نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
۶ داستان خواندنی از نویسندگان ایرانی

📖قوها انعکاس فیل‌ها، پیام ناصر

📖احتمالا گم شده ام ، سارا سالار

📖آویشن قشنگ نیست، حامداسماعیلیون

📖آبی‌تر از گناه، محمد حسینی

📖طعم گس خرمالو، زویا پیرزاد

📖مونالیزای منتشر، شاهرخ گیوا


@Writing_lovers
👌4🙏3👍1
کتابی که زود مشهور شد


نویسندگان مبتدی به سختی می‌توانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.

کتاب «بیگانه‌ای در دهکده» نوشته مارک تواین ممکن بود هرگز مورد توجه قرار نگیرد، اگر منتقدِ ناشناسی، نقدی درخشان بر آن منتشر نمی‌کرد.

بعدها معلوم شد که این منتقد، خودِ مارک تواین بوده است.

- روشی خلاقانه برای دیده شدن 😇



@Writing_lovers
🆒14👍6👏2😁2
بنویس حتی اگر نمی‌خواهی، حتی اگر چیزی را که به دست می‌آوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که می‌نویسی خوب نباشد.


© آگاتا کریستی


از موضوع‌های کلی بگریزید و مضمون‌هایی که زندگی روزانۀ خودتان به ‌شما می‌دهد،‌ اختیار کنید. از غم‌ها و آرزوهای خویش، از اندیشه‌هایی که به شما روی می‌آورد و از صمیم دل، سخن بگویید.



@Writing_lovers
6
رایج ترین اشتباه در گفتگو‌ی شخصیت‌ها


پل لاگتین


اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیت‌های ربات» هستند و آن به معنای انفعال و‌ عدم حرکت شخصیت‌ها در مقابل محرکهای خارجی است.

گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:

- سانی می‌دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!

بدون هیچ احساس و تحرکی!

البته خواننده می‌تواند حدس بزند که شخصیت‌ها چه حسی را تجربه می‌کنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.

- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین می‌آورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان می‌دهد: پس ما پیر شدیم.

علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را می‌توان با یک پاسخ متفاوت آورد:

- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.

ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیت‌ها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.

اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم‌ فاجعه بار است. در این حالت می‌تواند منجر به شخصیت‌هایی با سندرم «تیک عصبی» شود.

شخصیت‌ها مرتب چشمک می‌زنند، لب و لوچه‌ تکان می‌دهند، آه می‌کشند، پوزخند می‌زنند ، سر تکان می‌‌دهند، خرخر می‌کنند، ابرو در هم می‌کشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئله‌ای رخ می‌دهد. شخصیت‌ها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار می‌کنند و می‌توانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمی‌زند، اما همه آنها با‌ لبشان دور دهانشان را خیس می‌کنند ، چشم می‌چرخانند و گوشه‌های دهان را بالا می‌برند. اگرچه این‌ها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان می‌دهند چنانکه قدم زدن سریع می‌تواند نشانهٔ تنش ‌و‌ فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.

من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش می‌کردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان می‌کردم. شخصیت‌های من مثل شامپانزه‌ها دور خود می‌پیچیدند و ‌مانند عروسک‌های بدون احساس بودند.

مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. می‌توانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره می‌گیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. این‌ها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.

در رفتار ‌مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه می‌کنید و چه کارهایی انجام می‌دهید. می‌توانید واکنش‌های منحصربه‌فرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمی‌شوند که لب‌هایشان را گاز می‌گیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ ​​می‌دهند. شخصی با انگشتانش ضرب می‌زند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار می‌دهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام می‌دهند و با هم صحبت می‌کنند. وقتی شخصی دروغ می‌گوید، به نقطه‌ای دورنگاه می‌کند. پس این‌ها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، می‌توانید به کتاب‌هایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.

این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیت‌ها را زنده می‌کند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.



@Writing_lovers
👍7👏3🔥1
آگاتا کریستی و موانع نوشتن


اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان می‌رسد که همه چیز برای او خوب پیش می‌رفته، باید بدانید که اینطور نبوده

کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج می‌برد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز می‌دارد.

با این همه، این باعث نشد که او داستان‌های شگفت انگیزش را ننویسد.


@Writing_lovers
👍10
آنچه می آید از درون تو و از تو آفریده می‌شود. بنابراین، به درون نگاه کنید، مقایسه نکنید، اندازه گیری نکنید. هیچ مسیری مانند مسیر شما وجود ندارد. همه راه‌های دیگر شما را فریب می دهند و وسوسه می کنند.
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.



کارل گوستاو یونگ


@Writing_lovers
8👍2
نیل گیمن همه کتاب‌هایش را با یک خودکار نوشت

نیل گیمن علمی تخیلی نویس از کسانی است که تصمیم گرفت از ابزارهای کلاسیک نوشتن منحرف نشود.

همه چیز از سال ۱۹۹۴ شروع شد، زمانی که اولین رمانم را نوشتم. تصور کردم که مثلاً دهه ۲۰ است، بنابراین بیرون رفتم و یک دفترچه یادداشت و یک خودکار واترمن خریدم. از سیزده سالگی با قلم ننوشته بودم. دوست داشتم که کار کندتر باشد و می‌توانستم به هر جمله فکر کنم. از این واقعیت خوشم می‌آمد که مجبور بودم همه چیز را به طور کامل بازنویسی کنم و تکه های متن را از صفحه رایانه حذف نکنم. علاوه بر این، زمانی که مجبور بودم مراسم پر کردن قلم با جوهر را انجام دهم، از این حس بسیار خوشحال می‌شدم.



@Writing_lovers
👍62
برای اینکه مطمئن شوید یک کتاب ارزش خواندن ندارد، باید آن را بخوانید، اما آن زمان برای پشیمانی خیلی دیر خواهد بود. با این حال، من به ندرت از آنچه خواندم پشیمان شده‌ام.



هوارد جاکوبسون


@Writing_lovers
2👍2
ایجاد چیز جدید نه به برکت عقل، بلکه به واسطه غریزه بازی و بر اساس نیاز درونی اتفاق می‌افتد. ذهن خلاق با اشیایی که دوست دارد بازی می‌کند .



کارل گوستاو یونگ


@Writing_lovers
3👍3👏2
در مورد نویسندگی بسیاری از عوامل در قیدوبند امور پیش پاافتاده و روزمره است. ممکن است آدم گرفتار خریدهای روزانه، پرداخت مالیات و گفت وگوهای بیهوده باشد لیکن جریان غیرارادی و ناخودآگاه حواس، آزادانه به سیر خود ادامه می‌دهد، مشکلات را می‌گشاید و به طرح ریزی می پردازد. آدم نومید با مغزی خالی پشت میز کار خود می‌نشیند و آنگاه یکباره کلمات به خاطر می‌آیند و حالاتی که گفتی در اعماق بن‌بستی یخ زده اند به خودی خود به تحرک در می‌آیند. عمل نویسندگی در حین خواب یا در حال سرزدن به مغازه ها و موقع وراجی با دیگران، به طور غیرارادی کامل می‌شود و موقعی که مشغول نوشتن می‌شوید به حرکت درمی‌آیند.

گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن



@Writing_lovers
👍7
الکساندر دوما، در سفرش از یک شهر کوچک دیدن کرد. صاحب کتابفروشی شهر تصمیم گرفت در صورتی که دوما وارد فروشگاهش شود آماده باشد و با حذف کتاب‌های نویسندگان دیگر از قفسه‌ها او را سورپرایز کند.

اتفاقاً دوما تصمیم گرفت به این کتابفروشی سری بزند وقتی وارد شد از کتابفروش پرسید که کتاب‌های نویسندگان دیگر کجاست. صاحب فروشگاه که قصد داشت با عبارتی که از قبل آماده کرده بود جواب بدهد و بگوید:" از زمانی که ساکنان محلی دوما را کشف کردند، آثار نویسندگان دیگر مورد تقاضا نیست" با دیدن یک سلبریتی که وارد مغازه شد با نگرانی گفت:
"فروخته شد آقا!"


@Writing_lovers
😁15👎2
هدفم این است که روزانه حداقل ۶۰۰ کلمه بنویسم، صرف نظر از آب و هوا، خلق و خوی‌ام، بیمار یا سالم بودن. باید ۶۰۰ کلمه کامل وجود داشته باشد، نه حتما کلمات کاملا صحیح. قبل از اینکه بپرسید به شما می گویم که بله، من هر روز بالای دفترم عدد ۶۰۰ را می نویسم و ​​تعداد کلماتی که می‌نویسم را دنبال می‌کنم تا مطمئن شوم که سهمیه روزانه‌ام را زده‌ام.

© آرتور هیلی


@Writing_lovers
👍4🔥1