@Writing_lovers
❤12👍2