وقتی کتاب جمع میکنیم، شادی و مسرت جمع میکنیم.
وینسنت استارت
✍ معصومه حامی دوست
وقتی کتابی را در دست میگیرم، از وقتی که شروع به خواندنش میکنم تا وقتی آن را به پایان میبرم، وارد دنیایی جادویی میشوم.
هر کتاب برایم مجموعهای از تصویرها، عطرها، موسیقی ها، رویاها، معناها، افراد، مکانها و زمانهایی است که در زمان خواندن آن از سر گذراندهام و کافیست بار دیگر با آن دیدار کنم تا همهی آن حس و حالها دوباره در من زنده شوند.
کتابها چیزی بیش از صفحات مادی هستند، آنها آبشخور رؤیاها و گفت و شنودهایمان هستند، خاطرات جستجوگری ها و معنایابی هایمان.
گشت زدن در کتابفروشی ها و قفسههای کتاب مستم میکند. کافیست تا از کنار کتاب آشنایی رد شوم تا همهی آن خاطرات و معناها را دوباره به یاد بیاورم.
در واقع روش اصلی مطالعه هم متصل کردن نقاط متعدد تماس و برخودمان با رؤیاها، جهان و کتابها است.
برای تجربه کردن این همه شادی و مسرت و گشوده شدن دنیایی از معنا، باید صبور بود. مدارا و شکیبایی خواننده و ماندن او در کنار یک کتاب، باعث رستگاری بزرگی میشود، تنها در این صورت است که میتوان جادویی را که از آن سخن گفته شد، تجربه کرد.
@Writing_lovers🖌
وینسنت استارت
✍ معصومه حامی دوست
وقتی کتابی را در دست میگیرم، از وقتی که شروع به خواندنش میکنم تا وقتی آن را به پایان میبرم، وارد دنیایی جادویی میشوم.
هر کتاب برایم مجموعهای از تصویرها، عطرها، موسیقی ها، رویاها، معناها، افراد، مکانها و زمانهایی است که در زمان خواندن آن از سر گذراندهام و کافیست بار دیگر با آن دیدار کنم تا همهی آن حس و حالها دوباره در من زنده شوند.
کتابها چیزی بیش از صفحات مادی هستند، آنها آبشخور رؤیاها و گفت و شنودهایمان هستند، خاطرات جستجوگری ها و معنایابی هایمان.
گشت زدن در کتابفروشی ها و قفسههای کتاب مستم میکند. کافیست تا از کنار کتاب آشنایی رد شوم تا همهی آن خاطرات و معناها را دوباره به یاد بیاورم.
در واقع روش اصلی مطالعه هم متصل کردن نقاط متعدد تماس و برخودمان با رؤیاها، جهان و کتابها است.
برای تجربه کردن این همه شادی و مسرت و گشوده شدن دنیایی از معنا، باید صبور بود. مدارا و شکیبایی خواننده و ماندن او در کنار یک کتاب، باعث رستگاری بزرگی میشود، تنها در این صورت است که میتوان جادویی را که از آن سخن گفته شد، تجربه کرد.
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ چیز درمانده تر از حقیقتی نیست که همان طور بیان شود که به ذهن خطور کرده است. این گونه نوشتن حتی به یک عکس بد هم نمی ماند.
والتر بنیامین
@Writing_lovers🖌
والتر بنیامین
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور بنویسیم؟
جان اشتاین بک
شنیدم طبع نویسندگیت خشک شده. آدم فکر میکند دیگر هیچوقت به حالتاول برنمیگردد. باب اندرسن هم، یک سال پیش همین مشکل را داشت و از من خواست کمکش کنم. بهش گفتم شعر بگوید.
البته نه برای چاپ یا بازبینی بلکه برای دور ریختن. چون شعر نقش ریاضیات را در نویسندگی دارد، حتما بهترین درمان هم هست. چون گاهی مشکلات را از بین میبرد. باری او چنین کرد و شش ماه شعر گفت و بعد، سه تا نامهی خوشحال کننده برایم فرستاد و گفت راهحلم مؤثر واقع شده.
آری شعر گفتن صرف، خود راز بزرگ و ارزشمندی است. این پیشنهاد در صورتی به کارت میآید که طبعت برای مدت طولانی خشک شده و مستأصلت کرده باشد. بعد حتما یک روز از دستش خلاص میشوی و من شدهام و الان کلمات برای اینکه بر قلمم جاری شوند، با هم میجنگند.
@Writing_lovers🖌
جان اشتاین بک
شنیدم طبع نویسندگیت خشک شده. آدم فکر میکند دیگر هیچوقت به حالتاول برنمیگردد. باب اندرسن هم، یک سال پیش همین مشکل را داشت و از من خواست کمکش کنم. بهش گفتم شعر بگوید.
البته نه برای چاپ یا بازبینی بلکه برای دور ریختن. چون شعر نقش ریاضیات را در نویسندگی دارد، حتما بهترین درمان هم هست. چون گاهی مشکلات را از بین میبرد. باری او چنین کرد و شش ماه شعر گفت و بعد، سه تا نامهی خوشحال کننده برایم فرستاد و گفت راهحلم مؤثر واقع شده.
آری شعر گفتن صرف، خود راز بزرگ و ارزشمندی است. این پیشنهاد در صورتی به کارت میآید که طبعت برای مدت طولانی خشک شده و مستأصلت کرده باشد. بعد حتما یک روز از دستش خلاص میشوی و من شدهام و الان کلمات برای اینکه بر قلمم جاری شوند، با هم میجنگند.
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوب نوشتن یعنی خوب فکرکردن، آنچه را قابل گزارش است کشف کنیم و به درستی برای دیگران بشکافیم.
نیچه
@Writing_lovers🖌
نیچه
@Writing_lovers🖌
کتابها هدایای بسیار ارزشمندی هستند، زیرا درون هر یک دنیایی نهفته است. چه آسان میتوان یک دنیای کامل هدیه داد.
نیل گایمن
@Writing_lovers🖌
نیل گایمن
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور خاطراتمان را به داستان تبدیل کنیم؟
🖊تمرین اول
یکی از خاطراتتان را با سه زاویه دید اول، دوم و سوم شخص بنویسید. زاویه دید اولین و مهمترین عنصر داستان ساز است. این تمرین به شما کمک میکند تا خاطرات تان را به داستان تبدیل کنید.
@Writing_lovers🖌
🖊تمرین اول
یکی از خاطراتتان را با سه زاویه دید اول، دوم و سوم شخص بنویسید. زاویه دید اولین و مهمترین عنصر داستان ساز است. این تمرین به شما کمک میکند تا خاطرات تان را به داستان تبدیل کنید.
@Writing_lovers🖌
مثالهای زیر سه زاویه دید اول، دوم و سوم را نشان میدهد:
زاویه دید اول شخص
گدا : غلامحسین ساعدی
یه ماه نشده سه دفعه رفتم قم و برگشتم، دفعهی آخر انگار به دلم برات شده بود که کارها خراب میشود اما بازم نصفههای شب با یه ماشین قراضه راه افتادم و صبح آفتاب نزده، دم در خونهی سید اسدالله بودم. در که زدم عزیز خانوم اومد، منو که دید، جا خورد و قیافه گرفت. از جلو در که کنار میرفت هاج و واج نگاه کرد و گفت: “خانوم بزرگ مگه نرفته بودی؟”
زاویه دید دوم شخص
شوهر آمریکایی: جلال آل احمد
«…ودکا؟ نه. متشکرم. تحمل ودکا را ندارم. اگر ويسکی باشد حرفی. فقط يک ته گيلاس قربان دستتان. نه. تحمل آب را هم ندارم. سودا داريد؟حيف. آخر اخلاق سگ آن کثافت به من هم اثر کرده. اگر بدانيد چه ويسکی سودايی می خورد! من تا خانه پاپام بودم ، اصلا لب نزده بودم. خود پاپام هنوز هم لب نمی زند. به هيچ مشروبی. نه، مومن و مقدس نيست. اما خوب ديگر. توی خانواده ما رسم نبوده. اما آن کثافت، اول چيزی که يادم داد، ويسکی درست کردن بود.
زاویه دید سوم شخص
دهلیز: هوشنگگلشیری
فاجعه از وقتی شروع شد که مادر بچه ها از حمام برگشت و پا گذاشت روی خرند خانه و دید که سه تا بچه هاش تاقباز افتاده اند روی آب حوض. بعد از آن را هم که همسایه ها دیدند و شنیدند و خیلی هاشان گریه کردند.
غروب که هنوز همسایه ها توی خانه ولو بودند با دو تا پاسبان و یک پزشک قانونی و مادر بچه ها داشت ساقه های نازک لاله عباسی و اطلسی باغچه را می شکست و خاک باغچه را می ریخت روی سرش.
زاویه دید اول شخص
گدا : غلامحسین ساعدی
یه ماه نشده سه دفعه رفتم قم و برگشتم، دفعهی آخر انگار به دلم برات شده بود که کارها خراب میشود اما بازم نصفههای شب با یه ماشین قراضه راه افتادم و صبح آفتاب نزده، دم در خونهی سید اسدالله بودم. در که زدم عزیز خانوم اومد، منو که دید، جا خورد و قیافه گرفت. از جلو در که کنار میرفت هاج و واج نگاه کرد و گفت: “خانوم بزرگ مگه نرفته بودی؟”
زاویه دید دوم شخص
شوهر آمریکایی: جلال آل احمد
«…ودکا؟ نه. متشکرم. تحمل ودکا را ندارم. اگر ويسکی باشد حرفی. فقط يک ته گيلاس قربان دستتان. نه. تحمل آب را هم ندارم. سودا داريد؟حيف. آخر اخلاق سگ آن کثافت به من هم اثر کرده. اگر بدانيد چه ويسکی سودايی می خورد! من تا خانه پاپام بودم ، اصلا لب نزده بودم. خود پاپام هنوز هم لب نمی زند. به هيچ مشروبی. نه، مومن و مقدس نيست. اما خوب ديگر. توی خانواده ما رسم نبوده. اما آن کثافت، اول چيزی که يادم داد، ويسکی درست کردن بود.
زاویه دید سوم شخص
دهلیز: هوشنگگلشیری
فاجعه از وقتی شروع شد که مادر بچه ها از حمام برگشت و پا گذاشت روی خرند خانه و دید که سه تا بچه هاش تاقباز افتاده اند روی آب حوض. بعد از آن را هم که همسایه ها دیدند و شنیدند و خیلی هاشان گریه کردند.
غروب که هنوز همسایه ها توی خانه ولو بودند با دو تا پاسبان و یک پزشک قانونی و مادر بچه ها داشت ساقه های نازک لاله عباسی و اطلسی باغچه را می شکست و خاک باغچه را می ریخت روی سرش.
به این مثالها اکتفا نکنید. سه داستان «گدا»، «شوهر آمریکایی» و «دهلیز» را تهیه کنید و به طور کامل بخوانید. خاطرهتان را با هر سه زاویه دید بنویسید. در صورت تمایل نوشتههایتان را به نشانی زیر بفرستید. در ضمن میتوانید هر سؤالی که در زمینهی زاویه دید دارید، بپرسید.
@Mhamidoost20
@Mhamidoost20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلمهها مرا مسحور میکنند. کلمهها یادم میمانند. کلمهها همیشه برایم رنگ و بو داشتهاند. کلمهها سطحی نیستند، بُعد دارند. من به زبان علاقه دارم؛ چه به زبان فارسی که در آن مینویسم و چه به زبانهای دیگر.
گلی ترقی
@Writing_lovers🖌
گلی ترقی
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM