داستانهای ایرانی که به فیلم تبدیل شدند:
📕درخت گلابی، گلی ترقی. داریوش مهرجویی
📕پدر آن دیگری، پرینوش صنیعی. یداله صمدی
📕چکمه ، هوشنگ مرادی کرمانی. محمدعلی طالبی
📕دایی جان ناپلئون. ایرج پزشکزاد. ناصر تقوایی
📕شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری. بهمن فرمانآرا
📕مهمان مامان، هوشنگ مرادی کرمانی. داریوش مهرجویی
@Writing_lovers
📕درخت گلابی، گلی ترقی. داریوش مهرجویی
📕پدر آن دیگری، پرینوش صنیعی. یداله صمدی
📕چکمه ، هوشنگ مرادی کرمانی. محمدعلی طالبی
📕دایی جان ناپلئون. ایرج پزشکزاد. ناصر تقوایی
📕شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری. بهمن فرمانآرا
📕مهمان مامان، هوشنگ مرادی کرمانی. داریوش مهرجویی
@Writing_lovers
❤3
روشی برای رمان نویس تازهکار
خلاصه نویسی به عنوان شیوهای است که میتواند به ما در کم و زیاد کردن، درستتر و زیباتر کردن طرح کمک کند.
اما برای خلاصهنویسی به چه نکاتی باید توجه کرد؟
خلاصه رمان، کلِ مسیری را نشان میدهد که شخصیتهای اصلی طی میکنند تا مسئله بغرنج زندگیشان را حل کنند. شروع رمان ممکن است اندکی پیش یا کمی بعد از ایجاد مسئله ی شخصیتها باشد، اما پایان رمان طبعا اندکی یا کمی بعد از گرهگشایی یعنی حل مسئله اصلی خواهد بود. مسیر کلی هم که انها طی میکنند تا به تدریج به حل مسئلهشان نزدیک و نزدیکتر شوند، در این خلاصه باید بیاورید، اعم از اینکه کجا میروند و با چه کسانی ملاقات میکنند و چه کارهایی میکنند تا به حل مسئله شان نزدبک شوند. در نهایت شما به خلاصهای که نوشتهاید، روند وقایع و حرکت پیشروی شخصیتها دسترسی دارید. درست همانطور که نقشه شهری را تماشا میکنید تا بدانید برای رسیدن به مقصدتان از کجاها میتوانید بروید.
حسین سناپور
📕یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
خلاصه نویسی به عنوان شیوهای است که میتواند به ما در کم و زیاد کردن، درستتر و زیباتر کردن طرح کمک کند.
اما برای خلاصهنویسی به چه نکاتی باید توجه کرد؟
خلاصه رمان، کلِ مسیری را نشان میدهد که شخصیتهای اصلی طی میکنند تا مسئله بغرنج زندگیشان را حل کنند. شروع رمان ممکن است اندکی پیش یا کمی بعد از ایجاد مسئله ی شخصیتها باشد، اما پایان رمان طبعا اندکی یا کمی بعد از گرهگشایی یعنی حل مسئله اصلی خواهد بود. مسیر کلی هم که انها طی میکنند تا به تدریج به حل مسئلهشان نزدیک و نزدیکتر شوند، در این خلاصه باید بیاورید، اعم از اینکه کجا میروند و با چه کسانی ملاقات میکنند و چه کارهایی میکنند تا به حل مسئله شان نزدبک شوند. در نهایت شما به خلاصهای که نوشتهاید، روند وقایع و حرکت پیشروی شخصیتها دسترسی دارید. درست همانطور که نقشه شهری را تماشا میکنید تا بدانید برای رسیدن به مقصدتان از کجاها میتوانید بروید.
حسین سناپور
📕یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
🙏3👍2
گی دو موپاسان از برج ایفل خوشش نمیآمد!
با این وجود، او هر شب در رستوران برج ایفل شام میخورد و توضیح میداد که اینجا تنها جایی در پاریس است که برج از آنجا دیده نمیشود.
@Writing_lovers
با این وجود، او هر شب در رستوران برج ایفل شام میخورد و توضیح میداد که اینجا تنها جایی در پاریس است که برج از آنجا دیده نمیشود.
@Writing_lovers
👍12🆒3❤2🔥2😁2
چیزی که مردم از آن خجالت میکشند معمولاً میتواند یک داستان خوب بسازد.
© فرانسیس اسکات فیتزجرالد
@Writing_lovers
© فرانسیس اسکات فیتزجرالد
@Writing_lovers
👍14❤2
نقش فعل در متن داستانی
پل لاگتین
آنچه عملکرد یک متن را نشان میدهد، فعل است. ذهن ما به طور پیش فرض، میخواهد چیزهای زیبا را در طرح بگنجاند، اما باید یادمان باشد که حتی اگر بخواهیم چیزی را توصیف کنیم بهتر است در عمل نشان داده شود. اگر شخصی را توصیف میکنید، نگویید که او زحمتکش و نیرومند است، بلکه نشان دهید چگونه او در کار خوداز زورش استفاده میکند.
صفتها بد نیستند اما نقش کمکی را در متن بازی کنند، در واقع این فعلها هستند که باید نقش اصلی را در متن ایفا کنند.
نکته مهم: فعلها یک عمل فعال را نشان میدهند، اگرچه افعال خنثی هم وجود دارد.
افعال خنثی، افعالی هستند که فقط یک شرط کلی را بیان میکنند. مثال: وجود دارد، ظاهر میشود، میپذیرد، تأثیر میگذارد و ...
افعال فعال، عمل كنشگرانه را در داستان بيان میكنند. مانند: ضرب و شتم، کار کردن، لنگ زدن، پرش، شلیک و...
این افعال فعال هستند که برای داستانتان مفید است. آنها حرکت دارند و باعث میشوند متنتان فعالتر شود. کلید موفقیت، عمل و حرکت است و عمل همان فعل است.
@Writing_lovers
پل لاگتین
آنچه عملکرد یک متن را نشان میدهد، فعل است. ذهن ما به طور پیش فرض، میخواهد چیزهای زیبا را در طرح بگنجاند، اما باید یادمان باشد که حتی اگر بخواهیم چیزی را توصیف کنیم بهتر است در عمل نشان داده شود. اگر شخصی را توصیف میکنید، نگویید که او زحمتکش و نیرومند است، بلکه نشان دهید چگونه او در کار خوداز زورش استفاده میکند.
صفتها بد نیستند اما نقش کمکی را در متن بازی کنند، در واقع این فعلها هستند که باید نقش اصلی را در متن ایفا کنند.
نکته مهم: فعلها یک عمل فعال را نشان میدهند، اگرچه افعال خنثی هم وجود دارد.
افعال خنثی، افعالی هستند که فقط یک شرط کلی را بیان میکنند. مثال: وجود دارد، ظاهر میشود، میپذیرد، تأثیر میگذارد و ...
افعال فعال، عمل كنشگرانه را در داستان بيان میكنند. مانند: ضرب و شتم، کار کردن، لنگ زدن، پرش، شلیک و...
این افعال فعال هستند که برای داستانتان مفید است. آنها حرکت دارند و باعث میشوند متنتان فعالتر شود. کلید موفقیت، عمل و حرکت است و عمل همان فعل است.
@Writing_lovers
❤5👍4
مارک تواین یک طنزپرداز عالی بود.
او در اوقات فراغت، تکذیبیههایی در مورد مرگ خود به روزنامههای مختلف مینوشت. چیزی شبیه این پیام " درباره شایعات مرگ من به شدت اغراق شده است." در نهایت سردبیران روزنامهها مجبور شدند واژه «متاسفانه» را به ابتدای این پیامها اضافه کنند.
@writing_lovers
او در اوقات فراغت، تکذیبیههایی در مورد مرگ خود به روزنامههای مختلف مینوشت. چیزی شبیه این پیام " درباره شایعات مرگ من به شدت اغراق شده است." در نهایت سردبیران روزنامهها مجبور شدند واژه «متاسفانه» را به ابتدای این پیامها اضافه کنند.
@writing_lovers
❤10😁2
🔰نکته اصلی نوشتن، در این است که انسان بدون فکر کردن، آزادانه آنچه را از روحش جاری میشود، بنویسد.
آنتوان چخوف
✍تمرین
متن را ادامه دهید و بيست دقیقه آزادانه بنویسید:
رفتم ته اتاق. نشستم زمین و پشت به دیوار دادم. گفتم :«بسه پسر، بسه خسته شدی، بسه» شاید نفهمید رویم به اوست چون نرم میگفتم یا فکر میکرد حرفم تعارف خالی است....
📕از داستان خروس
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
آنتوان چخوف
✍تمرین
متن را ادامه دهید و بيست دقیقه آزادانه بنویسید:
رفتم ته اتاق. نشستم زمین و پشت به دیوار دادم. گفتم :«بسه پسر، بسه خسته شدی، بسه» شاید نفهمید رویم به اوست چون نرم میگفتم یا فکر میکرد حرفم تعارف خالی است....
📕از داستان خروس
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
👍6
شخصیت منحصر به فرد
پل لاگتین
چه چیزی یک شخصیت را خاص میکند؟ ظاهر؟ طنز یا کاریزما؟ شاید پیچیدگیها و هویتش؟ البته همه اینها مهم است، اما آنچه مهمتر است اقدامات او است.
در داستان «جنایت و مکافات» داستایفسکی منحصر به فرد بودن راسکولنیکف به ذهن و روان او ربط دارد، اما اگر او پیرزن را به قتل نمیرساند، شخصیت او کاملا بر ما آشکار میشد؟ شخصیتها با اولین اقداماتشان خودشان را به ما نشان میدهند.
پشت اقدامات شخصیت، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم در داستان برای مخاطب روشن میشود. در واقع شخصیتها به این دلیل منحصر به فرد هستند که آنها به مسائل به شکل خاصی واکنش نشان میدهند و واکنش هر شخصیت بنا به انگیزهها و اهدافش متفاوت است.
نتیجه اینکه اهداف شخصیت بر اساس تجربه و گذشتهٔ او شکل میگیرد و این هدف او را به سمت اقداماتی سوق میدهد و در نهایت او را به كسی كه هست تبدیل میکند.
بنابراین شما دو گزینه برای نحوهٔ خلق یک شخصیت دارید:
۱. کاری کنید تا کاراکتر اقداماتی انجام دهد و پس از آن به دنبال انگیزه و تجربهٔ گذشتهٔ او باشید.
۲. از آن طرف شروع کنید یعنی با توجه به تجربیات گذشتهاش، ببینید که او با چنین تجربیاتی چگونه رفتار خواهد کرد. فقط در این شیوه، شخصیت است که مسیر پیشرفت داستان را تعیین می کند و نه نویسنده، زیرا شکل گیری تجارب او اهدافش را شکل میدهد، و او میداند که تجربیاتش به کجا منتهی میشود.
@Writing_lovers
پل لاگتین
چه چیزی یک شخصیت را خاص میکند؟ ظاهر؟ طنز یا کاریزما؟ شاید پیچیدگیها و هویتش؟ البته همه اینها مهم است، اما آنچه مهمتر است اقدامات او است.
در داستان «جنایت و مکافات» داستایفسکی منحصر به فرد بودن راسکولنیکف به ذهن و روان او ربط دارد، اما اگر او پیرزن را به قتل نمیرساند، شخصیت او کاملا بر ما آشکار میشد؟ شخصیتها با اولین اقداماتشان خودشان را به ما نشان میدهند.
پشت اقدامات شخصیت، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم در داستان برای مخاطب روشن میشود. در واقع شخصیتها به این دلیل منحصر به فرد هستند که آنها به مسائل به شکل خاصی واکنش نشان میدهند و واکنش هر شخصیت بنا به انگیزهها و اهدافش متفاوت است.
نتیجه اینکه اهداف شخصیت بر اساس تجربه و گذشتهٔ او شکل میگیرد و این هدف او را به سمت اقداماتی سوق میدهد و در نهایت او را به كسی كه هست تبدیل میکند.
بنابراین شما دو گزینه برای نحوهٔ خلق یک شخصیت دارید:
۱. کاری کنید تا کاراکتر اقداماتی انجام دهد و پس از آن به دنبال انگیزه و تجربهٔ گذشتهٔ او باشید.
۲. از آن طرف شروع کنید یعنی با توجه به تجربیات گذشتهاش، ببینید که او با چنین تجربیاتی چگونه رفتار خواهد کرد. فقط در این شیوه، شخصیت است که مسیر پیشرفت داستان را تعیین می کند و نه نویسنده، زیرا شکل گیری تجارب او اهدافش را شکل میدهد، و او میداند که تجربیاتش به کجا منتهی میشود.
@Writing_lovers
👍5❤3
من یک نویسنده هستم و تمام آنچه مینویسم شناخت و تلاش ناامید کننده برای درک چیزهایی درباره خودم و دنیایی است که در آن زندگی میکنم. این کاری است که همه باید انجام دهند. نوشتن دربارهٔ چیزهایی که شما به راحتی نمیتوانید آن را بفهمید یا هرگز نخواهید فهمید، گیر کردهاید، متحیرید اما آن را به اشتراک میگذارید. و اگر خوش شانس باشید، میتوانید چیزی یاد بگیرید.
آرتور میلر
@Writing_lovers
آرتور میلر
@Writing_lovers
👍8🔥3
عادت عجیب ناباکوف
نوشتن برای ولادیمیر ناباکوف شبیه یک آیین بود. او بیشتر متنهای خود را روی کارتهای مستطیلی ٣ در ٥ اینچ (٧/٦ در ١٢/٧ سانتی متر) مینوشت که سپس به شکل کتاب صحافی میشد.
• علاوه بر این، ناباکوف فقط روی کارتهای خط دار با گوشههای نوک تیز و همچنین مدادهایی با یک پاک کن در انتها مینوشت. نویسنده از ابزار دیگر استفادهنمیکرد.
@writing_lovers
نوشتن برای ولادیمیر ناباکوف شبیه یک آیین بود. او بیشتر متنهای خود را روی کارتهای مستطیلی ٣ در ٥ اینچ (٧/٦ در ١٢/٧ سانتی متر) مینوشت که سپس به شکل کتاب صحافی میشد.
• علاوه بر این، ناباکوف فقط روی کارتهای خط دار با گوشههای نوک تیز و همچنین مدادهایی با یک پاک کن در انتها مینوشت. نویسنده از ابزار دیگر استفادهنمیکرد.
@writing_lovers
👍6😍3👌2
تمرین
بیست دقیقه متن را ادامه دهید:
کسی جلویم را میگیرد. حالم را میپرسد. نمیشناسمش. آهسته با قدمهای محتاط و مردد پیش میروم...
از داستان بزرگ بانوی روح من
گلی ترقی
@Writing_lovers
بیست دقیقه متن را ادامه دهید:
کسی جلویم را میگیرد. حالم را میپرسد. نمیشناسمش. آهسته با قدمهای محتاط و مردد پیش میروم...
از داستان بزرگ بانوی روح من
گلی ترقی
@Writing_lovers
👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شخصیت پردازی، از کتاب «۴۵ کهن الگوی شخصیت: الگوهای اسطورهای برای خلق شخصیتهای اصیل»
نویسنده: ویکتوریا لین اشمیت
چطور توقع دارید داستانتان پیش برود در حالی که نیروی پیش برنده به شخصیت، پوچ و تهی است؟ اگر با شخصیت خود مثل کلیشه رفتار کنید، به تنها چیزی که دست خواهید یافت تصوری کلی از شخصیت خواهد بود و چیزی در مورد انگیزهها، اهداف یا ترس هایش برایتان بازگو نخواهد کرد. چطور میتوانید به کشفیات تازه و مهیجی در مورد شخصیت خود دست یابید در حالی که او چیزی غیر از یک کلیشه یا صفحه ای سفید نیست که در ذهن شما نقش بسته است؟ ممکن است نقاط داستانی را داشته باشید، اما آیا به این موضوع اندیشیده اید که شخصیت تان چه واکنشی به موقعیت هایی که این نقاط داستانی به او تحمیل می کند نشان خواهد داد؟ این واکنش، داستانتان را به جلوسوق میدهد.
لحظه ای چشم هایتان را ببندید و تصور کنید که این شخصیت، در همان حین که مشغول پاسخ دادن به سؤالات زیر هستید، در حضور شما حیات می یابد:
چهرہ: صورتش گرد است یا باریک؟ ما با دیدن چهره او میتوانیم چه چیزهایی را در بارۀ گذشته، سن، شغل و طبقه اجتماعی اش متوجه شویم؟
چشم ها: خشن و بیرحم اند یا غمگین و غم زده؟ پوست: پوستش چقدر تیره است؟ پوستش، همانند شخصی نازپرورده، نرم ولطیف است یا همانند یک کارگر، زبر و خشن؟
مو: موهایش بلند، کوتاه، مجعد یا رشته رشته است؟ اکثر مادرانی که نوزاد دارند، صبح ها فاقد زمان کافی برای رسیدن به خودشان هستند بنابراین موهایشان را کوتاه میکنند، مگر اینکه استطاعت استخدام پرستار بچه را داشته باشند.
سن: بهترین سنبرای نشان دادن تلاش و تکاپوی این شخصیت چه سنی است؟ اگر شخصیت شما مادری مطلقه است که وسیله امرار معاش خود را رها کرده تا زمانش را صرف بزرگ کردن بچه هایش کند، بنابراین بهتر است چهل ساله باشد تا بیست ساله زیرا در این صورت از قابلیتهای دراماتیک تری برخوردار خواهد بود.
اندام: آیا زنی چاق است که اندامش نشان از به دنیا آوردن پنج بچه دارد؟ یا همانند ورزشکاری ورزیده، باریک و عضلانی است؟
سبک لباس پوشیدن، مدپرست و شیک است یا در بیست سال پیش سیر میکند؟ آیا نحوه لباس پوشیدنش با سن و سالش همخوانی دارد؟
احساسات شما: آیا این شخصیت را دوست دارید؟ چرا؟ از خودتان بپرسید چرا میخواهید سال آینده را صرف نوشتن این شخصیت کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا خوانندگانتان را متقاعد کنید که آنها نیز او را دوست داشته باشند.
مکان خصوصیاش: کجا زندگی می کند؟ اتاق خوابش را توصیف کنید. این شخصیترین و مرموزترین اتاق هر خانهای است.
احساس و افکار: نظرش راجع به ظاهرش چیست؟
سرگرمیها: تفریحاتش کداماند؟ و دوستانش از چه قماشی هستند؟ چه چیزهایی را سرگرم کننده می داند؟
بعدازظهر جمعه را کجا سپری می کند؟ تک وتنها در مغازه کتاب فروشی؟ یا در ضیافت ناهاری همراه با دوستانش؟
@Writing_lovers
نویسنده: ویکتوریا لین اشمیت
چطور توقع دارید داستانتان پیش برود در حالی که نیروی پیش برنده به شخصیت، پوچ و تهی است؟ اگر با شخصیت خود مثل کلیشه رفتار کنید، به تنها چیزی که دست خواهید یافت تصوری کلی از شخصیت خواهد بود و چیزی در مورد انگیزهها، اهداف یا ترس هایش برایتان بازگو نخواهد کرد. چطور میتوانید به کشفیات تازه و مهیجی در مورد شخصیت خود دست یابید در حالی که او چیزی غیر از یک کلیشه یا صفحه ای سفید نیست که در ذهن شما نقش بسته است؟ ممکن است نقاط داستانی را داشته باشید، اما آیا به این موضوع اندیشیده اید که شخصیت تان چه واکنشی به موقعیت هایی که این نقاط داستانی به او تحمیل می کند نشان خواهد داد؟ این واکنش، داستانتان را به جلوسوق میدهد.
لحظه ای چشم هایتان را ببندید و تصور کنید که این شخصیت، در همان حین که مشغول پاسخ دادن به سؤالات زیر هستید، در حضور شما حیات می یابد:
چهرہ: صورتش گرد است یا باریک؟ ما با دیدن چهره او میتوانیم چه چیزهایی را در بارۀ گذشته، سن، شغل و طبقه اجتماعی اش متوجه شویم؟
چشم ها: خشن و بیرحم اند یا غمگین و غم زده؟ پوست: پوستش چقدر تیره است؟ پوستش، همانند شخصی نازپرورده، نرم ولطیف است یا همانند یک کارگر، زبر و خشن؟
مو: موهایش بلند، کوتاه، مجعد یا رشته رشته است؟ اکثر مادرانی که نوزاد دارند، صبح ها فاقد زمان کافی برای رسیدن به خودشان هستند بنابراین موهایشان را کوتاه میکنند، مگر اینکه استطاعت استخدام پرستار بچه را داشته باشند.
سن: بهترین سنبرای نشان دادن تلاش و تکاپوی این شخصیت چه سنی است؟ اگر شخصیت شما مادری مطلقه است که وسیله امرار معاش خود را رها کرده تا زمانش را صرف بزرگ کردن بچه هایش کند، بنابراین بهتر است چهل ساله باشد تا بیست ساله زیرا در این صورت از قابلیتهای دراماتیک تری برخوردار خواهد بود.
اندام: آیا زنی چاق است که اندامش نشان از به دنیا آوردن پنج بچه دارد؟ یا همانند ورزشکاری ورزیده، باریک و عضلانی است؟
سبک لباس پوشیدن، مدپرست و شیک است یا در بیست سال پیش سیر میکند؟ آیا نحوه لباس پوشیدنش با سن و سالش همخوانی دارد؟
احساسات شما: آیا این شخصیت را دوست دارید؟ چرا؟ از خودتان بپرسید چرا میخواهید سال آینده را صرف نوشتن این شخصیت کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا خوانندگانتان را متقاعد کنید که آنها نیز او را دوست داشته باشند.
مکان خصوصیاش: کجا زندگی می کند؟ اتاق خوابش را توصیف کنید. این شخصیترین و مرموزترین اتاق هر خانهای است.
احساس و افکار: نظرش راجع به ظاهرش چیست؟
سرگرمیها: تفریحاتش کداماند؟ و دوستانش از چه قماشی هستند؟ چه چیزهایی را سرگرم کننده می داند؟
بعدازظهر جمعه را کجا سپری می کند؟ تک وتنها در مغازه کتاب فروشی؟ یا در ضیافت ناهاری همراه با دوستانش؟
@Writing_lovers
👍5👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه کتابها این سوال را مطرح میکنند : "چه شکلی است؟" برای شما، یک پسر جوان، در طول جنگ جهانی دوم چگونه بود؟ برای اولین بار در زندگی خود به عنوان یک زن چه احساسی داشتی؟ سیاه یا سفید بودن چگونه است؟ داستانهای شما باید از چگونگی این رازهای کوچک و گاهي پیچیده به ما بگوید.
لويیس ترکل
@Wrtiting_lovers
لويیس ترکل
@Wrtiting_lovers
❤9
ابوتراب خسروی و موانع نوشتن
یکبار ابوتراب خسروی، نویسنده موفق داستانهای کوتاه و رمان، حین نوشتن، دچار دندان درد شدیدی شد و مجبور شد نوشتن را رها کند و به مطب دندان پزشکی برود. در سالن انتظار، او از درد دندان شروع به ورق زدن مجلهای کرد و در همین حین ایدهای برای نوشتن رمان به ذهنش رسید.
سرانجام نویسنده به خانه برگشت و رمانِ موفقِ "رود راوی" را نوشت.
@Wrting_lovers
یکبار ابوتراب خسروی، نویسنده موفق داستانهای کوتاه و رمان، حین نوشتن، دچار دندان درد شدیدی شد و مجبور شد نوشتن را رها کند و به مطب دندان پزشکی برود. در سالن انتظار، او از درد دندان شروع به ورق زدن مجلهای کرد و در همین حین ایدهای برای نوشتن رمان به ذهنش رسید.
سرانجام نویسنده به خانه برگشت و رمانِ موفقِ "رود راوی" را نوشت.
@Wrting_lovers
❤6👍6
مکانهایی دارم که میتوانم برای در آرامش کار کردن، به آنجا بروم. نویسنده در این خلوت، میتواند کارهای متفرقهای انجام دهد که به نویسندگی کمک کند. نگاه کردن به بیرون از پنجره، خواندن یک لغت از لغتنامه، غرق شدن در تخیلات مفید و...
ای بی. وایت
در اهمیت مکانهای الهام بخش
@Writing_lovers
ای بی. وایت
در اهمیت مکانهای الهام بخش
@Writing_lovers
❤4👍1👏1