کتابها را جمعآوری کنید حتی اگر قصد ندارید فوراً آنها را بخوانید. هیچچیز مهمتر از یک کتابخانه ناخوانده نیست.
جان واترز
@Writing_lovers
جان واترز
@Writing_lovers
❤2
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
او یک خرگوش کوچک کاملا طبیعی است. فقط خیلی ریز و کوچک درست مثل خرگوشهای کوچولوی شکلاتی ولی سفید. یک خرگوش درست حسابی.
دوشیزهای در پاریس
خولیو کورتاسار
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
او یک خرگوش کوچک کاملا طبیعی است. فقط خیلی ریز و کوچک درست مثل خرگوشهای کوچولوی شکلاتی ولی سفید. یک خرگوش درست حسابی.
دوشیزهای در پاریس
خولیو کورتاسار
#نوشتن
@Writing_lovers
Forwarded from قاسم کشکولی
📝 یادداشت های آنلاین
✅ بدون ویراست ( 5)
جملهای دارد عین القضات که من در طول زندگی سی ساله ادبی ام دقیق تر و عمیق تر از این جمله در باره ضرورت و مرگ و مرض نوشتن هر روزه یک نویسنده ندیده ام.
داده ام این جمله را به خط خوش نوشته اند و در دفتر کارم، درست روبروی من، روی سینه دیوار است تا هر روز صبح اولین سخنی باشد که می شنوم، می بینم، می خوانم. تا بنویسم. نبرم.
و اما این جمله شاهکار که من از زبان هیچ کس ،دقیقا هیچ کس طی سال ها مطالعه نشنیده، که نخوانده ام این است :
" چندین گاه است تا مینویسم که باشی، و تو هر روز مختلف تری! "
دقیقا همین " تو هر روز مختلف تری" منظور نظر است. این همان چیزی است که ناگزیرم می کند هر روز بنویسم.
هر روز باید بنویسمت ای که نمی دانم چیستی! تا ببینم چیستی آخر!
من به عنوان نویسنده محکومم تا بنویسم ترا. که محل اختلافی تو آخر! محل اختلاف.
من چاره ای جز نوشتن هر روزه تو ندارم بلکه این اختلاف حل و فصل شود و نمی شود لعنتی!
ندارم. دقیقا همین واژه: " ندارم. "
من ناگزران تو و تو هر روز مختلف تر ...
باید بنویسمت بی انصاف ! چون چاره دیگری ندارم. چون بی چاره ام.
این " باید " ی مرا کشت آخر!
@ghasemkashkuli
✅ بدون ویراست ( 5)
جملهای دارد عین القضات که من در طول زندگی سی ساله ادبی ام دقیق تر و عمیق تر از این جمله در باره ضرورت و مرگ و مرض نوشتن هر روزه یک نویسنده ندیده ام.
داده ام این جمله را به خط خوش نوشته اند و در دفتر کارم، درست روبروی من، روی سینه دیوار است تا هر روز صبح اولین سخنی باشد که می شنوم، می بینم، می خوانم. تا بنویسم. نبرم.
و اما این جمله شاهکار که من از زبان هیچ کس ،دقیقا هیچ کس طی سال ها مطالعه نشنیده، که نخوانده ام این است :
" چندین گاه است تا مینویسم که باشی، و تو هر روز مختلف تری! "
دقیقا همین " تو هر روز مختلف تری" منظور نظر است. این همان چیزی است که ناگزیرم می کند هر روز بنویسم.
هر روز باید بنویسمت ای که نمی دانم چیستی! تا ببینم چیستی آخر!
من به عنوان نویسنده محکومم تا بنویسم ترا. که محل اختلافی تو آخر! محل اختلاف.
من چاره ای جز نوشتن هر روزه تو ندارم بلکه این اختلاف حل و فصل شود و نمی شود لعنتی!
ندارم. دقیقا همین واژه: " ندارم. "
من ناگزران تو و تو هر روز مختلف تر ...
باید بنویسمت بی انصاف ! چون چاره دیگری ندارم. چون بی چاره ام.
این " باید " ی مرا کشت آخر!
@ghasemkashkuli
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
بایست برایش تعریف میکردم، همان صبح هر طور که بود. شاید اگر همان روز همه چیز را میگفتم کار به اینجا نمیکشید...
من و زنم و سیندرلا
رها فتاحی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
بایست برایش تعریف میکردم، همان صبح هر طور که بود. شاید اگر همان روز همه چیز را میگفتم کار به اینجا نمیکشید...
من و زنم و سیندرلا
رها فتاحی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
نوشتن رمان برای من جستجوی پاسخ برای سؤالاتم هم هست، حالا البته نمیتوانم بگویم وقتی که مینویسم به این پاسخها میرسم، ولی بههرحال تلاش میکنم سؤال را درست بفهمم یا آن را درست طرح کنم.
#توصیه_نویسندگی
امیرحسن چهلتن
@Writing_lovers
#توصیه_نویسندگی
امیرحسن چهلتن
@Writing_lovers
Audio
۱. فنِ رَم کردن بوفالو
۲. بخشی از فرایند نوشتن داستانها
۳. روش ویتکامب برای بازنویسی صحنه
۴. رسیدن به چرخشهای غیر منتظره داستانی
#توصیه_نویسندگی
#آموزش_داستان
#صوتی
🎤معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
۲. بخشی از فرایند نوشتن داستانها
۳. روش ویتکامب برای بازنویسی صحنه
۴. رسیدن به چرخشهای غیر منتظره داستانی
#توصیه_نویسندگی
#آموزش_داستان
#صوتی
🎤معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
خواندن معمولا پیشتر از نوشتن است. انگیزه نوشتن تقریبا همیشه با خواندن آغاز میشود.
سوزان سانتاگ
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
سوزان سانتاگ
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
خیابان خالی بود و نسیم برگهای تازهٔ چنار را بهم میزد. صدای پای من میپیچید، صدای تازهای بود...
طوطی مرده همسایه من
ابراهیم گلستان
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
خیابان خالی بود و نسیم برگهای تازهٔ چنار را بهم میزد. صدای پای من میپیچید، صدای تازهای بود...
طوطی مرده همسایه من
ابراهیم گلستان
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
طبیعتاً آدمی که همه زندگیاش را نوشته همچنان مینویسد، حالا تا کی این متون بدل شود به ادبیات، چون هرچیزی که آدم مینویسد از جنس ادبیات نیست. برای اینکه ادبیات شود باید روی آن کار کرد تا انسجام پیدا کند و به قول معروف قوام یابد.
ابوتراب خسروی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
ابوتراب خسروی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
صدها بار چخوف را روی پلههای آجری خانهمان، زیر درخت به، لم داده در اتاق نشیمن دیده بودم. از فاصلهٔ دور، جرات نزدیک شدن به او را نداشتم، هنوز هم ندارم. اما من نویسندهام، وظیفهٔ من مبارزه با مرگ است. از این پس، نویسندگی من شروع میشود. باید نوشت… باید نوشت…
غلامحسین ساعدی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
غلامحسین ساعدی
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
مرد نگاه کرد و لبخند دلپذیر او را دید و احساس کرد که مرگ از راه خواهد رسید، شتابی در کار نبود...
پلنگِ مهتابیِ تاریک
کیهان خانجانی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
مرد نگاه کرد و لبخند دلپذیر او را دید و احساس کرد که مرگ از راه خواهد رسید، شتابی در کار نبود...
پلنگِ مهتابیِ تاریک
کیهان خانجانی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
یادداشتهای روزانهتان در چه حال است؟!
۱
خواب همیشه برایم الهام بخش بوده. من قبل از انجام کارهای مهم حسابی خوابیدهام. حتی خواب بیست دقیقهایبعدازظهر باعث شد تا فایل صوتی امروز را به دلخواهترین شکل ممکن ضبط کنم. (:
۲
داستان دروغستان را خواندم و سه صفحه نوشتم بعد خوابیدم و وقتی بیدار شدم سه تا داستانک نوشتم. ایده این داستانها را شبها توی خواب شکار کرده بودم اما نوشتنشان را مدام به تأخیر میانداختم. سه تا داستانک که خیلی سریع و با عجله قلمیشان کردم و حالشان هم هیچ خوب نیست اما قصد دارم نویسنده همه جور داستانی باشم و از قصه هایی که به سمتم میآید نهراسم.
۳
غروب توی محلههای قدیمی شهر قدم میزنم. خانههایی با پنجرههای رنگی، درهای چوبی و زیبا و سقفهای سفالی. به آهنگِ کوچههای شهر همایون شجریان گوش میدهم. اگرچه جای بیشتر خانهها را آپارتمانها گرفته اما هنوز میشود بافت تاریخی شهر را دید. بقول کالوینو لذتی که یک شهر به تو ارمغان میدهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.
۴
مینویسی و مینویسی و بعد به جایی میرسی که بنظر میرسد هیچچیز نمانده که بگویی و تازه آن وقت است که اگر ادامه دهی سرو کلهٔ کلمات تازه و داستانهای نو پیدا میشود.
۵
میخواهم از همه کارهایی استقبال کنم که از من یک بازنده واقعی میسازد. مادام که در جستجوی رؤیاهایم هستم حتی اگر در این مسیر شکست بخورم هیچ چیز برایم اهمیت ندارد.
#تجربه_تازه
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
۱
خواب همیشه برایم الهام بخش بوده. من قبل از انجام کارهای مهم حسابی خوابیدهام. حتی خواب بیست دقیقهایبعدازظهر باعث شد تا فایل صوتی امروز را به دلخواهترین شکل ممکن ضبط کنم. (:
۲
داستان دروغستان را خواندم و سه صفحه نوشتم بعد خوابیدم و وقتی بیدار شدم سه تا داستانک نوشتم. ایده این داستانها را شبها توی خواب شکار کرده بودم اما نوشتنشان را مدام به تأخیر میانداختم. سه تا داستانک که خیلی سریع و با عجله قلمیشان کردم و حالشان هم هیچ خوب نیست اما قصد دارم نویسنده همه جور داستانی باشم و از قصه هایی که به سمتم میآید نهراسم.
۳
غروب توی محلههای قدیمی شهر قدم میزنم. خانههایی با پنجرههای رنگی، درهای چوبی و زیبا و سقفهای سفالی. به آهنگِ کوچههای شهر همایون شجریان گوش میدهم. اگرچه جای بیشتر خانهها را آپارتمانها گرفته اما هنوز میشود بافت تاریخی شهر را دید. بقول کالوینو لذتی که یک شهر به تو ارمغان میدهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.
۴
مینویسی و مینویسی و بعد به جایی میرسی که بنظر میرسد هیچچیز نمانده که بگویی و تازه آن وقت است که اگر ادامه دهی سرو کلهٔ کلمات تازه و داستانهای نو پیدا میشود.
۵
میخواهم از همه کارهایی استقبال کنم که از من یک بازنده واقعی میسازد. مادام که در جستجوی رؤیاهایم هستم حتی اگر در این مسیر شکست بخورم هیچ چیز برایم اهمیت ندارد.
#تجربه_تازه
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
تمرین
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
از توی شلوغی اتاق پذیرایی رد شدم و رفتم آن طرف اتاق که میز مستطیلی بود با ظرفهای پر از انواع و اقسام خوراکیها روی میز از چیپس و ماست و خیار و هویج و گل کل بگیر تا غذاهای گوناگون؛ کشک بادمجان، لوبیا، سیب زمینی سرخ کرده، اتاق پذیرایی روبه روی آشپزخانه بود...
کافهای کنار آب
جعفر مدرس صادقی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:
از توی شلوغی اتاق پذیرایی رد شدم و رفتم آن طرف اتاق که میز مستطیلی بود با ظرفهای پر از انواع و اقسام خوراکیها روی میز از چیپس و ماست و خیار و هویج و گل کل بگیر تا غذاهای گوناگون؛ کشک بادمجان، لوبیا، سیب زمینی سرخ کرده، اتاق پذیرایی روبه روی آشپزخانه بود...
کافهای کنار آب
جعفر مدرس صادقی
#تمرین_نوشتن
#نوشتن
@Writing_lovers
شعر تجملات نیست. ضرورت حیاتی وجود ماست. نوری است که در آن امید و آرزوهایمان را به سمت تغییر پیش میبریم. ابتدا به زبان تبدیل میشود، سپس به ایده سپس به عمل.
آدر لرد
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
آدر لرد
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
Forwarded from حرفهايى براى نگفتن
"نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها!
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است"
کارل گرینفلد
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است"
کارل گرینفلد
بهترین راهنمایی در باب شخصیت پردازی یا چطور از ایجاد شخصیت تخت دوری کنیم؟
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
#آموزش_داستان
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
لرن هرینگ
📚نوشتن با تنفس آغاز میشود
#آموزش_داستان
#معرفی_کتاب
@Writing_lovers
در سكوت و تنهايی مینويسم. شمعی روشن میكنم تا افكار الهامبخش و خلاقيت هنری در من فعال شود.
ایزابل آلنده
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
ایزابل آلنده
#توصیه_نویسندگی
@Writing_lovers
Forwarded from The Silk Road of the Mind (Alireza Taghdarreh)
ارنست همینگوِی میگفت هرگز حوصلهی مطالعهی آثار تارو Thoreau را نداشتهاست.
مطالعهی آثار تارو نیازمند تمرکز و سکون بینهایت زیادی است. بگذریم.
اینجا، در تعریف رابطهی نویسندگی و شاعری با زندگی، همینگوی و هنری دیوید تارو هر دو یک سخن واحد را میگویند. همینگوِی میگوید:
«برای نوشتن از زندگی باید نخست زندگی کنیم.»
تارو میگوید: «چه بیهوده میکوشیم بنشینیم و نویسندگی کنیم، وقتی هنوز نایستادهایم تا زندگی کنیم.»
در ادبیات کلاسیک ایران، حکیم سنایی گویا معتقد بود که حقیقت زندگی را فقط باید زیست. میگویند سنایی در واپسین دمهای زندگی زیر لب گفت:
باز گشتم از سخن زیرا که نیست
در سخن معنی و در معنی سخن
هِنری تارو نیز در جایی، در سخنی شبیه به سنایی، گفتهاست: «زندگی من شعری بود که میباید میسُرودم، اما نتوانستم هم زندگی کنم، هم سرود زندگیام را بسُرایم.»
مطالعهی آثار تارو نیازمند تمرکز و سکون بینهایت زیادی است. بگذریم.
اینجا، در تعریف رابطهی نویسندگی و شاعری با زندگی، همینگوی و هنری دیوید تارو هر دو یک سخن واحد را میگویند. همینگوِی میگوید:
«برای نوشتن از زندگی باید نخست زندگی کنیم.»
تارو میگوید: «چه بیهوده میکوشیم بنشینیم و نویسندگی کنیم، وقتی هنوز نایستادهایم تا زندگی کنیم.»
در ادبیات کلاسیک ایران، حکیم سنایی گویا معتقد بود که حقیقت زندگی را فقط باید زیست. میگویند سنایی در واپسین دمهای زندگی زیر لب گفت:
باز گشتم از سخن زیرا که نیست
در سخن معنی و در معنی سخن
هِنری تارو نیز در جایی، در سخنی شبیه به سنایی، گفتهاست: «زندگی من شعری بود که میباید میسُرودم، اما نتوانستم هم زندگی کنم، هم سرود زندگیام را بسُرایم.»