«برای سرگرمی بنویس! اینطوری همیشه میتوانی آن را انجام دهی!» اگر از کار لذت نبرید، این موضوع در کتابهایتان احساس میشود، خواننده دوست دارد انگیزه و حس و حالی را که از صفحات میآید، احساس کند.
استیون کینگ
دفتر و خودکار را بردار و چند دقیقه به شکل آزادانه بنویس. در این روش به خودت اجازه میدهی، فکرهایی بیان شود که ممکن است سانسور شده باشند و یا سرکوب شدهاند.
با حواس پنجگانه همه چیز را شرح بده. چه چیز می شنوی؟ چه چیز می بینی؟ چه بویی میشنوی؟ اگر چیزی حواست را پرت میکند، درباره اش بنویس و ببین دنبالش چه میآید و چه چیز برایت تداعی میشود. مهم این است که نوشتن را ادامه دهی تا صدای ناخودآگاهت را بشنوی. صدایی که در حالت عادی به آن توجهی نداری.
@Writing_lovers
استیون کینگ
دفتر و خودکار را بردار و چند دقیقه به شکل آزادانه بنویس. در این روش به خودت اجازه میدهی، فکرهایی بیان شود که ممکن است سانسور شده باشند و یا سرکوب شدهاند.
با حواس پنجگانه همه چیز را شرح بده. چه چیز می شنوی؟ چه چیز می بینی؟ چه بویی میشنوی؟ اگر چیزی حواست را پرت میکند، درباره اش بنویس و ببین دنبالش چه میآید و چه چیز برایت تداعی میشود. مهم این است که نوشتن را ادامه دهی تا صدای ناخودآگاهت را بشنوی. صدایی که در حالت عادی به آن توجهی نداری.
@Writing_lovers
👍15❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان بهروز بوچانی
نویسنده کتابِ هیچ دوستی بجز کوهستان
من سالها درقفس بودهام، اما ذهن من همیشه واژهها را خلق میکرد و همین واژهها من را از مرزهای زندان عبور داد.
این واژه ها من را به دنیای بیرون از زندان و به مکانهای ناشناخته رساندهاند. به طور واقعی باور دارم که کلمات بسیار قویتر از نردهها و سیمهای خاردار زندان هستند. اینها فقط شعار نیست، من یک ایدهآلیست نیستم و اینجا خیالپردازی نمیکنم. بلکه این کلمات را بهعنوان انسانی واقعی میگویم که به مدت شش سال بهزور گروگان گرفته شده.
هویت من هویت انسانی است که شش سال پیش با یک قایق فرسوده به جزیرهی کریسمس رسیدم و مأموران ادارەی مهاجرت من را به دفتری فراخواندند. یکی از مأموران گفت که ما شما را به کمپی در جزیرهی مانوس در قلب اقیانوس آرام تبعید میکنیم. به او گفتم که من یک نویسندهام، اما او تنها پوزخندی زد و به مأموران قوی دستور داد که مرا همراه خود ببرند.
من این تصویر را سالهاست که در ذهنم نگاه داشتم. حتی زمانی که این رمان را مینوشتم و حتی همین الان که دارم این سخنرانی را مینویسم. رفتار آنها آشکارا تحقیرآمیز بود! اما زمانی که به جزیره مورد تبعید رسیدم تصویری دیگر در ذهنم خلق کردم؛ تصویر رماننویسی جوان در زندانی دوردست.
کسی که شاهد شگفتآورترین تراژدیهای انسانی بوده. این واژهها به من اجازه میدهد تا امشب در حضور شما ظاهر شوم. سیستمی بود که ما را به اعدادی ریاضی و هویتهایی ماشینی و مکانیکی تقلیل داده بود.
عمیقاً خوشحالم که میبینم این سیستم بسیار پیچیدهی مدرن که همیشه شبیه یک هیولا بر ما ظاهر شده، در برابر قدرت کلمات و ادبیات با خفت زانو زد. این لحظهای زیبا و شگفتآور است.
@Writing_lovers
نویسنده کتابِ هیچ دوستی بجز کوهستان
من سالها درقفس بودهام، اما ذهن من همیشه واژهها را خلق میکرد و همین واژهها من را از مرزهای زندان عبور داد.
این واژه ها من را به دنیای بیرون از زندان و به مکانهای ناشناخته رساندهاند. به طور واقعی باور دارم که کلمات بسیار قویتر از نردهها و سیمهای خاردار زندان هستند. اینها فقط شعار نیست، من یک ایدهآلیست نیستم و اینجا خیالپردازی نمیکنم. بلکه این کلمات را بهعنوان انسانی واقعی میگویم که به مدت شش سال بهزور گروگان گرفته شده.
هویت من هویت انسانی است که شش سال پیش با یک قایق فرسوده به جزیرهی کریسمس رسیدم و مأموران ادارەی مهاجرت من را به دفتری فراخواندند. یکی از مأموران گفت که ما شما را به کمپی در جزیرهی مانوس در قلب اقیانوس آرام تبعید میکنیم. به او گفتم که من یک نویسندهام، اما او تنها پوزخندی زد و به مأموران قوی دستور داد که مرا همراه خود ببرند.
من این تصویر را سالهاست که در ذهنم نگاه داشتم. حتی زمانی که این رمان را مینوشتم و حتی همین الان که دارم این سخنرانی را مینویسم. رفتار آنها آشکارا تحقیرآمیز بود! اما زمانی که به جزیره مورد تبعید رسیدم تصویری دیگر در ذهنم خلق کردم؛ تصویر رماننویسی جوان در زندانی دوردست.
کسی که شاهد شگفتآورترین تراژدیهای انسانی بوده. این واژهها به من اجازه میدهد تا امشب در حضور شما ظاهر شوم. سیستمی بود که ما را به اعدادی ریاضی و هویتهایی ماشینی و مکانیکی تقلیل داده بود.
عمیقاً خوشحالم که میبینم این سیستم بسیار پیچیدهی مدرن که همیشه شبیه یک هیولا بر ما ظاهر شده، در برابر قدرت کلمات و ادبیات با خفت زانو زد. این لحظهای زیبا و شگفتآور است.
@Writing_lovers
👍8🔥2
۶ داستان خواندنی از نویسندگان ایرانی
📖قوها انعکاس فیلها، پیام ناصر
📖احتمالا گم شده ام ، سارا سالار
📖آویشن قشنگ نیست، حامداسماعیلیون
📖آبیتر از گناه، محمد حسینی
📖طعم گس خرمالو، زویا پیرزاد
📖مونالیزای منتشر، شاهرخ گیوا
@Writing_lovers
📖قوها انعکاس فیلها، پیام ناصر
📖احتمالا گم شده ام ، سارا سالار
📖آویشن قشنگ نیست، حامداسماعیلیون
📖آبیتر از گناه، محمد حسینی
📖طعم گس خرمالو، زویا پیرزاد
📖مونالیزای منتشر، شاهرخ گیوا
@Writing_lovers
👌4🙏3👍1
کتابی که زود مشهور شد
نویسندگان مبتدی به سختی میتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.
کتاب «بیگانهای در دهکده» نوشته مارک تواین ممکن بود هرگز مورد توجه قرار نگیرد، اگر منتقدِ ناشناسی، نقدی درخشان بر آن منتشر نمیکرد.
بعدها معلوم شد که این منتقد، خودِ مارک تواین بوده است.
- روشی خلاقانه برای دیده شدن 😇
@Writing_lovers
نویسندگان مبتدی به سختی میتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.
کتاب «بیگانهای در دهکده» نوشته مارک تواین ممکن بود هرگز مورد توجه قرار نگیرد، اگر منتقدِ ناشناسی، نقدی درخشان بر آن منتشر نمیکرد.
بعدها معلوم شد که این منتقد، خودِ مارک تواین بوده است.
- روشی خلاقانه برای دیده شدن 😇
@Writing_lovers
🆒14👍6👏2😁2
بنویس حتی اگر نمیخواهی، حتی اگر چیزی را که به دست میآوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که مینویسی خوب نباشد.
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رایج ترین اشتباه در گفتگوی شخصیتها
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
👍7👏3🔥1
آگاتا کریستی و موانع نوشتن
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
👍10
آنچه می آید از درون تو و از تو آفریده میشود. بنابراین، به درون نگاه کنید، مقایسه نکنید، اندازه گیری نکنید. هیچ مسیری مانند مسیر شما وجود ندارد. همه راههای دیگر شما را فریب می دهند و وسوسه می کنند.
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
❤8👍2
نیل گیمن همه کتابهایش را با یک خودکار نوشت
نیل گیمن علمی تخیلی نویس از کسانی است که تصمیم گرفت از ابزارهای کلاسیک نوشتن منحرف نشود.
همه چیز از سال ۱۹۹۴ شروع شد، زمانی که اولین رمانم را نوشتم. تصور کردم که مثلاً دهه ۲۰ است، بنابراین بیرون رفتم و یک دفترچه یادداشت و یک خودکار واترمن خریدم. از سیزده سالگی با قلم ننوشته بودم. دوست داشتم که کار کندتر باشد و میتوانستم به هر جمله فکر کنم. از این واقعیت خوشم میآمد که مجبور بودم همه چیز را به طور کامل بازنویسی کنم و تکه های متن را از صفحه رایانه حذف نکنم. علاوه بر این، زمانی که مجبور بودم مراسم پر کردن قلم با جوهر را انجام دهم، از این حس بسیار خوشحال میشدم.
@Writing_lovers
نیل گیمن علمی تخیلی نویس از کسانی است که تصمیم گرفت از ابزارهای کلاسیک نوشتن منحرف نشود.
همه چیز از سال ۱۹۹۴ شروع شد، زمانی که اولین رمانم را نوشتم. تصور کردم که مثلاً دهه ۲۰ است، بنابراین بیرون رفتم و یک دفترچه یادداشت و یک خودکار واترمن خریدم. از سیزده سالگی با قلم ننوشته بودم. دوست داشتم که کار کندتر باشد و میتوانستم به هر جمله فکر کنم. از این واقعیت خوشم میآمد که مجبور بودم همه چیز را به طور کامل بازنویسی کنم و تکه های متن را از صفحه رایانه حذف نکنم. علاوه بر این، زمانی که مجبور بودم مراسم پر کردن قلم با جوهر را انجام دهم، از این حس بسیار خوشحال میشدم.
@Writing_lovers
👍6❤2
برای اینکه مطمئن شوید یک کتاب ارزش خواندن ندارد، باید آن را بخوانید، اما آن زمان برای پشیمانی خیلی دیر خواهد بود. با این حال، من به ندرت از آنچه خواندم پشیمان شدهام.
هوارد جاکوبسون
@Writing_lovers
هوارد جاکوبسون
@Writing_lovers
❤2👍2
ایجاد چیز جدید نه به برکت عقل، بلکه به واسطه غریزه بازی و بر اساس نیاز درونی اتفاق میافتد. ذهن خلاق با اشیایی که دوست دارد بازی میکند .
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
❤3👍3👏2
در مورد نویسندگی بسیاری از عوامل در قیدوبند امور پیش پاافتاده و روزمره است. ممکن است آدم گرفتار خریدهای روزانه، پرداخت مالیات و گفت وگوهای بیهوده باشد لیکن جریان غیرارادی و ناخودآگاه حواس، آزادانه به سیر خود ادامه میدهد، مشکلات را میگشاید و به طرح ریزی می پردازد. آدم نومید با مغزی خالی پشت میز کار خود مینشیند و آنگاه یکباره کلمات به خاطر میآیند و حالاتی که گفتی در اعماق بنبستی یخ زده اند به خودی خود به تحرک در میآیند. عمل نویسندگی در حین خواب یا در حال سرزدن به مغازه ها و موقع وراجی با دیگران، به طور غیرارادی کامل میشود و موقعی که مشغول نوشتن میشوید به حرکت درمیآیند.
گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن
@Writing_lovers
گراهام گرین
در توجیه دشواری نخستین و آسان یابی بعد از نوشتن
@Writing_lovers
👍7