This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونگی خلاص شدن از انسداد نویسندگی!
نیل گیمن
«منتقد درون» را خاموش کن. به او گوش نده. با نادیده گرفتن صدایی که در گوشات زمزمه میکند که ایدهات احمقانه است، به نوشتن ادامه بده.
اگر به این دلیل ناراحتی که اثرت چیز کاملی نیست، حداقل آن را تمام کن. کار را انجام بده و تمامش کن. حتی اگر داستانت یک داستان بد باشد، تمام کردن آن چیزی را به تو یاد میدهد؛ حتی اگر فقط این باشد که «ديگر انجامش ندهی!»
هیچ کس هرگز از آنچه مینویسد راضی نخواهد شد، زیرا ما انسان هستیم. داستانها همیشه در ذهنمان کامل، بی عیب و نقص و همچون سحر و جادو هستند. بعد وقتی به ناچار، آن را روی کاغذ میآوریم و یک کلمه بد بعد از دیگری روی کاغذ میآید، با هر کلمه، «منتقد درونی» به ما می گوید که این ایده چرت و پرت است و بهتر است آن را رها کنیم.
نادیده گرفتن «منقد درونی» تا هنگامی که کارت تمام میشود از مهمترین مراحل انجام کار است. هر کاری می توانی انجام بده تا آن را به پایان برسانی. باور کن، اشتباهات را بعدا میتوان اصلاح کرد.
به یاد داشته باش: اگر یک انسان هستی، هیچ کس انتظار ندارد که سبکی بی عیب و نقص داشته باشی. فقط بنويس، هر داستان تکمیل شده تو را به تبدیل شدن به یک نویسنده نزدیکتر میکند و تو را به عنوان یک نویسنده رشد میدهد.
بسیار راحت است که چیزهای بیرونی را سرزنش کنی. این مسئولیت تو را از بین میبرد و به تو اجازه میدهد فردی غیر از خودت را سرزنش کنی و به نظر میرسد این نوعی خودفریبی است.
بسیار منصفانه است که «انسداد» را ترکیبی از تنبلی، کمال گرایی و گیرکردن اثر بنامیم.
اگر تنبلی است، تنبل بودن را متوقف کن. اگر کمال گرایی است، منتظر کمال نباش. و اگر گیر کرده ای برای لحظه ای نگاه کن که داستانت کجا از ریل خارج شده، جایی که ممکن است اشتباه کرده باشی یا نیاز به یک رویکرد عمیق تر داشته باشی. فکر کن که چه چیزی میتوانی اضافه کنی تا داستان به زندگی برگردد؟ و دوباره بنويس.
نیل گیمن نویسنده علمی تخیلی، رمانهای گرافیکی و کمیک، فیلمنامه فیلم است.
@Writing_lovers
نیل گیمن
«منتقد درون» را خاموش کن. به او گوش نده. با نادیده گرفتن صدایی که در گوشات زمزمه میکند که ایدهات احمقانه است، به نوشتن ادامه بده.
اگر به این دلیل ناراحتی که اثرت چیز کاملی نیست، حداقل آن را تمام کن. کار را انجام بده و تمامش کن. حتی اگر داستانت یک داستان بد باشد، تمام کردن آن چیزی را به تو یاد میدهد؛ حتی اگر فقط این باشد که «ديگر انجامش ندهی!»
هیچ کس هرگز از آنچه مینویسد راضی نخواهد شد، زیرا ما انسان هستیم. داستانها همیشه در ذهنمان کامل، بی عیب و نقص و همچون سحر و جادو هستند. بعد وقتی به ناچار، آن را روی کاغذ میآوریم و یک کلمه بد بعد از دیگری روی کاغذ میآید، با هر کلمه، «منتقد درونی» به ما می گوید که این ایده چرت و پرت است و بهتر است آن را رها کنیم.
نادیده گرفتن «منقد درونی» تا هنگامی که کارت تمام میشود از مهمترین مراحل انجام کار است. هر کاری می توانی انجام بده تا آن را به پایان برسانی. باور کن، اشتباهات را بعدا میتوان اصلاح کرد.
به یاد داشته باش: اگر یک انسان هستی، هیچ کس انتظار ندارد که سبکی بی عیب و نقص داشته باشی. فقط بنويس، هر داستان تکمیل شده تو را به تبدیل شدن به یک نویسنده نزدیکتر میکند و تو را به عنوان یک نویسنده رشد میدهد.
بسیار راحت است که چیزهای بیرونی را سرزنش کنی. این مسئولیت تو را از بین میبرد و به تو اجازه میدهد فردی غیر از خودت را سرزنش کنی و به نظر میرسد این نوعی خودفریبی است.
بسیار منصفانه است که «انسداد» را ترکیبی از تنبلی، کمال گرایی و گیرکردن اثر بنامیم.
اگر تنبلی است، تنبل بودن را متوقف کن. اگر کمال گرایی است، منتظر کمال نباش. و اگر گیر کرده ای برای لحظه ای نگاه کن که داستانت کجا از ریل خارج شده، جایی که ممکن است اشتباه کرده باشی یا نیاز به یک رویکرد عمیق تر داشته باشی. فکر کن که چه چیزی میتوانی اضافه کنی تا داستان به زندگی برگردد؟ و دوباره بنويس.
نیل گیمن نویسنده علمی تخیلی، رمانهای گرافیکی و کمیک، فیلمنامه فیلم است.
@Writing_lovers
❤8👍6
تمرین
این عبارت را در نظر بگیرید: سام مطمئن نبود آیا این علامت خوبی است یا نشانهای از مصیبت، اما میدانست...
با این سرآغاز شروع کنید و ادامه دهید. آزادانه نوشتن به این معنی است که بدون توقف یا فکر کردن زیاد، فقط بنویسید. فقط با شتاب بنویسید. به هرشکلی که کلمات بیرون میآیند. باید حداقل پنج دقیقه به این نحو بنویسید. اما اگر هم میخواهید بیشترش کنید آزادید.
هیچکس کاری به این نوشته ندارد به جز خودتان و شما هم به آن به جز به دید حرف هایی قلمبه سلمبه نگاه نمیکنید. فقط احساس کنید که دارید از عصبانیت و حرارت تند تند چیزهایی را روی کاغذ می آورید.
آنیسا دهقانی
📕قدم به قدم تا نوشتن داستان
@writing_lovers
این عبارت را در نظر بگیرید: سام مطمئن نبود آیا این علامت خوبی است یا نشانهای از مصیبت، اما میدانست...
با این سرآغاز شروع کنید و ادامه دهید. آزادانه نوشتن به این معنی است که بدون توقف یا فکر کردن زیاد، فقط بنویسید. فقط با شتاب بنویسید. به هرشکلی که کلمات بیرون میآیند. باید حداقل پنج دقیقه به این نحو بنویسید. اما اگر هم میخواهید بیشترش کنید آزادید.
هیچکس کاری به این نوشته ندارد به جز خودتان و شما هم به آن به جز به دید حرف هایی قلمبه سلمبه نگاه نمیکنید. فقط احساس کنید که دارید از عصبانیت و حرارت تند تند چیزهایی را روی کاغذ می آورید.
آنیسا دهقانی
📕قدم به قدم تا نوشتن داستان
@writing_lovers
👍5🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤4
فهرست حقایق امروز
جملاتی که در فاصله کارها نوشتم و در واقع فهرست حقایقی است که از سرگذراندهام.
پیانو گوش میدم و از پنجره به بارون نگاه میکنم. انگور ژاپنیها، زیر بارون قرمز و درخشانند.
وقتی اول صبح یک صفحه کتاب میخوانی، متوجه میشوی حرفهای بیشتری برای تعریف کردن داری.
صحبت با خود از آتش درونی روح انسان زبانه میکشد. از کتاب مردی که میخندد. ویکتور هوگو
با یه عالم آهنگ آنگولایی، رقصیدم.
این روزها بیش از هر کاری عاشق نوشتن نامه هستم. بازنویسی داستانم دیروز تمام شد و امروز یکی تازه شروع کردهام.
پرندهای به سمتم حرکت کرد.
قلب باید محافظت شود، صرفاً باید از خودت قدردانی کنی، برای تمام خدماتش.
عمل آفرینش به طرز وحشتناکی عجیب و غریب و غیرقابل توصیف مانند عاشق شدن است: گراهام گرین
ناامیدی را جزئی از مسیر میدانم و از آن حیث به آن امیدوارم.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانه فکر کردن است. از کتاب روزنوشتها، ست گودین. ترجمه مصطفی منبری
دفترچه سفارش داشته باش.
از خودت پذیرایی کن!
متاسفم که اینم نیاز به یادآوری داره ولی صاف بشین
هر روز چندتا سوال از خودت بپرس!
نمیخواهد مسیر "سنتی" را در زندگی دنبال کنی.
مثل وقتی کتابی میخوانی و جمله ای باعث میشود بغضی مدام توی گلویت بالا و پایین برود. جمله ای که عشق فراموش شده یا فقدانی را به یادت میآورد و قلبت به لرزه در میآید و غصه میخزد توی حنجره ات.
بقول لئونارد کوهن اگه خوب گوش بدی چیزی در تو می خواهد شروع شود.
@writing_lovers
جملاتی که در فاصله کارها نوشتم و در واقع فهرست حقایقی است که از سرگذراندهام.
پیانو گوش میدم و از پنجره به بارون نگاه میکنم. انگور ژاپنیها، زیر بارون قرمز و درخشانند.
وقتی اول صبح یک صفحه کتاب میخوانی، متوجه میشوی حرفهای بیشتری برای تعریف کردن داری.
صحبت با خود از آتش درونی روح انسان زبانه میکشد. از کتاب مردی که میخندد. ویکتور هوگو
با یه عالم آهنگ آنگولایی، رقصیدم.
این روزها بیش از هر کاری عاشق نوشتن نامه هستم. بازنویسی داستانم دیروز تمام شد و امروز یکی تازه شروع کردهام.
پرندهای به سمتم حرکت کرد.
قلب باید محافظت شود، صرفاً باید از خودت قدردانی کنی، برای تمام خدماتش.
عمل آفرینش به طرز وحشتناکی عجیب و غریب و غیرقابل توصیف مانند عاشق شدن است: گراهام گرین
ناامیدی را جزئی از مسیر میدانم و از آن حیث به آن امیدوارم.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانه فکر کردن است. از کتاب روزنوشتها، ست گودین. ترجمه مصطفی منبری
دفترچه سفارش داشته باش.
از خودت پذیرایی کن!
متاسفم که اینم نیاز به یادآوری داره ولی صاف بشین
هر روز چندتا سوال از خودت بپرس!
نمیخواهد مسیر "سنتی" را در زندگی دنبال کنی.
مثل وقتی کتابی میخوانی و جمله ای باعث میشود بغضی مدام توی گلویت بالا و پایین برود. جمله ای که عشق فراموش شده یا فقدانی را به یادت میآورد و قلبت به لرزه در میآید و غصه میخزد توی حنجره ات.
بقول لئونارد کوهن اگه خوب گوش بدی چیزی در تو می خواهد شروع شود.
@writing_lovers
❤8👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهم اینه که خودت بمونی. این هنر عالی است. این سختترین کار است زیرا به هیچ تلاشی از جانب شما نیاز نداره. شما نیازی به تقلید از کسی یا چیزی ندارید، نیازی به تظاهر به حکیم بودن و یا تظاهر به ابله بودن ندارید... متوجه منظورم هستید؟ فقط باید با صدای خودت صحبت کنی و کاری رو انجام بدی که دوست داری.
هنری میلر
📕لبخند پای نردبان
@writing_lovers
هنری میلر
📕لبخند پای نردبان
@writing_lovers
👏7👍1
تمرین
کتابی باز کنید. تصادفی یک جمله را انتخاب کنید و کتاب را ببندید. بدون این که به محتوای بخشی که جمله را از آن گرفتهاید نگاه کنید، آغاز کنید به نوشتن. بگذارید کلمات جریان پیدا کنند. از نوشتن بازنایستید و قلمتان را ز مین نگذارید. این تمرین را سه بار انجام دهید و هربار ماجرا را در جهت دیگری پیش ببرید. این تمرینی برای خلق ایدههای تازه است.
مارگارت لوک
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه»
@Writing_lovers
کتابی باز کنید. تصادفی یک جمله را انتخاب کنید و کتاب را ببندید. بدون این که به محتوای بخشی که جمله را از آن گرفتهاید نگاه کنید، آغاز کنید به نوشتن. بگذارید کلمات جریان پیدا کنند. از نوشتن بازنایستید و قلمتان را ز مین نگذارید. این تمرین را سه بار انجام دهید و هربار ماجرا را در جهت دیگری پیش ببرید. این تمرینی برای خلق ایدههای تازه است.
مارگارت لوک
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه»
@Writing_lovers
👍7👏3
کاربرد درست کلمه، همان تکنیکیاست که باعث میشود نویسنده در روایت خوب عمل کند. وسواس بر سر کلمه همان جزئینگاری است که یک داستان را در ذهن مخاطبش ماندگار میکند. جزئینگاری با کلمات، تصویر داستانی را به طور دقیق پیش روی خواننده میگذارد. چطور یک نویسنده نمیتواند از کلمات به درستی کار بکشد و درعین حال بتواند تصویری جزئی و دقیق را بیان کند. ابزار شما برای نشان دادن در یک اثر داستانی کلمه است و اشراف بر کلمه، اشراف بر تکنیک جزئینگاری، داستان را به مثابه فیلمی در ذهن خواننده ثبت میکند. فیلمی که شاید هیچ وقت تصاویرش را از یاد نبرد و برای هر نویسندهای مهمترین چیز همین است.
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
ابوتراب خسروی
@Writing_lovers
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادبیات برای من تجلی وجدان، آزادی و درد روانی است. نمیدانم چرا دارم مینویسم اگر سوال این است! مطمئن نیستم که داستانهایم از من سرچشمه گرفته باشد. من آنها را خلق نکردم، فقط آنها را یادداشت کردم و به طور دردناکی به دنبال کلماتی گشتم که به نوعی به شنیده هایم پاسخ دهند، مانند صدایی از بیرون.
هرمان هسه
@writing_lovers
هرمان هسه
@writing_lovers
❤4👍3
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یکی از دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید و سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه آن را بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیت مفید است.
@Writing_lovers
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یکی از دیالوگهای کوتاه و مناسب را انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید و سپس تخیلتان را آزادبگذارید تا با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد شده، جزییات را به متن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه آن را بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیت مفید است.
@Writing_lovers
👍8🙏1
نوشتن به اندازه کار فیزیکی سخت نیست اما چیزی که در مورد هنر صادق است این است که شما باید در چیزی خوب شوید و سپس بهتر شوید؛ و سختترین کار، حل مسائل با تعداد بینهایت راه حل است.
یودورا ولتی
@Writing_lovers
یودورا ولتی
@Writing_lovers
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست دیرینهام
از من خواستهای نامهای برایت بنویسم، این بازی کودکانهی نامه نگاری را دوست داری و ادا اطوار خودت را داری مثلا میگویی باید دست خط خودت باشد و نامه تایپ شده فایدهای ندارد.
پس صبح اول کاری که میکنم، این است که فایل نامه هایی را که تا الان برایت تایپ کرده ام، میبندم و خودکار و کاغذی را برمیدارم و شروع به نوشتن میکنم.
نمیدانم چه برایت بنویسم، تو برعکس منی همیشه حرفی برای گفتن داری، روایتهای طولانی که بلدی با آب و تاب توی نامههایت تعریفشان کنی. قصههایی که هرازچندگاهی با اصول خاص خودت اول چرکنویس و بعد با نظم پاکنویسان میکنی و برایم میفرستی.
نامه های من اما همیشه کوتاه است. پس در حالی که خودکار را روی کاغذ میگذارم و به ذهنم فشار میآورم، تصمیم میگیرم کمی تخیلم را فعال کنم و چیزهایی برایت بنویسم.
مینویسم دوست دیرینهام سالها پیش در روزی پاییزی تو را یافتهام. حالا هم با گذر سالیان این دوستی مستحکم تر شدهاست، چنانکه گاه گمان میکنم این دوستی متعلق به روزگاری دور و باستانی است. روزگاری که من با قلمی از پر برایت مینوشتم، آن را به پای کبوتری میبستم و به سوی تو پرواز میدادم و تو را میبینم که نامه را از پای کبوتر باز میکنی و با بوسهای درآسمان پروازش میدهی. بعد هم در گوشه ای مینشینی و نامهام را میخوانی.
این تنها شیوهی دلخواه نامه نگاری و بیان روایتهایم به تو است. امیدوارم این نامه کوتاه بیان کنندهی عشق و احساس فراوانم به تو دوست دیرینهام باشد.
دوستت دارم
از طرف دوست باستانی تو
@writing_lovers
از من خواستهای نامهای برایت بنویسم، این بازی کودکانهی نامه نگاری را دوست داری و ادا اطوار خودت را داری مثلا میگویی باید دست خط خودت باشد و نامه تایپ شده فایدهای ندارد.
پس صبح اول کاری که میکنم، این است که فایل نامه هایی را که تا الان برایت تایپ کرده ام، میبندم و خودکار و کاغذی را برمیدارم و شروع به نوشتن میکنم.
نمیدانم چه برایت بنویسم، تو برعکس منی همیشه حرفی برای گفتن داری، روایتهای طولانی که بلدی با آب و تاب توی نامههایت تعریفشان کنی. قصههایی که هرازچندگاهی با اصول خاص خودت اول چرکنویس و بعد با نظم پاکنویسان میکنی و برایم میفرستی.
نامه های من اما همیشه کوتاه است. پس در حالی که خودکار را روی کاغذ میگذارم و به ذهنم فشار میآورم، تصمیم میگیرم کمی تخیلم را فعال کنم و چیزهایی برایت بنویسم.
مینویسم دوست دیرینهام سالها پیش در روزی پاییزی تو را یافتهام. حالا هم با گذر سالیان این دوستی مستحکم تر شدهاست، چنانکه گاه گمان میکنم این دوستی متعلق به روزگاری دور و باستانی است. روزگاری که من با قلمی از پر برایت مینوشتم، آن را به پای کبوتری میبستم و به سوی تو پرواز میدادم و تو را میبینم که نامه را از پای کبوتر باز میکنی و با بوسهای درآسمان پروازش میدهی. بعد هم در گوشه ای مینشینی و نامهام را میخوانی.
این تنها شیوهی دلخواه نامه نگاری و بیان روایتهایم به تو است. امیدوارم این نامه کوتاه بیان کنندهی عشق و احساس فراوانم به تو دوست دیرینهام باشد.
دوستت دارم
از طرف دوست باستانی تو
@writing_lovers
❤7👍1