تمرین
این عبارت را در نظر بگیرید: سام مطمئن نبود آیا این علامت خوبی است یا نشانهای از مصیبت، اما میدانست...
با این سرآغاز شروع کنید و ادامه دهید. آزادانه نوشتن به این معنی است که بدون توقف یا فکر کردن زیاد، فقط بنویسید. فقط با شتاب بنویسید. به هرشکلی که کلمات بیرون میآیند. باید حداقل پنج دقیقه به این نحو بنویسید. اما اگر هم میخواهید بیشترش کنید آزادید.
هیچکس کاری به این نوشته ندارد به جز خودتان و شما هم به آن به جز به دید حرف هایی قلمبه سلمبه نگاه نمیکنید. فقط احساس کنید که دارید از عصبانیت و حرارت تند تند چیزهایی را روی کاغذ می آورید.
آنیسا دهقانی
📕قدم به قدم تا نوشتن داستان
@writing_lovers
این عبارت را در نظر بگیرید: سام مطمئن نبود آیا این علامت خوبی است یا نشانهای از مصیبت، اما میدانست...
با این سرآغاز شروع کنید و ادامه دهید. آزادانه نوشتن به این معنی است که بدون توقف یا فکر کردن زیاد، فقط بنویسید. فقط با شتاب بنویسید. به هرشکلی که کلمات بیرون میآیند. باید حداقل پنج دقیقه به این نحو بنویسید. اما اگر هم میخواهید بیشترش کنید آزادید.
هیچکس کاری به این نوشته ندارد به جز خودتان و شما هم به آن به جز به دید حرف هایی قلمبه سلمبه نگاه نمیکنید. فقط احساس کنید که دارید از عصبانیت و حرارت تند تند چیزهایی را روی کاغذ می آورید.
آنیسا دهقانی
📕قدم به قدم تا نوشتن داستان
@writing_lovers
👍5🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤4
فهرست حقایق امروز
جملاتی که در فاصله کارها نوشتم و در واقع فهرست حقایقی است که از سرگذراندهام.
پیانو گوش میدم و از پنجره به بارون نگاه میکنم. انگور ژاپنیها، زیر بارون قرمز و درخشانند.
وقتی اول صبح یک صفحه کتاب میخوانی، متوجه میشوی حرفهای بیشتری برای تعریف کردن داری.
صحبت با خود از آتش درونی روح انسان زبانه میکشد. از کتاب مردی که میخندد. ویکتور هوگو
با یه عالم آهنگ آنگولایی، رقصیدم.
این روزها بیش از هر کاری عاشق نوشتن نامه هستم. بازنویسی داستانم دیروز تمام شد و امروز یکی تازه شروع کردهام.
پرندهای به سمتم حرکت کرد.
قلب باید محافظت شود، صرفاً باید از خودت قدردانی کنی، برای تمام خدماتش.
عمل آفرینش به طرز وحشتناکی عجیب و غریب و غیرقابل توصیف مانند عاشق شدن است: گراهام گرین
ناامیدی را جزئی از مسیر میدانم و از آن حیث به آن امیدوارم.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانه فکر کردن است. از کتاب روزنوشتها، ست گودین. ترجمه مصطفی منبری
دفترچه سفارش داشته باش.
از خودت پذیرایی کن!
متاسفم که اینم نیاز به یادآوری داره ولی صاف بشین
هر روز چندتا سوال از خودت بپرس!
نمیخواهد مسیر "سنتی" را در زندگی دنبال کنی.
مثل وقتی کتابی میخوانی و جمله ای باعث میشود بغضی مدام توی گلویت بالا و پایین برود. جمله ای که عشق فراموش شده یا فقدانی را به یادت میآورد و قلبت به لرزه در میآید و غصه میخزد توی حنجره ات.
بقول لئونارد کوهن اگه خوب گوش بدی چیزی در تو می خواهد شروع شود.
@writing_lovers
جملاتی که در فاصله کارها نوشتم و در واقع فهرست حقایقی است که از سرگذراندهام.
پیانو گوش میدم و از پنجره به بارون نگاه میکنم. انگور ژاپنیها، زیر بارون قرمز و درخشانند.
وقتی اول صبح یک صفحه کتاب میخوانی، متوجه میشوی حرفهای بیشتری برای تعریف کردن داری.
صحبت با خود از آتش درونی روح انسان زبانه میکشد. از کتاب مردی که میخندد. ویکتور هوگو
با یه عالم آهنگ آنگولایی، رقصیدم.
این روزها بیش از هر کاری عاشق نوشتن نامه هستم. بازنویسی داستانم دیروز تمام شد و امروز یکی تازه شروع کردهام.
پرندهای به سمتم حرکت کرد.
قلب باید محافظت شود، صرفاً باید از خودت قدردانی کنی، برای تمام خدماتش.
عمل آفرینش به طرز وحشتناکی عجیب و غریب و غیرقابل توصیف مانند عاشق شدن است: گراهام گرین
ناامیدی را جزئی از مسیر میدانم و از آن حیث به آن امیدوارم.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانه فکر کردن است. از کتاب روزنوشتها، ست گودین. ترجمه مصطفی منبری
دفترچه سفارش داشته باش.
از خودت پذیرایی کن!
متاسفم که اینم نیاز به یادآوری داره ولی صاف بشین
هر روز چندتا سوال از خودت بپرس!
نمیخواهد مسیر "سنتی" را در زندگی دنبال کنی.
مثل وقتی کتابی میخوانی و جمله ای باعث میشود بغضی مدام توی گلویت بالا و پایین برود. جمله ای که عشق فراموش شده یا فقدانی را به یادت میآورد و قلبت به لرزه در میآید و غصه میخزد توی حنجره ات.
بقول لئونارد کوهن اگه خوب گوش بدی چیزی در تو می خواهد شروع شود.
@writing_lovers
❤8👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهم اینه که خودت بمونی. این هنر عالی است. این سختترین کار است زیرا به هیچ تلاشی از جانب شما نیاز نداره. شما نیازی به تقلید از کسی یا چیزی ندارید، نیازی به تظاهر به حکیم بودن و یا تظاهر به ابله بودن ندارید... متوجه منظورم هستید؟ فقط باید با صدای خودت صحبت کنی و کاری رو انجام بدی که دوست داری.
هنری میلر
📕لبخند پای نردبان
@writing_lovers
هنری میلر
📕لبخند پای نردبان
@writing_lovers
👏7👍1
تمرین
کتابی باز کنید. تصادفی یک جمله را انتخاب کنید و کتاب را ببندید. بدون این که به محتوای بخشی که جمله را از آن گرفتهاید نگاه کنید، آغاز کنید به نوشتن. بگذارید کلمات جریان پیدا کنند. از نوشتن بازنایستید و قلمتان را ز مین نگذارید. این تمرین را سه بار انجام دهید و هربار ماجرا را در جهت دیگری پیش ببرید. این تمرینی برای خلق ایدههای تازه است.
مارگارت لوک
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه»
@Writing_lovers
کتابی باز کنید. تصادفی یک جمله را انتخاب کنید و کتاب را ببندید. بدون این که به محتوای بخشی که جمله را از آن گرفتهاید نگاه کنید، آغاز کنید به نوشتن. بگذارید کلمات جریان پیدا کنند. از نوشتن بازنایستید و قلمتان را ز مین نگذارید. این تمرین را سه بار انجام دهید و هربار ماجرا را در جهت دیگری پیش ببرید. این تمرینی برای خلق ایدههای تازه است.
مارگارت لوک
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه»
@Writing_lovers
👍7👏3
کاربرد درست کلمه، همان تکنیکیاست که باعث میشود نویسنده در روایت خوب عمل کند. وسواس بر سر کلمه همان جزئینگاری است که یک داستان را در ذهن مخاطبش ماندگار میکند. جزئینگاری با کلمات، تصویر داستانی را به طور دقیق پیش روی خواننده میگذارد. چطور یک نویسنده نمیتواند از کلمات به درستی کار بکشد و درعین حال بتواند تصویری جزئی و دقیق را بیان کند. ابزار شما برای نشان دادن در یک اثر داستانی کلمه است و اشراف بر کلمه، اشراف بر تکنیک جزئینگاری، داستان را به مثابه فیلمی در ذهن خواننده ثبت میکند. فیلمی که شاید هیچ وقت تصاویرش را از یاد نبرد و برای هر نویسندهای مهمترین چیز همین است.
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادبیات برای من تجلی وجدان، آزادی و درد روانی است. نمیدانم چرا دارم مینویسم اگر سوال این است! مطمئن نیستم که داستانهایم از من سرچشمه گرفته باشد. من آنها را خلق نکردم، فقط آنها را یادداشت کردم و به طور دردناکی به دنبال کلماتی گشتم که به نوعی به شنیده هایم پاسخ دهند، مانند صدایی از بیرون.
هرمان هسه
@writing_lovers
هرمان هسه
@writing_lovers
❤4👍3
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یکی از دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید و سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه آن را بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیت مفید است.
@Writing_lovers
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یکی از دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید و سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه آن را بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیت مفید است.
@Writing_lovers
👍8🙏1
نوشتن به اندازه کار فیزیکی سخت نیست اما چیزی که در مورد هنر صادق است این است که شما باید در چیزی خوب شوید و سپس بهتر شوید؛ و سختترین کار، حل مسائل با تعداد بینهایت راه حل است.
یودورا ولتی
@Writing_lovers
یودورا ولتی
@Writing_lovers
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست دیرینهام
از من خواستهای نامهای برایت بنویسم، این بازی کودکانهی نامه نگاری را دوست داری و ادا اطوار خودت را داری مثلا میگویی باید دست خط خودت باشد و نامه تایپ شده فایدهای ندارد.
پس صبح اول کاری که میکنم، این است که فایل نامه هایی را که تا الان برایت تایپ کرده ام، میبندم و خودکار و کاغذی را برمیدارم و شروع به نوشتن میکنم.
نمیدانم چه برایت بنویسم، تو برعکس منی همیشه حرفی برای گفتن داری، روایتهای طولانی که بلدی با آب و تاب توی نامههایت تعریفشان کنی. قصههایی که هرازچندگاهی با اصول خاص خودت اول چرکنویس و بعد با نظم پاکنویسان میکنی و برایم میفرستی.
نامه های من اما همیشه کوتاه است. پس در حالی که خودکار را روی کاغذ میگذارم و به ذهنم فشار میآورم، تصمیم میگیرم کمی تخیلم را فعال کنم و چیزهایی برایت بنویسم.
مینویسم دوست دیرینهام سالها پیش در روزی پاییزی تو را یافتهام. حالا هم با گذر سالیان این دوستی مستحکم تر شدهاست، چنانکه گاه گمان میکنم این دوستی متعلق به روزگاری دور و باستانی است. روزگاری که من با قلمی از پر برایت مینوشتم، آن را به پای کبوتری میبستم و به سوی تو پرواز میدادم و تو را میبینم که نامه را از پای کبوتر باز میکنی و با بوسهای درآسمان پروازش میدهی. بعد هم در گوشه ای مینشینی و نامهام را میخوانی.
این تنها شیوهی دلخواه نامه نگاری و بیان روایتهایم به تو است. امیدوارم این نامه کوتاه بیان کنندهی عشق و احساس فراوانم به تو دوست دیرینهام باشد.
دوستت دارم
از طرف دوست باستانی تو
@writing_lovers
از من خواستهای نامهای برایت بنویسم، این بازی کودکانهی نامه نگاری را دوست داری و ادا اطوار خودت را داری مثلا میگویی باید دست خط خودت باشد و نامه تایپ شده فایدهای ندارد.
پس صبح اول کاری که میکنم، این است که فایل نامه هایی را که تا الان برایت تایپ کرده ام، میبندم و خودکار و کاغذی را برمیدارم و شروع به نوشتن میکنم.
نمیدانم چه برایت بنویسم، تو برعکس منی همیشه حرفی برای گفتن داری، روایتهای طولانی که بلدی با آب و تاب توی نامههایت تعریفشان کنی. قصههایی که هرازچندگاهی با اصول خاص خودت اول چرکنویس و بعد با نظم پاکنویسان میکنی و برایم میفرستی.
نامه های من اما همیشه کوتاه است. پس در حالی که خودکار را روی کاغذ میگذارم و به ذهنم فشار میآورم، تصمیم میگیرم کمی تخیلم را فعال کنم و چیزهایی برایت بنویسم.
مینویسم دوست دیرینهام سالها پیش در روزی پاییزی تو را یافتهام. حالا هم با گذر سالیان این دوستی مستحکم تر شدهاست، چنانکه گاه گمان میکنم این دوستی متعلق به روزگاری دور و باستانی است. روزگاری که من با قلمی از پر برایت مینوشتم، آن را به پای کبوتری میبستم و به سوی تو پرواز میدادم و تو را میبینم که نامه را از پای کبوتر باز میکنی و با بوسهای درآسمان پروازش میدهی. بعد هم در گوشه ای مینشینی و نامهام را میخوانی.
این تنها شیوهی دلخواه نامه نگاری و بیان روایتهایم به تو است. امیدوارم این نامه کوتاه بیان کنندهی عشق و احساس فراوانم به تو دوست دیرینهام باشد.
دوستت دارم
از طرف دوست باستانی تو
@writing_lovers
❤7👍1
محمد تقی مدرسی و بن بست نوشتن
برای نوشتن هر داستانی، من همیشه از وسیلهای استفاده میکنم که اسمش را گذاشتهام صدای درونی. کشف این صدا برای من هم غیر مترقبه بود. روزی در خیابان «وست وود» لس آنجلس که مجل جمع شدن ایرانیها و مغازههای ایرانی است، صدای یکخانم ایرانی را شنیدم که داشتسر قیمت باقلا با صاحب مغازه چانه میزد. آن قدر این صدا و ریتم و آهنگفارسی برایم مهم بود و بیشتر به زمزمهای شباهت داشت که آدم در مواقع تنهایی و یا وقت هایی که فکر جالبی به ذهنش رسیده برای خودش میکند. هر وقت در نوشتن داستانی به بن بستی برمیخورم و قلم چموش از نوشتن سر پیچی میکند، قسمتی از داستان را بلند بلند برای خودم میخوانم. خواندن پشت سرهم جملات، ریتم مخصوص خودشان را پیدا میکنند و اگر اقبالم بلند باشد، ناگهان صحنهای در ذهنم روشن میشود و دنباله نوشتن داستان را از سر میگیرم.
تقی مدرسی
📕از کتاب گفتگوها، علی دهباشی
@Writing_lovers
برای نوشتن هر داستانی، من همیشه از وسیلهای استفاده میکنم که اسمش را گذاشتهام صدای درونی. کشف این صدا برای من هم غیر مترقبه بود. روزی در خیابان «وست وود» لس آنجلس که مجل جمع شدن ایرانیها و مغازههای ایرانی است، صدای یکخانم ایرانی را شنیدم که داشتسر قیمت باقلا با صاحب مغازه چانه میزد. آن قدر این صدا و ریتم و آهنگفارسی برایم مهم بود و بیشتر به زمزمهای شباهت داشت که آدم در مواقع تنهایی و یا وقت هایی که فکر جالبی به ذهنش رسیده برای خودش میکند. هر وقت در نوشتن داستانی به بن بستی برمیخورم و قلم چموش از نوشتن سر پیچی میکند، قسمتی از داستان را بلند بلند برای خودم میخوانم. خواندن پشت سرهم جملات، ریتم مخصوص خودشان را پیدا میکنند و اگر اقبالم بلند باشد، ناگهان صحنهای در ذهنم روشن میشود و دنباله نوشتن داستان را از سر میگیرم.
تقی مدرسی
📕از کتاب گفتگوها، علی دهباشی
@Writing_lovers
👍8
کارن کوشمن، نویسنده تصنیف لوسی ویپل، گفته که ایدهی این داستان زمانی به سراغش آمد که در کتابخانهی موزهای در حوالی کالیفرنیا کتابی میخواند. او با آمار عجیبی مواجه شد که نود درصد مهاجرانی که در دهه ۵۰ قرن ۱۹ به کالیفرنیا مهاجرت کرده بودند، مرد بودهاند.
این یعنی ده درصد را زنها و کودکان تشکیل میدادند. با خودش فکر کرد:«برای یه دختر زندگی در چنین شرایط سختی و در این منطقه چگونه بوده است؟»
خود کوشمن مهاجرت ناخوشایندی را از کشوری به کشور دیگر در سن دوازده سالگی تجربه کرده بود.
حالا دو ایده داشت که در هم بیامیزد، اول ایدهی دیدگاه بچهای درباره یک لحظه هیجانی در تاریخ و نیز تجربه و احساس خودش زمانی که دختر بچه دوازده سالهای بود و از محیط آشنا و راحت خانه کنده شد. وقتی این ایدهها با هم جفت شدند ، شخصیت لوسی ویپل متولد شد و رمان کوشمن شکل گرفت.
⭕️از ترکیب دو یا چند ایده استفاده کنید.
@Writing_lovers
این یعنی ده درصد را زنها و کودکان تشکیل میدادند. با خودش فکر کرد:«برای یه دختر زندگی در چنین شرایط سختی و در این منطقه چگونه بوده است؟»
خود کوشمن مهاجرت ناخوشایندی را از کشوری به کشور دیگر در سن دوازده سالگی تجربه کرده بود.
حالا دو ایده داشت که در هم بیامیزد، اول ایدهی دیدگاه بچهای درباره یک لحظه هیجانی در تاریخ و نیز تجربه و احساس خودش زمانی که دختر بچه دوازده سالهای بود و از محیط آشنا و راحت خانه کنده شد. وقتی این ایدهها با هم جفت شدند ، شخصیت لوسی ویپل متولد شد و رمان کوشمن شکل گرفت.
⭕️از ترکیب دو یا چند ایده استفاده کنید.
@Writing_lovers
👍5👏2
سه درمان برای مالیخولیا و غم وجود دارد.
شماره یک غذا است. ناهار خوب، کیک و شکلات و ... شماره دو موسیقی است. موسیقی همیشه به من کمک میکند تا فراموش کنم. اندوههای کمی در جهان وجود دارد که موسیقی در برابر آن ناتوان باشد.
- خب، شماره سه؟ مشروب است؟
- اشتباه میکنی. الکل کمکی به خلاص شدن از شر افکار تلخ نمی کند. برعکس. من سینما را ترجیح میدهم. باید تمام روز را با فیلمها بگذرانید و سه یا چهار فیلم پشت سر هم تماشا کنید.
ژان میشل گناسیا
📕باشگاه اصلاح ناپذیران
@writing_lovers
شماره یک غذا است. ناهار خوب، کیک و شکلات و ... شماره دو موسیقی است. موسیقی همیشه به من کمک میکند تا فراموش کنم. اندوههای کمی در جهان وجود دارد که موسیقی در برابر آن ناتوان باشد.
- خب، شماره سه؟ مشروب است؟
- اشتباه میکنی. الکل کمکی به خلاص شدن از شر افکار تلخ نمی کند. برعکس. من سینما را ترجیح میدهم. باید تمام روز را با فیلمها بگذرانید و سه یا چهار فیلم پشت سر هم تماشا کنید.
ژان میشل گناسیا
📕باشگاه اصلاح ناپذیران
@writing_lovers
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM