نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
برگهایی از دفتر یادداشت روزانه

۱

اگر سر کار حاضر نشوید، کلمات به خودی خود نمی‌آیند. من معمولا با نقاشی شروع می‌کنم. با دست و روی کاغذ می‌نویسم. اما قبلش خطوط ساده ای می‌کشم از اعماق دریا یا کهکشان؛ مشتی‌ ستاره‌ یا یک دسته ماهی شناور توی دریاها و اقیانوس‌ها و بعد شروع می‌کنم به نوشتن کلمات. انگار آن ماهی‌ها یا ستاره‌ها، دروازهٔ ورود من به جهان اعماق است.

چند ساعت پیش در صفحه اینستاگرام

https://www.instagram.com/p/Ce8VxEUK8mX/?igshid=YmMyMTA2M2Y=



۲
امروز داستانِ رنگ زرد مغروری را نوشتم. به گوشش رسید که رنگ‌های دیگر درباره‌اش گفته‌اند: «او رنگ زرد کدر است.» خیلی ناراحت شد. کدرتر شد و بعد اتفاق عجیبی افتاد درونش لکه‌های سرخ افتاد. دلش شکست و رنج کشید و سرخ شد. چیزی شبیه تمثیل صبغة اللهِ عیسی مسیح که در مثنوی مولوی آمده است. 


۳
الهام بخش بودن حس خیلی خوبی است. معلم کلاس دوم ابتدایی‌ام الهامبخش من بود. صاد هم همین طور با اینکه وقتی اولین بار دیدمش از غرورش حالم بهم خورد و بعد عاشق چشم‌های مغرورش شدم. بعضی آدم‌ها هم، زمانی جملات الهام بخشی به من گفتند که برای همیشه در ذهنم ثبت شده. مامان و بابا و دکتر شین جملاتی گفتند که نجات بخشم بود و همیشه به کارم می‌آید. خوبی‌اش این است که من هم الهام بخش بعضی کسان بودم. بگرد آدم‌ها و جملات الهام بخش زندگی‌ات را پیدا کن. این‌ها باید همیشه مثل تابلو یا نقشه راهنما روی دیوار حافظه‌ات باشند تا به موقع کمکت کنند. 

۴
یک شعبده‌بازی تازه یاد گرفتم، فقط با یک تکه پارچه قرمز و مشت خالی. یک حقه ساده و خنده دار. دارم درباره کتابها با دوست نویسنده‌ام حرف می‌زنم که کتاب وجدان زنو را در قفسهٔ کتابخانه‌اش می‌بینم. داشتن دوستان نویسنده خیلی هیجان انگیز است. صحبت درباره ایده‌ها، نوشتن، کتابها و یادگیری‌ها کار را به صحبت درباره جادو و چیزهای شگفت انگیز می‌کشاند و این واقعا غنیمت است.



معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
1
برای شروع  نوشتن هیچ وقت دیر نیست. فقط شروع کنید! سخت کار کنید. هیچ میانبری وجود ندارد. برای تنظیم زمان، ساعت کاریتان را تعیین کنید. بخوانید، بخوانید و باز بخوانید. خواندن به بهبود زندگی و مهارت‌های نوشتاری شما کمک می‌کند. فرزندان خود را به خواندن تشویق کنید.


جیمز پترسون


@Writing_lovers
هر داستان از جوانه شروع می‌شود ، از زدن یک جرقه. انسان عادی نیز جرقه‌ها را جذب می‌کند ولی آن‌ها را از دست می‌دهد اما انسان هنرمند از جرقه‌ها استفاده می‌کند. گاه سالها طول می کشد تا جوانه‌ای که به ذهن نشسته باور شود.

نادر ابراهیمی


@Writing_lovers
آندره موروا می‌نویسد:«تورگینف به مرد جوانی که میل دارد به نوشتن بپردازد و از او راهنمایی می‌خواهد می‌نویسد: اگر مطالعهٔ چهره انسان‌ها و زندگی دیگران بیش از بیان احساسات و افکار شخصی تان برای شما جالب است، اگر توصیف درست و دقیق محیط خارج نه تنها یک انسان، بلکه یک شیء معمولی برای شما جالب تر است اگر با ظرافت و حرارت آنچه را از ظاهر این شیء یا آن شخص حس می‌کنید بازگو می‌نمایید، این بدان معناست که شما نویسنده ای عین گرا هستید و می‌توانید نگارش یک داستان یا یک رمان را شروع کنید...

یک هنرمند باید به همه چیز حتی خودش به عنوان یک موضوع مطالعه نگاه کند. نویسنده نباید بگذارد که زیر فشار غم خرد شود.باید همه آنان را به خدمت بگیرد. اگر دچار یک بدبختی شده اید بنشینید و بنویسید که فلان و بهمان مصیبت رسیده است و من فلان و بهمان احساس را دارم. رنج و ملال سپری می‌شود اما آن صفحه کاغذ عالی، باقی می‌ماند. این ورق گاهی می‌تواند هستهٔ اثری بزرگ و هنرمندانه شود زیرا حقیقتی است که از گوشت زنده برداشته شده است. همه اهل هنر کم و بیش تیره روزند هنرمند خوشبخت وجود خارجی ندارد زیرا آسایش قادر به خلق چیزی نیست.»


📚مراحل خلق داستان

محمد حنیف

@Writing_lovers
تمرین


بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:

شوالیه دستش را بالا می‌برد و در نور خورشید که از پنجره کوچکی به درون می‌تابد، به آن نگاه می‌کند....

منبع: فیلمنامه مُهر هفتم. اینگمار برگمان

#نوشتن

@Writing_lovers
تمرین


بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:


گفت: لازم نیست که آدم تا دم مرگ مبارزه کند. ولی اشتباه می‌کرد فقط دو انتخاب هست. جنگیدن یا نجنگیدن که تا حد مرگ ادامه پیدا می‌کند.....

منبع: نمایشنامه‌ قواعد بازی. لوئیجی پیراندللو

#نوشتن

@Writing_lovers
نوشتن اینگونه است!



هوا که ابری شد رفتم بیرون و توی کتابفروشی کمی ول چرخیدم. کتابها را ورق زدم و چند خط یا پاراگراف ازهر کدام آن‌ها ‌می‌خواندم و ‌می‌گذاشتم توی قفسه و کتاب دیگری برمی‌داشتم. کلی کتاب هست که باید بخوانم. کتاب آشپزخانه دوراس بنظر می‌رسد کتاب خوبی باشد. یک کتاب کم حجم با روایتی دلنشین. کمی ورقش می‌زنم و دوباره مثل باقی کتاب‌ها می‌گذارمش توی قفسه کتابها.

موسیقی پشت موسیقی گوش می‌دهم و سعی می‌کنم سیب زمینی‌ها خوب سرخ شوند. دوراس می‌گوید: «آشپزخانه هم مثل زمان نوشتن فرصتی است تا فکرت به هزار راه برود.» «غذا حاضر است. مثل زندگی حاضر است. اما نوشتن هیچ وقت اینگونه نیست.» این جملات دوراس از همان کتاب در ذهنم مانده و موقع سرخ شدن سیب‌زمینی‌ها توی ذهنم بالا و پایین می‌رود. وقتی یک پرسه کوچک توی کتابفروشی می‌تواند چنین تأثیری بر تفکر و نوشتن‌مان داشته باشد چرا این کار مفید را ترک کنیم؟


معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
«تا زمانی که قصه نگوییم، فاقد جهانیم.»


هانا آرنت



🔰هر آدمی قصه‌ای دارد. در دوره «تابستانه نویسندگی» از راهکارهای اساسی قصه گویی و کشف قصه‌های جدید می‌گوییم. به همراه تمرین‌هایی مفید و کاربردی برای بیان‌ داستان‌هایتان.



🗓پنجشنبه‌‌ها ساعت پنج و نیم

🎯ده جلسه یکساعته

💲شهریه دوره: ۶۰۰ هزار تومان


📥آیدی جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام

@nevis_admin


@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بهترین کتاب‌های کودک (نوخوان)

از فهرست لاک پشت پرنده

#نویسندگان_ایرانی

@Writing_lovers
فکر می‌کنم شخصیت‌های اصلی همیشه باید جایی در درون نویسنده وجود داشته باشد، البته ممکن است شخصیت‌های درجه دوم را از آشنایانم بگیرم اما نیروی محرک کتابهایم نبوده‌اند.


گراهام گرین


@Writing_lovers
هرگز از دیالوگ غافل نشوید و مهمترین قانون من این است: اگر به نظر می‌رسد آنچه نوشته‌ام، توسط یک نویسنده نوشته شده است، همه چیز را بازنویسی می‌کنم. اگر استفاده از کلمات مانع شود و صدا و ریتم داستان را بهم بزند، همه چیز باید تغییر کند. تلاش من برای نامرئی ماندن است، نه اینکه حواس خواننده را با سبک ادبی، از داستان منحرف کنم.

اگر صحنه‌ای را توصیف کنم، همیشه آن را از دیدگاه یک شخصیت خاص انجام می‌دهم، شخصیتی که بهترین نگاه را دارد. این کار صحنه را زنده می‌کند، من می‌توانم روی صدای شخصیت‌ها تمرکز کنم که به شما می‌گوید آنها چه کسانی هستند و چه احساسی نسبت به آنچه می‌بینند، دارند و چه اتفاقی دارد می‌افتد و به عنوان نویسنده هرگز در صحنه توصیف شده حضور ندارم.

المور لئونارد

@Writing_lovers
تمرین


بیست دقیقه آزادانه بنویسید و متن را ادامه دهید:


وقتی چند قطره درشت باران جلو پاهایش پخش شد، با عجله پله‌های چوبی را بالا رفت، قفل در را باز کرد و وارد شد. اتاق تاریک بود اما او به روشنایی احتیاج نداشت. همیشه در تاریکی لولیده بود و از تاریکی خوشش می‌آمد...

چتر

غلامحسین ساعدی


#نوشتن

@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معرفی رمان‌های خوبِ نوجوان

از لیست برترین‌های لاک پشت پرنده

رمان‌های ایرانی و خارجی

@Writing_lovers
داستان پایان دوئل را از پدر بزرگم شنیدم هر چند او غیر نظامی بود اما در دوسه جنگ شرکت کرده بود و خیلی چیزها راجع به جنگ می‌دانست. پس از شنیدن واقعه، آن را به داستان پایان دوئل تبدیل نکردم بلکه آن را حدود ۲۵ یا ۳۰ سال در ذهنم نگاه داشتم و سپس پرداختم. اما آن واقعه به اندازه کافی تکانم داده بود تا بتوانم سالها بعد دغدغه پرداخت آن را داشته باشم. از هر حادثه و خاطره ای که در طول زندگی ام با آن برخورد داشتم و به کار این داستان می‌آمده، استفاده کردم. اما مجبور بودم موضوع سگ گله و زهر دادن به آن را ابداع کنم تا داستان کش پیدا کند.

بورخس

📚مراحل خلق داستان. محمد حنیف


@Writing_lovers
برای خودم گاهی وقتها بلندبلند می‌خوانم. بايد حروف را از نزدیک ببينی. سر فرصت. وقتی كه داری يك متن ‌را می‌خوانی، هم شكل حروف را می‌بينی و هم صدای كلمه‌ها را با گوش خودت می‌شنوی و خودت را توی خود متن احساس می‌كنی، يكی می‌شوی با متن، پا به پای متن جلو می‌روی، برمی‌گردی، دوباره نگاه می‌كنی، هر جايی كه نكته‌ای می‌بينی علامت می‌گذاری توی حاشيه، هر علامتی كه دلت می‌خواهد... اما با مداد که بشود راحت پاكش كرد. اين علامت‌ها خيلی به درد من می‌خورد به درد بازنويسی‌های بعدی.


جعفر مدرس صادقی


@Writing_lovers