تمام راز این است که در انگیزه، هیجان و در لحظه بنویسید ، همه چیز را بدون فکر کردن بنویسید ، بدون نگرانی در مورد سبک، بدون انتظار برای زمان یا مکان مناسب. من همیشه این کار را انجام دادهام. اولین تکه کاغذی که بهش رسیدم رو گرفتم، روی چهارچوب در، پشت هر میزی و نوشتم، نوشتم، نوشتم... وقتی تحت تاثیر لحظه مینویسی، موفق میشوی تا تک تک تپش قلبت را برسانی. مثل زندگی.
© والت ویتمن
@Writing_lovers
© والت ویتمن
@Writing_lovers
👍5❤4
برگزیدهای از کتابها که به فیلمهای بزرگ تبدیل شدند:
📕 "مسیر سبز"، استیون کینگ
📕 "باشگاه مبارزه"، چاک پالانیوک
📕"ارباب حلقه ها"، جان. آر. تالکین
📕 "مرشد و مارگاریتا"، میخائیل بولگاکف
📕 "انجمن شاعران مرده" ان. اچ کلاین باوم
@Writing_lovers
📕 "مسیر سبز"، استیون کینگ
📕 "باشگاه مبارزه"، چاک پالانیوک
📕"ارباب حلقه ها"، جان. آر. تالکین
📕 "مرشد و مارگاریتا"، میخائیل بولگاکف
📕 "انجمن شاعران مرده" ان. اچ کلاین باوم
@Writing_lovers
👍4🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای اینکه چطور داستایوفسکی خدمتکارش را ترساند!
معاصران داستایوفسکی خاطرنشان میکنند که وقتی داستایوفسکی در نوشتنِ آثارش غرق میشد، حتی غذا خوردن را فراموش میکرد. او تمام روز در اتاق قدم میزد و در لحظات الهامبخشی، خطوط، دیالوگها و طرح کلی رمانهای روانشناسانه و فلسفی آتیاش را با صدای بلند میگفت.
یک بار که در حال نوشتن بخشهایی از رمان جنایت و مکافات بود بلند شد و با وسواس از گوشهای به گوشه دیگر اتاق میرفت و میآمد و درباره نگرش راسکولنیکف نسبت به پیرزن و انگیزه او از قتل صحبت میکرد.
خدمتکارش که به طور ناگهانی گفتگوهای او را با خود شنید، ترسید و از خانه فرار کرد. او به این نتیجه قطعی رسیده بود که داستایوفسکی میخواهد کسی را بکشد.
@Writing_lovers
معاصران داستایوفسکی خاطرنشان میکنند که وقتی داستایوفسکی در نوشتنِ آثارش غرق میشد، حتی غذا خوردن را فراموش میکرد. او تمام روز در اتاق قدم میزد و در لحظات الهامبخشی، خطوط، دیالوگها و طرح کلی رمانهای روانشناسانه و فلسفی آتیاش را با صدای بلند میگفت.
یک بار که در حال نوشتن بخشهایی از رمان جنایت و مکافات بود بلند شد و با وسواس از گوشهای به گوشه دیگر اتاق میرفت و میآمد و درباره نگرش راسکولنیکف نسبت به پیرزن و انگیزه او از قتل صحبت میکرد.
خدمتکارش که به طور ناگهانی گفتگوهای او را با خود شنید، ترسید و از خانه فرار کرد. او به این نتیجه قطعی رسیده بود که داستایوفسکی میخواهد کسی را بکشد.
@Writing_lovers
🔥8✍3💯3😱2👍1🤩1
تمرین
بیست دقیقه متن را ادامه دهید و آزادنویسی کنید:
تکیه داده است کنار پنجره و سعی میکند ایستگاه اتوبوس را ببیند. هر شب ایستگاه واضح و آشکار پیدا بود، اما اکنون تصویر ایستگاه را لرزان و مغشوش میبیند....
از داستان ببینم نبضتان میزند
امین فقیری
@Writing_lovers
بیست دقیقه متن را ادامه دهید و آزادنویسی کنید:
تکیه داده است کنار پنجره و سعی میکند ایستگاه اتوبوس را ببیند. هر شب ایستگاه واضح و آشکار پیدا بود، اما اکنون تصویر ایستگاه را لرزان و مغشوش میبیند....
از داستان ببینم نبضتان میزند
امین فقیری
@Writing_lovers
👍3
داستانهای ایرانی که به فیلم تبدیل شدند:
📕درخت گلابی، گلی ترقی. داریوش مهرجویی
📕پدر آن دیگری، پرینوش صنیعی. یداله صمدی
📕چکمه ، هوشنگ مرادی کرمانی. محمدعلی طالبی
📕دایی جان ناپلئون. ایرج پزشکزاد. ناصر تقوایی
📕شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری. بهمن فرمانآرا
📕مهمان مامان، هوشنگ مرادی کرمانی. داریوش مهرجویی
@Writing_lovers
📕درخت گلابی، گلی ترقی. داریوش مهرجویی
📕پدر آن دیگری، پرینوش صنیعی. یداله صمدی
📕چکمه ، هوشنگ مرادی کرمانی. محمدعلی طالبی
📕دایی جان ناپلئون. ایرج پزشکزاد. ناصر تقوایی
📕شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری. بهمن فرمانآرا
📕مهمان مامان، هوشنگ مرادی کرمانی. داریوش مهرجویی
@Writing_lovers
❤3
روشی برای رمان نویس تازهکار
خلاصه نویسی به عنوان شیوهای است که میتواند به ما در کم و زیاد کردن، درستتر و زیباتر کردن طرح کمک کند.
اما برای خلاصهنویسی به چه نکاتی باید توجه کرد؟
خلاصه رمان، کلِ مسیری را نشان میدهد که شخصیتهای اصلی طی میکنند تا مسئله بغرنج زندگیشان را حل کنند. شروع رمان ممکن است اندکی پیش یا کمی بعد از ایجاد مسئله ی شخصیتها باشد، اما پایان رمان طبعا اندکی یا کمی بعد از گرهگشایی یعنی حل مسئله اصلی خواهد بود. مسیر کلی هم که انها طی میکنند تا به تدریج به حل مسئلهشان نزدیک و نزدیکتر شوند، در این خلاصه باید بیاورید، اعم از اینکه کجا میروند و با چه کسانی ملاقات میکنند و چه کارهایی میکنند تا به حل مسئله شان نزدبک شوند. در نهایت شما به خلاصهای که نوشتهاید، روند وقایع و حرکت پیشروی شخصیتها دسترسی دارید. درست همانطور که نقشه شهری را تماشا میکنید تا بدانید برای رسیدن به مقصدتان از کجاها میتوانید بروید.
حسین سناپور
📕یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
خلاصه نویسی به عنوان شیوهای است که میتواند به ما در کم و زیاد کردن، درستتر و زیباتر کردن طرح کمک کند.
اما برای خلاصهنویسی به چه نکاتی باید توجه کرد؟
خلاصه رمان، کلِ مسیری را نشان میدهد که شخصیتهای اصلی طی میکنند تا مسئله بغرنج زندگیشان را حل کنند. شروع رمان ممکن است اندکی پیش یا کمی بعد از ایجاد مسئله ی شخصیتها باشد، اما پایان رمان طبعا اندکی یا کمی بعد از گرهگشایی یعنی حل مسئله اصلی خواهد بود. مسیر کلی هم که انها طی میکنند تا به تدریج به حل مسئلهشان نزدیک و نزدیکتر شوند، در این خلاصه باید بیاورید، اعم از اینکه کجا میروند و با چه کسانی ملاقات میکنند و چه کارهایی میکنند تا به حل مسئله شان نزدبک شوند. در نهایت شما به خلاصهای که نوشتهاید، روند وقایع و حرکت پیشروی شخصیتها دسترسی دارید. درست همانطور که نقشه شهری را تماشا میکنید تا بدانید برای رسیدن به مقصدتان از کجاها میتوانید بروید.
حسین سناپور
📕یک شیوه برای رماننویسی
@Writing_lovers
🙏3👍2
گی دو موپاسان از برج ایفل خوشش نمیآمد!
با این وجود، او هر شب در رستوران برج ایفل شام میخورد و توضیح میداد که اینجا تنها جایی در پاریس است که برج از آنجا دیده نمیشود.
@Writing_lovers
با این وجود، او هر شب در رستوران برج ایفل شام میخورد و توضیح میداد که اینجا تنها جایی در پاریس است که برج از آنجا دیده نمیشود.
@Writing_lovers
👍12🆒3❤2🔥2😁2
چیزی که مردم از آن خجالت میکشند معمولاً میتواند یک داستان خوب بسازد.
© فرانسیس اسکات فیتزجرالد
@Writing_lovers
© فرانسیس اسکات فیتزجرالد
@Writing_lovers
👍14❤2
نقش فعل در متن داستانی
پل لاگتین
آنچه عملکرد یک متن را نشان میدهد، فعل است. ذهن ما به طور پیش فرض، میخواهد چیزهای زیبا را در طرح بگنجاند، اما باید یادمان باشد که حتی اگر بخواهیم چیزی را توصیف کنیم بهتر است در عمل نشان داده شود. اگر شخصی را توصیف میکنید، نگویید که او زحمتکش و نیرومند است، بلکه نشان دهید چگونه او در کار خوداز زورش استفاده میکند.
صفتها بد نیستند اما نقش کمکی را در متن بازی کنند، در واقع این فعلها هستند که باید نقش اصلی را در متن ایفا کنند.
نکته مهم: فعلها یک عمل فعال را نشان میدهند، اگرچه افعال خنثی هم وجود دارد.
افعال خنثی، افعالی هستند که فقط یک شرط کلی را بیان میکنند. مثال: وجود دارد، ظاهر میشود، میپذیرد، تأثیر میگذارد و ...
افعال فعال، عمل كنشگرانه را در داستان بيان میكنند. مانند: ضرب و شتم، کار کردن، لنگ زدن، پرش، شلیک و...
این افعال فعال هستند که برای داستانتان مفید است. آنها حرکت دارند و باعث میشوند متنتان فعالتر شود. کلید موفقیت، عمل و حرکت است و عمل همان فعل است.
@Writing_lovers
پل لاگتین
آنچه عملکرد یک متن را نشان میدهد، فعل است. ذهن ما به طور پیش فرض، میخواهد چیزهای زیبا را در طرح بگنجاند، اما باید یادمان باشد که حتی اگر بخواهیم چیزی را توصیف کنیم بهتر است در عمل نشان داده شود. اگر شخصی را توصیف میکنید، نگویید که او زحمتکش و نیرومند است، بلکه نشان دهید چگونه او در کار خوداز زورش استفاده میکند.
صفتها بد نیستند اما نقش کمکی را در متن بازی کنند، در واقع این فعلها هستند که باید نقش اصلی را در متن ایفا کنند.
نکته مهم: فعلها یک عمل فعال را نشان میدهند، اگرچه افعال خنثی هم وجود دارد.
افعال خنثی، افعالی هستند که فقط یک شرط کلی را بیان میکنند. مثال: وجود دارد، ظاهر میشود، میپذیرد، تأثیر میگذارد و ...
افعال فعال، عمل كنشگرانه را در داستان بيان میكنند. مانند: ضرب و شتم، کار کردن، لنگ زدن، پرش، شلیک و...
این افعال فعال هستند که برای داستانتان مفید است. آنها حرکت دارند و باعث میشوند متنتان فعالتر شود. کلید موفقیت، عمل و حرکت است و عمل همان فعل است.
@Writing_lovers
❤5👍4
مارک تواین یک طنزپرداز عالی بود.
او در اوقات فراغت، تکذیبیههایی در مورد مرگ خود به روزنامههای مختلف مینوشت. چیزی شبیه این پیام " درباره شایعات مرگ من به شدت اغراق شده است." در نهایت سردبیران روزنامهها مجبور شدند واژه «متاسفانه» را به ابتدای این پیامها اضافه کنند.
@writing_lovers
او در اوقات فراغت، تکذیبیههایی در مورد مرگ خود به روزنامههای مختلف مینوشت. چیزی شبیه این پیام " درباره شایعات مرگ من به شدت اغراق شده است." در نهایت سردبیران روزنامهها مجبور شدند واژه «متاسفانه» را به ابتدای این پیامها اضافه کنند.
@writing_lovers
❤10😁2
🔰نکته اصلی نوشتن، در این است که انسان بدون فکر کردن، آزادانه آنچه را از روحش جاری میشود، بنویسد.
آنتوان چخوف
✍تمرین
متن را ادامه دهید و بيست دقیقه آزادانه بنویسید:
رفتم ته اتاق. نشستم زمین و پشت به دیوار دادم. گفتم :«بسه پسر، بسه خسته شدی، بسه» شاید نفهمید رویم به اوست چون نرم میگفتم یا فکر میکرد حرفم تعارف خالی است....
📕از داستان خروس
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
آنتوان چخوف
✍تمرین
متن را ادامه دهید و بيست دقیقه آزادانه بنویسید:
رفتم ته اتاق. نشستم زمین و پشت به دیوار دادم. گفتم :«بسه پسر، بسه خسته شدی، بسه» شاید نفهمید رویم به اوست چون نرم میگفتم یا فکر میکرد حرفم تعارف خالی است....
📕از داستان خروس
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
👍6
شخصیت منحصر به فرد
پل لاگتین
چه چیزی یک شخصیت را خاص میکند؟ ظاهر؟ طنز یا کاریزما؟ شاید پیچیدگیها و هویتش؟ البته همه اینها مهم است، اما آنچه مهمتر است اقدامات او است.
در داستان «جنایت و مکافات» داستایفسکی منحصر به فرد بودن راسکولنیکف به ذهن و روان او ربط دارد، اما اگر او پیرزن را به قتل نمیرساند، شخصیت او کاملا بر ما آشکار میشد؟ شخصیتها با اولین اقداماتشان خودشان را به ما نشان میدهند.
پشت اقدامات شخصیت، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم در داستان برای مخاطب روشن میشود. در واقع شخصیتها به این دلیل منحصر به فرد هستند که آنها به مسائل به شکل خاصی واکنش نشان میدهند و واکنش هر شخصیت بنا به انگیزهها و اهدافش متفاوت است.
نتیجه اینکه اهداف شخصیت بر اساس تجربه و گذشتهٔ او شکل میگیرد و این هدف او را به سمت اقداماتی سوق میدهد و در نهایت او را به كسی كه هست تبدیل میکند.
بنابراین شما دو گزینه برای نحوهٔ خلق یک شخصیت دارید:
۱. کاری کنید تا کاراکتر اقداماتی انجام دهد و پس از آن به دنبال انگیزه و تجربهٔ گذشتهٔ او باشید.
۲. از آن طرف شروع کنید یعنی با توجه به تجربیات گذشتهاش، ببینید که او با چنین تجربیاتی چگونه رفتار خواهد کرد. فقط در این شیوه، شخصیت است که مسیر پیشرفت داستان را تعیین می کند و نه نویسنده، زیرا شکل گیری تجارب او اهدافش را شکل میدهد، و او میداند که تجربیاتش به کجا منتهی میشود.
@Writing_lovers
پل لاگتین
چه چیزی یک شخصیت را خاص میکند؟ ظاهر؟ طنز یا کاریزما؟ شاید پیچیدگیها و هویتش؟ البته همه اینها مهم است، اما آنچه مهمتر است اقدامات او است.
در داستان «جنایت و مکافات» داستایفسکی منحصر به فرد بودن راسکولنیکف به ذهن و روان او ربط دارد، اما اگر او پیرزن را به قتل نمیرساند، شخصیت او کاملا بر ما آشکار میشد؟ شخصیتها با اولین اقداماتشان خودشان را به ما نشان میدهند.
پشت اقدامات شخصیت، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم در داستان برای مخاطب روشن میشود. در واقع شخصیتها به این دلیل منحصر به فرد هستند که آنها به مسائل به شکل خاصی واکنش نشان میدهند و واکنش هر شخصیت بنا به انگیزهها و اهدافش متفاوت است.
نتیجه اینکه اهداف شخصیت بر اساس تجربه و گذشتهٔ او شکل میگیرد و این هدف او را به سمت اقداماتی سوق میدهد و در نهایت او را به كسی كه هست تبدیل میکند.
بنابراین شما دو گزینه برای نحوهٔ خلق یک شخصیت دارید:
۱. کاری کنید تا کاراکتر اقداماتی انجام دهد و پس از آن به دنبال انگیزه و تجربهٔ گذشتهٔ او باشید.
۲. از آن طرف شروع کنید یعنی با توجه به تجربیات گذشتهاش، ببینید که او با چنین تجربیاتی چگونه رفتار خواهد کرد. فقط در این شیوه، شخصیت است که مسیر پیشرفت داستان را تعیین می کند و نه نویسنده، زیرا شکل گیری تجارب او اهدافش را شکل میدهد، و او میداند که تجربیاتش به کجا منتهی میشود.
@Writing_lovers
👍5❤3
من یک نویسنده هستم و تمام آنچه مینویسم شناخت و تلاش ناامید کننده برای درک چیزهایی درباره خودم و دنیایی است که در آن زندگی میکنم. این کاری است که همه باید انجام دهند. نوشتن دربارهٔ چیزهایی که شما به راحتی نمیتوانید آن را بفهمید یا هرگز نخواهید فهمید، گیر کردهاید، متحیرید اما آن را به اشتراک میگذارید. و اگر خوش شانس باشید، میتوانید چیزی یاد بگیرید.
آرتور میلر
@Writing_lovers
آرتور میلر
@Writing_lovers
👍8🔥3