وقتی داستان پیش نمی رود و گیر کرده اید، به چیزهایی فکر کنید که ازشان میترسید، بدتان میآید، چندشتان می شود، شما را خارش و عطسه میاندازد. یکی دو تا از آنها را داخل داستان و به جان شخصیت اصلی داستانتان بیندازید. اینطوری موتور نوشتنتان دوباره روشن می شود چون این تاریکیها و ترسها، احساسات تند و تیز شما را به غليان می اندازند. نویسندگی یعنی احساسات و افکار را در دام کلمه انداختن.
کریس بتی
@Writing_lovers
کریس بتی
@Writing_lovers
❤11👍7✍2
کتابهای توسعه گفتار و واژگان ⤵️
برای توسعه گفتار خود، داستانهای خوب بخوانید و به واژگان و زبان دقت کنید و از جملات و ترکیبات خوب رونویسی کنید. خواندن کتابهای داستانی زیر مهارتهای گفتاری و نثرتان را تقویت میکند:
📖 داستانهای کوتاه | جلال آل احمد
📖 مد و مه | ابراهیم گلستان
📖یحیای زاینده رود | کیهان خانجانی
📖سیاسنبو | محمدرضا صفدری
@Writing_lovers
برای توسعه گفتار خود، داستانهای خوب بخوانید و به واژگان و زبان دقت کنید و از جملات و ترکیبات خوب رونویسی کنید. خواندن کتابهای داستانی زیر مهارتهای گفتاری و نثرتان را تقویت میکند:
📖 داستانهای کوتاه | جلال آل احمد
📖 مد و مه | ابراهیم گلستان
📖یحیای زاینده رود | کیهان خانجانی
📖سیاسنبو | محمدرضا صفدری
@Writing_lovers
❤4🙏2
بنویس. واژههایی که سر بر خواهند آورد، چیزهایی از ما میدانند که ما از آنها نمیدانیم.
رنه شار
@Writing_lovers
رنه شار
@Writing_lovers
👍10❤6
داشتن دفتر یادداشت را یکی از لوازم اصلی کار نویسنده میدانم. این یک پس انداز عظیم و گنج پر ارزشی خواهد بود برای آینده یک انسان، چه نویسنده بشود چه نشود.
©علی اشرف درویشیان
@Writing_lovers
©علی اشرف درویشیان
@Writing_lovers
❤9👍3👏2
به فروشگاه برو، یک دفترچه یادداشت بخر، سپس آن را پر کن. این بهترین تمرین برای نوشتن است.
© کوئنتین تارانتینو
@Writing_lovers
© کوئنتین تارانتینو
@Writing_lovers
👏10❤5👍2
✍تمرین
فهرستی بنویسید از اشیایی که برایتان جالب هستند و توضیح دهید آن شئی کجاست؟ در چه موقعیتی قرار دارد؟ چرا برایتان جالب است؟ آیا در زمانهای مختلف تغییر میکند و اگر میکند چه تغییراتی و در چه مواقعی است، افسانهها و ماجراهایی را که حین نگاه کردن به آن شی به ذهنتان میرسد، بی آنکه برای مدت طولانی متوقف شوید، بنویسید.
@Writing_lovers
فهرستی بنویسید از اشیایی که برایتان جالب هستند و توضیح دهید آن شئی کجاست؟ در چه موقعیتی قرار دارد؟ چرا برایتان جالب است؟ آیا در زمانهای مختلف تغییر میکند و اگر میکند چه تغییراتی و در چه مواقعی است، افسانهها و ماجراهایی را که حین نگاه کردن به آن شی به ذهنتان میرسد، بی آنکه برای مدت طولانی متوقف شوید، بنویسید.
@Writing_lovers
😍6❤1👍1
👍16🔥5💯3❤1
هر بار که میخواهیم شروع به نوشتن کنیم سفر تازهای را پیش رو داریم، بدون هیچ نقشهای. تمرین نوشتن چیزی نیست که از قبل در مورد آن فکر کنید و طرح آن را بریزید. کاری است فیالبداهه که فقط با «اکنون» سروکار دارد.
ناتالی گلدبرگ
📕نوشتن تا مغز استخوان
@Writing_lovers
ناتالی گلدبرگ
📕نوشتن تا مغز استخوان
@Writing_lovers
❤6👍1🔥1👏1
✍🏻تمرین
درباره نوری بنویسید که از پنجره به درون میتابد. نگران این نباشید که پردههایتان کشیده شده، یا ترجیح میدهید درباره نور شمال بنویسید. مهم این است که به مدت ده یا پانزده یا بیست دقیقه یا نیم ساعت بنویسید. فقط بنویسید.
@Writing_lovers
درباره نوری بنویسید که از پنجره به درون میتابد. نگران این نباشید که پردههایتان کشیده شده، یا ترجیح میدهید درباره نور شمال بنویسید. مهم این است که به مدت ده یا پانزده یا بیست دقیقه یا نیم ساعت بنویسید. فقط بنویسید.
@Writing_lovers
👍8❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"گوشه دفتر خاطرات"
این تصویر جادهای است که غروبهای هجده سالگیم در آن پیادهروی میکردم. درختچههای سیب، روی تپههای کوچک در باد تکان میخوردند و مهتاب ساقه درختان را روشن میکرد. بهار که میشد جویهای باریک، پای درختها شلپ شلپ روان بودند و گلبرگهای سفید سیب در هوا مثل پروانهها میچرخیدند و بر سطح آب جوی، آرام میگرفتند. در تاریکی جاده قدم میزدم و وقتی برمیگشتم، روی تخت یا پشت میز تحریر از حال و هوای آن شب مینوشتم و طراحی درخت ها و جاده را، کامل میکردم.
@Writing_lovers
این تصویر جادهای است که غروبهای هجده سالگیم در آن پیادهروی میکردم. درختچههای سیب، روی تپههای کوچک در باد تکان میخوردند و مهتاب ساقه درختان را روشن میکرد. بهار که میشد جویهای باریک، پای درختها شلپ شلپ روان بودند و گلبرگهای سفید سیب در هوا مثل پروانهها میچرخیدند و بر سطح آب جوی، آرام میگرفتند. در تاریکی جاده قدم میزدم و وقتی برمیگشتم، روی تخت یا پشت میز تحریر از حال و هوای آن شب مینوشتم و طراحی درخت ها و جاده را، کامل میکردم.
@Writing_lovers
❤18😍3❤🔥1👍1