نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
-مجازات سوم-

این دفعه نوبت من بود تاس را ریختم و بعد ۵ و۶ افتاد  یعنی سه تا مجازات  کمی از دمنوش خوردم  یک قاچ خربزه قورت دادم و بالش را از زیر خودم بلند کردم و از شدت عصبانیت زدم زمین  هوا بارانی بود بوتم را پوشیدم و به بیرون رفتم باید با تیر کاغذی به او شلیک می‌کردم دلم نمی‌آمد ولی راه دیگری نداشتم یک موقعیت عالی پیدا کردم هواپیمایی داشت از آن بالا رد می‌شد فاصله‌ی زیادی با زمین نداشت  مرد وقتی به آن خیره شد دو تیر کاغذی به طرفش پرتاب کردم و خیلی سریع در رفتم مرد برگشت ولی من را ندید مجازات بعدی این بود  که باید کلیدم را به داخل دریا می‌انداختم و آن را پیدا می‌کردم  دریا طوفانی بود  یعتی احتمال داشت کلید پیدا نشود ولی از آنجایی که کلید من جاسوئیچیی داشت که آن را روی آب نگه‌می‌داشت شاید پیدایش می‌کردم  کلید را انداختم  بعد از ده دقیقه گشتن چیزی روی پایم احساس کردم کلید بود با یک شیرجه آن را قاپیدم و رفتم  مجازات سوم این بود که با بومرنگ بزنم به سر مردی   بومرنگ را پرتاب کردم و خورد به سر مرد و من فرار کردم

#کسری_حسین‌زاده
#داستان_کوتاه_شماره۳۲
۱۹شهریور۱۴۰۲
https://t.me/+aicE1WK-RXI1ZTZk
👍62🙏1
توصیه نویسندگی پیرمرد قصه‌های جوان



یک انگلیسی در ایران بوده و کتابی نوشته؛ می‌گوید مجبور شدم شب بروم در دهی بخوابم، این دهاتی خیلی به من محبت کرد. خوراک خیلی خوبی آورد. صبح که شد برایم آب سرد آورد که دست و رویم را بشویم. دیدم صابون نیاورده، این دهاتی به فارسی خوب سخن می‌گفت. گفتم داداش جون! یک قالب صابون برایم بیاور. رفت، به زنش گفت این صاحب می‌گوید قالب صابون قالب صابون چیست؟ زنش گفت نگو ما نداریم، بگو داشتیم بچه‌ها خوردند و او هم گفت. حالا عزیز من، قربان تو بروم! این جوانی که چیز می‌نویسد ولی ایران را ندیده حتی توی بازار ایران گردش نکرده چه می‌خواهد بنویسد؟

در کتاب طریقه نویسندگی و داستانسرایی در حدود ۲۰۰ صفحه عقیده خودم را راجع به نویسندگی و داستانسرائی گفته ام و نوشته ام: «ای جوانهای ایرانی! اگر می‌خواهید به‌راستی نویسنده شوید، با همدیگر انجمنی درست کنید، هر کدامتان یک جفت گیوه خوب پا کنید و یک بیرقی هم برای خودتان درست کنید که در وسط آن نوشته شده باشد «جوانی» دورش نوشته شده باشد دانش، همت، غیرت، ایران، وطن و راه بیفتید از صحرای لوط، نترسید و در این راه ابیات را بخوانید: « ماروندگان طریقتیم، پای ما برهنه است ولی از خار مغیلان نمی‌ترسیم.»

محمدعلی جمالزاده

📕 کیهان فرهنگی بهمن ۶۶ - شماره ۴۷

@Writing_lovers
3👍2
انسداد نوشتن اساساً وجود ندارد. این راهی است برای اینکه به خودتان بگویید چیزی که می‌خواهید بنویسید آنقدر بد است که برای مقابله با آن آماده نیستید. ما در مورد بی‌میلی درونی برای نوشتن چیزی با کیفیت بسیار ضعیف صحبت می کنیم.



کریل بیکوف


@Writing_lovers
4
دوتا جستار از ترجمان خواندم:

دوستی بایک نابغه ادبی چه شکلی است؟

افتخار می‌کنم که کتاب نمی‌خوانم

خواندن این جستارها کمک می‌کند تا با زبان بهتری از دردهایمان بگوییم.


یک کتاب تازه گرفته‌ام:

بقال خرزویل مجموعه داستان‌ نسیم خاکسار

خیلی وقت بود دلم می‌خواست این کتاب را بخوانم. اگر سفرنامه ناصرخسرو را خوانده باشید با عنوان کتاب آشنایی دارید. دنیای کتابها به هم راه دارند. مثل دنیای واقعی که اگر بخشی از آن را نشناسیم شناخت بقیه برایمان سخت می‌شود و اگر بشناسیم لذت و سرمستی‌ بیشتری نصیبمان می‌شود.


موسیقی گوش دادم: همین فایل که در بالا برایتان فرستادم و همه موسیقی‌های هنرمندانه کانال perfect_musiccc@ را دنبال می‌کنم. طبق تحقیقات معلوم شده که موسیقی در افزایش اعتماد بنفس نقش دارد و این هم دوتای دیگر:
IN da club

Get ready for this


نوروگرافی جدید انجام دادم: سبک نقاشی احساسات. شیوه جالب برای مراقبه و ترسیم احساسات‌. جزییات بیشتر درباره‌ آن را از سایت‌های خارجی یادگرفتم.

سه صفحه نوشتم
و بازنویسی داستان را به پایان رساندم🥰

نگاه کردن به آسمان یک تمرین بسیار جالب است. از دیشب صدای رعد و برق و باران مثل یک موسیقی به گوش می‌رسد.

و سرگرمی بزرگم؛ نامه نویسندگان را می‌خوانم:

باد پاییزی حتی به نویسندگان هم رحم نمی‌کند. من مثل یک جوجه مریضم.(آنتوان چخوف، از نامه‌های چخوف به برادرش، ۱۸۸۷)



📖📚📕
👍64
۵ کتاب برای وقتی که غم درخانه‌مان را می‌زند:


📖 غزلیات حافظ| تصحیح غنی و قزوینی

📖 دیوانه‌وار| کریستین بوبن

📖 اشعار و نامه‌ها| امیلی دیکنسون

📖 غزلیات مولوی

📖 آیین جان | دن میلمن

@Writing_lovers
6👍4
آیا داستان را از جای مناسب شروع کرده‌اید؟

تعیین نقطه شروع داستان، همیشه آسان نیست. یک راه خوب برای آزمون اینکه پیش‌درآمدی که انتخاب کرده‌اید، بهترین هست یا نه، جهش به دومین، سومین یا دیگر نقاط مهم اثر و تنظیم ذهنی کنش در آن نقاط، به مثابه قطعهٔ نخستین داستان‌تان است. از نتیجه این آزمایش شگفت زده خواهید شد. زیرا اغلب بهترین پیش‌درآمد داستان‌ها در متن آنها دفن شده‌اند.


آلن اکرت

📕 مقالهٔ «فهرستی از اشکالات احتمالی داستانهایی که‌ خریدار ندارند»

@Writing_lovers
👍5🙏3
تا زمانی که جوان، قوی و با نشاط هستید، از انجام کارهای خوب خسته نشوید! شادی وجود ندارد و نباید وجود داشته باشد و اگر در زندگی معنا و هدفی وجود دارد، این معنا و هدف اصلاً در خوشبختی ما نیست، بلکه در چیزی معقول‌تر و بزرگتر است.:خوبی کن!


آنتوان چخوف
@Writing_lovers
10👍4
.قتی دچار بازماندگی ذهنی نویسنده می‌شوی باید یک سطر خوب و تر و تمیز بنویسی. یک جمله حسابی. تا از شرش خلاص شوی. همین که آن جمله را بنویسی، راه باز می‌شود.


لی اسمیت

📕اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی


@Writing_lovers
6🥰2
تمرین


سعی کنید درباره‌ روزی که گذرانده‌اید، طوری بنویسید که انگار دارید یک داستان پلیسی می‌نویسید. هدف به چالش کشیدن ذهن‌تان درمورد روزی است که گذرانده‌اید و نیز استفاده از زبان به شیوه‌ای خلاقانه.

📕پرورش مغز
تریسی آلووی


@Writing_lovers
🥰64🔥1
در پشت استعداد، متداول ترین کلمات وجود دارد: نظم، عشق، شانس، اما بیشتر از همه استقامت.



جیمز بالدوین



@Writing_lovers
👍3🔥2
چرا بازنویسی و ویرایش بسیار دشوارتر از نوشتن است؟


بازنویسی داستانم خیلی بیشتر از پیش نویس اول طول کشید. اولاً، به این دلیل که حالت «جریان»ِ اولیه ایده و طرح که در نوشتن پیش نویس اولیه وجود داشت در بازنویسی دیگر وجود نداشت. دوم اینکه فاصله گرفتن از متن و نگاه از بیرون به آن سخت بود. سوما، این کار بسیار خسته‌کننده‌تر بود و نیاز به دقت بیشتر داشت: به استثنای مواردی که تمام قطعات متن را بازنویسی کردم و حتی طرح و کنش شخصیت‌ها را تغییر دادم.


اگر شما هم مثل من بازنویسی برایتان سخت است، در اینجا چند نکته مفید وجود دارد:

۱. کار را برای دوستانی که علاقمند و دقیق هستند بفرستید و از آنها تا حد امکان بازخورد بخواهید. چه چیزی را دوست داشتند، چه چیزی را دوست نداشتند، چه لحظاتی دور از ذهن و نامناسب به نظر می‌رسید؟


۲. وقتی متوجه شدید که باید پیشرفت کنید، بگذارید نوشته‌تان مدتی بماند. نگاه کردن به یک نسخه خطی با چشمانی تازه نیاز به زمان دارد.

۳. همچنین می توانید داستان‌تان را به یک گروه‌ نقد ادبی ارسال کنید. برخی از آنها خدماتی برای نوشتن نظرات واضح و دقیق دارند که توسط متخصصان پیشنهاد می‌شود. من هم از یک گروه نویسندگی قوی کمک گرفتم. در کانال نویسندگی و نوشتن هم چنین خدماتی را ارائه می‌دهیم و در صورت درخواست، سفارش‌تان را به آیدی سنجاق شده بالای صفحه کانال ارسال کنید. ما به شما کمک خواهیم کرد.

۴. یک برنامه کلی از آنچه که باید بهبود ببخشید، تهیه کنید. چه چیزی را بازنویسی کنیم، به چه چیز دیگری فکر کنیم، چه اطلاعات اضافی را پیدا کنیم و ...

۵. بازنویسی کنید، ویرایش کنید و لذت ببرید 🙂 حتی چنین فرآیند خسته کننده‌ای به شما کمک می‌کند تا شخصیت های خود را بهتر درک کنید، عمیق تر در داستان فرو بروید و آن را بهتر و جذاب تر کنید!


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
👍73