نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
شبحی اطراف صفحه کلید ما می‌چرخد. شبح، یک زن است. همان زنی که ویرجینیا وولف او را «فرشته‌ی خانه» می‌نامید (برگرفته از عنوان شعری «فرشته در خانه» که کاونتری پاتمور، شاعر عصر ویکتوریا، در ستایش همسر خود سروده بود): «و وقتی برای نوشتن آمدم، با اولین کلمات با او مواجه شدم. سایهٔ بال‌هایش روی صفحات من افتاد؛ صدای خش خش دامنش را در اتاقم شنیدم.» وولف معتقد بود که باید این شبح را کشت تا بتوان نوشت. 


مالین اکسلسون

نوشتار به‌سان عصیان و‌مبارزه



@Writing_lovers
نویسنده واقعی بودن به این معناست که بتوانی کار را در یک روز بد به پایان برسانی.



کریل بیکوف


@Writing_lovers
زبان و ساحت خیال‌برانگیز داستان


بی‌اعتنایی به زبان و ندانستن نقش آن در داستان، نویسنده را از دستیابی به سبک محروم می‌کند و داستان را از یکی از بنیادی‌ترین عناصرش.

چنانکه خواننده هم ناچار است نادانی‌ها، شلختگی‌ها و سرسری‌گیری‌های زبانی کار را یا تاب بیاورد یا از خیر خواندن کار بگذرد. ناگفته پیداست که کار اصلی داستان‌نویس نوشتن یک داستان خوب است؛ اما داستان‌نویس حرفه‌ای، یعنی داستان‌نویس آگاه به چند و چون حرفه‌اش، هیچ‌یک از عناصر داستان، از جمله زبان، را نادیده نمی‌گیرد.

هم‌چنین از این اصل ساده هم خبر دارد که داستان گسترده‌ترین و بنیادی‌ترین پهنه‌ٌ نوشتاری زبانی‌است که هم همهٌ گونه‌گونی‌های بسیار وجه‌های گفتاری و شنیداری زبان و هم همه‌ٌ کارکردهای آن را در برمی‌گیرد. به بیان روشن‌تر داستان فارسی، سوای کیفیت ادبی خود و در کنار آن، گنجینه‌ٌ زبان فارسی هم هست؛ چون هم عرصه‌ٌ حرکت و پویایی آن و هم مایه‌ٌ زایش و بالیدن آن است. چنین داستان‌نویسی پاسداری از زبان را به فرهنگستان و دیگر نهادهای رسمی و یا حتی ادب‌شناسان پاس نمی‌دهد و می‌داند که نویسنده از هر نوع، به صرف آن که ابزار کار و وسیله‌ٌ بیانش قلم است، در برابر زبان تعهدی دارد.

این حرف… به سادگی به این معناست که داستان‌نویس باید در کنار خوب دیدن خوب شنیدن را هم بداند تا بتواند خوب روایت کند. گستره‌ٌ زبانی یک داستان دربردارنده‌ٌ وجه‌های بسیاری ا‌ست.

بافت زبان شناسانه‌ٌ داستان افزون بر معنا به چگونگی شکل‌بندی جمله‌ها و نیز اندازه و شیوهٌ کنارهم نشینی و ترتیب آن‌ها، واژگان و روال گزینش واژگانی، و آهنگ کلمه‌ها و کلام را در بر می‌گیرد.

این بافت به یاری شگردهایی چون ایجاز و تکرار واژه یا عبارت یا جمله و یا حذف آن‌ها — در جایی که انتظار بودنشان می‌رود — و ترفند اساسی تمایز از تمایز میان گونه‌های کاربردی گفتار و گفتگو یا گفتار و گفتگو در موقعیت‌های مختلف گرفته تا تمایز میان زبان توصیف و روایت و حدیث نفس — وهم‌چنین به کمک روش سجاوندی روی‌هم‌رفته زبان و نثری را می‌آفریند که به لحن راوی یا راوی‌ها و لحن شخصیت‌های داستان شکل می‌دهد و در نهایت تأثیری ویژه و مشخص بر خواننده می‌گذارد.

روشن است که خواننده برخورد کمی زبان‌شناسانه با داستان نمی‌کند و قصدش از خواندن داستان تجزیه و تحلیل فنی آن نیست. با این‌همه خواننده هم — دست کم اگر حرفه‌ای باشد و خبرهٌ داستان — راحت و آسان و معمولاً در دم، تاثیر زبانی داستان را درمی‌یابد و خواه ناخواه در دریافت حسی کل داستان متأثر از این تأثیر زبانی است.

به جرئت می‌توان گفت که دستاورد زبانی در دلپذیری نوشته‌های نویسنده سهمی چشمگیر دارد. درستی و پیراستگی و روانی و شیوایی نثر و زبان، به‌ویژه در زمانهٌ رواج تولید انبوه که سرسری‌نویسی و پرنویسی و یاوه‌نویسی سکهٌ روز است، چنان خوش می‌درخشد که به خواننده حظی دوچندان می‌بخشد.

#فرشته_مولوی


@Writing_lovers
سه‌گانهٔ فونکه، داستان پدری است که اگر کتابی را با صدای بلند بخواند، شخصیت‌هایش زنده می‌شوند. نویسنده با ظرافتی شگفت‌انگیز و خلاقیتی بی‌پایان، جهانی به‌کلی جدید را طرح می‌کند.



@Writing_lovers
مقاومت در برابر نوشتن


استیون پرسفیلد
📚نبرد هنرمند

@Writing_lovers
ده قانون نویسندگی

رادی دویل

۱. عکس نویسنده مورد علاقه‌تان را روی میزتان قرار ندهید، به خصوص اگر یکی از آن نویسندگان معروفی باشد که خودکشی کرده است.


۲. به خودت هدیه بده. صفحات را در اسرع وقت پر کن. فاصله‌های خطوط را زیاد کن یا یک خط در میان بنویس. هر صفحه جدید را به عنوان یک پیروزی کوچک در نظر بگیر.

۳. تا صفحه پنجاه بنویسید. سپس سرعت خود را کم کنید و نگران کیفیت کار باشید. حالا زمان نگرانی است - این بخشی از ماهیت کار است.


۴. سرزدن به وب سایت‌ها را در طول روز محدود کنید. به سمت سایت‌ها برای سرگرمی نروید، مگر اینکه برای تحقیق باشد.

۵. یک فرهنگ لغت داشته باشید، اما آن را در انباری ته حیاط یا پشت یخچال نگهداری کنید، جایی که دور از دسترس باشد و تهیه آن سخت است. به احتمال زیاد، کلماتی که اول به ذهن شما می‌رسد، خوب است.‌ به عنوان مثال "اسب"، "دوید"، "گفت" - هیچ مشکلی ندارند.


۶. گاهی تسلیم وسوسه شوید. کف آشپزخانه را بشویید، لباس‌های شسته شده را روی بند آویزان کنید. همه اینها تحقیق است.


۷. در اسرع وقت عنوانی برای کارتان انتخاب کنید. مالک آن شوید و آن را درک کنید. دیکنز حتی قبل از اینکه شروع به نوشتن کند، می‌دانست که نام رمانش «خانه قانون زده» است. این بقیه کار را آسان می‌کند.

۸. نظرتان را تغییر دهید. ایده‌های خوب اغلب توسط ایده‌های بهتری که از راه می‌رسند قربانی می‌شوند. زمانی روی رمانی درباره یک گروه موسیقی کار می‌کردم به نام اجزا. بعد تصمیم گرفتم اسم آنها را تعهدات بگذارم.

۹. در آمازون دنبال کتابی که هنوز ننوشته‌اید، نباشید.

۱۰. چند دقیقه در روز را صرف زندگی‌نامه‌‌ای از خودتان که پشت جلد کتاب‌ چاپ ‌شود، کنید. «او اوقاتش را بین کابل و جزیره تیئرا دل فوئگو تقسیم کرده است.» اما بعد به کارتان بازگردید.



@Writing_lovers
نویسنده کسی است که می‌نشیند و آخرین چیزی را که به ذهنش می‌رسد، می‌نویسد. می‌خواهم بنشینم و بنویسم. به قول گابریل گارسیا مارکز: «سپس، نوشتن آنقدر آسان شد که گاهی اوقات احساس می‌کردم برای لذت محض می‌نویسم و داستانی را تعریف می‌کنم، حالتی که بیشتر شبیه شناورشدن در آب است.»



@Writing_lovers
صحنه‌های داستانی کم جاذبه



همیشه باید مطمئن شوید که در صحنه‌ها تنش وجود دارد. این تنش ممکن است تنش ناشی از حوادث (اتفاق بدی که می‌خواهد رخ دهد) یا تنش درونی (نگرانی شخصیت ها درباره چیزی) باشد.

حتی مواقعی که شخصیت‌ها ساکت در صحنه‌ای نسبتا آرام نشسته‌اند، باید در زیر پوست صحنه، علائمی وجود داشته باشد که نشان می‌دهد صحنه آن طور هم که به نظر می‌رسد، آرام نیست. فراموش نکنید هر صحنه‌ای که کانون بحران و تنش نداشته باشد، باید حذف شود.


جیمز اسکات بل

📚طرح و ساختار رمان


@Writing_lovers
فرق بین هنر خوب و هنر بد این است که هنرمندان خوب افرادی هستند که به خاطر نگرانی‌هایشان در زندگی به طریقی، نگرشی را نسبت به زندگی ارائه می‌دهند که ارزش پیگیری دارد.

جان گاردنر

@Writing_lovers
Audio
عبدالله کوثری

اگر سخنان ارزشمند استاد را گوش دادید یکبار دیگه هم گوش بدید.
از نظر علمی ثابت شده که اگر صفحه کلید کامپیوتر را توی دستان خود بگیرید، اهمیت و قابلیت شما ۷۰ درصد افزایش پیدا می‌کند. در دست داشتن صفحه کلید و خودکار خیلی مهم است. ذهن شما بلافاصله شروع به ارائه مطالبی ارزشمند و رایگان به شما خواهد کرد. هیچ کس به اندازه فردی که به صفحه کلید یا یک تکه کاغذ مرموز وصل شده، متمرکز نیست. پس برای مرتب نوشتن و مطلب داشتن، کافی‌است در طول ساعات شبانه روز خودتان را به صفحه کلید برسانید و کلیدهایش را لمس کنید.


ویلیام باروز

@Writing_lovers
1
گذشته خود را در آغوش بگیرید، داستان‌تان را و یاد بگیرید که از خاطرات خود استفاده کنید. از فکر کردن به تجربه‌تان نترسید، در مورد آن صحبت کنید و در موردش بنویسید. این منبع اصلی شماست.


کریل بیکوف


@Writing_lovers
نمی‌توان حرفِ نوشته‌شده در رمان را از طرز بیانش جدا کرد. زبان نوشته باید با دقت زیاد بازبینی شود، باید دقیق باشد و یک حس را منتقل کند؛ هیچ راه دیگری برای رسیدن به عمق آنچه خلق کرده‌ایم وجود ندارد. داستان‌ها اگر بیان دقیق نداشته باشند، در حد گزارش تخیلی باقی می‌مانند.

#فریبا_وفی

منبع: goft-o-goo.blog.ir

@Writing_lovers
روزی یک صفحه از خاطرات علی‌خان امین الدوله را با صدای بلند می‌خوانم. یک صفحه خواندن، وقت زیادی نمی‌گیرد و اصلا حوصله‌سربر نیست. یکی از روش‌های قوی کردن نثر، روخوانی آثار خوب است. طنین لحن و سبک‌ کتاب‌ها به مرور بر ذهن نیمه‌هشیارمان اثر می‌گذارد و نثرمان را قویتر می‌کند.‌


@Writing_lovers
شاید ویراستار درونتان جلوی نوشتن شما را گرفته است. یعنی وقتی دارید می‌نویسید هی سرتان داد می‌زند. به خودتان اجازه دهید نویسندهٔ بدی باشید. اول بنویسید بعد نوشته‌تان را ویرایش کنید و صیقل بدهید. قانون طلایی نوشتن همین است.


جیمز اسکات بل

📚طرح و ساختار رمان

@Writing_lovers
قانون‌های نویسنده

آن انرایت


۱. دوازده سال اول، بدترین است. 

۲.  برای نوشتن یک کتاب، در واقع باید یک کتاب بنویسید. یک خودکار مفید خواهد بود، تایپ کردن هم بد نیست. فقط صفحه را با کلمات پر کنید. 

۳.  فقط نویسندگان بد فکر می‌کنند آنچه نوشته‌اند واقعا خوب است. 


۴. به یاد داشته باشید که توصیف‌ها در داستان نظرات شما درباره جهان است. دید خود و کلمات مناسب بیان آن را پیدا کنید.

۵. همانجوری که دوست دارید، بنویسید. داستان‌ها از کلمات روی صفحات تشکیل شده‌اند. واقعیت از چیز دیگری ساخته شده است. مهم نیست داستان شما چقدر "واقعی" یا "ساختگی" است، مهم این است که چقدر کلمه مناسب لازم است. 

۶. سعی کنید در مورد آنچه می‌نویسید، دقیق باشید. 

۷. تصور کنید که در حال مرگ هستید. اگر به بیماری لاعلاج مبتلا بودید، آیا می‌توانستید کتاب خود را کامل کنید؟ چرا که نه! چیزی که در این ده هفتهٔ باقیمانده از زندگی، شما را عصبانی می‌کند، دقیقاً همان چیزی است که در کتاب شما نیاز است به آن فکر کنید و تغییرش دهید. آن را ببینید و در کتاب به آن بپردازید؛ نیازی به مردن نیست.



@Writing_lovers
به آنچه نوشته‌اید با دقت گوش بدهید. ریتم شلخته در دیالوگ‌ها می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که شما هنوز شخصیت‌های خود را به اندازه کافی درک نکرده‌اید تا با صدای آن‌ها دیالوگ را ادامه دهید.

هلن دانمور

@Writing_lovers
👍1
۱. آهسته و با دقت بنویسید.

۲. برای اینکه مطمئن شوید آهسته می‌نویسید، با دست بنویسید.

۳. فقط در مورد چیزهایی که برایتان جالب است، آهسته و با دست بنویسید.

۴. هنر خود را با سالها مطالعهٔ گسترده، توسعه دهید.

۵. بازنویسی و ویرایش کنید تا بهترین عبارت/جمله/پارگراف/صفحه/فصل /داستان را داشته باشید.


آنی پرولکس

@Writing_lovers
اگر کسی لذت داستان خوانی را بچشد ممکن است بعدها به طور جدی به نوشتن هم فکر کند و حتی نویسنده خوبی شود. داستان ما را با سرعت به این طرف می‌برد که به صورت عمیق بیندیشیم و نوشتن می‌‌تواند ما را در یک موقعیت تازه قرار دهد.


فرخنده آقایی


@Writing_lovers