صدها بار چخوف را روی پلههای آجری خانهمان، زیر درخت به، لم داده در اتاق نشیمن دیده بودم. از فاصلهٔ دور، جرات نزدیک شدن به او را نداشتم، هنوز هم ندارم. اما من نویسندهام، وظیفهٔ من مبارزه با مرگ است. از این پس، نویسندگی من شروع میشود. باید نوشت… باید نوشت…
غلامحسین ساعدی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
غلامحسین ساعدی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
مرد نگاه کرد و لبخند دلپذیر او را دید و احساس کرد که مرگ از راه خواهد رسید، شتابی در کار نبود...
پلنگِ مهتابیِ تاریک
کیهان خانجانی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
مرد نگاه کرد و لبخند دلپذیر او را دید و احساس کرد که مرگ از راه خواهد رسید، شتابی در کار نبود...
پلنگِ مهتابیِ تاریک
کیهان خانجانی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
یادداشتهای روزانهتان در چه حال است؟!
۱
خواب همیشه برایم الهام بخش بوده. من قبل از انجام کارهای مهم حسابی خوابیدهام. حتی خواب بیست دقیقهایبعدازظهر باعث شد تا فایل صوتی امروز را به دلخواهترین شکل ممکن ضبط کنم. (:
۲
داستان دروغستان را خواندم و سه صفحه نوشتم بعد خوابیدم و وقتی بیدار شدم سه تا داستانک نوشتم. ایده این داستانها را شبها توی خواب شکار کرده بودم اما نوشتنشان را مدام به تأخیر میانداختم. سه تا داستانک که خیلی سریع و با عجله قلمیشان کردم و حالشان هم هیچ خوب نیست اما قصد دارم نویسنده همه جور داستانی باشم و از قصه هایی که به سمتم میآید نهراسم.
۳
غروب توی محلههای قدیمی شهر قدم میزنم. خانههایی با پنجرههای رنگی، درهای چوبی و زیبا و سقفهای سفالی. به آهنگِ کوچههای شهر همایون شجریان گوش میدهم. اگرچه جای بیشتر خانهها را آپارتمانها گرفته اما هنوز میشود بافت تاریخی شهر را دید. بقول کالوینو لذتی که یک شهر به تو ارمغان میدهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.
۴
مینویسی و مینویسی و بعد به جایی میرسی که بنظر میرسد هیچچیز نمانده که بگویی و تازه آن وقت است که اگر ادامه دهی سرو کلهٔ کلمات تازه و داستانهای نو پیدا میشود.
۵
میخواهم از همه کارهایی استقبال کنم که از من یک بازنده واقعی میسازد. مادام که در جستجوی رؤیاهایم هستم حتی اگر در این مسیر شکست بخورم هیچ چیز برایم اهمیت ندارد.
#تجربه_تازه
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
۱
خواب همیشه برایم الهام بخش بوده. من قبل از انجام کارهای مهم حسابی خوابیدهام. حتی خواب بیست دقیقهایبعدازظهر باعث شد تا فایل صوتی امروز را به دلخواهترین شکل ممکن ضبط کنم. (:
۲
داستان دروغستان را خواندم و سه صفحه نوشتم بعد خوابیدم و وقتی بیدار شدم سه تا داستانک نوشتم. ایده این داستانها را شبها توی خواب شکار کرده بودم اما نوشتنشان را مدام به تأخیر میانداختم. سه تا داستانک که خیلی سریع و با عجله قلمیشان کردم و حالشان هم هیچ خوب نیست اما قصد دارم نویسنده همه جور داستانی باشم و از قصه هایی که به سمتم میآید نهراسم.
۳
غروب توی محلههای قدیمی شهر قدم میزنم. خانههایی با پنجرههای رنگی، درهای چوبی و زیبا و سقفهای سفالی. به آهنگِ کوچههای شهر همایون شجریان گوش میدهم. اگرچه جای بیشتر خانهها را آپارتمانها گرفته اما هنوز میشود بافت تاریخی شهر را دید. بقول کالوینو لذتی که یک شهر به تو ارمغان میدهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.
۴
مینویسی و مینویسی و بعد به جایی میرسی که بنظر میرسد هیچچیز نمانده که بگویی و تازه آن وقت است که اگر ادامه دهی سرو کلهٔ کلمات تازه و داستانهای نو پیدا میشود.
۵
میخواهم از همه کارهایی استقبال کنم که از من یک بازنده واقعی میسازد. مادام که در جستجوی رؤیاهایم هستم حتی اگر در این مسیر شکست بخورم هیچ چیز برایم اهمیت ندارد.
#تجربه_تازه
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
از توی شلوغی اتاق پذیرایی رد شدم و رفتم آن طرف اتاق که میز مستطیلی بود با ظرفهای پر از انواع و اقسام خوراکیها روی میز از چیپس و ماست و خیار و هویج و گل کل بگیر تا غذاهای گوناگون؛ کشک بادمجان، لوبیا، سیب زمینی سرخ کرده، اتاق پذیرایی روبه روی آشپزخانه بود...
کافهای کنار آب
جعفر مدرس صادقی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
از توی شلوغی اتاق پذیرایی رد شدم و رفتم آن طرف اتاق که میز مستطیلی بود با ظرفهای پر از انواع و اقسام خوراکیها روی میز از چیپس و ماست و خیار و هویج و گل کل بگیر تا غذاهای گوناگون؛ کشک بادمجان، لوبیا، سیب زمینی سرخ کرده، اتاق پذیرایی روبه روی آشپزخانه بود...
کافهای کنار آب
جعفر مدرس صادقی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
شعر تجملات نیست. ضرورت حیاتی وجود ماست. نوری است که در آن امید و آرزوهایمان را به سمت تغییر پیش میبریم. ابتدا به زبان تبدیل میشود، سپس به ایده سپس به عمل.
آدر لرد
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
آدر لرد
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
Forwarded from حرفهايى براى نگفتن
"نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها!
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است"
کارل گرینفلد
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است"
کارل گرینفلد
بهترین راهنمایی در باب شخصیت پردازی یا چطور از ایجاد شخصیت تخت دوری کنیم؟
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
#آموزش_داستان
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
#آموزش_داستان
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
در سكوت و تنهايی مینويسم. شمعی روشن میكنم تا افكار الهامبخش و خلاقيت هنری در من فعال شود.
ایزابل آلنده
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
ایزابل آلنده
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
Forwarded from The Silk Road of the Mind (Alireza Taghdarreh)
ارنست همینگوِی میگفت هرگز حوصلهی مطالعهی آثار تارو Thoreau را نداشتهاست.
مطالعهی آثار تارو نیازمند تمرکز و سکون بینهایت زیادی است. بگذریم.
اینجا، در تعریف رابطهی نویسندگی و شاعری با زندگی، همینگوی و هنری دیوید تارو هر دو یک سخن واحد را میگویند. همینگوِی میگوید:
«برای نوشتن از زندگی باید نخست زندگی کنیم.»
تارو میگوید: «چه بیهوده میکوشیم بنشینیم و نویسندگی کنیم، وقتی هنوز نایستادهایم تا زندگی کنیم.»
در ادبیات کلاسیک ایران، حکیم سنایی گویا معتقد بود که حقیقت زندگی را فقط باید زیست. میگویند سنایی در واپسین دمهای زندگی زیر لب گفت:
باز گشتم از سخن زیرا که نیست
در سخن معنی و در معنی سخن
هِنری تارو نیز در جایی، در سخنی شبیه به سنایی، گفتهاست: «زندگی من شعری بود که میباید میسُرودم، اما نتوانستم هم زندگی کنم، هم سرود زندگیام را بسُرایم.»
مطالعهی آثار تارو نیازمند تمرکز و سکون بینهایت زیادی است. بگذریم.
اینجا، در تعریف رابطهی نویسندگی و شاعری با زندگی، همینگوی و هنری دیوید تارو هر دو یک سخن واحد را میگویند. همینگوِی میگوید:
«برای نوشتن از زندگی باید نخست زندگی کنیم.»
تارو میگوید: «چه بیهوده میکوشیم بنشینیم و نویسندگی کنیم، وقتی هنوز نایستادهایم تا زندگی کنیم.»
در ادبیات کلاسیک ایران، حکیم سنایی گویا معتقد بود که حقیقت زندگی را فقط باید زیست. میگویند سنایی در واپسین دمهای زندگی زیر لب گفت:
باز گشتم از سخن زیرا که نیست
در سخن معنی و در معنی سخن
هِنری تارو نیز در جایی، در سخنی شبیه به سنایی، گفتهاست: «زندگی من شعری بود که میباید میسُرودم، اما نتوانستم هم زندگی کنم، هم سرود زندگیام را بسُرایم.»
در هر کتابی جملهای در خفا میزید، الماسِ مستور در اوراق داستان. کتاب کمین میکند، انتظار میکشد، هشدارمان میدهد، خود را جمع و جور میکند، سالیان سال، دههها.
📚آنک کتاب
اِلن سیسکو
#توصیه_نویسندگی
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
📚آنک کتاب
اِلن سیسکو
#توصیه_نویسندگی
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
توی پارک که مینشست دلش میخواست فکر کند؛ فکرهای بزرگ. مثلا از خودش بپرسد آخر دنیا کجاست ...
چیزی به فردا نمانده
امیرحسن چهلتن
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
توی پارک که مینشست دلش میخواست فکر کند؛ فکرهای بزرگ. مثلا از خودش بپرسد آخر دنیا کجاست ...
چیزی به فردا نمانده
امیرحسن چهلتن
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
راهنمای شخصیت پردازی
در شخصیت پردازی اولین قدم «لنگر انداختن» و پا روی زمین سفت کردن است. ولی قبل از اینکه شخصیت هایتان روی زمین باشند باید از تن باشند. آنها را نمیتوان از فکر و عقل ساخت. اگر فقط فکر باشند عمرشان به چرخاندن چشمها و نظرهای انتزاعی میگذرد. شما باید شخصیت هایتان را در یک تن قرار بدهید.
دستیابی به تنهای فیزیکی و یافتن بدنِ شخصیتهایمان بخش دیگری از پازل عمیق نوشتن است. تنها امیالی دارند که ممکن است با امیال شخصیت در تضاد باشند. توجه کنید چطوری وقتی متمرکز بر نوشتن صحنه ای هستید باز هم ممکن است قوزک پایتان بخارد.
موسیقی شاد خانه بغلی و صدای زمزمه آواز بخاری را میشنوید. صدای خرخر ماشین قدیمیتان هم میآید. یادتان باشد که ما این دنیا را رها نمیکنیم تا دنیای دیگری را بنویسیم بلکه با زندگی کردن در این دنیاست که میتوانیم آن دنیاهای دیگر را خلق کنیم.
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
لرن هرینگ
#آموزش_داستان
@Writing_lovers
در شخصیت پردازی اولین قدم «لنگر انداختن» و پا روی زمین سفت کردن است. ولی قبل از اینکه شخصیت هایتان روی زمین باشند باید از تن باشند. آنها را نمیتوان از فکر و عقل ساخت. اگر فقط فکر باشند عمرشان به چرخاندن چشمها و نظرهای انتزاعی میگذرد. شما باید شخصیت هایتان را در یک تن قرار بدهید.
دستیابی به تنهای فیزیکی و یافتن بدنِ شخصیتهایمان بخش دیگری از پازل عمیق نوشتن است. تنها امیالی دارند که ممکن است با امیال شخصیت در تضاد باشند. توجه کنید چطوری وقتی متمرکز بر نوشتن صحنه ای هستید باز هم ممکن است قوزک پایتان بخارد.
موسیقی شاد خانه بغلی و صدای زمزمه آواز بخاری را میشنوید. صدای خرخر ماشین قدیمیتان هم میآید. یادتان باشد که ما این دنیا را رها نمیکنیم تا دنیای دیگری را بنویسیم بلکه با زندگی کردن در این دنیاست که میتوانیم آن دنیاهای دیگر را خلق کنیم.
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
لرن هرینگ
#آموزش_داستان
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
احساس دلتنگی میکرد. در آشپزخانه پشت میز نشست و شروع به خوردن کرد. یک قطعه کره لای نان گذاشت و زمزمه کرد :« جز اون چی ممکنه باشه؟!»
کوارتت مرگ و دختر
فتح الله بینیاز
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
احساس دلتنگی میکرد. در آشپزخانه پشت میز نشست و شروع به خوردن کرد. یک قطعه کره لای نان گذاشت و زمزمه کرد :« جز اون چی ممکنه باشه؟!»
کوارتت مرگ و دختر
فتح الله بینیاز
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
هنری که نویسنده باید خود را به آن آراسته کند!
✍ معصومه حامی دوست
ابوالحسن نجفی زمانی گفته بود:« تأثیری که گلشیری بر داستان نویسان داشته، بیشتر از تأثیر او بر جریان داستان نویسی است.»
در غرب هر نویسنده مراحل کارش را به صورت مکتوب ثبت میکند. فلوبر، داستایوسکی، ناباکوف، وولف و... با شروع هر داستان، دفتر جدیدی برای گزارش روند آفرینش داستان تهیه میکردند و از شیوه کارشان، تنگناها و سختیها ودستاوردهایشان، سندی برای نسل بعد برجا میگذاشتند. به همین خاطر است که تعداد نقل و قولهایشان دربارهی نوشتن بی شمار است.
گلشیری از داستاننویسانی است که مدام از فرایند نوشتن در مقالات و مصاحبه هایش حرف زده است. اغلب داستان نویسان ما فقط نوشتهاند و از فرایند نوشتن چیزی نگفتهاند. مخاطب هرگز از کشاکش نویسنده با اثرش اطلاعی ندارد، گویی که اثر به خودی خود و یکباره شکل گرفته. این باعث شده تا نویسندگان هر نسل مجبور باشند بدون داشتن الگویی، همه چیز را از صفر شروع کنند.
در شعر معاصر ما هم این نیما بود که نظریاتش را در کتاب « حرفهای همسایه» در قالب نامههایی نوشت که نوعی نظریه پردازی راجع به شعر است و کس دیگری زحمت این کار را به خود نداده است.
اصولا ما ملت شفاهی هستیم و در مکتوب کردن جزییات ضعیف عمل میکنیم. نویسندگان و شاعران ما الگویی برای نسل بعد از خود بجا نگذاشتهاند و این ایراد کار ماست. به گفتهی شهیار قنبری « آنچه از نسلهای پیش به ما رسیده این شعار بود که شعر باید خودش بیاید و ما هم همین جوری فکر میکردیم. وقتی با بزرگان جهان آشنا شدم دیدم اصلا اینطور نیست به ما عوضی آدرس داده بودند. شما باید فضایی را در خلوتت آماده کنی، هر روز باید کار بکنید و دیدم همه بزرگان جهان بدون استثنا از این حرف میزنند. شاعری همین است و نویسندگی هم همین است، شما باید مدام کار کنید.»
برای رفع این عیب لازماست هر نویسنده دفتر خاطراتی داشته باشد. نوشتن از مراحل خلق، راهنمایی است برای نسل بعد تا نیازی به شروع از نقطه صفر نداشته باشد و همچنین افسانهی خلق به یکباره را از سر بدر کند.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
ابوالحسن نجفی زمانی گفته بود:« تأثیری که گلشیری بر داستان نویسان داشته، بیشتر از تأثیر او بر جریان داستان نویسی است.»
در غرب هر نویسنده مراحل کارش را به صورت مکتوب ثبت میکند. فلوبر، داستایوسکی، ناباکوف، وولف و... با شروع هر داستان، دفتر جدیدی برای گزارش روند آفرینش داستان تهیه میکردند و از شیوه کارشان، تنگناها و سختیها ودستاوردهایشان، سندی برای نسل بعد برجا میگذاشتند. به همین خاطر است که تعداد نقل و قولهایشان دربارهی نوشتن بی شمار است.
گلشیری از داستاننویسانی است که مدام از فرایند نوشتن در مقالات و مصاحبه هایش حرف زده است. اغلب داستان نویسان ما فقط نوشتهاند و از فرایند نوشتن چیزی نگفتهاند. مخاطب هرگز از کشاکش نویسنده با اثرش اطلاعی ندارد، گویی که اثر به خودی خود و یکباره شکل گرفته. این باعث شده تا نویسندگان هر نسل مجبور باشند بدون داشتن الگویی، همه چیز را از صفر شروع کنند.
در شعر معاصر ما هم این نیما بود که نظریاتش را در کتاب « حرفهای همسایه» در قالب نامههایی نوشت که نوعی نظریه پردازی راجع به شعر است و کس دیگری زحمت این کار را به خود نداده است.
اصولا ما ملت شفاهی هستیم و در مکتوب کردن جزییات ضعیف عمل میکنیم. نویسندگان و شاعران ما الگویی برای نسل بعد از خود بجا نگذاشتهاند و این ایراد کار ماست. به گفتهی شهیار قنبری « آنچه از نسلهای پیش به ما رسیده این شعار بود که شعر باید خودش بیاید و ما هم همین جوری فکر میکردیم. وقتی با بزرگان جهان آشنا شدم دیدم اصلا اینطور نیست به ما عوضی آدرس داده بودند. شما باید فضایی را در خلوتت آماده کنی، هر روز باید کار بکنید و دیدم همه بزرگان جهان بدون استثنا از این حرف میزنند. شاعری همین است و نویسندگی هم همین است، شما باید مدام کار کنید.»
برای رفع این عیب لازماست هر نویسنده دفتر خاطراتی داشته باشد. نوشتن از مراحل خلق، راهنمایی است برای نسل بعد تا نیازی به شروع از نقطه صفر نداشته باشد و همچنین افسانهی خلق به یکباره را از سر بدر کند.
@Writing_lovers
❤1