This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 باز هم بگم که چقدر از نوشتههای جرج برنارد شاو خوشم میآد. دانشجو که بودم نمایشنامههاش رو یکی یکی از کتابخانه دانشگاه امانت میگرفتم و امیدوار بودم که ناامیدم نکند و ناامیدم نمیکرد. یک مقدارِ به اندازهای از طرح داستان، دیالوگهای قوی و طنز، توی نوشتارش بود که من با خوندنش احساس تجمل میکردم، ناهار که میخوردم روی تخت دراز میکشیدم و تمام عصرم به خوندن میگذشت؛ کتاب که تموم میشد دوباره راه میافتادم سمت کتابخونه تا یکی تازهاش رو امانت بگیرم. در طول اون ترم، هر چی برناد شاو دستم رسید، خوندم؛ طوری که چیزی نمونده بود مشروط شم. البته چنین سعادتی هرگز نصیبم نشد؛ فقط اون سالها آرزوی قلبیام در مطالعه و خواندن کتابهای متفرقه، رسیدن به چنین الگویی بود: رسیدن به لذتی در خواندن که ساختارهای جزمی رو درهم بشکنه.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
🔥6👍3
دانشگاه زندگی
🔴تاکنون خواستهاید چیزی را امتحان کنید؟ مثل نوشتن یک رمان یا حتی فتح مرتفعترین قله قاره؟ شاید کار بزرگی باشد ولی اگر قرار باشد فقط ۳۰ روز آن را انجام دهید چه؟ فیلم را ببینید. ✅دانشگاه دو زبانه سواد زندگی👇🏻 @lifeuni
پیشنهاد میکنم این چالش سی روزه رو انجام بدید. تعداد کلماتی که هر روز باید بنویسید، در این ویدئو مشخص شده. فقط درباره ایده داستانیتون کلمات روزانه رو بنویسید و نوشتن رو تا یک ماه ادامه بدید.
این سخنان از بیشاپ میتونه الهام بخش باشه:
" قاعده بسيار مفيد اين است که نويسنده بايد بر هر مانع و سدی که او را از شروع کردن رمان باز می دارد غلبه کند. بله. مسلماً رمان نويس به فصل افتتاحيهای قوی گيرا و باور کردنی شديداًً نياز دارد. اما اگر از همان ابتدا نتوانست چنين فصلی را پيدا کند دست دست کردن، وقت تلف کردن است.
با اينکه احتمالاً فصل اول رمان، مهمترين بخش رمان است، اما اگر نمي توانيد فصل آغازين کامل پيدا کنيد، في الفور از هر جاي خط داستان يا طرح که مي توانيد، شروع کنيد.
اگر دستورالعمل هاي سنتي، نويسنده را از نوشتن باز دارد، بي ارزش است. نويسنده بايد از هر جا که مي تواند رمانش را شروع کند، چون ضمن نوشتن، بالاخره فصل افتتاحيه کامل نيز در ذهنش نقش خواهد بست.
معمولاً نويسندگان تازهکار بهانه مي آورند که هنوز فصل آغازين رمانشان را پيدا نکرده اند اما نويسندهها اغلب به آخر رمانشان که ميرسند تازه ميفهمند که فصل آغازين رمان شان که گمان ميکردند کامل است، به هيچ وجه کامل نيست. بنابراين نويسنده باید در نسخه اول، فقط شروع کند، ادامه دهد و به پایان برساند."
لئونارد بیشاپ
درس هایی در باره داستاننویسی
برگردان: محسن سلیمانی
@Writing_lovers
این سخنان از بیشاپ میتونه الهام بخش باشه:
" قاعده بسيار مفيد اين است که نويسنده بايد بر هر مانع و سدی که او را از شروع کردن رمان باز می دارد غلبه کند. بله. مسلماً رمان نويس به فصل افتتاحيهای قوی گيرا و باور کردنی شديداًً نياز دارد. اما اگر از همان ابتدا نتوانست چنين فصلی را پيدا کند دست دست کردن، وقت تلف کردن است.
با اينکه احتمالاً فصل اول رمان، مهمترين بخش رمان است، اما اگر نمي توانيد فصل آغازين کامل پيدا کنيد، في الفور از هر جاي خط داستان يا طرح که مي توانيد، شروع کنيد.
اگر دستورالعمل هاي سنتي، نويسنده را از نوشتن باز دارد، بي ارزش است. نويسنده بايد از هر جا که مي تواند رمانش را شروع کند، چون ضمن نوشتن، بالاخره فصل افتتاحيه کامل نيز در ذهنش نقش خواهد بست.
معمولاً نويسندگان تازهکار بهانه مي آورند که هنوز فصل آغازين رمانشان را پيدا نکرده اند اما نويسندهها اغلب به آخر رمانشان که ميرسند تازه ميفهمند که فصل آغازين رمان شان که گمان ميکردند کامل است، به هيچ وجه کامل نيست. بنابراين نويسنده باید در نسخه اول، فقط شروع کند، ادامه دهد و به پایان برساند."
لئونارد بیشاپ
درس هایی در باره داستاننویسی
برگردان: محسن سلیمانی
@Writing_lovers
👍7👏4
فقط باید بگذارید که پاره کودکانه وجودتان هر چه را که میخواهد بر کاغذ بیاورد. اگر یکی از شخصیت ها میخواهد بگوید: " چطوری آقای کله گنده" بگذارید بگوید. فقط آن را روی کاغذ بیاورید. زیرا شاید بتوانید چیزی فوق العاده در آن شش صفحه عجیب و غریبی که شاید آن قدرها با منطق آدم بزرگها مطابقت ندارد بیابید. شاید در آخرین خط، آخرین پاراگراف چیزی بیابید که به شما اطمینان خاطر ببخشد یا مسیر را نشانتان بدهد اما بدانید، تنها راه رسیدن به این نقطه، نوشتن اولین پیش نویس به ظاهر مزخرف است.
آن لاموت
📕پرنده به پرنده
@Writing_lovers
آن لاموت
📕پرنده به پرنده
@Writing_lovers
❤6👍5
اخیراً قبل از رفتن به رختخواب، دویدن را شروع کرده ام. شگفتانگیز است! دو ساعت دویدن در گرگ و میش، در امتداد مسیرهای کنار دریاچه هم نیروبخش است و هم روح را آرام می کند. به غیر از من چند زوج عاشق هم هستند که با دستپاچگی نگاه میکنند تا ببینند من هستم که از کنارشان میگذرم و نه یک روح...
متاسفانه این داستان کاملا ساختگی است. من هرگز ندویدم.(;
ولادیمیر ناباکوف
@Writing_lovers
متاسفانه این داستان کاملا ساختگی است. من هرگز ندویدم.(;
ولادیمیر ناباکوف
@Writing_lovers
❤15⚡3👍3
وقتی در حال نوشتن اولین پیشنویس هستید، نباید آن را ویرایش کنید، یا حتی به آن فکر کنید! پیشنویس اولیه در واقع باید خیلی سریع و بدون وسواس نوشته شود. اجازه دهید تمام چیزی که در ذهنتان است، بیرون بریزد. فراموش نکنید که وقتی پیشنویس اولیه را در اختیار دارید، با راحتی و تسلطِ به مراتب بیشتری می توانید به آن بازگردید و داستان خود را صیقل دهید خوب است که ابتدا بر شخصیت های کاملا ضروری تمرکز داشته باشیم در واقع شخصیت ها هستند که طرح داستانی یا پیرنگ را به وجود می آورند.
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers
👍10
۱۰ اصل اساسی برای نوشتن از جان اشتاینبک
۱. در مورد آنچه می دانی و دوست داری بنویس.(اشتاین بک از دوران کودکیاش در کالیفرنیا الهام گرفت و در مورد مردمان عادی، زندگی روزمره و مبارزاتشان نوشت.)
۲. شخصیت ها و قهرمانان اشتاین بک عیبها و خوبیهای خاص خود را دارند.
۳. از زبان ساده و طبیعی استفاده کنید. از خودنمایی در زبان پرهیز کنید.
۴. جزئیات و احساسات را توصیف کنید. (توصیف های استادانه از طبیعت و تجربیات درونی شخصیت ها باعث زنده شدن آثار اشتاین بک شده است.)
۵. از آزمایش کردن تکنیکها نترسید. (اشتاین بک جسورانه از تکنیک های ابتکاری مانند جریان آگاهی استفاده کرد.)
۶. مشکلات اجتماعی و همدردی با افراد محروم و ستمدیده از ویژگی آثار اشتاین بک است.
۷. قدرت روح انسان را نشان دهید. قهرمانان اشتاین بک با وجود مشکلات تسلیم نمیشوند و به مبارزه ادامه میدهند.
۸. تضاد بین انسان و جامعه را به تصویر بکشید. بسیاری از آثار اشتاین بک به تنهایی انسان در دنیا اختصاص دارد.
۹. از رویدادهای واقعی الهام بگیرید. اشتاین بک داستان هایی را از مشاهدات زندگی اطراف خود ترسیم کرد.
۱۰. در مورد چیزهای بزرگ به سادگی بنویسید. اشتاین بک توانست معنای عمیقی را در داستان های ساده درباره زندگی روزمره بیابد.
@Writing_lovers
۱. در مورد آنچه می دانی و دوست داری بنویس.(اشتاین بک از دوران کودکیاش در کالیفرنیا الهام گرفت و در مورد مردمان عادی، زندگی روزمره و مبارزاتشان نوشت.)
۲. شخصیت ها و قهرمانان اشتاین بک عیبها و خوبیهای خاص خود را دارند.
۳. از زبان ساده و طبیعی استفاده کنید. از خودنمایی در زبان پرهیز کنید.
۴. جزئیات و احساسات را توصیف کنید. (توصیف های استادانه از طبیعت و تجربیات درونی شخصیت ها باعث زنده شدن آثار اشتاین بک شده است.)
۵. از آزمایش کردن تکنیکها نترسید. (اشتاین بک جسورانه از تکنیک های ابتکاری مانند جریان آگاهی استفاده کرد.)
۶. مشکلات اجتماعی و همدردی با افراد محروم و ستمدیده از ویژگی آثار اشتاین بک است.
۷. قدرت روح انسان را نشان دهید. قهرمانان اشتاین بک با وجود مشکلات تسلیم نمیشوند و به مبارزه ادامه میدهند.
۸. تضاد بین انسان و جامعه را به تصویر بکشید. بسیاری از آثار اشتاین بک به تنهایی انسان در دنیا اختصاص دارد.
۹. از رویدادهای واقعی الهام بگیرید. اشتاین بک داستان هایی را از مشاهدات زندگی اطراف خود ترسیم کرد.
۱۰. در مورد چیزهای بزرگ به سادگی بنویسید. اشتاین بک توانست معنای عمیقی را در داستان های ساده درباره زندگی روزمره بیابد.
@Writing_lovers
❤8👌1
در قصهنویسی بیش از نویسندگان غربی از سعدی تاثیر گرفتهام. بوستان، نمونه عالی نثر است. هر کس غزلیات سعدی و گلستان و بوستانش را خوانده باشد، نمیتواند تحت تاثیر زبان و قدرت ایجاز سعدی قرار نگیرد.
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
ابراهیم گلستان
@Writing_lovers
👌12👍5
بیشتر به حواس خود روی بیاورید. در صورت لزوم، اجازه دهید خوانندگان محیط را از طریق بینایی، صدا، لمس (مثلاً تأثیر یک اتاق یا بافت لباس) تجربه کنند. به این فکر کنید که آیا می توان روایت را به گونه ای گسترش داد که حواس بیشتری را دربربگیرد؟
لورا ویتکامپ
@Writing_lovers
لورا ویتکامپ
@Writing_lovers
👍4
دانشگاه زندگی
🔴تاکنون خواستهاید چیزی را امتحان کنید؟ مثل نوشتن یک رمان یا حتی فتح مرتفعترین قله قاره؟ شاید کار بزرگی باشد ولی اگر قرار باشد فقط ۳۰ روز آن را انجام دهید چه؟ فیلم را ببینید. ✅دانشگاه دو زبانه سواد زندگی👇🏻 @lifeuni
یکی از خوبیهای نوشتنِ یادداشتهای روزانه این است که یادمیگیریم در هر شرایطی بنویسیم. اشکالی ندارد اگر متوسط یا حتی بد از آب دربیاید. چارلز بوکوفسکی، کتابِ عامه پسندش را با عبارت زیبایی آغاز کرده است: «تقدیم به بد نوشتن.»
این جمله را هرروز در ابتدای صفحهتان بنویسید و نوشتن را با آن شروع کنید. اگر با چالش سی روزه کانال همراهید؛ هر روز و تحت هر شرایطی ۱۶۷۶ واژه روزانهتان را بنوییسید. حتی یک روز هم آن را به تاخیر نیندازید. نتیجه را در ذهنتان مجسم کنید و تاپایان شهریور به نوشتن ادامه دهید. این توصیه رابرت لوئیس استیونسون، را از یاد نبرید:« روزتان را با محصولی که برداشت میکنید، قضاوت نکنید بلکه به بذرهایی که میکارید توجه کنید.»
بدین ترتیب خواهید توانست از میان انبوه نوشتههایتان، بذرهایی ایجاد کنید و احساس شگفتِ نویسنده بودن را تجربه کنید.
@Writing_lovers
این جمله را هرروز در ابتدای صفحهتان بنویسید و نوشتن را با آن شروع کنید. اگر با چالش سی روزه کانال همراهید؛ هر روز و تحت هر شرایطی ۱۶۷۶ واژه روزانهتان را بنوییسید. حتی یک روز هم آن را به تاخیر نیندازید. نتیجه را در ذهنتان مجسم کنید و تاپایان شهریور به نوشتن ادامه دهید. این توصیه رابرت لوئیس استیونسون، را از یاد نبرید:« روزتان را با محصولی که برداشت میکنید، قضاوت نکنید بلکه به بذرهایی که میکارید توجه کنید.»
بدین ترتیب خواهید توانست از میان انبوه نوشتههایتان، بذرهایی ایجاد کنید و احساس شگفتِ نویسنده بودن را تجربه کنید.
@Writing_lovers
👍11
ویکتور هوگو عاشق غذای خوب بود!
تا آنجا که در مورد او گفتهاند: "علم طبیعی ۳ شکم بزرگ می شناسد: اردک، کوسه و ویکتور هوگو.
کدامیک از رمانهای ارزشمند ویکتور هوگو را خواندهاید؟ جملات نغز زیادی در رمانهای او وجود دارد که خواندن آثارش را به تجربهای زیبا و ماندگار تبدیل میکند.
@Writing_lovers
تا آنجا که در مورد او گفتهاند: "علم طبیعی ۳ شکم بزرگ می شناسد: اردک، کوسه و ویکتور هوگو.
کدامیک از رمانهای ارزشمند ویکتور هوگو را خواندهاید؟ جملات نغز زیادی در رمانهای او وجود دارد که خواندن آثارش را به تجربهای زیبا و ماندگار تبدیل میکند.
@Writing_lovers
❤8👍3
ذهن انسان سه کلید دارد که همه چیز را باز میکند: یک اعداد، دو حروف و سه یادداشت کردن.
بدانید، بیندیشید و رویاپردازی کنید.
همه چیز در این سه است.
ویکتور هوگو
@Writing_lovers
بدانید، بیندیشید و رویاپردازی کنید.
همه چیز در این سه است.
ویکتور هوگو
@Writing_lovers
👍5❤1🔥1
توصیههای سردبیر
۱. شخصیتها باید اهداف مشخصی داشته باشند.
۲. در صحنههای داستان موانعی برای رسیدن به هدف وجود دارد. اگر موانعی وجود ندارد، آن صحنه را حذف کنید.
۳. موانع و دردسرها را زیاد کنید. مجبورش کنید از درخت بالا برود، علاوه براین به طرفش سنگ پرتاب کنید، در حالی که او دارد فکر میکند، چگونه پایین بیاید.
۴. پشت اقدامات شخصیتها، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم باید برای مخاطب روشن شود. (تجربههایی از گذشته.)
۵. به یاد داشته باشید که ما پنج حس داریم! قهرمانان نیز. همه آنها را درگیر کنید.
۶. توضیحات باید بخشی از داستان باشد. بهتر است اجازه دهید قهرمانتان اشیا را بردارد، به آن دست بزند و کنار پنجره بگذارد. (عمل و حرکت)
۷. راحت تر بنویسید. اشتیاق بیش از حد به زبان ادبی توجهتان را از قهرمان منحرف میکند. بهتر است ابتد پیش نویس اول را بنویسید، سپس در بازنویسی به زبان و استعارهها و تشبیهات محکم رسیدگی کنید و داستانتان را بسط دهید.
۸. نشان دهید، نگویید. فرض کنید از این عبارات استفاده میکنید: «لیلی به گریه افتاد. او خیلی ناراحت بود.» اگر گریه کرد معلوم است که ناراحت بوده. پس چرا دوبار تکرار میکنید؟
@Writing_lovers
۱. شخصیتها باید اهداف مشخصی داشته باشند.
۲. در صحنههای داستان موانعی برای رسیدن به هدف وجود دارد. اگر موانعی وجود ندارد، آن صحنه را حذف کنید.
۳. موانع و دردسرها را زیاد کنید. مجبورش کنید از درخت بالا برود، علاوه براین به طرفش سنگ پرتاب کنید، در حالی که او دارد فکر میکند، چگونه پایین بیاید.
۴. پشت اقدامات شخصیتها، اهداف و انگیزههایی وجود دارد که کم کم باید برای مخاطب روشن شود. (تجربههایی از گذشته.)
۵. به یاد داشته باشید که ما پنج حس داریم! قهرمانان نیز. همه آنها را درگیر کنید.
۶. توضیحات باید بخشی از داستان باشد. بهتر است اجازه دهید قهرمانتان اشیا را بردارد، به آن دست بزند و کنار پنجره بگذارد. (عمل و حرکت)
۷. راحت تر بنویسید. اشتیاق بیش از حد به زبان ادبی توجهتان را از قهرمان منحرف میکند. بهتر است ابتد پیش نویس اول را بنویسید، سپس در بازنویسی به زبان و استعارهها و تشبیهات محکم رسیدگی کنید و داستانتان را بسط دهید.
۸. نشان دهید، نگویید. فرض کنید از این عبارات استفاده میکنید: «لیلی به گریه افتاد. او خیلی ناراحت بود.» اگر گریه کرد معلوم است که ناراحت بوده. پس چرا دوبار تکرار میکنید؟
@Writing_lovers
❤8👍3
شخصیت ها موجودات پیچیده ای هستند. به آنها هدف، انگیزه، ترس، رازی بدهید و به زودی آنها زندگی خودشان را خواهند داشت.
فرانسیس کاپولا
@Writing_lovers
فرانسیس کاپولا
@Writing_lovers
👍9🔥1
بچهها یه نکته: اگه احیانا جز افرادی هستید که چند ساعت در روز صرف نوشتن میکنید، این یادداشت برای شماست. حتما ورزش رو جدی بگیرید.
رمان نویسی مثل دولت آبادی گفته برای نوشتن یه رمان، باید اول جسمش رو داشته باشی. این حرف رو یه بار از کیهان خانجانی هم شنیدم که گفت وقتی رمان بند محکومین رو نوشتم فهمیدم دولت آبادی چی گفته و چقدر نوشتن رمان در گرو تاب آوری جسم هست.
موراکامی هم توی کتاب "وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنم" گفته نویسنده زندگی ناسالمی داره پس بهتره سم رو طوری از بدنش دور کنه. میگه برای همین بود که دویدن رو انتخاب کردم. نقل به مضمون البته. در مصاحبه ای هم گفته "برای اینکه نویسنده باشی، باید از قدرت و سلامت خوبی برخوردار باشی."
ریچارد مک مان درباره تاثیر فعالیت بدنی روی خلاقیت جملهای داره: «دویدن یا ورزش به طور غیر مستقیم روی نوشتن تاثیر دارد.»
والت ویتمن عزیز هم بیانیه کلی تری داده، گفته:
«شما! منشی ها، نویسندگان، افراد کم تحرک، به شما توصیه می کنم حتما در روز به مقدار لازم تحرک داشته باشید. بدن اساس دموکراسی است.»
اینقدر که میگیم بنویسید بنویسید، این هم بگیم که حتما حواستون به بدن و جسمتون باشه؛ چون نوشتن طولانی به توان بدنی زیادی نیاز داره. جمله دولت آبادی در طولانی مدت اهمیتش بر نویسنده معلوم میشه. پس بهش توجه کنید: تاب آوری جسمی مسئله مهمی برای نویسنده هست.
@Writing_lovers
رمان نویسی مثل دولت آبادی گفته برای نوشتن یه رمان، باید اول جسمش رو داشته باشی. این حرف رو یه بار از کیهان خانجانی هم شنیدم که گفت وقتی رمان بند محکومین رو نوشتم فهمیدم دولت آبادی چی گفته و چقدر نوشتن رمان در گرو تاب آوری جسم هست.
موراکامی هم توی کتاب "وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنم" گفته نویسنده زندگی ناسالمی داره پس بهتره سم رو طوری از بدنش دور کنه. میگه برای همین بود که دویدن رو انتخاب کردم. نقل به مضمون البته. در مصاحبه ای هم گفته "برای اینکه نویسنده باشی، باید از قدرت و سلامت خوبی برخوردار باشی."
ریچارد مک مان درباره تاثیر فعالیت بدنی روی خلاقیت جملهای داره: «دویدن یا ورزش به طور غیر مستقیم روی نوشتن تاثیر دارد.»
والت ویتمن عزیز هم بیانیه کلی تری داده، گفته:
«شما! منشی ها، نویسندگان، افراد کم تحرک، به شما توصیه می کنم حتما در روز به مقدار لازم تحرک داشته باشید. بدن اساس دموکراسی است.»
اینقدر که میگیم بنویسید بنویسید، این هم بگیم که حتما حواستون به بدن و جسمتون باشه؛ چون نوشتن طولانی به توان بدنی زیادی نیاز داره. جمله دولت آبادی در طولانی مدت اهمیتش بر نویسنده معلوم میشه. پس بهش توجه کنید: تاب آوری جسمی مسئله مهمی برای نویسنده هست.
@Writing_lovers
👍16❤3💯3👌1
درباره ویکتورهوگو
طولانیترین جمله چاپ شده در جهان شامل ۸۲۳ کلمه است که در بینوایان اثر ویکتور هوگو آمده.
سال ۱۸۶۲، زمانی که بینوایان ویکتور هوگو منتشر شد نویسنده می خواست بداند که مردم چه برداشتی از کتاب تازهاش دارند، بنابراین تلگرافی با یک علامت "؟" برای ناشر ارسال کرد: ناشر هم در پاسخ نوشت: «این احتمالاً کوتاه ترین مکاتبه تاریخ است."
نویسنده شجاع ترین شخصیت ادبی خود را در بینوایان به نام گربه اش، گاوروش، نامگذاری کرد.
@Writing_lovers
طولانیترین جمله چاپ شده در جهان شامل ۸۲۳ کلمه است که در بینوایان اثر ویکتور هوگو آمده.
سال ۱۸۶۲، زمانی که بینوایان ویکتور هوگو منتشر شد نویسنده می خواست بداند که مردم چه برداشتی از کتاب تازهاش دارند، بنابراین تلگرافی با یک علامت "؟" برای ناشر ارسال کرد: ناشر هم در پاسخ نوشت: «این احتمالاً کوتاه ترین مکاتبه تاریخ است."
نویسنده شجاع ترین شخصیت ادبی خود را در بینوایان به نام گربه اش، گاوروش، نامگذاری کرد.
@Writing_lovers
👍10👌2
بخشهای کوچک بسیار بدی از کل را بنویسید. قطعهها، لحظهها، صحنهها، فلش بکها، تا زمانی که پیشنویس اول فوقالعاده بدی داشته باشید. سپس قسمتهای خسته کننده، دروغ ها، مزخرفات واضح را حذف کنید و نسخه دومی از آنچه باقی مانده بنویسید.
شانون هیل
@Writing_lovers
شانون هیل
@Writing_lovers
❤3👍3