✍ تمرین
روزنامهای محلی ترجیحا روزنامه شهری کوچک را یک هفته بخوان. خبر ماجراهایی را که جنبه انسانی دارند را از روزنامه ببر و به هریک همچون موضوعی برای نوشتن رمان نگاه کن.
لی اسمیت
📕اندیشههای نو در رماننویسی
@Writing_lovers
روزنامهای محلی ترجیحا روزنامه شهری کوچک را یک هفته بخوان. خبر ماجراهایی را که جنبه انسانی دارند را از روزنامه ببر و به هریک همچون موضوعی برای نوشتن رمان نگاه کن.
لی اسمیت
📕اندیشههای نو در رماننویسی
@Writing_lovers
❤7👍3
روی نویسنده بودن تمرکز نکنید، فقط بنویسید. برای پول ننویسید، فقط برای سرگرمی بنویسید.
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
👍8❤7🔥1
توصیف نکنید؛ تصویرسازی کنید:
در نوشتن داستان از توصیف مستقیم فاصله بگیرید و به توصیف غیرمستقیم و در عین حال عینی بپردازید. این کار باعث میشود تا داستانتان بجای توصیفی بودن، تصویری باشد:
«خانهٔ بالای تپه، خانه قشنگی است» در این جمله ما معنی خانه را میدانیم اما «قشنگ» یک وصف عینی نیست. خواننده با آنکه معنای «قشنگ» را میداند؛ تصویری ندارد. منظور از قشنگی را دقیقا بیان کنید. «خانهٔ قشنگ» یعنی چه جور خانهای؟ اگر نویسنده به جای این جمله، چگونگی قشنگ را بگوید، به داستانی بودن نزدیکتر است.
به جمله زیر دقت کنید:
«بالای تپه، خانهای بود به شکل قلعههای قدیمی که با سنگ سفید ساخته شده بود.»
میتوانید آن را کاملتر هم بکنید: «صبح ها وقتی آفتاب میزد، می درخشید.» یا «از بالای تپهٔ سرسبز و بلند مثل تاج محل بنظر میرسید.»
باید هر چیز را طوری تصویر کنید تا از بقیه چیزهای جهان، متمایز و جدا شود و چاره کار این است که به اندکی از «وجه متمایز و خاص» اکتفا کنید.
آیا از میان داستان هایی که خواندهاید، صحنهای هست که مدتها در یادتان مانده باشد؟ معمولا صحنههای پویا که وجوه متمایز جالبی دارند و محل موقعیتها و ماجراها و کشمکشهای جذاب واقع میشوند، تا مدتها در حافظه خواننده میمانند و گاهی یکباره مانند خاطرهای خوش، یادآوری میشوند. ماندگاری بسیاری از داستانها به خاطر تصویر سازی قدرتمند آن است.
@Writing_lovers
در نوشتن داستان از توصیف مستقیم فاصله بگیرید و به توصیف غیرمستقیم و در عین حال عینی بپردازید. این کار باعث میشود تا داستانتان بجای توصیفی بودن، تصویری باشد:
«خانهٔ بالای تپه، خانه قشنگی است» در این جمله ما معنی خانه را میدانیم اما «قشنگ» یک وصف عینی نیست. خواننده با آنکه معنای «قشنگ» را میداند؛ تصویری ندارد. منظور از قشنگی را دقیقا بیان کنید. «خانهٔ قشنگ» یعنی چه جور خانهای؟ اگر نویسنده به جای این جمله، چگونگی قشنگ را بگوید، به داستانی بودن نزدیکتر است.
به جمله زیر دقت کنید:
«بالای تپه، خانهای بود به شکل قلعههای قدیمی که با سنگ سفید ساخته شده بود.»
میتوانید آن را کاملتر هم بکنید: «صبح ها وقتی آفتاب میزد، می درخشید.» یا «از بالای تپهٔ سرسبز و بلند مثل تاج محل بنظر میرسید.»
باید هر چیز را طوری تصویر کنید تا از بقیه چیزهای جهان، متمایز و جدا شود و چاره کار این است که به اندکی از «وجه متمایز و خاص» اکتفا کنید.
آیا از میان داستان هایی که خواندهاید، صحنهای هست که مدتها در یادتان مانده باشد؟ معمولا صحنههای پویا که وجوه متمایز جالبی دارند و محل موقعیتها و ماجراها و کشمکشهای جذاب واقع میشوند، تا مدتها در حافظه خواننده میمانند و گاهی یکباره مانند خاطرهای خوش، یادآوری میشوند. ماندگاری بسیاری از داستانها به خاطر تصویر سازی قدرتمند آن است.
@Writing_lovers
👍10👏1
روزها را از دست ندهید، بهتر است روزی حتی یک جمله بنویسید تا اینکه اصلا چیزی ننویسید. به نوشتن حداقل یک جمله در روز عادت کنید! سپس یک پاراگراف و سپس هزار کلمه.
هارت کرین
@Writing_lovers
هارت کرین
@Writing_lovers
❤9👍4
توصیههای نویسندگی جولین بارنز
در بیستوپنجسالگی با هزار کشوقوس شروع به نوشتن اولین رمانم کردم که بارها قطع میشد و با خودم برای نوشتنش به بنبست میرسیدم. نهایتاً در سن سیوچهارسالگی نخستین رمانم به نام مترولند به چاپ رسید. همانطور که میبینید این فرآیند هشت الی نه سال از زندگی مرا تحت تأثیر خویش قرار داد.
بعد از چاپ اتوبیوگرافی مترولند از اعتمادبهنفس بیشتری برخوردار شدم اما همزمان ترس دیگری نیز به جانم افتاده بود. نکند من تنها یک قصه دارم و این تمام ظرفیتم بود. بسیاری از نویسندگان میدانند که رمان دوم از رمان اول سختتر است؛ چراکه شما میترسید متهم به تکرار شوید؛ اما این نگرانی دائمی نویسندهها امری طبیعی است. ممکن است ۸ یا ۹ رمان نوشته باشید ولی هنگام نگارش اثر جدید باز دستودلتان بلرزد.
ما گاهی بیشازحد نوشتن را برای نوشتن انجام میدهیم. چه ایرادی دارد اگر جولین بارنز دریابد فعلاً حرف جدید ندارد و برای مدتی دستبهقلم نبرد؛ اما گاهی رماننویسها به دلایل نادرست، دست از نوشتن میکشند. باربارا پیم یک نمونهاش بود. مگر میشود انسان به خاطر مخالفت ناشر دست از نوشتن بکشد؟ یک ناشر به او گفت کارهایت یکنواخت شده و او دست از نوشتن کشید. آن ناشر یک نفر است، نویسنده باید انبوه خوانندگانش را در نظر بگیرد. البته باز هم در این زمینه نباید از آنطرف بام افتاد. توهم محبوبیت و مردمی بودن در ادبیات نیز به همان میزان چاله بزرگ و خطرناکی است.
@Writing_lovers
در بیستوپنجسالگی با هزار کشوقوس شروع به نوشتن اولین رمانم کردم که بارها قطع میشد و با خودم برای نوشتنش به بنبست میرسیدم. نهایتاً در سن سیوچهارسالگی نخستین رمانم به نام مترولند به چاپ رسید. همانطور که میبینید این فرآیند هشت الی نه سال از زندگی مرا تحت تأثیر خویش قرار داد.
بعد از چاپ اتوبیوگرافی مترولند از اعتمادبهنفس بیشتری برخوردار شدم اما همزمان ترس دیگری نیز به جانم افتاده بود. نکند من تنها یک قصه دارم و این تمام ظرفیتم بود. بسیاری از نویسندگان میدانند که رمان دوم از رمان اول سختتر است؛ چراکه شما میترسید متهم به تکرار شوید؛ اما این نگرانی دائمی نویسندهها امری طبیعی است. ممکن است ۸ یا ۹ رمان نوشته باشید ولی هنگام نگارش اثر جدید باز دستودلتان بلرزد.
ما گاهی بیشازحد نوشتن را برای نوشتن انجام میدهیم. چه ایرادی دارد اگر جولین بارنز دریابد فعلاً حرف جدید ندارد و برای مدتی دستبهقلم نبرد؛ اما گاهی رماننویسها به دلایل نادرست، دست از نوشتن میکشند. باربارا پیم یک نمونهاش بود. مگر میشود انسان به خاطر مخالفت ناشر دست از نوشتن بکشد؟ یک ناشر به او گفت کارهایت یکنواخت شده و او دست از نوشتن کشید. آن ناشر یک نفر است، نویسنده باید انبوه خوانندگانش را در نظر بگیرد. البته باز هم در این زمینه نباید از آنطرف بام افتاد. توهم محبوبیت و مردمی بودن در ادبیات نیز به همان میزان چاله بزرگ و خطرناکی است.
@Writing_lovers
👍9❤2🔥1
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬بخش اول: سرمشقهای داستانی از زبان کورت ونهگات
کانال نویسندگی و نوشتن
کانال نویسندگی و نوشتن
❤5
✍ تمرین: تهیه فهرست
فکر و احساس ما به اشیا اطرافمون میچسبه. ری بردبری اوایل نویسندگیش، فهرستی از اسامی را روی کاغذ میآورد که به طور ناخوداگاه به ذهنش میرسید و این فهرست مایه داستانهاش بود. شما هم فهرست خودتان را تهیه کنید و بذارید ذهنتون با تصاویر اشیا خاطراتتون رو جستجو کنه. میتونید با این اشیا شروع کنید:
پتو
تپه
بخاری
گربه
@Writing_lovers
فکر و احساس ما به اشیا اطرافمون میچسبه. ری بردبری اوایل نویسندگیش، فهرستی از اسامی را روی کاغذ میآورد که به طور ناخوداگاه به ذهنش میرسید و این فهرست مایه داستانهاش بود. شما هم فهرست خودتان را تهیه کنید و بذارید ذهنتون با تصاویر اشیا خاطراتتون رو جستجو کنه. میتونید با این اشیا شروع کنید:
پتو
تپه
بخاری
گربه
@Writing_lovers
👏7👍1
۶ کتاب برتر کلاسیک که حتما باید بخوانی:
📖موبیدیک| هرمان ملویل| ترجمه صالح حسینی
📖پینوکیو| کارلو کلودی| ترجمه محسن سلیمانی
📖آلیس در سرزمین عجایب| لوئیس کارول| حسن هنرمندی
📖جزیره گنج | رابرت لویی استیونسن| محسن سلیمانی
📖مزرعه حیوانات| جورج اورول| ترجمه نشر ماهی
📖پیرمرد و دریا| ارنست همینگوی| ترجمه نجف دریابندری
@Writing_lovers
📖موبیدیک| هرمان ملویل| ترجمه صالح حسینی
📖پینوکیو| کارلو کلودی| ترجمه محسن سلیمانی
📖آلیس در سرزمین عجایب| لوئیس کارول| حسن هنرمندی
📖جزیره گنج | رابرت لویی استیونسن| محسن سلیمانی
📖مزرعه حیوانات| جورج اورول| ترجمه نشر ماهی
📖پیرمرد و دریا| ارنست همینگوی| ترجمه نجف دریابندری
@Writing_lovers
🙏5❤1
Audio
👍6❤1
خواندن فقط ورق زدن نیست؛ تفکر در مورد آنچه نوشته شده، یادداشت برداری، نوشتن در حاشیه، مقایسه ذهنی با کتاب های دیگر و جستجوی ایده ها یا تصاویر جدید است. اگر فقط یک کتاب را میبلعید و ده دقیقه بعد فراموش میکنیدکه در مورد چیست، خواندن فایده ای ندارد. خواندن کتاب یک تمرین برای ذهنتان، ژیمناستیک برای افکار و توسعه تخیل شماست.
نوام چامسکی
📕سیستم های قدرت
@Writing_lovers
نوام چامسکی
📕سیستم های قدرت
@Writing_lovers
👍8❤5
یک چیز غیر قابل توضیح روح است. هیچ کس نمیداند او کجاست، اما همه میدانند که چقدر درد دارد.
آنتون چخوف
تمرین:
بیایید امروز آنچه در روح و روانتان میگذرد بدون ساده کردن با همه پیچیدگیها و با کلمات دقیقتر بنویسید. برای شروع میتوانید یک ساعت از روز را انتخاب کنید و در آن به مشاهده احوالاتتان بپردازید و درباره همان یک ساعت بنویسید.
@Writing_lovers
آنتون چخوف
تمرین:
بیایید امروز آنچه در روح و روانتان میگذرد بدون ساده کردن با همه پیچیدگیها و با کلمات دقیقتر بنویسید. برای شروع میتوانید یک ساعت از روز را انتخاب کنید و در آن به مشاهده احوالاتتان بپردازید و درباره همان یک ساعت بنویسید.
@Writing_lovers
👍12❤2
۶ داستان درباره پیچیدگی روان انسان:
📖جنگل واژگون| جی.دی.سلینجر
📖خاکستر گرم| شاندور مارائی
📖برادران کارامازوف| داستایوفسکی
📖طومار شیخ شرزین| بهرام بیضایی
📖سفر به انتهای شب| فردینان سلین
📖۲۴ساعت از زندگی یک زن| تسوایک
@Writing_lovers
📖جنگل واژگون| جی.دی.سلینجر
📖خاکستر گرم| شاندور مارائی
📖برادران کارامازوف| داستایوفسکی
📖طومار شیخ شرزین| بهرام بیضایی
📖سفر به انتهای شب| فردینان سلین
📖۲۴ساعت از زندگی یک زن| تسوایک
@Writing_lovers
👍3❤2