نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
در مورد نویسندگی بسیاری از عوامل در قیدوبند امور پیش پاافتاده و روزمره است. ممکن است آدم گرفتار خریدهای روزانه، پرداخت مالیات و گفت وگوهای بیهوده باشد لیکن جریان غیرارادی و ناخودآگاه حواس، آزادانه به سیر خود ادامه می‌دهد، مشکلات را می‌گشاید و به طرح ریزی می پردازد. آدم نومید با مغزی خالی پشت میز کار خود می‌نشیند و آنگاه یکباره کلمات به خاطر می‌آیند و حالاتی که گفتی در اعماق بن‌بستی یخ زده اند به خودی خود به تحرک در می‌آیند. عمل نویسندگی در حین خواب یا در حال سرزدن به مغازه ها و موقع وراجی با دیگران، به طور غیرارادی کامل می‌شود و موقعی که مشغول نوشتن می‌شوید به حرکت درمی‌آیند.

گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن



@Writing_lovers
👍7
الکساندر دوما، در سفرش از یک شهر کوچک دیدن کرد. صاحب کتابفروشی شهر تصمیم گرفت در صورتی که دوما وارد فروشگاهش شود آماده باشد و با حذف کتاب‌های نویسندگان دیگر از قفسه‌ها او را سورپرایز کند.

اتفاقاً دوما تصمیم گرفت به این کتابفروشی سری بزند وقتی وارد شد از کتابفروش پرسید که کتاب‌های نویسندگان دیگر کجاست. صاحب فروشگاه که قصد داشت با عبارتی که از قبل آماده کرده بود جواب بدهد و بگوید:" از زمانی که ساکنان محلی دوما را کشف کردند، آثار نویسندگان دیگر مورد تقاضا نیست" با دیدن یک سلبریتی که وارد مغازه شد با نگرانی گفت:
"فروخته شد آقا!"


@Writing_lovers
😁15👎2
هدفم این است که روزانه حداقل ۶۰۰ کلمه بنویسم، صرف نظر از آب و هوا، خلق و خوی‌ام، بیمار یا سالم بودن. باید ۶۰۰ کلمه کامل وجود داشته باشد، نه حتما کلمات کاملا صحیح. قبل از اینکه بپرسید به شما می گویم که بله، من هر روز بالای دفترم عدد ۶۰۰ را می نویسم و ​​تعداد کلماتی که می‌نویسم را دنبال می‌کنم تا مطمئن شوم که سهمیه روزانه‌ام را زده‌ام.

© آرتور هیلی


@Writing_lovers
👍4🔥1
آنای من مثل تربچه تلخ خسته‌ام می‌کند!"


این جمله‌ای است که لئو تولستوی در مورد آنا کارنینا گفت.

واقعیت این است که تولستوی می‌خواست کتاب را ظرف ۲ هفته تمام کند. اگر کمی به بیوگرافی نویسندگان کلاسیک علاقه‌مند باشید، می‌دانید که نوشتن این رمان بیش از ۳ سال طول کشید.




@Writing_lovers
11👍5
با یکی از عکس‌ها داستان کوتاهی بنویسید.

@Writing_lovers
👍71
نویسنده بد، قهرمانان خود را خلق می‌کند. آنها را راهنمایی می‌کند که چه بگویند. یک نویسنده واقعی، به آنها گوش می‌دهد و کارهایی که انجام می‌دهند را تماشا می‌کند و قبل از اینکه آنها را بشناسد صدای آنها را می‌شنود.



© آندره ژید


@Writing_lovers
👍14👏2
جادوی زاویه دید

آلیشیا راسلی

ترجمه محسن سلیمانی

انتشارات سوره مهر

@Writing_lovers
2👍2
🍏فریدریش شیلر از عطر سیب‌های گندیده الهام می‌گرفت.


او نمی‌توانست کار کند، مگر اینکه کشوی میزش از سیب های گندیده پر می‌شد.

گوته، از دوستان شیلر، تعریف می‌کرد که چطور یک بار به ملاقات او رفته، نویسنده همکارش را در خانه نیافت و تصمیم گرفت در دفترش منتظر او بماند و بلافاصله بوی گیج کننده سیب‌های پوسیده را احساس کرد.


@Writing_lovers
😁21👍1
هر کسی که به نوشتن ادامه می‌دهد، هنوز شکست نخورده است. اگر او سنت قدیم سخت کوشی و کار مداوم را پی‌گیری کند، سرانجام او نیز برای خود نویسنده‌ای خواهد شد.


© ری بردبری


@Writing_lovers
5👍3
باید نکته ای را اعتراف کنم، نوشته‌های ما در اصل کار خود ما نیست. یا لااقل بهترین بخش نوشته هایمان را خودمان نمی‌نویسیم. دانش و یکپارچگی بهترین بخش آثار ما، متعلق به جهان خارج از وجود ماست و ‌ما همه از این جهان کسب فیض می‌کنیم و هدف این است که این ارگانیسم به خودآگاهی برسد و همچنان رؤیاهایش را به یاد داشته باشد. ما فقط می‌نویسیم و بعد اتفاقاتی رخ می‌دهد ما گوش می‌دهیم، رنج می‌کشیم و فعالیت می‌کنیم تا آن را بنویسیم. تأثیر ما بر جهان کند اما زیرکانه است و عمدتا جوانان آن را حس می‌کنند. جوانان تشنه اسطوره‌اند و وقتی شنوندگان ما یعنی جوانان، صاحب قدرت شوند؛ آن وقت است که ما هم صاحب نفوذ و قدرت می‌شویم.

کورت ونه گات

کنفرانس نمایشنامه نویسان، شاعران و قصه‌نویسان|استکهلم ۱۹۷۳

@Writing_lovers
👏4👍2
چه زمان زاویه دیدِ اول شخص استفاده کنیم؟


برای شخصیت اصلی داستان، یک آدم باحال انتخاب کنید، چون قرار است یک ماه با او وقت بگذرانید. پس باید او را دوست داشته باشید و بتوانید یک ماه با او سر کنید. رمان نویس مبتدی، بهتر است شخصیت اصلی داستان را از زاویه دید اول شخص بنویسد. اینطوری بهتر می تواند با احساسات شخصیت اصلی در تماس باشد. اما باید لحن شخصیت اول منحصر به فرد و جذاب باشد. به لحن راویِ "ناطور دشت" سلینجر نگاه کنید. دلیل اینکه راوی اول شخص از این زاویه دید استفاده کرده و خوب درآمده این است که او لحن متفاوت و جذابی دارد. پس شما هم شخصیتی را انتخاب کنید که لحنش منحصر به فرد باشد.

وقتی داستان پیش نمی رود و گیر کرده اید، به چیزهایی فکر کنید که ازشان میترسید، بدتان می‌آید، چندشتان می شود، شما را خارش و عطسه می‌اندازد. یکی دو تا از آنها را داخل داستان و به جان شخصیت اصلی داستانتان بیندازید و از زبان خاص او حرف بزنید.


اینطوری موتور نوشتنتان روشن می‌شود چون این تاریکیها و ترسها، احساسات تند و تیز همانطور که شما را به غليان می اندازند، خواننده را هم مجذوب می‌کند. نویسندگی یعنی احساسات و افکار را در دام کلمه انداختن و توجه به لحن شخصیت های جالب توجه.


کریس بتی

📕 برای داستانت طرحی نداری؟ اشکال نداره!



@Writing_lovers
👍72
چه مشاهده عالی‌ای است، خواندن بخشی از کتاب که در آن نظر نویسنده با نظر ما مطابقت دارد و زمانی که مخالفیم و استدلال می کنیم که او اشتباه می‌کند.




جاناتان سویفت



@Writing_lovers
🔥4👍2