نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
فراموشی، حواس پرتی، استراحت و خواب مانعی برای یادگیری نیست، بلکه کمک کننده است. بسیاری از آثار معروف در خواب به ذهن نویسندگانشان رسیده: دانته در یک روز جمعه، ایده کمدی الهی را در خواب دید. مری شلی رویای ایده فرانکنشتاین را در خواب دید. استیونسون رویای ایده "دکتر جکیل و آقای هاید" را در خواب دید. هوارد لاوکرافت بسیاری از نقشه ها و هیولاهای خود را از رویاهایش بیرون کشید.


کولم تویبین


@Writing_lovers
👍6👏2
داستان‌های کوتاه من همیشه اینطور نوشته‌ شده‌اند که اول پیش نویس را ظرف یک هفته تا ده روز نوشته‌ام و ‌گذاشته‌ام یک هفته تا ده روز بگذرد،‌ بعد سر بازنگری و اصلاحش دو هفته وقت صرف کرده‌ام. یعنی یک ماه تا یک‌ماه و‌نیم، طول کشیده تا داستانم نوشته‌شده است. وقتی می‌نویسم، باید مدتی تنها باشم و طرح های مختلف را پیش خودم بررسی کنم و با آن کار کنم، توی رؤیایش فرو بروم، فکر کنم و ببینم این همان مسیری است که می‌خواهم یا نه، به اندازه کافی واقعی به نظر می‌رسد یا نه، به اندازه کافی برانگیزاننده هست یا نه!


پاتریشیا هنلی

📕اندیشه‌های نو در رمان نویسی


@Writing_lovers
6🔥3
۸  کتاب عالی برای خواندن در یک شب( کمتر از ۳۰۰ صفحه)


۱. «صبحانه در تیفانی»  اثر ترومن کاپوتی

۲. «جاناتان مرغ دریایی»  ریچارد باخ

۳.  «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی

۴.  «۳۵ کیلو امیدواری» آنا گاوالدا

۵.   «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی

۶.   «گاوخونی» جعفر مدرس صادقی

۷.   «مدیر مدرسه» جلال آل احمد

۸. «یک عاشقانه آرام» نادر ابراهیمی


@Writing_lovers
9😍1
یک هنرمند هرگز نباید زندانی باشد. او هرگز نباید اسیر خود باشد، زندانی سبک، زندانی آبرو، زندانی موفقیت...



هانری ماتیس


@Writing_lovers
7👍2👌1
محشر ملال آور


نام داستانی است که امروزبازنویسی کردم. ۱۶۷۸ واژه نوشتم و ده صفحه کتاب خواندم. توی راه برگشت از جلسه داستان، در محله‌های قدیمی شهر قدم زدم و از معماری خانه های قدیمی عکس گرفتم. یک فایل صوتی نیمساعتی حین پیاد‌روی ضبط کردم درباره جلسه داستان، یک خاطره با موضوع خرابکاری کودکی، چاپ کتابم، وضعیت شهر و... قرار است بعد از هر جلسه در مسیر برگشت فایل‌های بداهه ضبط کنم.


"به یاد می‌آورم پروانه سفیدی در وسط خیابان بال بال می‌زد. تابستان تابستان می‌ماند."

بینوایان | ویکتور هوگو

بینوایان کتابی بود که تابستان سالها پیش توی تالار تاریک و اشرافی کتابخانه ملی رشت خواندم. کتاب بی‌نظیری که رویاهای فراموش شده‌ای را به یادم آورد. حالا قصد دارم مردی که می‌خندد را بخوانم. گفته شده این کتاب زمانی نوشته شد که هوگو از فرانسه طرد و تبعید شده بود. تجمل طرد شدگی! خلاقیت می‌آورد.

"اگر شخصی که از طوفان روحی ظالمانه خسته شده و در برابر هجوم بلایای غیرمنتظره با تشنج مقاومت می‌کند و نمی‌داند زنده است یا مرده، باز هم بتواند با مراقبت دقیق با موجود دیگری رفتار کند، این نشانه مطمئنی از یک قلب واقعاً زیبا است. "

📖 "مردی که می خندد"
ویکتور هوگو


آفتابِ امروز کمی خجالتی است. شاید تا عصر یک هوای ابری داشته باشیم اما قرار است بزودی به گردش بروم و پابرهنه روی علف‌ها راه بروم، اگر تابستان اجازه بدهند. خوشبختی فردا ندارد، دیروز ندارد، گذشته را به یاد نمی‌آورد، به آینده نمی‌اندیشد، فقط حال دارد و آن یک روز نیست، یک لحظه است. تورگنیف.

همزمان که هر روز سهمیه روزانه را می‌نویسم، به طرح رمانم فکر می‌کنم. این روزها دو متن فارسی می‌خوانم و به کلماتش فکر می‌کنم دایی جان ناپلئون ایرج پزشکزاد و بازخوانی چرند و پرند دهخدا.



@Writing_lovers
5👍2🔥1👏1
تعارض در شخصیت داستانی

پل لاگتین

خیلی جالب است که قهرمان داستان‌تان یک‌ تضاد درونی داشته باشد. در چنین موقعیتی، خواسته‌های او مطابق آنچه واقعاً به آن نیاز دارد نیست و این چیزی است که اغلب در زندگی اتفاق می‌افتد و شخصیت شما را برای مخاطب قابل اطمینان‌تر می‌کند.

به‌طور مثال: فردی فکر می‌کند که برای خوشبختی به پول احتیاج دارد اما هنگامی که آن را به‌دست می‌آورد، مشخص می‌شود که این مشکل اصلی او نیست بلکه او به دنبال صمیمیت بیشتر است و به مسائل اخلاقی پایبند است. این‌ از نمونه‌های بسیار شایع در شخصیت پردازی است، اما حتی این نمونهٔ معمولی هم تأثیر زیادی در جذب مخاطب دارد.

این اتفاق در رمان «مارتین ادن» جک لندن رخ داده است. مارتین در پی یادگیری خواندن و نوشتن بود تا بتواند با دختری باهوش یک خانواده نجیب ازدواج کند، اما هنگامی که موفق می‌شود، به این نتیجه می‌رسد که این مایه خوشبختی او نیست چرا که می‌فهمد خاندانی که او در پی پیوند با آنان بود، گروهی ابله خودپسند هستند که نظرشان توسط دیگران دیکته می‌شود و این تعارض در نهایت مارتین را ویران می‌کند.

اگر علاوه بر تعارض و درگیری اصلی، تعارض‌های درونی شخصیت را اضافه کنید، شخصیت‌تان عمق بیشتری می‌یابد و باعث جذاب‌تر شدن داستان‌ می‌شود. علاوه‌بر این خطای شخصیت و درک او برای خواننده آسانتر است.




@Writing_lovers
👍6👏4
هرگاه جمله‌ای را می‌خوانم که مرا تکان می‌دهد، آن را در دفتر خاطراتم رونویسی می‌کنم. امیدوارم انگشتانم بدانند که برتری چه حسی دارد.



دیوید سداریس


@Writing_lovers
👍64
۳ کتاب برای بهبود فعالیت مغز



📖 مردم را مانند یک کتاب بخوانید| پاتریک کینگ


📖 افسانه کاریزما| اولیویا فاکس کابان


📖بازی‌ها | اریک برن


@Writing_lovers
7👍4
نویسندگی به کسی که می‌نویسد تحمیل می‌شود. این‌طور نیست که من تصمیم بگیرم نویسنده بشوم و از فردا شروع کنم به نوشتن. نویسنده کسی است که مثل هر هنرمندی شاخک‌های حساسی دارد. همین شاخک‌های حساس، او را از دیگران متمایز می‌کند و اگر کتاب‌خوان باشد، وادار به نوشتن می‌شود.

اگر سه نفر واقعه‌ای را ببینند و یا بشنوند، یکی ممکن است لحظه‌ای بعد فراموش کند، دومی بیست‌وچهار ساعت بعد. سومی ممکن است نتواند فراموش کند. حتی اگر از یاد ببرد، بعد از مدتی دوباره در ذهنش سرک می‌کشد و او را به یاد واقعه می‌اندازد. این یادآوری آن‌قدر تکرار می‌شود تا نویسنده با نوشتن از دستش راحت شود.

این‌طور است که کسی داستان‌نویس می‌شود. نمی‌تواند ننویسد. او با محیط زندگی خود تعارض دارد. کسی که با محیط و جامعه‌اش همگن باشد نمی‌تواند داستان بنویسد. اگر هم بنویسد نوشته‌اش فرمایشی و زورکی است. چون داستان و رمان با گره و مشکل شروع می‌شود. ما اثر داستانی بی‌گره و مشکل نداریم. نویسنده هم فرد مشکل‌داری است. او از مسیر زندگی روزمره بیرون زده تا داستان و رمانش را بنویسد.

منبع : زمینی

وبلاگ ادبی فرهاد کشوری

@Writing_lovers
5👍3💯2
وقتی ۱۴ ساله بودم، پدرم آنقدر احمق بود که به سختی می توانستم او را تحمل کنم. اما وقتی ۲۱ ساله شدم، از اینکه پیرمرد در ۷ سال گذشته چقدر عاقل تر شده بود شگفت زده شدم.


مارک تواین


@Writing_lovers
❤‍🔥7👍21👏1
بگذارید مخاطب خودش معادله را حل کند. به آنها ۴ ندهید. به آنها ۲+۲ بدهید.




اندرو استانتون


@Writing_lovers
👍14👏3
توصیه قاضی ربیحاوی به نویسندگان جوان


ما در رمان و داستان کوتاه‌نویسی، سُنت و سابقه دیرینه‌ای نداریم. عمر این دو شکل از ادبیات در ایران تازه شاید به صد سال رسیده باشد. اگر بخواهی نام‌های شاخص در این رشته‌ها را بگویی نیاز به مطالعه و تحقیق نداری، چندتا نام مشخص انگشت‌شمار هست که همه آثار آن‌ها هم آثار فوق‌العاده‌ای نیستند اما بیشتر آن‌ها در یک چیز مشترکند و آن به‌کارگیری نثر صحیح فارسی و تشخص داشتن در زبان ویژه‌ی خودشان است.

توصیه من به نویسنده‌های جوان ما این است که برگردند و کارهایی را که قبلا خوانده‌اند دومرتبه بخوانند‌. اما این مرتبه بدون جبهه‌گیری قبلی که آیا فلان نویسنده مورد پسند آنان است یا نه. پس توصیه جدی من به افراد نسل تازه این است که: «با شک به گذشته بنگر!» و سنگ‌های قیمتی گذشته را دومرتبه با دقت بیشتر بررسی کن و محک بزن و ببین که آیا آن ارزش‌گذاری‌ها حقیقی بودند یا نه.


قاضی ربیحاوی

نویسنده داستان‌های ضدجنگ از جمله داستان کوتاه حفره و رمان تازه منتشر شده دانیال و پدرش از انتشارات پیام



@Writing_lovers
👍5👎21👏1
سه کتاب با ویژگی خواب و رویا



📖 سفر در خواب| شاهرخ مسکوب

📖 گاوخونی| جعفر مدرس صادقی

📖 پیکر فرهاد| عباس معروفی



@Writing_lovers
6
اعتراف می‌کنم که نمی‌دانم چرا، اما هر بار با نگاه کردن به ستاره‌ها احساس می‌کنم دلم می‌خواهد رویایی داشته باشم.




ونسان ون گوگ

@Writing_lovers
❤‍🔥85
اگر نویسنده از تماشا کردن دست بردارد، تمام شده است. تجربه از طریق مشاهده دقیق جزئیات کوچک منتقل می‌شود.



ارنست همینگوی


@writing_lovers
11👍5👏2
توجه خواننده را جلب کنید.
در سه فصل اول، معمایی را به خواننده ارائه دهید که می‌خواهد حل کند. همه کارت‌های خود را روی میز قرار ندهید، فقط سعی کنید توجه خواننده را جلب کنید.



جی کی رولینگ


@writing_lovers
👍112
قبل از خواب چه بخوانیم؟

قبل از خواب استراحت کنید:

📖 پرواز شبانه| آنتوان دو سنت اگزوپری


موجی از احساسات را تجربه کنید:

📖 یوزپلنگانی که با من دویدند |بیژن نجدی


چیزهای تازه یاد بگیرید:

📖 درهای ادراک بهشت و دوزخ| آلدوس هاکسلی

خلوت کنید:

📖شبهای روشن| فئودور داستایوفسکی


هیجانت را قلقلک بده:

📖 گشت و گذار در شب| استیون کینگ


@writing_lovers
👍74👏1