بنویس حتی اگر نمیخواهی، حتی اگر چیزی را که به دست میآوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که مینویسی خوب نباشد.
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رایج ترین اشتباه در گفتگوی شخصیتها
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
👍7👏3🔥1
آگاتا کریستی و موانع نوشتن
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
👍10
آنچه می آید از درون تو و از تو آفریده میشود. بنابراین، به درون نگاه کنید، مقایسه نکنید، اندازه گیری نکنید. هیچ مسیری مانند مسیر شما وجود ندارد. همه راههای دیگر شما را فریب می دهند و وسوسه می کنند.
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
❤8👍2
نیل گیمن همه کتابهایش را با یک خودکار نوشت
نیل گیمن علمی تخیلی نویس از کسانی است که تصمیم گرفت از ابزارهای کلاسیک نوشتن منحرف نشود.
همه چیز از سال ۱۹۹۴ شروع شد، زمانی که اولین رمانم را نوشتم. تصور کردم که مثلاً دهه ۲۰ است، بنابراین بیرون رفتم و یک دفترچه یادداشت و یک خودکار واترمن خریدم. از سیزده سالگی با قلم ننوشته بودم. دوست داشتم که کار کندتر باشد و میتوانستم به هر جمله فکر کنم. از این واقعیت خوشم میآمد که مجبور بودم همه چیز را به طور کامل بازنویسی کنم و تکه های متن را از صفحه رایانه حذف نکنم. علاوه بر این، زمانی که مجبور بودم مراسم پر کردن قلم با جوهر را انجام دهم، از این حس بسیار خوشحال میشدم.
@Writing_lovers
نیل گیمن علمی تخیلی نویس از کسانی است که تصمیم گرفت از ابزارهای کلاسیک نوشتن منحرف نشود.
همه چیز از سال ۱۹۹۴ شروع شد، زمانی که اولین رمانم را نوشتم. تصور کردم که مثلاً دهه ۲۰ است، بنابراین بیرون رفتم و یک دفترچه یادداشت و یک خودکار واترمن خریدم. از سیزده سالگی با قلم ننوشته بودم. دوست داشتم که کار کندتر باشد و میتوانستم به هر جمله فکر کنم. از این واقعیت خوشم میآمد که مجبور بودم همه چیز را به طور کامل بازنویسی کنم و تکه های متن را از صفحه رایانه حذف نکنم. علاوه بر این، زمانی که مجبور بودم مراسم پر کردن قلم با جوهر را انجام دهم، از این حس بسیار خوشحال میشدم.
@Writing_lovers
👍6❤2
برای اینکه مطمئن شوید یک کتاب ارزش خواندن ندارد، باید آن را بخوانید، اما آن زمان برای پشیمانی خیلی دیر خواهد بود. با این حال، من به ندرت از آنچه خواندم پشیمان شدهام.
هوارد جاکوبسون
@Writing_lovers
هوارد جاکوبسون
@Writing_lovers
❤2👍2
ایجاد چیز جدید نه به برکت عقل، بلکه به واسطه غریزه بازی و بر اساس نیاز درونی اتفاق میافتد. ذهن خلاق با اشیایی که دوست دارد بازی میکند .
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
❤3👍3👏2
در مورد نویسندگی بسیاری از عوامل در قیدوبند امور پیش پاافتاده و روزمره است. ممکن است آدم گرفتار خریدهای روزانه، پرداخت مالیات و گفت وگوهای بیهوده باشد لیکن جریان غیرارادی و ناخودآگاه حواس، آزادانه به سیر خود ادامه میدهد، مشکلات را میگشاید و به طرح ریزی می پردازد. آدم نومید با مغزی خالی پشت میز کار خود مینشیند و آنگاه یکباره کلمات به خاطر میآیند و حالاتی که گفتی در اعماق بنبستی یخ زده اند به خودی خود به تحرک در میآیند. عمل نویسندگی در حین خواب یا در حال سرزدن به مغازه ها و موقع وراجی با دیگران، به طور غیرارادی کامل میشود و موقعی که مشغول نوشتن میشوید به حرکت درمیآیند.
گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن
@Writing_lovers
گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن
@Writing_lovers
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الکساندر دوما، در سفرش از یک شهر کوچک دیدن کرد. صاحب کتابفروشی شهر تصمیم گرفت در صورتی که دوما وارد فروشگاهش شود آماده باشد و با حذف کتابهای نویسندگان دیگر از قفسهها او را سورپرایز کند.
اتفاقاً دوما تصمیم گرفت به این کتابفروشی سری بزند وقتی وارد شد از کتابفروش پرسید که کتابهای نویسندگان دیگر کجاست. صاحب فروشگاه که قصد داشت با عبارتی که از قبل آماده کرده بود جواب بدهد و بگوید:" از زمانی که ساکنان محلی دوما را کشف کردند، آثار نویسندگان دیگر مورد تقاضا نیست" با دیدن یک سلبریتی که وارد مغازه شد با نگرانی گفت:
"فروخته شد آقا!"
@Writing_lovers
اتفاقاً دوما تصمیم گرفت به این کتابفروشی سری بزند وقتی وارد شد از کتابفروش پرسید که کتابهای نویسندگان دیگر کجاست. صاحب فروشگاه که قصد داشت با عبارتی که از قبل آماده کرده بود جواب بدهد و بگوید:" از زمانی که ساکنان محلی دوما را کشف کردند، آثار نویسندگان دیگر مورد تقاضا نیست" با دیدن یک سلبریتی که وارد مغازه شد با نگرانی گفت:
"فروخته شد آقا!"
@Writing_lovers
😁15👎2
هدفم این است که روزانه حداقل ۶۰۰ کلمه بنویسم، صرف نظر از آب و هوا، خلق و خویام، بیمار یا سالم بودن. باید ۶۰۰ کلمه کامل وجود داشته باشد، نه حتما کلمات کاملا صحیح. قبل از اینکه بپرسید به شما می گویم که بله، من هر روز بالای دفترم عدد ۶۰۰ را می نویسم و تعداد کلماتی که مینویسم را دنبال میکنم تا مطمئن شوم که سهمیه روزانهام را زدهام.
© آرتور هیلی
@Writing_lovers
© آرتور هیلی
@Writing_lovers
👍4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنای من مثل تربچه تلخ خستهام میکند!"
این جملهای است که لئو تولستوی در مورد آنا کارنینا گفت.
واقعیت این است که تولستوی میخواست کتاب را ظرف ۲ هفته تمام کند. اگر کمی به بیوگرافی نویسندگان کلاسیک علاقهمند باشید، میدانید که نوشتن این رمان بیش از ۳ سال طول کشید.
@Writing_lovers
این جملهای است که لئو تولستوی در مورد آنا کارنینا گفت.
واقعیت این است که تولستوی میخواست کتاب را ظرف ۲ هفته تمام کند. اگر کمی به بیوگرافی نویسندگان کلاسیک علاقهمند باشید، میدانید که نوشتن این رمان بیش از ۳ سال طول کشید.
@Writing_lovers
❤11👍5
👍7❤1