همه کتابها این سوال را مطرح میکنند : "چه شکلی است؟" برای شما، یک پسر جوان، در طول جنگ جهانی دوم چگونه بود؟ برای اولین بار در زندگی خود به عنوان یک زن چه احساسی داشتی؟ سیاه یا سفید بودن چگونه است؟ داستانهای شما باید از چگونگی این رازهای کوچک و گاهي پیچیده به ما بگوید.
لويیس ترکل
@Wrtiting_lovers
لويیس ترکل
@Wrtiting_lovers
❤9
ابوتراب خسروی و موانع نوشتن
یکبار ابوتراب خسروی، نویسنده موفق داستانهای کوتاه و رمان، حین نوشتن، دچار دندان درد شدیدی شد و مجبور شد نوشتن را رها کند و به مطب دندان پزشکی برود. در سالن انتظار، او از درد دندان شروع به ورق زدن مجلهای کرد و در همین حین ایدهای برای نوشتن رمان به ذهنش رسید.
سرانجام نویسنده به خانه برگشت و رمانِ موفقِ "رود راوی" را نوشت.
@Wrting_lovers
یکبار ابوتراب خسروی، نویسنده موفق داستانهای کوتاه و رمان، حین نوشتن، دچار دندان درد شدیدی شد و مجبور شد نوشتن را رها کند و به مطب دندان پزشکی برود. در سالن انتظار، او از درد دندان شروع به ورق زدن مجلهای کرد و در همین حین ایدهای برای نوشتن رمان به ذهنش رسید.
سرانجام نویسنده به خانه برگشت و رمانِ موفقِ "رود راوی" را نوشت.
@Wrting_lovers
❤6👍6
مکانهایی دارم که میتوانم برای در آرامش کار کردن، به آنجا بروم. نویسنده در این خلوت، میتواند کارهای متفرقهای انجام دهد که به نویسندگی کمک کند. نگاه کردن به بیرون از پنجره، خواندن یک لغت از لغتنامه، غرق شدن در تخیلات مفید و...
ای بی. وایت
در اهمیت مکانهای الهام بخش
@Writing_lovers
ای بی. وایت
در اهمیت مکانهای الهام بخش
@Writing_lovers
❤4👍1👏1
تمرین
آداب خاص خودتان را توصیف کنید. هر کس در زندگی آدابی دارد تا به محیط زندگیاش معنایی ببخشد که دوست دارد. رفتارهایی مثل به روال گردش و تفریح رفتن، اولین اقدامات پس از بیدار شدن و غیره.
@Writing_lovers
آداب خاص خودتان را توصیف کنید. هر کس در زندگی آدابی دارد تا به محیط زندگیاش معنایی ببخشد که دوست دارد. رفتارهایی مثل به روال گردش و تفریح رفتن، اولین اقدامات پس از بیدار شدن و غیره.
@Writing_lovers
👍8
جورج اورول با مشاغل عجیب و غریب زندگی میکرد.
همه باید قبضها را بپردازند و جورج اورول از این نظر مستثنی نبود. جورج اورول، با نام اصلی اریک بلر، در بیشتر عمر کاری خود، مشاغل مختلفی را به عهده گرفت و در طول مسیر کار کتاب مینوشت. او بهعنوان افسر پلیس در برمه (میانمار کنونی)، معلم مدرسه، کارمند کتابفروشی، خبرنگار برای جنگ جهانی دوم و ویراستار ادبی کار کرد.
نویسنده همچنین به عنوان یک ظرفشور در رستوران و به عنوان کارگر کارخانه کار کرد، اما او این کار را برای اهداف تحقیقاتی انجام داد، زمانی که "زندگی یک ولگرد" را به عنوان اولین کتاب خود نوشت. به هر حال، اریک تصمیم گرفت کتاب را با نام مستعار "جورج اورول" منتشر کند و این نام برای همیشه در تاریخ ماند.
@Writing_lovers
همه باید قبضها را بپردازند و جورج اورول از این نظر مستثنی نبود. جورج اورول، با نام اصلی اریک بلر، در بیشتر عمر کاری خود، مشاغل مختلفی را به عهده گرفت و در طول مسیر کار کتاب مینوشت. او بهعنوان افسر پلیس در برمه (میانمار کنونی)، معلم مدرسه، کارمند کتابفروشی، خبرنگار برای جنگ جهانی دوم و ویراستار ادبی کار کرد.
نویسنده همچنین به عنوان یک ظرفشور در رستوران و به عنوان کارگر کارخانه کار کرد، اما او این کار را برای اهداف تحقیقاتی انجام داد، زمانی که "زندگی یک ولگرد" را به عنوان اولین کتاب خود نوشت. به هر حال، اریک تصمیم گرفت کتاب را با نام مستعار "جورج اورول" منتشر کند و این نام برای همیشه در تاریخ ماند.
@Writing_lovers
❤3👍3
«برای سرگرمی بنویس! اینطوری همیشه میتوانی آن را انجام دهی!» اگر از کار لذت نبرید، این موضوع در کتابهایتان احساس میشود، خواننده دوست دارد انگیزه و حس و حالی را که از صفحات میآید، احساس کند.
استیون کینگ
دفتر و خودکار را بردار و چند دقیقه به شکل آزادانه بنویس. در این روش به خودت اجازه میدهی، فکرهایی بیان شود که ممکن است سانسور شده باشند و یا سرکوب شدهاند.
با حواس پنجگانه همه چیز را شرح بده. چه چیز می شنوی؟ چه چیز می بینی؟ چه بویی میشنوی؟ اگر چیزی حواست را پرت میکند، درباره اش بنویس و ببین دنبالش چه میآید و چه چیز برایت تداعی میشود. مهم این است که نوشتن را ادامه دهی تا صدای ناخودآگاهت را بشنوی. صدایی که در حالت عادی به آن توجهی نداری.
@Writing_lovers
استیون کینگ
دفتر و خودکار را بردار و چند دقیقه به شکل آزادانه بنویس. در این روش به خودت اجازه میدهی، فکرهایی بیان شود که ممکن است سانسور شده باشند و یا سرکوب شدهاند.
با حواس پنجگانه همه چیز را شرح بده. چه چیز می شنوی؟ چه چیز می بینی؟ چه بویی میشنوی؟ اگر چیزی حواست را پرت میکند، درباره اش بنویس و ببین دنبالش چه میآید و چه چیز برایت تداعی میشود. مهم این است که نوشتن را ادامه دهی تا صدای ناخودآگاهت را بشنوی. صدایی که در حالت عادی به آن توجهی نداری.
@Writing_lovers
👍15❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان بهروز بوچانی
نویسنده کتابِ هیچ دوستی بجز کوهستان
من سالها درقفس بودهام، اما ذهن من همیشه واژهها را خلق میکرد و همین واژهها من را از مرزهای زندان عبور داد.
این واژه ها من را به دنیای بیرون از زندان و به مکانهای ناشناخته رساندهاند. به طور واقعی باور دارم که کلمات بسیار قویتر از نردهها و سیمهای خاردار زندان هستند. اینها فقط شعار نیست، من یک ایدهآلیست نیستم و اینجا خیالپردازی نمیکنم. بلکه این کلمات را بهعنوان انسانی واقعی میگویم که به مدت شش سال بهزور گروگان گرفته شده.
هویت من هویت انسانی است که شش سال پیش با یک قایق فرسوده به جزیرهی کریسمس رسیدم و مأموران ادارەی مهاجرت من را به دفتری فراخواندند. یکی از مأموران گفت که ما شما را به کمپی در جزیرهی مانوس در قلب اقیانوس آرام تبعید میکنیم. به او گفتم که من یک نویسندهام، اما او تنها پوزخندی زد و به مأموران قوی دستور داد که مرا همراه خود ببرند.
من این تصویر را سالهاست که در ذهنم نگاه داشتم. حتی زمانی که این رمان را مینوشتم و حتی همین الان که دارم این سخنرانی را مینویسم. رفتار آنها آشکارا تحقیرآمیز بود! اما زمانی که به جزیره مورد تبعید رسیدم تصویری دیگر در ذهنم خلق کردم؛ تصویر رماننویسی جوان در زندانی دوردست.
کسی که شاهد شگفتآورترین تراژدیهای انسانی بوده. این واژهها به من اجازه میدهد تا امشب در حضور شما ظاهر شوم. سیستمی بود که ما را به اعدادی ریاضی و هویتهایی ماشینی و مکانیکی تقلیل داده بود.
عمیقاً خوشحالم که میبینم این سیستم بسیار پیچیدهی مدرن که همیشه شبیه یک هیولا بر ما ظاهر شده، در برابر قدرت کلمات و ادبیات با خفت زانو زد. این لحظهای زیبا و شگفتآور است.
@Writing_lovers
نویسنده کتابِ هیچ دوستی بجز کوهستان
من سالها درقفس بودهام، اما ذهن من همیشه واژهها را خلق میکرد و همین واژهها من را از مرزهای زندان عبور داد.
این واژه ها من را به دنیای بیرون از زندان و به مکانهای ناشناخته رساندهاند. به طور واقعی باور دارم که کلمات بسیار قویتر از نردهها و سیمهای خاردار زندان هستند. اینها فقط شعار نیست، من یک ایدهآلیست نیستم و اینجا خیالپردازی نمیکنم. بلکه این کلمات را بهعنوان انسانی واقعی میگویم که به مدت شش سال بهزور گروگان گرفته شده.
هویت من هویت انسانی است که شش سال پیش با یک قایق فرسوده به جزیرهی کریسمس رسیدم و مأموران ادارەی مهاجرت من را به دفتری فراخواندند. یکی از مأموران گفت که ما شما را به کمپی در جزیرهی مانوس در قلب اقیانوس آرام تبعید میکنیم. به او گفتم که من یک نویسندهام، اما او تنها پوزخندی زد و به مأموران قوی دستور داد که مرا همراه خود ببرند.
من این تصویر را سالهاست که در ذهنم نگاه داشتم. حتی زمانی که این رمان را مینوشتم و حتی همین الان که دارم این سخنرانی را مینویسم. رفتار آنها آشکارا تحقیرآمیز بود! اما زمانی که به جزیره مورد تبعید رسیدم تصویری دیگر در ذهنم خلق کردم؛ تصویر رماننویسی جوان در زندانی دوردست.
کسی که شاهد شگفتآورترین تراژدیهای انسانی بوده. این واژهها به من اجازه میدهد تا امشب در حضور شما ظاهر شوم. سیستمی بود که ما را به اعدادی ریاضی و هویتهایی ماشینی و مکانیکی تقلیل داده بود.
عمیقاً خوشحالم که میبینم این سیستم بسیار پیچیدهی مدرن که همیشه شبیه یک هیولا بر ما ظاهر شده، در برابر قدرت کلمات و ادبیات با خفت زانو زد. این لحظهای زیبا و شگفتآور است.
@Writing_lovers
👍8🔥2
۶ داستان خواندنی از نویسندگان ایرانی
📖قوها انعکاس فیلها، پیام ناصر
📖احتمالا گم شده ام ، سارا سالار
📖آویشن قشنگ نیست، حامداسماعیلیون
📖آبیتر از گناه، محمد حسینی
📖طعم گس خرمالو، زویا پیرزاد
📖مونالیزای منتشر، شاهرخ گیوا
@Writing_lovers
📖قوها انعکاس فیلها، پیام ناصر
📖احتمالا گم شده ام ، سارا سالار
📖آویشن قشنگ نیست، حامداسماعیلیون
📖آبیتر از گناه، محمد حسینی
📖طعم گس خرمالو، زویا پیرزاد
📖مونالیزای منتشر، شاهرخ گیوا
@Writing_lovers
👌4🙏3👍1
کتابی که زود مشهور شد
نویسندگان مبتدی به سختی میتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.
کتاب «بیگانهای در دهکده» نوشته مارک تواین ممکن بود هرگز مورد توجه قرار نگیرد، اگر منتقدِ ناشناسی، نقدی درخشان بر آن منتشر نمیکرد.
بعدها معلوم شد که این منتقد، خودِ مارک تواین بوده است.
- روشی خلاقانه برای دیده شدن 😇
@Writing_lovers
نویسندگان مبتدی به سختی میتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.
کتاب «بیگانهای در دهکده» نوشته مارک تواین ممکن بود هرگز مورد توجه قرار نگیرد، اگر منتقدِ ناشناسی، نقدی درخشان بر آن منتشر نمیکرد.
بعدها معلوم شد که این منتقد، خودِ مارک تواین بوده است.
- روشی خلاقانه برای دیده شدن 😇
@Writing_lovers
🆒14👍6👏2😁2
بنویس حتی اگر نمیخواهی، حتی اگر چیزی را که به دست میآوری دوست نداشته باشی، حتی اگر چیزی که مینویسی خوب نباشد.
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
© آگاتا کریستی
از موضوعهای کلی بگریزید و مضمونهایی که زندگی روزانۀ خودتان به شما میدهد، اختیار کنید. از غمها و آرزوهای خویش، از اندیشههایی که به شما روی میآورد و از صمیم دل، سخن بگویید.
@Writing_lovers
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رایج ترین اشتباه در گفتگوی شخصیتها
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
پل لاگتین
اولین اشتباه در پرداخت شخصیت پردازی «شخصیتهای ربات» هستند و آن به معنای انفعال و عدم حرکت شخصیتها در مقابل محرکهای خارجی است.
گفتگوی دو شخصیت را تصور کنید:
- سانی میدانی شارن معاون شده؟
- چی؟ او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته.
- واقعاً! انگار دیروز بود. پیر شدیم!
بدون هیچ احساس و تحرکی!
البته خواننده میتواند حدس بزند که شخصیتها چه حسی را تجربه میکنند، اما ما نویسنده هستیم و باید نشان بدهیم. این گفتگو، ارزش افزودن پاسخ جسمی را دارد.
- سانی، می دانی شارن معاون شده؟
- چی؟ سانی با تعجب سیگارش را پایین میآورد: او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده!
- هشت سال از این ماجرا گذشته!
- واقعاً! انگار دیروز بود. خب! و سرش را تکان میدهد: پس ما پیر شدیم.
علاوه بر این، آخرین گفتهٔ سانی را میتوان با یک پاسخ متفاوت آورد:
- واقعاً! انگار دیروز بود! او پوزخندی زد و دستش را تکان داد: پس ما پیر شدیم.
ما ضمن نشان دادن واکنش متفاوتی از شخصیتها، اطلاعاتی را از آنها بیان کردیم. در حالت اول، او ناراحت است، در حالت دوم، با طعنه حرف زده است و حتی به سخره گرفته است.
اما استفاده از حالات و حرکات بدن، بسیار مهم است، البته استفاده بیش از حد از آن هم فاجعه بار است. در این حالت میتواند منجر به شخصیتهایی با سندرم «تیک عصبی» شود.
شخصیتها مرتب چشمک میزنند، لب و لوچه تکان میدهند، آه میکشند، پوزخند میزنند ، سر تکان میدهند، خرخر میکنند، ابرو در هم میکشند.
و این اتفاق فارغ از هر مسئلهای رخ میدهد. شخصیتها در یک خلاء با هم ارتباط برقرار میکنند و میتوانند جدا از دنیای اطراف وجود داشته باشند. در اطرافشان هیچ چمنی جوانه نمیزند، اما همه آنها با لبشان دور دهانشان را خیس میکنند ، چشم میچرخانند و گوشههای دهان را بالا میبرند. اگرچه اینها هم زبان بدن است و جنبهٔ مهمی از شخصیت قهرمان را نشان میدهند چنانکه قدم زدن سریع میتواند نشانهٔ تنش و فکر کردن باشد یا لرزیدن دست که نشانهٔ هیجان است.
من قبلاً علائم غیر کلامی را فراموش میکردم، یا برعکس همه چیزها را افراطی بیان میکردم. شخصیتهای من مثل شامپانزهها دور خود میپیچیدند و مانند عروسکهای بدون احساس بودند.
مهم است که به عنوان یک نویسنده یاد بگیریم واکنش افراد را مشاهده کنیم و درک کنیم که توصیف هر واکنش روی صورت ضروری نیست. همچنین مهم است که قهرمانان نسبت به هر وضعیت واکنش متفاوتی نشان دهند. میتوانید با شخصیتی که همه چیز را به سخره میگیرد اطلاعات را انتقال دهید، یا یک فرد هیجانی را نشان دهید. اینها همه اشخاصی هستند با خلق و خو، شخصیت، ترس عاطفی و ... بنابراین نشان دادن رفتار او مهم است.
در رفتار مردم و خودتان دقت کنید. هنگام صحبت کردن چه احساسی را تجربه میکنید و چه کارهایی انجام میدهید. میتوانید واکنشهای منحصربهفرد و غیر منتظره داشته باشید. مثلا بسیاری از مردم متوجه نمیشوند که لبهایشان را گاز میگیرند یا سیم تلفن را در دستان خود پیچ میدهند. شخصی با انگشتانش ضرب میزند یا لبه های آستین را تا می کند. یا کسی دستش را در جیبش قرار میدهد. مردم اغلب در حین مکالمه حرکاتی انجام میدهند و با هم صحبت میکنند. وقتی شخصی دروغ میگوید، به نقطهای دورنگاه میکند. پس اینها را درک کنید و استفاده از آن را فراموش نکنید. بعلاوه، میتوانید به کتابهایی راجع به «زبان بدن و ارتباطات غیر کلامی» مراجعه کنید.
این توجه برای نویسنده مهم است چون چنین چیزهایی شخصیتها را زنده میکند. اما همه چیز باید در اعتدال باشد و برای دست یافتن به این مهارت، باید تمرین کنید و با دقت بیشتری به اطرافتان نگاه کنید.
@Writing_lovers
👍7👏3🔥1
آگاتا کریستی و موانع نوشتن
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
اگر با خواندن آثار آگاتا کریستی به نظرتان میرسد که همه چیز برای او خوب پیش میرفته، باید بدانید که اینطور نبوده
کریستی در تمام زندگی خود از دیسگرافی رنج میبرد، یک اختلال روانی نادر که فرد را از قرار دادن حروف در کلمات به ترتیب صحیح باز میدارد.
با این همه، این باعث نشد که او داستانهای شگفت انگیزش را ننویسد.
@Writing_lovers
👍10
آنچه می آید از درون تو و از تو آفریده میشود. بنابراین، به درون نگاه کنید، مقایسه نکنید، اندازه گیری نکنید. هیچ مسیری مانند مسیر شما وجود ندارد. همه راههای دیگر شما را فریب می دهند و وسوسه می کنند.
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
شما باید راهی را که در شماست انجام دهید.
کارل گوستاو یونگ
@Writing_lovers
❤8👍2